پاسخ کوتاه: ریموت ویوینگ (Remote Viewing) یا «دورنگری» تلاشی است برای دریافت تصویر و اطلاعات دربارهی مکان، شیء یا رویدادی دور و پنهان، فقط با تمرکز ذهنی و بدون استفاده از حواس معمول. این اصطلاح در دههی ۱۹۷۰ در مؤسسهی پژوهشی استنفورد رایج شد و دولت آمریکا تا سال ۱۹۹۵ در قالب «پروژه استارگیت» روی آن پژوهش کرد. با این حال، آزمایشهای کنترلشده تاکنون شواهد قابلتکراری برای آن به دست ندادهاند.
ریموت ویوینگ را بسیاری از علاقهمندان برونفکنی و استعدادهای روانی میشناسند؛ گاهی از آن بهعنوان «جاسوسی روانی» یاد میشود و گاهی آن را با سفر اختری یکی میدانند. در این مقاله به زبان ساده توضیح میدهیم که ریموت ویوینگ دقیقاً چیست، از کجا آمد، در پروژهی استارگیت چه گذشت، پژوهشهای علمی دربارهاش چه میگویند، چه فرقی با برونفکنی دارد و اگر کسی بخواهد آن را بهشکل یک تمرین ذهنی امتحان کند، چطور میتواند منصفانه و بیخطر این کار را انجام دهد.
ریموت ویوینگ چیست؟
پاسخ مستقیم: ریموت ویوینگ یعنی توصیف هدفی که از دید شما پنهان است؛ مثلاً عکسی در پاکتی دربسته یا مکانی در شهری دیگر. فرد «بیننده» چشمهایش را میبندد، ذهن را آرام میکند و هر تصویر، رنگ، شکل یا حسی را که به ذهنش میرسد مینویسد یا طراحی میکند.
در ادبیات قدیمیتر معنوی و روحگرایی، از تجربههای مشابه با نامهایی مثل «روشنبینی سیار» یا «تلهاستزی» یاد میشد. واژهی Remote Viewing را فیزیکدانها راسل تارگ و هارولد پوتهاف، پژوهشگران مؤسسهی پژوهشی استنفورد (SRI)، رایج کردند تا آن را از مفهوم کلیتر روشنبینی جدا کنند. به گفتهی تارگ، این نام را نخستین بار اینگو سوان، هنرمند و بینندهی مشهور این پروژهها، در سال ۱۹۷۱ پیشنهاد داد.
تفاوت اصلی ریموت ویوینگ با روشنبینی سنتی، «پروتکل» آن است. در ریموت ویوینگ قرار است همهچیز طبق قاعدهای مشخص انجام شود: هدف بهصورت تصادفی انتخاب میشود، بیننده و کسی که با او کار میکند از هدف خبر ندارند و یک داور مستقل در پایان، توصیف بیننده را با چند هدف مقایسه میکند. همین ساختار، آن را به موضوعی برای آزمایشهای پژوهشی تبدیل کرد.
تاریخچه ریموت ویوینگ و پروژه استارگیت
پاسخ مستقیم: پژوهش جدی روی ریموت ویوینگ از اوایل دههی ۱۹۷۰ در SRI آغاز شد و بعد با بودجهی نهادهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا ادامه پیدا کرد. مجموعهی این برنامهها بعدها با نام «پروژه استارگیت» شناخته شد و در سال ۱۹۹۵، پس از یک ارزیابی مستقل، متوقف شد.
در دوران جنگ سرد، گزارشهایی دربارهی علاقهی شوروی به پژوهشهای فراروانی منتشر میشد و همین نگرانی، بخشی از انگیزهی تأمین بودجه برای پژوهشهای مشابه در آمریکا بود. تارگ و پوتهاف در SRI با افرادی مثل اینگو سوان و پت پرایس آزمایشهایی انجام دادند و برنامه طی سالها با نامهای رمزی مختلف ادامه یافت. بعدها یک واحد کوچک نظامی در فورت مید (مریلند) هم تشکیل شد که برخی بینندگانش، مانند جوزف مکمونیگل، بعدها کتاب نوشتند و چهرهی شناختهشدهای شدند.

در سال ۱۹۹۵ سازمان سیا ارزیابی برنامه را به مؤسسهی پژوهشهای آمریکا (AIR) سپرد. دو داور اصلی، جسیکا اوتس (آمارشناس) و ری هایمن (روانشناس)، به نتیجهی یکسانی نرسیدند: اوتس معتقد بود در برخی آزمایشها اثر آماری معناداری دیده میشود، در حالی که هایمن این نتیجهگیری را زودهنگام میدانست و بر لزوم تکرار مستقل تأکید داشت. نتیجهی عملی گزارش اما روشن بود: اطلاعات بینندگان هیچگاه آنقدر دقیق و قابلاتکا نبود که در یک عملیات اطلاعاتی واقعی به کار برود و برنامه پس از حدود بیست سال بسته شد. اسناد این برنامه بعدها از طبقهبندی خارج شد و موج تازهای از کنجکاوی عمومی را به راه انداخت.
یک جلسه ریموت ویوینگ چطور انجام میشود؟
پاسخ مستقیم: در یک جلسهی استاندارد، هدف تصادفی و پنهان انتخاب میشود، بیننده در حالت آرام برداشتهای خود را مینویسد و طراحی میکند، و در پایان یک داور «نابینا» (بیخبر از هدف درست) توصیف را با چند گزینه مقایسه میکند. هرچه این مراحل دقیقتر کنترل شوند، نتیجه قابلاعتمادتر است.
- انتخاب هدف: چند عکس یا مکان آماده میشود و یکی بهصورت تصادفی انتخاب و در پاکت دربسته قرار میگیرد.
- کد هدف: به بیننده فقط یک شمارهی تصادفی داده میشود، نه هیچ سرنخی دربارهی هدف.
- آرامسازی: بیننده چند دقیقه تنفس آرام و رها کردن بدن را انجام میدهد؛ شبیه آمادگی پیش از مدیتیشن.
- ثبت برداشتها: رنگها، بافتها، شکلها، صداها و حسها بدون تفسیر نوشته یا طراحی میشوند.
- داوری نابینا: داوری که هدف را نمیداند، توصیف را با چند گزینه مقایسه و رتبهبندی میکند.

یکی از نکتههای مهم در این روش، پرهیز از «برچسب زدن» است. بینندگان آموزش میدیدند که بهجای گفتن «این یک پل است»، فقط بنویسند «سازهای بلند، فلزی، کنار آب». دلیلش این است که ذهن خیلی سریع از چند نشانهی ناقص یک داستان کامل میسازد و همین داستانسازی، منبع اصلی خطاست.
علم درباره ریموت ویوینگ چه میگوید؟
پاسخ مستقیم: جامعهی علمی ریموت ویوینگ را یک توانایی اثباتشده نمیداند. آزمایشهای اولیه نتایج امیدوارکننده داشتند، اما بررسیهای بعدی در آنها سرنخهای ناخواسته و ضعف کنترل پیدا کردند و وقتی این ضعفها برطرف شد، نتایج به حد شانس نزدیک شد.
مشهورترین نقد را روانشناسان دیوید مارکس و ریچارد کامن مطرح کردند. آنها هنگام تلاش برای تکرار آزمایشهای SRI متوجه شدند که در یادداشتهای جلسهها نشانههایی مثل تاریخ یا اشاره به هدفهای روزهای قبل وجود داشت؛ نشانههایی که میتوانست به داوران کمک کند ترتیب جلسهها را حدس بزنند. به گزارش آنها، با حذف این سرنخها نتایج به حد شانس رسید. منتقدان دیگری هم به «سوگیری تأیید» اشاره کردهاند: طرحهای سادهای مثل چند خط و منحنی را میتوان تقریباً به هر هدفی نسبت داد و بعد از دیدن پاسخ درست، شباهتها پررنگتر به چشم میآیند.
طرفداران در مقابل به برخی تحلیلهای آماری، از جمله دیدگاه جسیکا اوتس، استناد میکنند. خلاصهی منصفانه این است که بحث هنوز در حاشیهی علم جریان دارد، اما شواهد کنونی برای پذیرش ریموت ویوینگ بهعنوان یک توانایی قابلاتکا کافی نیست. برای مطالعهی بیشتر میتوانید مدخل Remote viewing در ویکیپدیا و منابع آن را ببینید.
تفاوت ریموت ویوینگ با برونفکنی و روشنبینی
پاسخ مستقیم: در ریموت ویوینگ فرد کاملاً در بدن و بیدار است و فقط برداشتهای ذهنی را ثبت میکند؛ در برونفکنی تجربهی اصلی، حس جدا شدن از بدن و حرکت در فضاست. روشنبینی هم مفهومی کلیتر و سنتیتر است که معمولاً پروتکل مشخصی ندارد.
این سه مفهوم اغلب با هم قاطی میشوند، چون همه به نوعی «دیدن بدون چشم» اشاره دارند. اما از نظر تجربه و روش تفاوتهای مهمی دارند. در تجربه خارج از بدن فرد حس میکند جایگاه «خود» از بدن جدا شده است؛ در ریموت ویوینگ چنین حسی لازم نیست و بیننده ممکن است پشت میز نشسته باشد و با مداد طراحی کند. جالب است که رابرت مونرو، که بعدها مؤسسهاش به پژوهش روی حالتهای آگاهی شناخته شد، با برخی بینندگان این برنامهها ارتباط داشت؛ ماجرای او را در مقالهی رابرت مونرو کیست خواندهاید.

آیا میتوان ریموت ویوینگ را تمرین کرد؟
پاسخ مستقیم: میتوانید آن را بهشکل یک بازی ذهنی و تمرین تمرکز امتحان کنید، به شرط آنکه آزمایش را منصفانه طراحی کنید و نتیجه را هم واقعبینانه بسنجید. هدف چنین تمرینی بیشتر شناخت ذهن، تخیل و تفاوت «برداشت» با «تفسیر» است، نه به دست آوردن قدرتی خاص.
یک روش ساده برای تمرین در خانه:
- از یک دوست بخواهید ۵ عکس متفاوت انتخاب کند، هر کدام را در پاکتی جدا بگذارد و یکی را تصادفی (مثلاً با تاس) برگزیند، بیآنکه به شما بگوید کدام.
- در اتاقی آرام بنشینید، چند دقیقه تنفس آرام انجام دهید و هر برداشتی را بدون اسمگذاری روی کاغذ بیاورید.
- بعد از پایان، هر ۵ عکس را ببینید و پیش از باز کردن پاکت انتخابشده، آنها را از نظر شباهت رتبهبندی کنید.
- نتیجهها را در یک دفترچه ثبت کنید. در درازمدت، احتمال حدس درست تصادفی ۱ از ۵ است؛ فقط با تعداد زیادی جلسه میتوان فهمید آیا نتیجهها از شانس فاصله میگیرد یا نه.
این تمرینها اگر با ذهنی کنجکاو و بدون انتظار انجام شوند، به تقویت تمرکز، آرامسازی و مشاهدهی بیقضاوت کمک میکنند؛ مهارتهایی که در مدیتیشن و تمرینهای حالت هیپناگوژیک هم به کار میآیند. اما اگر متوجه شدید که برداشتهای ذهنی را بیش از حد جدی میگیرید یا برای تصمیمهای مهم زندگی به آنها تکیه میکنید، کمی فاصله بگیرید. هیچ تمرین ذهنیای جای اطلاعات واقعی و مشورت با متخصص را نمیگیرد.
ریموت ویوینگ و مسیر تمرین آگاهی
پاسخ مستقیم: ارزش اصلی آشنایی با ریموت ویوینگ برای علاقهمندان به تجربههای آگاهی، آموختن نظم و صداقت در ثبت تجربههاست: جدا کردن آنچه واقعاً حس میکنیم از آنچه ذهن به آن اضافه میکند.
همین اصل در برونفکنی هم حیاتی است. بسیاری از کسانی که برونفکنی را تمرین میکنند، دوست دارند بدانند تجربهشان «واقعی» بوده یا نه. روشهای ریموت ویوینگ، مثل هدف پنهان و ثبت فوری جزئیات، میتواند به آنها کمک کند با نگاهی منصفانه به تجربهی خود بنگرند. اگر به تجربهی خارج از بدن علاقه دارید و میخواهید آن را با روشی منظم، ایمن و همراه با راهنما تمرین کنید، دورهی آنلاین برونفکنی آستانه در ذنیران از آرامسازی و مدیریت ترس تا ثبت و بررسی تجربهها را قدمبهقدم آموزش میدهد.
جمعبندی
ریموت ویوینگ یا دورنگری تلاشی برای توصیف هدفهای پنهان و دور با تمرکز ذهنی است که در دههی ۱۹۷۰ در SRI شکل گرفت و در پروژهی استارگیت حدود بیست سال بررسی شد. این برنامه در سال ۱۹۹۵ بسته شد، چون نتایجش کاربرد عملی نداشت و آزمایشهای کنترلشده هم شواهد قابلتکراری برایش ارائه نکردهاند. با این حال، آشنایی با پروتکلهای آن درسهای خوبی دربارهی ذهن، سوگیری و ثبت صادقانهی تجربه میدهد؛ درسهایی که برای هر کسی که مسیر سفر اختری و تجربههای آگاهی را دنبال میکند، ارزشمند است.
پرسشهای متداول
ریموت ویوینگ (Remote Viewing) را به فارسی دورنگری یا دیدن از راه دور میگویند؛ یعنی تلاش برای توصیف هدفی پنهان یا دور فقط با تمرکز ذهنی و بدون استفاده از حواس معمول.
پروژه استارگیت نام مجموعهای از برنامههای پژوهشی دولت آمریکا بود که از دههی ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۵ کاربردهای احتمالی ریموت ویوینگ را بررسی میکرد. پس از ارزیابی مستقل در سال ۱۹۹۵، به دلیل نبود نتیجهی قابلاستفاده متوقف شد.
خیر. آزمایشهای اولیه نتایج امیدوارکننده داشتند، اما ضعفهایی مثل سرنخهای ناخواسته در آنها پیدا شد و آزمایشهای کاملاً کنترلشده تاکنون نتیجهی قابلتکراری نشان ندادهاند. جامعهی علمی آن را توانایی اثباتشده نمیداند.
در ریموت ویوینگ فرد بیدار و در بدن است و فقط برداشتهای ذهنی خود را ثبت میکند، اما در برونفکنی تجربهی اصلی حس جدا شدن از بدن و حرکت در فضاست. روش، هدف و حالت ذهنی این دو با هم فرق دارد.
این تمرین بهخودیخود خطری ندارد، چون فقط شامل آرامسازی و ثبت برداشتهاست. خطر اصلی جدی گرفتن بیش از حد برداشتهای ذهنی و تکیه بر آنها برای تصمیمهای مهم است؛ آن را بهعنوان تمرین تمرکز و شناخت ذهن ببینید.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

