پاسخ کوتاه: آبهیناواگوپتا (Abhinavagupta) طبق ویکیپدیا فیلسوف، عارف و زیباییشناس کشمیری (حدود ۹۵۰ تا ۱۰۱۶ میلادی) است که «تنترالوکا»، رسالهی دایرهالمعارفی سنتهای کائولا و تریکا، و شرح «ابهیناواباراتی» بر «ناتیاشاستر» را نوشت. بیش از ۳۵ اثر نوشت (برخی بعدها گم شدهاند). زندگی و سنت او بر پایهی گفتههای خودش و مفسرانش مانند جایاراتا است؛ افسانهی مرگ در غار و «زادهی یوگینی» بودن اعتقاد سنتی است و تأییدپذیر نیست.
برای زمینه، ماتسیندرانات (که سنت کولا را به او مرتبط میکنند)، راماکریشنا (تانترای شاکتی) و نادیها را ببینید.
آبهیناواگوپتا کیست؟ زمان و ارتباطات
پاسخ مستقیم: چندوجهی کشمیری سدهی دهم از خانوادهی کانیاکوبجه، که بیش از ۳۵ اثر نوشت.

طبق ویکیپدیا، او در خانوادهای از برهمنان مهاجر کانیاکوبجه (منطقهی قنوج) در کشمیر زاده شد؛ نیای دوردستش به گفتهی خودش آتریگوپتا بود که حدود ۷۴۰ میلادی به دعوت لالیتادیتیا به کشمیر آمد. مادرش ویمَلا وقتی او دو ساله بود مرد و پدرش نَرَسیمهگوپتا، که نخستین آموزگارش در دستور زبان، منطق و ادبیات بود، به زندگی زاهدانه گرایید. خودش را «یوگینیبهو» (زادهی یوگینی) میخواند، که در سنت کائولا به معنی فرزند والدین «برقرار در ذات بهیراوا» و دارای توانایی استثنایی است؛ این اعتقاد سنتی است و بیرون از آن تأییدپذیر نیست. ویکیپدیا مینویسد او مجرد ماند، در خانهای که کارکرد آشرام داشت با خانواده و شاگردان زیست، راهب دورهگرد نشد و نویسنده و آموزگار بود. شاگرد برجستهاش کشِمراجا است؛ ویکیپدیا مینویسد یکی از پسرعمو/پسرخالههایش به نام کشِما احتمالاً همان شاگرد نامدار کشِمراجا است.
استادان و روش تجربه
پاسخ مستقیم: تا پانزده استاد از مکتبهای گوناگون و تعالیم کائولا را از شمبهوناتها گرفت.

ویکیپدیا مینویسد او تشنهی دانش بود و نزد حدود پانزده استاد، از وایشنوان و بوداییها تا شیویان سیدّانتا و تریکا، آموخت؛ چهار نفرشان را نام میبرد: وامَناتها (شیویسم دوگانه)، بهوتیراجا، لاکشمَنگوپتا (شاگرد اوتپلادِوا؛ که همهی مکتبهای یکتاگرا جز کولا را به او آموخت) و شمبهوناتها. شمبهوناتها در نظر او محبوبترین گورو بود؛ طبق ویکیپدیا دیکشای کائولا را از راه همسر او دریافت و شمبهوناتها بود که از وی خواست «تنترالوکا» را بنویسد. ویکیپدیا میگوید او به شهادت خودش با تمرین کائولا رهایی معنوی یافت. ما این ادعای عرفانی را نمیتوانیم تأیید یا رد کنیم. ویکیپدیا از شاگردانی چون رامادِوا و کشِمراجا هم نام میبرد.
«تنترالوکا» و فلسفهی تریکا
پاسخ مستقیم: ترکیبی ۳۷ فصلی از نظام تریکا، همراه با شرحی بر «پراتیابهیجنیا» و سنتهای کائولا.

طبق ویکیپدیا، «تنترالوکا» (سدهی دهم) ترکیب ۶۴ آگامای یکتاگرا و مکتبهای تانترا در ۳۷ فصل است و آن را دایرهالمعارف تانترای ناثنوی هندو میدانند. «تنتراسارا» خلاصهی منثور آن، و «تنتروچایا» و «تنتراوَتادهانیکا» خلاصههای کوتاهترند. او همچنین «ایشواراپراتیابهیجنیا ویمرشینی» را نوشت، شرحی بنیادی بر مکتب «بازشناسی» (پراتیابهیجنیا) که هستی را همان آگاهی یکتایی میداند که چندگانگی جهان را میگشاید. ویکیپدیا یادآور میشود «شیویسم کشمیر» اصطلاح سدهی نوزدهم است، و السیس ساندرسون آن را برای این جریان یکتاگرا «ناکافی و گمراهکننده» میداند، چون در عصر آبهیناواگوپتا شیویسم دوگانهی سیدّانتا هم بخشی اساسی از شیویسم کشمیر بود. فصلهای فلسفی کلیدی «تنترالوکا»، که لاکشمن جو خلاصه کرده، ۳۶ تتوا، شش مسیر، چهار اوپایا، سه مالا و «شاکتیپاتا» را در بر میگیرد. نخستین ترجمهی کامل انگلیسی را مارک دیچکوفسکی در ۲۰۲۳ منتشر کرد.
زیباییشناسی و نظریهی رسا
پاسخ مستقیم: شرحش بر «ناتیاشاستر» او را در فلسفهی هنر ماندگار کرده است.
ویکیپدیا مینویسد «ابهیناواباراتی»، شرح بلند و پیچیدهی او بر «ناتیاشاستر» بهاراتا مونی، از مهمترین عوامل شهرتش تا امروز بوده و سهم او در نظریهی «رسا» (چشایی زیباییشناختی) مهمترین مشارکتش است. او همچنین «دهوینیالوکالوچنا»، شرحی بر اثر آناندَوَردهَنه، نوشته است. ما محتوای نظریهی رسا را شرح نمیدهیم، چون در منابع خود فقط نام و جایگاه آن را دیدیم.
نقد و محدودیتها
پاسخ مستقیم: زندگینامهاش بیشتر از گفتههای خودش و مفسران میآید و برخی ادعاها افسانهایاند.
برخی از ادعاها روایت سنتیاند: «زادهی یوگینی»، شش ویژگی لازم برای دریافت «شاکتیپاتا» که جایاراتا به او میدهد، و افسانهی رفتن با ۱۲۰۰ شاگرد به غار بایرام. محدودیتها: نخست، اطلاعات ما دربارهی او تقریباً همه از متنهای سنتی و مفسر او جایاراتا میآید. دوم، متنهای بسیار آیینی (مانند فصل ۲۹ «تنترالوکا» دربارهی آیین کائولا) را ما بررسی نکردیم و وارد جزئیات آیینی نمیشویم. سوم، اصطلاح «شیویسم کشمیر» خود نامی متأخر است.
شواهد: بیان هیجانهای «ناتیاشاستر»
پاسخ مستقیم: در پژوهشی ۲۰۰۰ دانشجویان آمریکایی و هندی هیجانهای «ناتیاشاستر» را با دقت بالا (۶۵ درصد) شناختند.

Hejmadi، Davidson و Rozin (۲۰۰۰، Psychological Science) فیلم ضبطشدهی بیانهای ده هیجان کلاسیک هندو را به شرکتکنندگان نشان دادند: خشم، انزجار، ترس، قهرمانی، شوخی و سرگرمی، عشق، آرامش، اندوه، شرم و شگفتی. بهگفتهی چکیده، اینها (بهجز شرم) و شیوهی نمایششان حدود ۲۰۰۰ سال پیش در «ناتیاشاستر» توصیف شده و امروز در رقص کلاسیک هندو اجرا میشود؛ بیانها پویا و شامل چهره و بدن، بهویژه دستها است. هر هیجان در سه نسخهی بیانی و ۱۵ بیان خنثی ارائه شد (۴۵ بیان در کل). دانشجویان آمریکایی و هندی در دو قالب پاسخ دادند: قالب بسته (۱۰ نام هیجان و «خنثی») و قالب آزاد. شرکتکنندگان هر دو کشور دقیق بودند: ۶۵ درصد پاسخ درست در قالب بسته (انتظار تصادفی ۹ درصد) و ۶۱ درصد در پاسخ آزاد (انتظار نزدیک صفر).
این پژوهش دربارهی «ناتیاشاستر» است نه آبهیناواگوپتا و نه نظریهی رسا (چشایی زیباییشناختی)؛ فقط نشان میدهد بیانهای توصیفشده در آن متن از نظر شناخت هیجان بین فرهنگی تا حدی قابلتشخیصاند. چکیده شمار شرکتکنندگان را نمیگوید و ما بازتولید مستقل آن را بررسی نکردیم.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا «تنترالوکا» اثر او است؟ | بله؛ ۳۷ فصل، ترکیب تریکا |
| آیا شرح «ابهیناواباراتی» از او است؟ | بله؛ شرحی بر «ناتیاشاستر» |
| آیا ۱۰۱۶ سال مرگ او است؟ | تقریبی؛ ۱۰۱۵ تا ۱۰۲۵ بسته به منبع |
| آیا «زادهی یوگینی» بود؟ | اعتقاد سنتی؛ تأییدپذیر نیست |
| آیا با ۱۲۰۰ شاگرد به غار رفت؟ | افسانه؛ تأییدپذیر نیست |
| آیا پژوهش هیجانها نظریهی رسا را ثابت میکند؟ | خیر؛ فقط بیان هیجانهای «ناتیاشاستر» را سنجید |
او را چطور بخوانیم؟
- آبهیناواگوپتا را «نظامساز و شارح» بخوانید: آثارش مستندند، ولی بسیاری از جزئیات زندگیاش بر گفتههای خود او و مفسران سنتی تکیه دارد.
- «شیویسم کشمیر» را اصطلاحی متأخر و پرمناقشه بدانید.
- تجربهی «شاکتیپاتا» و رهایی را «ادعای عرفانی سنتی» بخوانید، نه ادعای قابلآزمون.
- متنهای آیینی کائولا را بدون استاد و راهنمای شایسته اجرا نکنید؛ ما بر آنها توصیهی عملی نمیدهیم.
- اگر برای آرامش تمرین میکنید، آن را مکمل بدانید؛ برای تمرین توجه آستانه را ببینید.
جمعبندی
آبهیناواگوپتا فیلسوف و عارف کشمیری حدود ۹۵۰ تا ۱۰۱۶ است که «تنترالوکا» را نوشت و در «ابهیناواباراتی» بر «ناتیاشاستر» شرح داد و به نظریهی رسا سهم داد. آثارش مستند و بسیاری از جزئیات زندگیاش سنتی یا افسانهای است، و «شیویسم کشمیر» نامی متأخر است. پژوهش ۲۰۰۰ نشان داد هیجانهای «ناتیاشاستر» بین فرهنگی تا حدی شناخته میشوند، ولی آن را نمیتوان شاهدی برای خود نظریهی رسا یا ادعاهای عرفانی دانست.
منابع
- ویکیپدیا؛ Abhinavagupta، Tantrāloka و Kashmir Shaivism.
- Hejmadi A، Davidson RJ، Rozin P. Exploring Hindu Indian emotion expressions: evidence for accurate recognition by Americans and Indians. Psychol Sci. 2000.
- تصویر شاخص: طرح گرافیکی ذنیران؛ عکس معتبر و صریحاً آزادی برای استفاده نیافتیم.
طبق ویکیپدیا، آبهیناواگوپتا (حدود ۹۵۰ تا ۱۰۱۶ میلادی) فیلسوف، عارف و زیباییشناس کشمیری بود و او را در موسیقی، شعر، نمایش، تفسیر، کلام و منطق هم پرنفوذ میدانند. بیش از ۳۵ اثر نوشت که بزرگترینشان «تنترالوکا» است؛ رسالهای دایرهالمعارفی در سنتهای کائولا و تریکا (امروز «شیویسم کشمیر»).
طبق ویکیپدیا، «روشنسازی تانترا» ترکیبی است از تمام نظام تریکا که ۶۴ آگامای یکتاگرا و مکتبهای تانترا را در ۳۷ فصل گرد میآورد و جنبههای آیینی و فلسفی را بررسی میکند. «تنتراسارا» خلاصهی منثور آن است. نخستین ترجمهی کامل انگلیسی را مارک دیچکوفسکی در ۲۰۲۳ پس از ۴۵ سال کار منتشر کرد، و ترجمهی ایتالیایی رانیرو گنولی ویرایش دوم دارد.
نه. طبق ویکیپدیا این لقبی بود که از استادش گرفت و معنایش «شایستگی و اعتبار» است؛ جایاراتا چند معنای دیگر هم برایش آورده («همیشه هوشیار»، «حاضر در همهجا»، «در پناه ستایشها»). رانیرو گنولی میگوید «آبهیناوا» به معنی «نو» هم هست، اشاره به نیروی همیشهنوی تجربهی عرفانی او.
ویکیپدیا مینویسد مهمترین اثر او در فلسفهی هنر «ابهیناواباراتی»، شرحی بلند و پیچیده بر «ناتیاشاستر» بهاراتا مونی است، و مهمترین سهم او در نظریهی رسا (چشایی زیباییشناختی) بود. «ناتیاشاستر» خود حدود ۲۰۰۰ سال پیش نوشته شده و هیجانهایی چون خشم، ترس، عشق و شگفتی را وصف میکند.
تا حدی. Hejmadi، Davidson و Rozin (۲۰۰۰، Psychological Science) فیلم ده هیجان کلاسیک هندو را به دانشجویان آمریکایی و هندی نشان دادند و هر دو گروه با دقت چشمگیری (۶۵ درصد در انتخاب بسته و ۶۱ درصد در پاسخ آزاد) آنها را شناختند. این پژوهش دربارهی بیان هیجانهای «ناتیاشاستر» است، نه دربارهی نظریهی رسا یا شرح آبهیناواگوپتا.
طبق ویکیپدیا، افسانهای میگوید او با ۱۲۰۰ شاگرد، در حال خواندن «بهیراوا ستوا»، به غاری در تپهی بایرام در بیروه رفت و دیگر دیده نشدند؛ زمان مرگ بسته به منبع بین ۱۰۱۵ تا ۱۰۲۵ میآید. این روایت افسانهای است و ما برای آن مدرکی ندیدیم.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

