پاسخ کوتاه: رودولف اشتاینر (Rudolf Steiner، ۱۸۶۱ تا ۱۹۲۵) فیلسوف اتریشی و ویراستار آثار علمی گوته بود که در آغاز سدهی بیستم «انسانشناسی» یا آنتروپوزوفی را بنیان گذاشت. او ادعا میکرد با آموزش درونی و «علم روحانی» میتوان به جهانهای روحانی نگاه کرد. از او مدرسههای والدورف، کشاورزی بایودینامیک و پزشکی انسانشناختی بهجا مانده است؛ بخش عملی برخی کارهایش گسترده است، ولی مبنای روحانی و برخی ادعاهایش با علم تثبیتشده نمیخواند.
اگر دربارهی کالبد اثیری، سوابق آکاشیک یا مراقبهی عرفانی غربی جستوجو کرده باشید، نام اشتاینر را دیدهاید. اینجا پنج محور را مرور میکنیم: زندگی و پیوندهای تاریخی، روش، توصیفها و ادعاها، آثار اصلی و ارزیابی علمی. فهرست بلند کارهای او هم باعث شده هواداران او را نابغه و منتقدانش او را شبهعلمپرداز بدانند؛ ما میکوشیم هر ادعا را به منبعش نسبت بدهیم.
رودولف اشتاینر کیست؟
پاسخ مستقیم: او دانشجوی علوم و فلسفه و ویراستار آثار گوته بود که بعد از ۱۹۰۰ به معنویت روی آورد. بنیانگذار انجمن انسانشناسی، معمار گوتهآنوم، و الهامبخش مدارس والدورف و کشاورزی بایودینامیک است.

دانشنامهی ویکیپدیای انگلیسی او را «فیلسوف، باطنگرا، مصلح اجتماعی، معمار و مدعی بینش غیبی» مینامد و بسیاری از ایدههایش را شبهعلمی میشمارد؛ مروجان او برعکس میگویند او میخواست روش دقیق علم را به قلمرو روح ببرد. این اختلاف نگاه در همین مقاله دوباره میآید. نکتهای که منتقدان و هواداران هر دو میپذیرند این است که او نویسنده و سخنران پرکاری بود؛ مجموعهی آثارش بیش از ۳۵۰ جلد گفته شده است.
زندگی و پیوندهای تاریخی
پاسخ مستقیم: اشتاینر ۲۵ یا ۲۷ فوریهی ۱۸۶۱ در خانوادهی یک کارمند راهآهن در امپراتوری اتریش به دنیا آمد، در وین علوم خواند، دکترای فلسفه گرفت، تا حدود ۱۹۰۰ بیشتر فیلسوف و منتقد ادبی بود و بعد رهبر بخش آلمانی تئوسوفی شد. در ۱۹۱۲–۱۳ از آن جدا شد و در ۳۰ مارس ۱۹۲۵ در دورناخ سوئیس درگذشت.

کودکی و دانشگاه
پدرش یوهان اشتاینر کارمند راهآهن (ابتدا تلگرافچی و بعد رئیس ایستگاه) بود. خانواده چند بار جابهجا شد. در ۱۸۷۹ او با بورس تحصیلی به مؤسسهی فنی وین رفت و ریاضیات، فیزیک، شیمی، گیاهشناسی، جانورشناسی و کانیشناسی خواند. به نوشتهی ویکیپدیا، همینجا در ۱۸۸۲ یکی از استادانش او را به ویراستار نسخهی جدید آثار گوته معرفی کرد و او ویراستار بخش علوم طبیعی شد.
خود او در سالهای بعد گفت از کودکی تجربههایی از جهان روحانی داشته است. یک نمونه: در نهسالگی باور داشت روح عمهای را دیده که در شهری دور مرده بود، پیش از آنکه او و خانواده از مرگش خبر داشته باشند. این روایت از زبان خود اشتاینر است و مستقل تأیید نشده است. ویکیپدیا همچنین مینویسد ۲۱ ساله بود که در قطار با یک گیاهجمعکن به نام فلیکس کوگوتسکی آشنا شد که از جهان روحانی «مانند کسی که تجربهی شخصی دارد» سخن میگفت.
فیلسوف و ویراستار گوته
از ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۶ در آرشیو گوته در وایمار کار کرد و دو کتاب دربارهی فلسفهی گوته نوشت. در ۱۸۹۱ دکترای فلسفه را در دانشگاه روستوک گرفت و در ۱۸۹۴ «فلسفهی آزادی» را منتشر کرد، کتابی دربارهی شناخت و اخلاق که بهگفتهی خودش همهی انسانشناسی را بهصورت فلسفی در خود داشت. اما کتاب خوب استقبال نشد. تا این زمان او خود را آزاداندیش و تاحدی ضد دین معرفی میکرد؛ چند نویسنده میان اشتاینر جوانِ «اینجهانی» و اشتاینر بعدیِ «آنجهانی» تفاوت چشمگیری میبینند.
تئوسوفی و جدایی
در ۱۸۹۹ او برای گروهی از تئوسوفیستها سخنرانی کرد و از ۱۹۰۲ دبیر (رهبر) بخش آلمانی انجمن تئوسوفی شد، بیآنکه رسماً عضو آن باشد. آنی بسانت در ۱۹۰۴ او را مسئول «مدرسهی باطنی» آلمان و اتریش کرد. اشتاینر بهجای واژههای بلاواتسکی، اصطلاحات خودش را گذاشت و به سنت فلسفی و عرفانی اروپا تکیه کرد. اختلافها از حدود ۱۹۰۷ آشکار بود (انجمن به شرق و هند گرایش داشت و او به مسیحیت و علم طبیعی) و بر سر این ادعای چارلز لیدبیتر و آنی بسانت به نقطهی بیبازگشت رسید که «کریشنامورتی» جوان تجسم مسیح یا «معلم جهانی» است. اشتاینر این را بیمعنی دانست؛ کریشنامورتی هم سالها بعد این ادعا را کنار گذاشت. بیشتر اعضای آلمانی همراه او رفتند و انجمن انسانشناسی را شکل دادند. یکی از تاریخنگاران، جیمز وب، نوشته او «برای تصاحب انجمن به آن پیوست»؛ این برداشت یک پژوهشگر است، نه حقیقت اثباتشده.
هلموت تسندر، یکی از منتقدان دانشگاهی، میگوید بینشهای ادعایی اشتاینر همیشه با یک الگو شکل میگرفت: او متنهای بازنگریشدهی تئوسوفی را میگرفت و بهعنوان بینش برتر خودش عرضه میکرد. برای نمونه، وقتی برادران رایت در ۱۹۰۳ پرواز کردند، او قایقهای هوایی سنگین «آتلانتیس» در روایتش را در ۱۹۰۴ با هواپیمایی دارای سکان عوض کرد. هواداران این نسبت را نمیپذیرند. اشتاینر خودش مدعی تجربهی مستقیم «تاریخچهی آکاشا» (Akasha Chronicle) بود؛ دربارهی مفهوم کلی آن سوابق آکاشیک را بخوانید. بخشی از آنچه بعدها «حافظهی کیهانی» (Cosmic Memory) نام گرفت در مجلهی «لوسیفر-گنوزیس» منتشر شد.
دورناخ، والدورف و سالهای آخر
ساخت اولین گوتهآنوم در ۱۹۱۳ در دورناخ آغاز شد و در شب سال نو ۱۹۲۲–۱۹۲۳ سوخت؛ گزارش پلیس آتشسوزی عمدی را محتمل میدانست. اشتاینر بنای دوم را از بتن طراحی کرد که سه سال پس از مرگش (۱۹۲۸) تمام شد. پس از جنگ جهانی اول، در ۱۹۱۹ به دعوت امیل مولت، مدیر کارخانهی سیگار والدورف-آستوریا در اشتوتگارت، برای کارگران او سخنرانی کرد و از آن، نخستین مدرسهی والدورف پدید آمد. او در ۱۹۲۴ سخنرانیهایی برای کشاورزان ایراد کرد که پایهی کشاورزی بایودینامیک شد. در ۱۹۲۱ شرکت دارویی «ولهدا» (Weleda) و کلینیکی با همکاری ایتا ووگمان شکل گرفت. از ۱۹۲۳ بیمار شد، آخرین سخنرانیاش سپتامبر ۱۹۲۴ بود و ۳۰ مارس ۱۹۲۵ درگذشت.
او در دههی ۱۹۲۰ هدف حملهی ملیگرایان افراطی هم بود. در ۱۹۱۹ دیتریش اکارت و در ۱۹۲۱ آدولف هیتلر به او حمله کردند و در ۱۹۲۲ یک سخنرانی او در مونیخ با بمب بدبو مختل شد. بعدها رژیم نازی نسبت به انسانشناسی رفتار دوگانه داشت: برخی مقامها از آن حمایت و برخی آن را سرکوب کردند.
روش: «چگونه به جهانهای برتر پی ببریم»
پاسخ مستقیم: روش اشتاینر مراقبه و تمرین اخلاقی است. پس از آمادگی اخلاقی، سه مرحلهی تخیل، الهام و شهود را برای شناخت جهان روحانی پیشنهاد میکند. این روش در کتاب «چگونه به جهانهای برتر پی ببریم» (How to Know Higher Worlds) آمده است.

این کتاب مجموعهای از مقالههاست که حدود ۱۹۰۴–۱۹۰۵ در مجلهی لوسیفر-گنوزیس چاپ شد. اشتاینر باور داشت جهان روحانی «واقعی» است و در شرایط درست میتوان آن را با تجربهی مستقیم پژوهید، به شرط خودانضباطی اخلاقی و شناختی. بهگفتهی منابع، او تأکید میکرد برای هر گام در ادراک روحانی باید سه گام در رشد اخلاقی برداشت.
پیشنیازها: پنج ویژگی
در توصیف رایج، پیشنیازها عبارتاند از مطالعهی جدی، احترام به واقعیتها و احساس مسئولیت، و تمرین پنج ویژگی: مهار اندیشه، مهار اراده، آرامش، مثبتنگری و بیطرفی. او مراقبه را تمرکز و تقویت نیروی اندیشه میدید و میگفت هدف رسیدن به «اندیشهی ناب» است که نمونهاش ریاضیات ناب است.
سه مرحلهی شناخت
- تخیل (Imagination): تمرکز بر نمادها، تصویرها و مانترای شاعرانه تا پدیدههای محسوس بهعنوان بیان موجودات روحی دیده شوند. تمرین نمونه: تأمل بر یک دانه.
- الهام (Inspiration): عبور از تصویرها و آگاهشدن از خود فعالیت مراقبه.
- شهود (Intuition): تقویت اراده با تمرینهایی مانند مرور معکوس رویدادهای روز، با ادعای تماس مستقیم با موجودات روحانی بدون از دست رفتن آگاهی فردی.
اشتاینر تأکید میکرد این تمرینها نباید مسئولیتهای زندگی بیرونی را مختل کنند، و پژوهندگان روحانی را «خطاپذیر» میدانست؛ هر کس منطقی فکر کند میتواند خطاهای آنها را اصلاح کند. در این نکته با چهرههایی مانند ادگار کیسی که پاسخهایشان را در خلسه میدادند فرق دارد. با این حال، در عمل، نتیجهی مراقبهی او را تنها خود فرد تجربه میکند. اگر به مراقبهی سادهتر و آزمونپذیرتر علاقه دارید، مدیتیشن مِتا را ببینید. ویکیپدیا مینویسد اشتاینر ادعا میکرد خروج روح یا «سفر اختری» (astral projection) را هم تجربه کرده است؛ برای مقایسه با تمرینهای امروزی تجربهی خارج از بدن را بخوانید.
توصیفها و ادعاها
پاسخ مستقیم: مهمترین ادعاهای او شامل ساختار چندلایهی انسان (کالبد جسمانی، اثیری، اختری و «من»)، تناسخ و کارما، تمدنهای گمشدهی لموریا و آتلانتیس، نیروهای «لوسیفر» و «اهریمن» و نقش مسیح در تحول زمین است.
- ساختار انسان: در «تئوسوفی» (۱۹۰۴) انسان را موجودی با کالبد جسمانی، کالبد حیات (اثیری)، کالبد حس (اختری) و «من» توصیف کرد. برای مقایسه با طرحهای دیگر، کالبد اثیری و کالبدهای هفتگانه را ببینید.
- تناسخ و کارما: او میگفت روح پس از مرگ زندگی گذشته را مرور میکند و سپس والدین و شرایط زندگی بعدی را با توجه به کارمایش برمیگزیند. در ۱۹۲۴ سخنرانیهای بلندی دربارهی تناسخهای افراد مشخص ایراد کرد. دربارهی مفهوم کلی، کارما چیست؟ را بخوانید.
- تاریخ باستان: روایت او از لموریا و آتلانتیس را مورخان جریان اصلی «تاریخنمایی کاذب» (pseudohistory) میدانند.
- تکامل: او باور داشت تکامل انسان نزول یک موجود روحانی به ماده است و حیوانات شاخههای انحرافیاند، نه اجداد انسان. این برداشت با زیستشناسی تکاملی ناسازگار است.
- اخلاق و دو نیرو: خوبی را توازن میان دو قطب «لوسیفر» (غرور و خیالپردازی) و «اهریمن» (مادیگرایی و فناوری) میدانست، با «نمایندهی انسانیت» یا مسیح در میان.
- مسیح: الهیات او با آموزهی رسمی کلیساها فرق داشت. کلیسای کاتولیک در ۱۹۱۹ انسانشناسی را «بدعت نوگنوسی» اعلام کرد.
دانشنامهی انسانشناسی توضیح میدهد اشتاینر معتقد بود نتایج پژوهش روحانی باید بهشکلی ارائه شود که برای ذهن منطقی قابلارزیابی باشد، حتی برای کسی که تجربهی روحانی ندارد. منتقدان میگویند این وعده عملی نشده است.
آثار اصلی
پاسخ مستقیم: مهمترین آثار او «فلسفهی آزادی» (۱۸۹۴)، «تئوسوفی» (۱۹۰۴)، «چگونه به جهانهای برتر پی ببریم» (۱۹۰۴–۱۹۰۵)، «طرح علم باطنی» (۱۹۱۰) و دورههای سخنرانی دربارهی تعلیموتربیت و کشاورزی است. منتقدان و هواداران بر سر ارزش آنها اختلاف دارند.
| سال | اثر | موضوع |
|---|---|---|
| ۱۸۹۴ | فلسفهی آزادی | شناخت، اخلاق و آزادی فردی؛ پایهی فلسفی انسانشناسی |
| ۱۹۰۴ | تئوسوفی | انسان، روح، جهانهای روحانی و کارما |
| ۱۹۰۴–۱۹۰۵ | چگونه به جهانهای برتر پی ببریم | مسیر آموزش درونی و مراقبه |
| ۱۹۰۷ | تعلیموتربیت کودک | مراحل رشد کودک؛ پایهی مدارس والدورف |
| ۱۹۰۹–۱۹۱۳ | چهار نمایشنامهی رازآموزی | درامهای معنوی (دروازهی رازآموزی و سه نمایش دیگر) |
| ۱۹۱۰ | طرح علم باطنی | کیهانشناسی، تکامل انسان و جهان |
| ۱۹۲۴ | دورهی کشاورزی | پایهی کشاورزی بایودینامیک |
او همچنین در حوزهی هنر فعال بود: نمایشنامهها، معماری، حدود ۱۷ ساختمان، پیکرهی «نمایندهی انسانیت» و هنر «اوریتمی» (حرکتهای هماهنگ با گفتار و موسیقی). سه ساختمان او در فهرست مهمترین آثار معماری مدرن آمده است.
ارزیابی علمی و انتقادی
پاسخ مستقیم: بخشهایی از کارهای اشتاینر، مثل آموزش هنرمحور و بعضی جنبههای ارگانیک کشاورزی، مورد استقبال است. اما «علم روحانی» او آزمونپذیر نیست و کشاورزی بایودینامیک و پزشکی انسانشناختی در مرورهای علمی شواهد قوی نداشتهاند.

۱. مبنای معرفتی: آیا «علم روحانی» علم است؟
اشتاینر میگفت ادراکات روحانی در شرایط آموزش مشابه علوم طبیعی برای چند ناظر قابل تکرار است. ولی منتقدان به همین نکته ایراد گرفتهاند. سون اووه هانسون میگوید ایدههای انسانشناسی نه تجربیاند و نه تکرارپذیر یا آزمونپذیر. کارلو ویلمان میگوید این روش جز از راه خود روشهای پژوهش روحانی راهی برای ابطال ندارد. اولاو هامر آن را نوعی «علمزدگی» (scientism) میخواند و میگوید انسانشناسی از هر موضع باطنی دیگر در ادعای علمیبودن جلوتر رفته است. هواداران، مانند پیتر اشنایدر، این اعتراضها را وارد نمیدانند و میگویند اگر قلمرو غیرحسی وجود داشته باشد، تجربهی تفکر ناب خود تجربهای از آن است.
۲. آموزش والدورف
بیش از هزار مدرسهی والدورف در جهان وجود دارد. ویکیپدیا از مرور مستقل ۲۰۰۵ نقل میکند که شواهدی از تشویق پیشرفت تحصیلی و تواناییهای خلاق و اجتماعی دیده است، هرچند پژوهشها اندک و کوچکمقیاساند. هاینر اولریش، پژوهشگر آموزش آلمانی، آن را «عمل پربار بر پایهی نظریهی مشکوک» مینامد و میگوید اگر موفق است، بخشی بهدلیل اتکا به نظریههای رایج آن دوره است. نگرانی مهم دیگر، واکسیناسیون است: اشتاینر در جاهایی نوشته بود واکسن میتواند «رشد روحانی را مختل کند»، و گزارشی از دولت بریتانیا در ۲۰۱۰ مدارس اشتاینر را از نظر سرخک «جمعیت پرخطر» دانسته است. انجمن مدارس والدورف آمریکای شمالی در ۲۰۱۹ اعلام کرد هدف آموزشیاش مقاومت در برابر واکسیناسیون نیست و تصمیم با والدین و پزشک آنهاست.
۳. کشاورزی بایودینامیک
این روش مزرعه را یک «ارگانیسم» میبیند و از تقویم ماه و سیارات و «ترکیبهای» ویژه برای خاک و کمپوست استفاده میکند. مرور ادبیات سال ۲۰۱۳ لیندا شالکر-اسکات در HortTechnology نتیجه گرفت پژوهشهای داوریشده شواهد کمی نشان میدهند که این ترکیبها خاک، میکروبها، کیفیت یا عملکرد محصول را بهبود دهند، و بایودینامیک را قابل تمایز از کشاورزی ارگانیک نمیداند. این نتیجه به معنای بیارزشی هر شیوهی ارگانیک نیست؛ فقط میگوید «ترکیبهای» اختصاصی اثر ویژهی اثباتشده ندارند.
۴. پزشکی انسانشناختی
یکی از نمونههای شناختهشده، درمان سرطان با عصارهی دارواش است. بنا بر منابع این جریان، پزشک ایتا ووگمان به پیشنهاد اشتاینر در ۱۹۱۷ مایع تزریقی دارواش و سیب را ساخت. مرور کاکرین ۲۰۰۸ (۲۱ کارآزمایی تصادفی با ۳۴۸۴ بیمار) نتیجه گرفت شواهد برای اثر بر بقا یا توانایی بدن در مقابله با سرطان ضعیف است؛ شواهدی از بهبود کیفیت زندگی در شیمیدرمانی سرطان پستان دیده شد، اما نیازمند تکرار است. از آن زمان هم مطالعات دیگری منتشر شده، پس این مرور را نمیتوان آخرین نظر دانست. بههر حال، هیچ بیماری نباید درمان استاندارد را بهخاطر روش مکمل رها کند.
۵. نژاد و قضاوتهای بحثبرانگیز
این بخش از بحثبرانگیزترین بخشهای میراث اشتاینر است. ویکیپدیا مینویسد او از یکسو وحدت معنوی همهی مردم را میگفت و تعصب نژادی را نقد میکرد و فرد را بالاتر از نژاد و ملیت میدانست، اما از سوی دیگر گاهی نژادها را در سلسلهمراتبی از رشد روحانی قرار میداد و گاه، نه همیشه، نژاد سفید یا فرهنگ ژرمنی را اوج تکامل آن زمان توصیف میکرد. پژوهشگر ادیان اولاو هامر نوشته که ویژگی نژادپرستانه و یهودستیزانهی آموزههای او را دیگر نمیتوان انکار کرد، هرچند آن را «نژادپرستی روحانی» مینامد. پیتر استاودنمایر (Staudenmaier) هم به تناقضهای درونی آثار او در این باره اشاره میکند. در برابر، انجمن انسانشناسی آمریکا در ۱۹۹۸ هر نظریهی نژادی منسوب به نوشتههای اشتاینر را صریحاً رد کرد. اشتاینر در ۱۹۱۹ برای کتاب «فراماسونری آنتانت و جنگ جهانی» اثر کارل هایزه پیشگفتار نوشت و هزینهی چاپش را داد؛ این کتاب نمونهای از ضدیهودیگری و ضدفراماسونری معرفی شده است. سنجش دقیق این بخش به خواندن متنهای اصلی و پژوهشهای تاریخی نیاز دارد؛ در اینجا فقط میگوییم داوری ساده «او نژادپرست نبود» یا «کاملاً نژادپرست بود» هر دو بیش از حد ساده است.
۶. پروندهی روانیپزشکی؟
برخی روانپزشکان در گذشته او را مبتلا به اسکیزوفرنی دانستهاند؛ ولفگانگ ترهر در ۱۹۶۶ و طبق نقل ویکیپدیا، یونگ. روانپزشکانی مثل آنتونی استور، جان پرایس و آنتونی استیونز این تشخیص را نمیپذیرند. استور اعتقادات او را غریب میداند اما میگوید اختلال کارکردی نداشت. چنین تشخیصهایی بدون معاینهی بالینی همیشه حدسیاند و چیزی دربارهی درستی یا نادرستی ادعاهایش نمیگویند.
| ادعا یا حوزه | منبع ارزیابی | وضعیت |
|---|---|---|
| مشاهدهی جهان روحانی قابلتکرار است | هانسون، ویلمان، هامر | آزمونناپذیر؛ بدون تأیید مستقل |
| ترکیبهای بایودینامیک خاک و محصول را بهبود میدهند | HortTechnology، ۲۰۱۳ | شواهد کم |
| دارواش بقا را در سرطان بهبود میدهد | کاکرین، ۲۰۰۸ | شواهد ضعیف |
| رشد انسان نزول روح به ماده است | زیستشناسی تکاملی | ناسازگار با دانش تثبیتشده |
| روش آموزشی هنرمحور والدورف | مرور ۲۰۰۵ و پژوهشگران آموزش | نتایج امیدوارکنندهی محدود؛ نظریهی روحانی آزمونناپذیر |
اشتاینر در کنار چهرههای دیگر این مجموعه
اگر سوئدنبورگ ادعا میکرد چشم روحانیاش باز شده، اشتاینر کوشید برای دیدن آن جهان «روش» بسازد. امانوئل سوئدنبورگ بیشتر گزارشدهنده بود و اشتاینر آموزگار. در همین حال او با درونوالو ملچیزدک هم فرق دارد که کیهانشناسی شخصی خود را بیشتر در قالب مراقبهی تنفسی عرضه میکند. و در برابر رابرت مونرو که تجربهی خارج از بدن را در آزمایشگاه دنبال کرد، اشتاینر پژوهش را کاملاً بر مشاهدهی درونی خود و شاگردانش بنا کرد.
چطور او را با دید باز و محتاط بخوانیم؟
- ادعاهای تاریخی و علمی او را جداگانه و با منبع مستقل بسنجید؛ از «بینش روحانی» بهتنهایی دلیل نسازید.
- تمرین مراقبه میتواند آرامش و تمرکز بدهد، اما نتیجهی ذهنی را «اثبات جهان دیگر» ندانید.
- دربارهی پزشکی انسانشناختی و واکسن از پزشک متخصص مشورت بگیرید.
- اگر به مراقبه برای شناخت درون علاقه دارید، میتوانید آستانه را هم ببینید؛ این محصول جایگزین درمان پزشکی نیست.
اشتاینر در ۱۹۰۸ با نقاش سوئدی هیلما آف کلینت دیدار کرد و دربارهی نقاشیهای او نظر داد؛ ماجرا را در مقالهی هیلما آف کلینت بخوانید.
اشتاینر پیش از جدایی در جنبش تئوسوفی فعال بود؛ ریشهی آن جنبش و زندگی بنیانگذارش را در مقالهی هلنا بلاواتسکی بخوانید.
جمعبندی
اشتاینر هم فیلسوف جدی دوران جوانی بود و هم مدعی «علم روحانی». میراث عملی او، از مدرسه تا کشاورزی و معماری، همچنان زنده است، ولی مبنای ادعایی آن آزمونناپذیر است و بخشهایی از آن، از تکامل تا پزشکی و نژاد، با شواهد یا ارزشهای امروز نمیخواند. اگر میخواهید جریانهای مرتبط را بشناسید، بهترتیب چارلز لیدبیتر و ادگار کیسی را هم ببینید.
منابع
- Wikipedia؛ Rudolf Steiner (زندگی، آثار، دریافتها و نقدها).
- Wikipedia؛ Anthroposophy (اندیشهها، مسیر درونی، نژاد، ارزیابی علمی).
- Wikipedia؛ Waldorf education (تاریخچه، دریافت، واکسیناسیون).
- Chalker-Scott L. The Science Behind Biodynamic Preparations: A Literature Review. HortTechnology. 2013.
- Horneber MA و همکاران. Mistletoe therapy in oncology. Cochrane Database Syst Rev. 2008.
- تصویر شاخص: گوتهآنوم دوم در دورناخ، عکس Wladyslaw، مجوز CC BY-SA 3.0، ویکیمدیا کامنز؛ برش و تغییر اندازه برای ذنیران.
- Iscador AG؛ History (آغاز درمان دارواش در ۱۹۱۷؛ منبع خود تولیدکننده).
رودولف اشتاینر (۱۸۶۱ تا ۱۹۲۵) فیلسوف و ویراستار اتریشی آثار علمی گوته بود که در آغاز سدهی بیستم جنبش «انسانشناسی» (Anthroposophy) را بنیان گذاشت. او مدعی بود با آموزش درونی میتوان جهان روحانی را مشاهده کرد و از همین مبنا ایدههایی برای آموزش، کشاورزی، پزشکی و هنر ارائه داد.
بله. انسانشناسی علمی فرهنگها و جوامع را مطالعه میکند. «آنتروپوزوفی» اشتاینر یک نظام معنوی و باطنی است که میخواهد «علم روحانی» (Geisteswissenschaft) باشد. اسم فارسی یکسان است، اما موضوع، روش و اعتبار علمی آنها متفاوت است.
کتاب مسیر آموزش درونی اشتاینر است. بر آمادگی اخلاقی، تمرین تمرکز و مراقبه و سه مرحلهی تخیل، الهام و شهود تکیه دارد. او تأکید میکرد این کار نباید مسئولیتهای زندگی عادی را مختل کند. ادعای دسترسی به جهانهای روحانی از راه این تمرینها شاهد مستقل ندارد.
شیوهی عملی بسیاری از مدارس والدورف، یعنی هنر، کار دستی و یادگیری مرحلهای، از سوی برخی پژوهشگران آموزش ارزیابی مثبت شده است. اما مبنای نظری آن، یعنی مراحل رشد روحانی کودک و کیهانشناسی اشتاینر، آزمونپذیر نیست. نگرانیهایی هم دربارهی واکسیناسیون در برخی مدارس گزارش شده است.
پاسخ سادهای وجود ندارد. او از وحدت معنوی انسانها و برتری فرد بر نژاد و ملیت مینوشت، اما در همان آثار گاهی نژادها را در سلسلهمراتبی از رشد روحانی قرار داده است. پژوهشگرانی مانند اولاو هامر وجود عناصر نژادپرستانه را انکارناپذیر میدانند و انجمن انسانشناسی آمریکا در ۱۹۹۸ هر نظریهی برتری نژادی را رد کرده است.
اشتاینر رهبر بخش آلمانی انجمن تئوسوفی بود، اما با ادعای آنی بسانت و چارلز لیدبیتر که کریشنامورتی «معلم جهانی» یا مسیح بازآمده است مخالفت کرد. این اختلاف در ۱۹۱۲–۱۹۱۳ به جدایی و تأسیس انجمن انسانشناسی انجامید.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

