پاسخ کوتاه: اندرو جکسون دیویس (Andrew Jackson Davis، ۱۱ اوت ۱۸۲۶ تا ۱۳ ژانویه ۱۹۱۰) اسپریچوالیست آمریکایی و پسر یک کفاش بود که خود را «بینندهی پاگیپسی» مینامید. او در ۱۸۴۷ کتاب «اصول طبیعت، مکاشفههای الهی او و صدایی برای بشر» را که در خلسهی مغناطیسی دیکته کرده بود منتشر کرد و فلسفهی «هارمونیال» و ایدهی «سرزمین تابستان» را رواج داد. زندگی و کتابهای او مستند است، اما بینش بالینی و دریافت «مکاشفه» شاهد مستقل ندارد.
اگر مقالهی امانوئل سوئدنبورگ یا ادگار کیسی را خوانده باشید، نام دیویس را آنجا دیدهاید. اینجا زندگی، کتابها، ادعاها و نقد او را کنار هم میگذاریم و هر جا چیزی فقط گفتهی خود او یا هواداران او است، آن را میگوییم.
اندرو جکسون دیویس کیست؟
پاسخ مستقیم: جوانی کمسواد که در دههی ۱۸۴۰ با مسمریسم آشنا شد، در خلسهی مغناطیسی کتاب دیکته کرد و به یکی از نخستین چهرههای اسپریچوالیسم آمریکا بدل شد؛ جنبشی که با ارتباط با ارواح شناخته میشود.
ویکیپدیا او را «اسپریچوالیست آمریکایی» مینامد و مینویسد او حدود ۳۰ کتاب منتشر کرد.
زندگی اندرو جکسون دیویس

کودکی و مگنتیسم حیوانی
دیویس پسر یک کفاش بود و تحصیلات کمی داشت. بهنوشتهی ویکیپدیا از ۱۴ سالگی گفت میتواند بیماری را با بینش تشخیص دهد. در ۱۸۴۳ در پاگیپسی سخنرانیهایی دربارهی «مگنتیسم حیوانی»، پیشدرآمد هیپنوتیزم، شنید و خود را دارای تواناییهای روشنبینی دید. سال بعد گفت پیامهای روحانی دریافت کرده که کار زندگیاش را نشان میدهند. خود را «بینندهی پاگیپسی» نامید. برای آشنایی با ریشههای این روش، مقالهی تاریخچهی هیپنوتیزم را ببینید.
شفای مغناطیسی و «اصول طبیعت»
از ۱۸۴۴ تا ۱۸۴۷ شفای مغناطیسی انجام داد؛ ویکیپدیا آن را نوعی درمان «شبهعلمی» مینامد. کتاب «اصول طبیعت» را از ۱۸۴۵ در حالت خلسه، با القای دکتر سایلاس لیون، برای نویسندهاش ویلیام فیشبو دیکته کرد و در ۱۸۴۷ منتشر شد. او گفت در خلسه از حق نشر گذشت، پس حقوق کتاب به لیون و فیشبو رسید. سخنرانیهایش موفقیت زیادی نداشت و او به نوشتن بازگشت.
سی کتاب
«هارمونیای بزرگ» (۱۸۵۰ تا ۱۸۶۱) دایرهالمعارفی ششجلدی بود. «فلسفهی ارتباط روحانی» (۱۸۵۱) و «عصر حاضر و زندگی درونی» (۱۸۵۳) دربارهی «اسرار مدرن» نوشته شدند. «پنترالیا» (۱۸۵۶) ادعا میکرد فناوریهایی مثل خودرو، جاده و ماشین تحریر را پیشبینی کرده است. «عصای جادو» (۱۸۵۷) زندگینامهی او است و میگوید با رئیسجمهور اندرو جکسون نسبتی ندارد و تنها نامش را از او گرفتهاند. «کلید ستارهای به سرزمین تابستان» (۱۸۶۸) روایت او از زندگی پس از مرگ است.
سالهای پایانی
او تا ۱۹۱۰ زنده بود و در ۸۳ سالگی درگذشت. بهنوشتهی ویکیپدیا کتابخانهی کامل او امروز در کتابخانهی ادگار کیسی نگهداری میشود.
روش و ادعاها: خلسهی مغناطیسی و بینش
پاسخ مستقیم: دیویس میگفت در خلسهی مغناطیسی «مکاشفهها» دریافت میکند و میتواند بدن بیمار را «ببیند». کتابهایش را بهگفتهی خودش در همان حال دیکته میکرد.
| ادعا | روایت دیویس و هواداران | وضعیت |
|---|---|---|
| تشخیص بیماری با بینش از ۱۴ سالگی | روشنبینی؛ شفای مغناطیسی ۱۸۴۴ تا ۱۸۴۷ | ویکیپدیا: شفای مغناطیسی شبهعلم است |
| دیکتهی «اصول طبیعت» در خلسه | القا توسط لیون؛ نویسنده: فیشبو | محتوا شامل وامگیری از سوئدنبورگ |
| پیشبینی خودرو و ماشین تحریر | «پنترالیا» (۱۸۵۶) | ادعای نقلشده در ویکیپدیا؛ سرعت نور هم ۲۰۰ هزار مایل بر ثانیه گفته شده، نه حدود ۱۸۶ هزار |
| سرزمین تابستان | مکانی نامشخص برای روحها پس از مرگ | باور؛ آزمونناپذیر |
| «فقط یک رمان خواندهام» | خودش میگفت | والش و مککیب: دستکم کتابهای علمی دیگر هم خوانده بود |
«هارمونیال» و سرزمین تابستان
پاسخ مستقیم: فلسفهی دیویس با نام «هارمونیال» شناخته میشود («هارمونیای بزرگ» دایرهالمعارف ششجلدی او است) و «سرزمین تابستان» تصویر او از زندگی پس از مرگ. ویکیپدیا میگوید سرزمین تابستان مکانی نامشخص بود که ماهیت غیرمذهبی آن برای اسپریچوالیستهای غیردینی جذابیت داشت.
او تحتتأثیر سوئدنبورگ و شیکرها بود؛ شیکرها ستایش او از آن لی را در اثری رسمی بازچاپ کردند. پو هم، بهنوشتهی ویکیپدیا، پس از سخنرانی او دربارهی مسمریسم، داستان «ماجرایام. والدمار» (۱۸۴۵) را نوشت. برای ادامهی راه اسپریچوالیسم، مقالهی لئونورا پایپر را ببینید.
ارزیابی علمی: مسمریسم، خلسه و ادعاها
پاسخ مستقیم: خلسهی مغناطیسی بهعنوان پدیدهی روانشناختی واقعی است و در تاریخ هیپنوتیزم جایگاه دارد، ولی توانایی دیدن بیماری یا دریافت «مکاشفه» از ارواح شاهد مستقل ندارد. منتقدان محتوای کتابهای او را پر از خطا میدانند.

نقد منتقدان
آسا ماهان، متکلم، در ۱۸۵۵ در «اسرار مدرن تشریح و رسوا شد» نقدی مفصل نوشت و یکی از هواداران دیویس در پاسخ جزوهای ۸۰ صفحهای نوشت. جوزف مککیب نوشت لازم نیست کتاب را جدی بررسی کرد، چون اشتباههای علمی آن هر کسی را از ملاحظهی «الهام» بودن معاف میکند، و دیویس را «متقلبی آشکار» خواند که مدعی بود فقط یک رمان خوانده است. جیمز والش، پزشک، گفت او کتاب «آثار تاریخ طبیعی آفرینش» را خوانده بود و شواهدی از مطالعهی کتابهای جامعهشناسی هم هست. ویکیپدیا اضافه میکند دیویس بخشهای بلندی را از سوئدنبورگ گرفته که برخی هوادارانش آن را نشانهی حلول سوئدنبورگ در او میدانند. دانشمندان و شکاکان هم آثارش را بهخاطر نادرستیها نقد کردهاند؛ مثلاً در یک مورد گویا نمیدانست آب از اکسیژن و هیدروژن ساخته شده است. جرجس مکهارگ نوشت بخشهای «علمی» او آنقدر درهماند که باید در ردهی «علمیتخیلی» گذاشت.

مسمریسم و خلسه در پژوهش تاریخی
کرابتری (۲۰۱۹) در مجلهی تاریخ علوم رفتاری نشان میدهد مسمر ابتدا مگنتیسم حیوانی را بهصورت سامانهی درمان بدنی ساخت و مارکی دو پویسگور در ۱۷۸۴ «خوابگردی مغناطیسی» را کشف کرد و آن را بهسمت روانشناسی برد. دیویس در همین سنت، با القای مغناطیسی، خلسهای را تجربه میکرد. این پژوهش توضیح میدهد خلسهی القایی چگونه به روانشناسی غربی راه یافت؛ دربارهی درستی محتوای دیکتهشده یا بینش پزشکی چیزی نمیگوید.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا دیویس کتابها را نوشت؟ | حدود ۳۰ کتاب منتشر شد؛ «اصول طبیعت» با فیشبو و لیون |
| آیا محتوا «الهام» بود؟ | شاهد مستقل نداریم؛ منتقدان بر منابع مکتوب او تأکید میکنند |
| آیا بیماری را میدید؟ | تأییدنشده؛ شفای مغناطیسی شبهعلم است |
| آیا سرزمین تابستان وجود دارد؟ | شاهد علمی نداریم؛ باور است |
| آیا خلسهی مغناطیسی واقعی است؟ | بهعنوان پدیدهی روانی بله؛ دربارهی هیپنوتیزم ببینید |
او را چطور بخوانیم؟
- او را بهعنوان چهرهای تاریخی در شکلگیری اسپریچوالیسم آمریکا بخوانید، نه منبع علمی.
- جملههای «علمی» و «پزشکی» او را همیشه با منبع مستقل بسنجید؛ در منابع، خطاهای روشنی ثبت شده است.
- برای شناخت هیپنوتیزم امروزی، هیپنوتیزم چیست و تاریخچهی هیپنوتیزم بهتر از «مکاشفه»های قرن نوزدهم راهنما هستند.
- برای مقایسه با دیگر واسطهها، لئونورا پایپر و ادگار کیسی را ببینید.
- برای تمرینهای آرامسازی و تمرکز میتوانید آستانه را هم ببینید؛ این محصول جایگزین مشاوره یا درمان نیست.
جمعبندی
اندرو جکسون دیویس یکی از پیشگامان اسپریچوالیسم آمریکا بود و کتابهایش بر جنبشهای بعدی اثر گذاشت. زندگی و آثار او مستند است. اما دیدن بیماری، دیکتهی «مکاشفه» و پیشبینیهای فنی شاهد مستقل ندارد و منتقدان در متنهایش خطاهای علمی و وامگیری ثبت کردهاند. او را میتوان بهعنوان بخشی از تاریخ مسمریسم و باورهای دینی آمریکا خواند، بهشرط جداکردن ادعا از شاهد.
منابع
- Wikipedia؛ Andrew Jackson Davis.
- Crabtree A. 1784: The Marquis de Puységur and the psychological turn in the west. J Hist Behav Sci. 2019.
- تصاویر: عکس دیویس حدود ۱۸۶۰ (Jeremiah Gurney) و عکس تصویر حکاکیشدهی او (DPLA)، هر دو مالکیت عمومی، ویکیمدیا کامنز.
اندرو جکسون دیویس (۱۸۲۶ تا ۱۹۱۰) اسپریچوالیست آمریکایی بود که در بلومینگ گروو نیویورک بهدنیا آمد. خود را «بینندهی پاگیپسی» مینامید و گفت کتاب «اصول طبیعت» (۱۸۴۷) را در خلسهی مغناطیسی دیکته کرده است. حدود ۳۰ کتاب نوشت.
بهنوشتهی ویکیپدیا، دیویس از ۱۸۴۵ در حالت خلسه و با القای دکتر سایلاس لیون برای نویسندهاش ویلیام فیشبو دیکته میکرد. کتاب ۱۸۴۷ منتشر شد. او گفت حق نشر را در خلسه واگذار کرد و حقوق آن به لیون و فیشبو رسید.
دیویس سرزمین تابستان را جایی نامشخص میدانست که روحها پس از مرگ به آنجا میروند. ویکیپدیا میگوید ماهیت غیرمذهبی آن برای بعضی اسپریچوالیستهای غیردینی جذاب بود. شاهد علمی برای چنین قلمرویی وجود ندارد.
جوزف مککیب نوشت خطاهای علمی کتاب خواننده را از بررسی «الهام» معاف میکند و دیویس را «متقلبی آشکار» خواند. جیمز والش گفت او پیشتر کتابهای علمی هم خوانده بود. پژوهشگر دیگری متنهای «علمی» او را «مهملات» نامید. در ۱۸۵۵ آسا ماهان هم نقدی مفصل نوشت.
طبق ویکیپدیا او تحتتأثیر سوئدنبورگ و شیکرها بود، ادگار آلن پو بعد از سخنرانی او دربارهی مسمریسم داستان «ماجرایام. والدمار» را نوشت و کتابخانهی کامل او در کتابخانهی ادگار کیسی نگهداری میشود.
کرابتری (۲۰۱۹) نشان میدهد پویسگور در ۱۷۸۴ «خوابگردی مغناطیسی» را کشف و مسمریسم را به سمت روانشناسی برد. این اثر خلسه بهعنوان پدیدهی روانی را توضیح میدهد، ولی بینش پزشکی یا ارتباط با ارواح را تأیید نمیکند.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

