پاسخ کوتاه: بایلوکیشن (Bilocation) یعنی ادعای حضور همزمان یک نفر در دو مکان متفاوت، بهگونهای که دیگران او را در هر دو جا ببینند. این مفهوم بیشتر در زندگینامهی قدیسان مسیحی، روایتهای صوفیانه و ادبیات متافیزیکی دیده میشود. تفاوت اصلی آن با برونفکنی این است که در برونفکنی خود فرد تجربهی بیرون بودن از بدن را گزارش میکند، اما در بایلوکیشن دیگران مدعی دیدن او در مکانی دیگرند؛ علم تاکنون شاهد قابلآزمونی برای آن نیافته است.
داستانهایی که میگویند کسی همزمان در دو شهر دیده شده، در فرهنگهای مختلف تکرار شدهاند. برخی آن را کرامت اولیا میدانند، برخی آن را شکل پیشرفتهی تجربه خارج از بدن تفسیر میکنند و برخی دیگر آن را حاصل خطای حافظه و افسانهسازی. در این مقاله توضیح میدهیم بایلوکیشن دقیقاً به چه معناست، مشهورترین روایتهایش کداماند، چه فرقی با برونفکنی و همزاد دارد، عرفان اسلامی دربارهی آن چه میگوید و عصبشناسی امروز چه توضیحهایی برای تجربههای مشابه پیشنهاد کرده است.
بایلوکیشن چیست؟
پاسخ مستقیم: بایلوکیشن از دو جزء لاتین «bi» به معنای دو و «locatio» به معنای مکان ساخته شده و در فارسی آن را «حضور همزمان در دو مکان» یا «دوجایی» میگویند. در روایتهای سنتی، فرد در یک مکان به کار عادی خود مشغول است و همزمان در جای دیگری دیده میشود، سخن میگوید یا حتی کاری انجام میدهد.
نکتهی مهم در تعریف بایلوکیشن، «دیده شدن از سوی دیگران» است. در بیشتر روایتها، شخص دوم کاملاً جسمانی و واقعی به نظر میرسد؛ با مردم حرف میزند، دست میدهد یا چیزی را جابهجا میکند. همین ویژگی آن را از تجربههایی جدا میکند که فقط خود فرد گزارش میدهد. در ادبیات متافیزیکی گاهی واژهی «حضور اختری» هم به کار میرود، اما در آن صورت معمولاً منظور ظاهر شدن کالبد لطیف است، نه بدنی کاملاً مادی.
بایلوکیشن را نباید با «طیالارض» یکی دانست. در طیالارض گفته میشود فرد در زمانی بسیار کوتاه از جایی به جای دیگر میرود، اما در هر لحظه فقط در یک مکان است؛ در حالی که بایلوکیشن به معنای دو حضور همزمان است.
روایتهای مشهور بایلوکیشن
پاسخ مستقیم: مشهورترین روایتها به قدیسان کاتولیک مانند آنتونی پادوایی، آلفونسوس لیگوری، ماریا د آگردا و پادره پیو نسبت داده شدهاند. این روایتها بیشتر در زندگینامههای مذهبی و گواهیهای پیروان ثبت شدهاند و هیچکدام در شرایط کنترلشده بررسی نشدهاند.
- آنتونی پادوایی (قرن سیزدهم): طبق یک روایت مشهور، او در حالی که در پادوای ایتالیا بود، در دادگاهی در لیسبون ظاهر شد تا بیگناهی پدرش را که به قتل متهم شده بود ثابت کند. این صحنه موضوع نقاشیهای متعددی شده است.
- آلفونسوس لیگوری (قرن هجدهم): گفته میشود او در سال ۱۷۷۴، در حالی که در اسقفنشین خود در جنوب ایتالیا در حالتی شبیه خلسه فرو رفته بود، همزمان بر بالین پاپ کلمنت چهاردهم در رم حاضر شد.
- ماریا د آگردا (قرن هفدهم): راهبهای اسپانیایی که هرگز اسپانیا را ترک نکرد، اما ادعا میشد بارها برای قبیلههایی در جنوبغرب آمریکای امروزی ظاهر شده است؛ روایتی که با نام «بانوی آبیپوش» شناخته میشود.
- پادره پیو (قرن بیستم): کشیش کاپوچین ایتالیایی که پیروانش داستانهای زیادی از دیده شدن او در مکانهای دور نقل کردهاند.

در سنتهای دیگر هم روایتهای مشابهی وجود دارد. در فرهنگ عامهی اسکاندیناوی از «واردوگر» سخن گفته میشود؛ همزادی که پیش از رسیدن فرد به جایی میرسد و صدای پا یا کارهایش شنیده میشود. در روایتهای یوگیان هندی هم گاه از توانایی ظاهر شدن در چند مکان یاد شده است. وجه مشترک همهی این روایتها این است که بیشترشان سالها پس از رویداد و بهصورت نقلقول ثبت شدهاند.
بایلوکیشن در عرفان اسلامی و ایرانی
پاسخ مستقیم: در عرفان اسلامی مفهوم نزدیک به بایلوکیشن با ایدهی «بدن مثالی» و «تمثّل» توضیح داده میشود؛ یعنی عارف میتواند با صورتی مثالی در جایی دیگر ظاهر شود. در برخی متون صوفیانه، نام «ابدال» را هم به این باور نسبت دادهاند که آنها هنگام رفتن، «بدلی» به جای خود میگذارند.
حکیمانی مانند شیخ اشراق از «عالم مثال» سخن گفتهاند؛ جهانی میان جهان مادی و جهان معنا که صورتها در آن بدون ماده حضور دارند. بر پایهی این دیدگاه، ظاهر شدن یک عارف در مکانی دیگر به معنای جابهجایی بدن مادی نیست، بلکه حضور صورت مثالی اوست. این نگاه با بحث خلع بدن در حکمت اسلامی پیوند نزدیکی دارد؛ جایی که از توانایی جدا کردن آگاهی از بدن به اراده سخن گفته میشود.
این تفسیرها بیشتر جنبهی نظری و معنوی دارند و برای فهم جهانبینی عارفان ارزشمندند. در عین حال، مانند روایتهای قدیسان، قرار نیست بهعنوان گزارش آزمایشگاهی خوانده شوند.
تفاوت بایلوکیشن با برونفکنی، همزاد و هیوتوسکوپی
پاسخ مستقیم: در بایلوکیشن دیگران فرد را در دو جا میبینند؛ در برونفکنی خود فرد حس میکند از بدن بیرون آمده؛ در افسانهی همزاد یا داپلگنگر، شبیه فرد دیده میشود؛ و در هیوتوسکوپی، که یک پدیدهی شناختهشده در پزشکی است، فرد تصویری از خودش را در فضای اطراف میبیند.
این چهار مفهوم معمولاً با هم قاطی میشوند، چون همه به نوعی «دو تا شدن» اشاره دارند. اما از نظر اینکه بدن کجاست و چه کسی تجربه را میبیند، تفاوتهای مهمی دارند. در سفر اختری و برونفکنی، بدن فیزیکی معمولاً در خواب یا آرامش عمیق است و تجربه شخصی و درونی است. برخی نویسندگان متافیزیک، بایلوکیشن را «برونفکنیای که دیگران هم میبینند» تعریف کردهاند؛ یعنی کالبد اختری آنقدر متراکم میشود که برای دیگران قابلدیدن باشد. این تعریف البته یک فرضیهی متافیزیکی است، نه یافتهای تجربی.

علم درباره بایلوکیشن چه میگوید؟
پاسخ مستقیم: هیچ مورد بایلوکیشنی تاکنون در شرایط کنترلشده ثبت و تأیید نشده است. پژوهشگران روایتها را بیشتر با خطای حافظه، بزرگ شدن داستانها و اشتباه در شناسایی توضیح میدهند، و عصبشناسی نشان داده که مغز میتواند تجربهی دیدن «خودِ دیگر» یا حضور یک همزاد را بسازد.
روایت و حافظه
بیشتر روایتهای بایلوکیشن سالها یا حتی قرنها پس از رویداد ثبت شدهاند و از دهان پیروان و ارادتمندان نقل شدهاند. پژوهشهای روانشناسی دربارهی حافظه نشان میدهد که خاطرهها در هر بار بازگو شدن تغییر میکنند و جزئیات تازه به آنها اضافه میشود. وقتی شخصیتی محبوب و مقدس در میان باشد، تمایل به داستانهای شگفتانگیز هم بیشتر میشود.
مغز و تصویر بدن
در سال ۲۰۰۲ تیم اولاف بلانکه گزارش داد که تحریک الکتریکی بخشی از مغز یک بیمار مبتلا به صرع، حس بیرون بودن از بدن را در او ایجاد کرده است. پژوهشهای بعدی نشان داد ناحیهای به نام محل اتصال گیجگاهی-آهیانهای در ساختن حس «من کجا هستم» نقش مهمی دارد و اختلال در آن میتواند به هیوتوسکوپی، یعنی دیدن تصویری از خود، یا حس حضور یک شخص نامرئی در کنار فرد بینجامد. این یافتهها توضیح میدهند چرا برخی افراد صادقانه گزارش میکنند «خودشان» را جای دیگری دیدهاند. برای مطالعهی بیشتر مدخل Bilocation در ویکیپدیا و منابع آن را ببینید.

این توضیحها لزوماً به این معنا نیست که همهی روایتها ساختگیاند؛ بلکه نشان میدهد برای پذیرفتن یک ادعای فوقالعاده، به شواهدی بیش از نقلقول نیاز داریم. هر کس میتواند با توجه به جهانبینی خود به این روایتها معنا بدهد، اما مرز میان باور شخصی و یافتهی علمی باید روشن بماند.
بایلوکیشن و تمرین برونفکنی
پاسخ مستقیم: برای علاقهمندان برونفکنی، بایلوکیشن بیشتر یک مفهوم الهامبخش و موضوعی برای تأمل است تا هدفی قابلتمرین. آنچه بهشکل واقعی قابلتمرین است، آرامسازی، کار با مرز خواب و ثبت صادقانهی تجربههای خارج از بدن است.
گاهی در فضای مجازی دورهها یا ادعاهایی دیده میشود که وعدهی «آموزش بایلوکیشن» یا «ظاهر شدن در دو مکان» را میدهند. بهتر است با احتیاط با چنین وعدههایی روبهرو شوید. اگر در تمرین برونفکنی تجربه کردید که در مکانی دیگر حضور داشتهاید، جزئیات را بلافاصله بنویسید و بعد آن را منصفانه با واقعیت مقایسه کنید؛ این همان نگاه نقادانهای است که شما را از خیالپردازی محض دور نگه میدارد. همچنین شناخت استعدادهای روانی و تفاوت آنها با تجربههای خارج از بدن کمک میکند انتظار واقعبینانهتری داشته باشید.
اگر میخواهید برونفکنی را با روشی منظم، ایمن و همراه با راهنمایی مربی تجربه کنید، دورهی آنلاین برونفکنی آستانه در ذنیران از آرامسازی و مدیریت ترس تا ثبت و بررسی تجربهها را قدمبهقدم آموزش میدهد.
جمعبندی
بایلوکیشن یعنی ادعای حضور همزمان یک نفر در دو مکان؛ مفهومی که در زندگینامهی قدیسانی مثل آنتونی پادوایی و پادره پیو، در عرفان اسلامی با ایدهی بدن مثالی و در ادبیات متافیزیکی بهعنوان شکل پیشرفتهی برونفکنی مطرح شده است. تفاوت آن با برونفکنی در این است که دیگران مدعی دیدن فرد هستند، نه اینکه فقط خود او تجربهای درونی داشته باشد. علم تاکنون شاهد کنترلشدهای برای آن نیافته، اما پژوهشهای عصبشناسی نشان دادهاند مغز چطور میتواند تجربهی دیدن خود یا حضور همزاد را بسازد؛ دانشی که به فهم بهتر این روایتهای کهن کمک میکند.
پرسشهای متداول
بایلوکیشن (Bilocation) یعنی حضور همزمان یک نفر در دو مکان متفاوت؛ در فارسی آن را دوجایی یا حضور همزمان در دو مکان هم میگویند.
در برونفکنی خود فرد حس میکند از بدن بیرون آمده و تجربه درونی و شخصی است، اما در بایلوکیشن دیگران مدعیاند فرد را همزمان در دو مکان دیدهاند، معمولاً با ظاهری کاملاً جسمانی.
خیر. هیچ مورد بایلوکیشنی در شرایط کنترلشده ثبت و تأیید نشده است. روایتها بیشتر نقلقولهای قدیمیاند و پژوهشگران آنها را با خطای حافظه، اشتباه در شناسایی و پدیدههایی مانند هیوتوسکوپی توضیح میدهند.
یکی از مشهورترین روایتها به آنتونی پادوایی، قدیس قرن سیزدهم، مربوط است که گفته میشود در حالی که در پادوا بود، در دادگاهی در لیسبون حاضر شد تا بیگناهی پدرش را ثابت کند.
در عرفان اسلامی این مفهوم با ایدهی بدن مثالی و عالم مثال توضیح داده میشود؛ یعنی عارف با صورتی مثالی در جای دیگر ظاهر میشود، نه با جابهجایی بدن مادی.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

