آنی بسانت کیست؟ تئوسوفی، «شکل‌های فکر» و نگاه علمی

دو عکس آنی بسانت؛ در سمت چپ سال ۱۸۸۸ و در سمت راست حدود ۱۹۱۰

فهرست مطالب

پاسخ کوتاه: آنی بسانت (Annie Besant، ۱ اکتبر ۱۸۴۷ تا ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۳) فعال اجتماعی و سخنور انگلیسی بود که از آزاداندیشی و سوسیالیسم به تئوسوفی رسید، از ۱۹۰۷ رئیس انجمن تئوسوفی شد و در ۱۹۱۷ نخستین زن رئیس کنگره‌ی ملی هند. زندگی و فعالیت اجتماعی او مستند است. اما دیدن «شکل‌های فکر» و ساختار اتم‌ها با «روشن‌بینی» که با لیدبیتر ادعا کرد، شاهد علمی ندارد.

اگر مقاله‌ی چارلز لیدبیتر یا هلنا بلاواتسکی را خوانده باشید، نام بسانت را آنجا دیده‌اید. اینجا زندگی، کتاب‌ها، ادعاها و ارزیابی علمی او را کنار هم می‌گذاریم و هر جا چیزی فقط گفته‌ی خود او و همکارانش است، می‌گوییم.

آنی بسانت کیست؟

پاسخ مستقیم: زنی که در ۲۰ سالگی با یک کشیش ازدواج کرد، در ۱۸۷۳ از او جدا شد، در انجمن سکولار ملی و فابیان‌ها فعال بود، در ۱۸۹۰ به تئوسوفی پیوست و بعدها هم رهبر تئوسوفی شد و هم رهبر جنبش خودگردانی هند.

ویکی‌پدیا او را «سوسیالیست، تئوسوفیست، فراماسون، آموزگار و فعال حقوق زنان، خودگردانی و ناسیونالیسم هند» می‌نامد. مارگارت کول او را «بهترین سخنران و سازمان‌دهنده‌ی زن زمانش» می‌خواند.

زندگی آنی بسانت

خط زمانی زندگی آنی بسانت در هشت ایستگاه از تولد ۱۸۴۷ تا مرگ ۱۹۳۳
هشت ایستگاه زندگی آنی بسانت.
چهار فصل زندگی بسانت: آزاداندیشی، سوسیالیسم و کار، تئوسوفی و سیاست هند
چهار فصل زندگی بسانت.

کودکی، ازدواج و جدایی

آنی وود در ۱۸۴۷ در لندن به‌دنیا آمد. پدرش پزشک بود و در کودکی او درگذشت؛ مادرش ایرلندی کاتولیک بود. آنی تا ۱۶ سالگی نزد الن مریات پرورش یافت. در ۱۸۶۷، در ۲۰ سالگی، با کشیش فرانک بسانت ازدواج کرد و دو فرزند به‌نام آرتور و مابل داشت. بعد از بیماری مابل در ۱۸۷۱ در ایمانش به‌تردید افتاد و در ۱۸۷۳ از همسرش جدا شد. در ۱۸۷۸ فرانک با استدلال «نالایقی» او پس از جنجال کنترل زاد و ولد حضانت هر دو فرزند را گرفت. بعدها با هر دو آشتی کرد.

آزاداندیشی و محاکمه‌ی ۱۸۷۷

از ۱۸۷۴ برای نشریه‌ی «ناشنال ریفورمر» انجمن سکولار ملی نوشت و با چارلز بردلاف همکار شد. در ۱۸۷۷ هر دو به‌خاطر انتشار کتاب «ثمره‌های فلسفه» چارلز نولتون درباره‌ی کنترل زاد و ولد محاکمه و محکوم شدند، ولی تا زمان تجدیدنظر آزاد بودند و حکم بعدها به دلیل یک نکته‌ی فنی حقوقی لغو شد. او از بنیان‌گذاران انجمن مالتوسی هم بود و کتاب «قانون جمعیت» (۱۸۷۸) را نوشت. از ۱۸۷۹ تا ۱۸۸۲ هم علوم فیزیکی می‌خواند و گواهی‌هایش را با پست برایش فرستادند، چون مؤسسه از شهرت فعالیتش ناراحت بود.

سوسیالیسم و کار (۱۸۸۵ تا ۱۸۸۹)

بسانت در ۱۸۸۵ به فابیان‌ها پیوست و بعد به فدراسیون سوسیال دموکرات. در «یکشنبه‌ی خونین» (۱۳ نوامبر ۱۸۸۷) در میدان ترافالگار سخنران بود و خود را برای بازداشت معرفی کرد. در ۱۸۸۸ برای «هیئت مدارس لندن» در تاور همله‌تس با بیش از ۱۵ هزار رأی نخست شد. او را با اعتصاب دختران کبریت‌ساز ۱۸۸۸ هم می‌شناسند؛ اما لوئیز رائو در پژوهش ۲۰۱۱ می‌گوید شواهد اولیه اجازه نمی‌دهد باور کنیم او اعتصاب را رهبری کرد. او در اعتصاب بارانداز ۱۸۸۹ هم به بن تیلت کمک کرد.

رسیدن به تئوسوفی (۱۸۸۹ تا ۱۸۹۵)

در ۱۸۸۹ نقد «دکترین سری» را برای «پال مال گازت» نوشت، در پاریس با بلاواتسکی دیدار کرد و تئوسوفی را پذیرفت؛ در ۱۸۹۰ عضویت فابیان‌ها را رها کرد. پس از مرگ بلاواتسکی (۱۸۹۱) یکی از رهبران تئوسوفی شد و در ۱۸۹۳ انجمن را در مجمع جهانی ادیان شیکاگو نمایندگی کرد. همان سال برای نخستین‌بار به هند رفت. پس از اختلافی، شاخه‌ی آمریکایی به‌صورت سازمان مستقل جدا شد. در ۱۸۹۴ لیدبیتر را در لندن دید و ماجرای همکاری آنها آغاز شد.

ریاست انجمن و ماجرای کریشنامورتی

در ۱۹۰۷ رئیس انجمن شد. کالج هندوی مرکزی بنارس را بر پایه‌ی اصول تئوسوفی بنیان گذاشت که ۱۹۱۷ به دانشگاه هندوی بنارس پیوست. در ۱۹۰۹ لیدبیتر پسری ۱۴ ساله، جیدو کریشنامورتی، را «ظرف» احتمالی «معلم جهانی» اعلام کرد. بسانت قیم او شد. ویکی‌پدیا می‌نویسد این ماجرا سال‌ها آشوب و انشعاب در انجمن را در پی داشت. کریشنامورتی در ۱۹۲۹ نقش را رد و «فرمان ستاره‌ی شرق» را منحل کرد. بسانت می‌کوشید دیدگاه او را بپذیرد و دوستی‌شان ادامه یافت.

سیاست هند (۱۹۱۴ تا ۱۹۳۳)

در جنگ جهانی اول با شعار «نیاز انگلستان، فرصت هند است» روزنامه‌ی «نیو ایندیا» را منتشر کرد و در ۱۹۱۶ همراه تیلاک «لیگ خودگردانی تمام هند» را بنیان گذاشت. در ژوئن ۱۹۱۷ بازداشت و در یک ایستگاه کوهستانی نگه‌داری شد؛ پس از فشار کنگره و لیگ مسلمانان، در سپتامبر آزاد شد و در دسامبر نخستین زن رئیس کنگره‌ی ملی هند شد. گاندی و نهرو با احترام از تأثیر او گفته‌اند. او تا پایان عمر برای استقلال کار کرد و ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۳ در آدیار درگذشت.

روش و ادعاها: روشن‌بینی و شکل‌های فکر

پاسخ مستقیم: بسانت و لیدبیتر ادعا می‌کردند با «روشن‌بینی» شکل و رنگ فکر و هیجان را در هاله می‌بینند و حتی ساختار اتم‌ها را. لیدبیتر نوشته بود او ۱۸۹۵ بسانت را روشن‌بین کرد؛ ویکی‌پدیا این را «به‌گفته‌ی» لیدبیتر نقل می‌کند. آنها همچنین گفتند «جهان، ماده، شکل‌های فکر و تاریخ بشر» را روشن‌بینانه بررسی کرده‌اند.

ادعاروایت بسانت و لیدبیتروضعیت
دیدن شکل فکر در هاله«شکل‌های فکر»؛ رنگ و شکل نشانه‌ی کیفیت و ماهیت فکرتأییدنشده؛ ویکی‌پدیا: شبه‌علم
دیدن ساختار اتم‌ها«اکالت شیمی» (۱۹۰۸)؛ مشاهده‌ی «بزرگ‌نمایی روشن‌بینانه»منتقدان: شبه‌علم
دیدن شکل موسیقیصفحه‌هایی برای موسیقی مندلسون، گونو و واگنرتجربه‌ی ذهنی؛ بدون آزمون مستقل
تأیید «معلم جهانی» بودن کریشنامورتیاعلام لیدبیتر و حمایت بسانتخودش در ۱۹۲۹ رد کرد
روشن‌بین شدن بسانت با کمک لیدبیترنامه‌ی ۱۸۹۵ لیدبیترفقط روایت لیدبیتر

«شکل‌های فکر»؛ کتاب و تصویرها

پاسخ مستقیم: «شکل‌های فکر: گزارشی از پژوهش روشن‌بینانه» (Thought-Forms) کتابی از بسانت و لیدبیتر است. ویکی‌پدیا در یک بخش ۱۹۰۵ و در بخش دیگر ژانویه‌ی ۱۹۰۱ را سال انتشار می‌نویسد؛ مقاله‌ی نقل‌شده از بریین ۱۹۰۱ را می‌گوید. نقاشی‌ها را جان وارلی جوان و دو نقاش دیگر بر پایه‌ی توصیف آنها کشیدند.

سه اصل شکل‌های فکر: کیفیت فکر رنگ را، ماهیت فکر شکل را و قطعیت فکر وضوح لبه را تعیین می‌کند
سه اصل «شکل‌های فکر» طبق متن کتاب.

کتاب می‌گوید «افکار چیزند». جدول رنگ‌های آن ۲۵ رنگ دارد، از «معنویت عالی» (آبی روشن) تا «بدخواهی» (سیاه). مثال‌هایش شامل خشم کشنده (دشنه‌ای در جهت قربانی)، ترس ناگهانی (هلال‌هایی با رنگ خاکستری مرگبار که بعد قرمز می‌شود)، فکر عاشقانه (صورتی)، وابستگی خودخواهانه (چنگک‌های کدر) و موسیقی است. نویسندگان تأکید می‌کنند این تصاویر «خیالی نیستند» و بازنمایی شکل‌های «واقعاً دیده‌شده» از مردم عادی‌اند.

شکل فکر ترس ناگهانی از کتاب شکل‌های فکر؛ هلال‌هایی خاکستری که کم‌کم قرمز می‌شوند
«ترس ناگهانی»، شکل ۲۷ کتاب شکل‌های فکر؛ مالکیت عمومی، ویکی‌مدیا کامنز.

به‌نوشته‌ی ویکی‌پدیا، این کتاب بر هنر مدرن اثر گذاشت. پروفسور الوود می‌گوید کتاب «بیان نقاشانه‌ی شکل‌ها و نیروهای زیرین جهان مرئی» را پیشنهاد کرد و ویکی‌پدیا نفوذ آن بر کاندینسکی را هم نقل می‌کند. بنیامین بریین، مورخ، می‌گوید بسانت و لیدبیتر «جای برجسته‌تری در تاریخ هنر انتزاعی» دارند. برای زمینه‌ی همین فضای فرهنگی، مقاله‌ی هیلما آف کلینت را ببینید.

مفاهیم نزدیک: هاله انرژی، کالبد ذهنی (که کتاب آن را مسئول شکل‌های فکر می‌داند) و کالبد اختری.

کتاب‌های بسانت

اثرسالنکته
The Law of Population۱۸۷۸جزوه درباره‌ی جمعیت و کنترل زاد و ولد؛ پرفروش
Thought-Forms (با لیدبیتر)۱۹۰۱ (یا ۱۹۰۵)تصویرهای رنگی شکل فکر؛ ۲۵ رنگ
Occult Chemistry (با لیدبیتر)۱۹۰۸«توصیف روشن‌بینانه»ی اتم‌ها؛ مشاهدات ۱۸۹۵ تا ۱۹۳۳
Autobiography—روایت راه او از سوسیالیسم به تئوسوفی
New Indiaروزنامهصدای جنبش خودگردانی

ارزیابی علمی: شکل فکر، اتم‌ها و رنگ‌ها

پاسخ مستقیم: زندگی اجتماعی و سیاسی بسانت قابل‌بررسی است، ولی ادعای دیدن شکل فکر و ساختار اتم با «روشن‌بینی» شاهد مستقل ندارد. ویکی‌پدیا هر دو را شبه‌علم می‌خواند.

نمودار سه سطح ارزیابی آنی بسانت: آنچه مستند است، آنچه محل بحث است و آنچه تأییدپذیر نیست
سه سطح برای خواندن بسانت.

شکل فکر و «اکالت شیمی»

درباره‌ی «شکل‌های فکر» ویکی‌پدیا می‌نویسد علم آن را شبه‌علم می‌داند، چون بر ادراک فراحسی تکیه دارد. درباره‌ی «اکالت شیمی» هم منتقدان آن را شبه‌علم می‌دانند و فیلیپ بال می‌گوید بیشتر دانشمندان آن را جدی نگرفتند. نکته‌ی جالب این است که بسانت خودش علوم فیزیکی خوانده بود و در مقاله‌ی ۱۸۹۶ از رونتگن و «ارتعاش‌ها و اتر» نام برد تا به نوشته‌اش رنگ علمی بدهد. این نشان می‌دهد او می‌خواست روشن‌بینی را با زبان علم بیان کند، نه اینکه آزمایش مستقل ارائه دهد.

رنگ و هیجان در پژوهش امروز

روان‌شناسی امروز واقعاً درباره‌ی رنگ و هیجان پژوهش می‌کند. در پژوهش جوناوسکایته و همکاران (۲۰۲۰) ۴۵۹۸ نفر از ۳۰ کشور ۲۰ مفهوم هیجانی را با ۱۲ واژه‌ی رنگ جفت کردند و شباهت الگوها میان کشورها زیاد بود (r برابر ۰٫۸۸)، اما زبان و جغرافیا هم اثر داشت. یعنی در تداعی رنگ و هیجان بخشی «جهانی» و بخشی فرهنگی هست. این یافته چیزی درباره‌ی دیدن شکل فکر نمی‌گوید؛ فقط توضیح می‌دهد چرا مثلاً قرمز با خشم و آبی با آرامش در بسیاری از فرهنگ‌ها جفت می‌شود و چرا جدول رنگ بسانت برای خواننده «حس منطقی» دارد.

خلاصه‌ی پژوهش ۲۰۲۰ درباره‌ی رنگ و هیجان: ۴۵۹۸ شرکت‌کننده، ۳۰ کشور، الگوی مشترک جهانی و تفاوت محلی
پژوهش ۲۰۲۰ درباره‌ی رنگ و هیجان.

لیدبیتر و همکاری او

ارزیابی ادعاهای بسانت از ادعاهای لیدبیتر جدا نیست. او پس از جنجال ۱۹۰۶، به‌گفته‌ی ویکی‌پدیا، از بازگشت لیدبیتر در ۱۹۰۸ حمایت کرد و «هرگز او را رها نکرد»؛ اتهام‌های بعدی به‌نوشته‌ی همان منبع هرگز ثابت نشد. درباره‌ی لیدبیتر در مقاله‌ی جداگانه نوشته‌ایم.

پرسشپاسخ بر پایه‌ی منابع
آیا بسانت در سیاست هند نقش داشت؟بله؛ لیگ خودگردانی و ریاست کنگره‌ی ملی ۱۹۱۷
آیا او رهبر اعتصاب کبریت‌سازها بود؟محل بحث؛ رائو (۲۰۱۱) می‌گوید شواهد این را نشان نمی‌دهد
آیا شکل فکر دیده شده است؟شاهد مستقل نداریم؛ ویکی‌پدیا: شبه‌علم
آیا ساختار اتم‌ها با روشن‌بینی دیده شد؟خیر؛ منتقدان: شبه‌علم
آیا کریشنامورتی «معلم جهانی» شد؟خیر؛ در ۱۹۲۹ نقش را رد کرد

او را چطور بخوانیم؟

  • زندگی اجتماعی و سیاسی بسانت را از ادعاهای روشن‌بینانه جدا کنید؛ مورد اول مستند است.
  • «شکل‌های فکر» را به‌عنوان یک متن تئوسوفی و منبع الهام هنری بخوانید، نه گزارش علمی.
  • برای شناخت زمینه، مقاله‌های دورا کانز (شاگرد لیدبیتر)، رودولف اشتاینر و کالبدهای هفتگانه را ببینید.
  • برای تمرین‌های آرام‌سازی و آگاهی از افکار می‌توانید آستانه را هم ببینید؛ این محصول جایگزین مشاوره یا درمان نیست.

برای نویسنده‌ای که از همین انجمن بیرون رفت و راه خود را ساخت، آلیس بیلی را بخوانید.

برای پسری که تئوسوفی‌ها او را برای نقش معلم جهانی پرورش دادند و در ۱۹۲۹ سازمانش را منحل کرد، کریشنامورتی را ببینید.

جمع‌بندی

آنی بسانت یکی از اثرگذارترین زنان قرن نوزدهم و بیستم در سیاست، آموزش و تئوسوفی بود. زندگی و کارهای عمومی او مستند است. اما شکل‌های فکر و ساختار اتم‌ها که او و لیدبیتر «دیدند» بدون شاهد مستقل مانده است. می‌توانید او را به‌عنوان چهره‌ای تاریخی و کتابش را به‌عنوان اثری الهام‌بخش برای هنرمندان بخوانید، به شرط اینکه ادعا را از واقعیت جدا کنید.

منابع

آنی بسانت کیست؟

آنی بسانت (۱۸۴۷ تا ۱۹۳۳) فعال اجتماعی، سخنران، تئوسوفیست و از رهبران جنبش خودگردانی هند بود. او از ۱۹۰۷ رئیس انجمن تئوسوفی بود، در ۱۹۱۷ نخستین زن رئیس کنگره‌ی ملی هند شد و با لیدبیتر کتاب «شکل‌های فکر» را نوشت.

کتاب «شکل‌های فکر» درباره‌ی چیست؟

کتابی از بسانت و لیدبیتر درباره‌ی «دیدن» شکل و رنگ فکر و هیجان در هاله. بر پایه‌ی سه اصل است: کیفیت فکر رنگ را، ماهیت آن شکل را و قطعیتش وضوح لبه را مشخص می‌کند. ویکی‌پدیا آن را از دید علم «شبه‌علم» می‌داند.

رابطه‌ی بسانت با لیدبیتر چه بود؟

آنها از ۱۸۹۴ همکار نزدیک بودند. لیدبیتر ادعا کرد او را در ۱۸۹۵ روشن‌بین کرده و با هم «اکالت شیمی» و «شکل‌های فکر» را نوشتند. بسانت در ۱۹۰۸ از بازگشت او به انجمن پس از جنجال ۱۹۰۶ حمایت کرد. اتهام‌های بعدی علیه لیدبیتر هرگز ثابت نشد، به‌نوشته‌ی ویکی‌پدیا.

بسانت و کریشنامورتی چه رابطه‌ای داشتند؟

لیدبیتر ۱۹۰۹ کریشنامورتی ۱۴ ساله را «ظرف» احتمالی «معلم جهانی» دانست و بسانت قیم او شد. کریشنامورتی در ۱۹۲۹ این نقش را رد و «فرمان ستاره‌ی شرق» را منحل کرد. دوستی آنها تا آخر عمر بسانت ادامه داشت.

آیا «شکل‌های فکر» علمی تأیید شده است؟

نه. ویکی‌پدیا می‌نویسد علم شکل فکر را شبه‌علم می‌داند. پژوهش‌های روان‌شناسی رنگ و هیجان تداعی‌های رایجی را نشان می‌دهند، ولی نشان نمی‌دهند کسی هاله یا شکل فکر ببیند.

چرا نام بسانت هنوز مطرح است؟

چون او هم در تاریخ سیاسی هند و حقوق زنان نقش داشت و هم در تئوسوفی. «شکل‌های فکر» به‌گفته‌ی منابع بر هنر انتزاعی هم اثر گذاشت و دانشگاه هندوی بنارس از دل کالج هندوی مرکزی او برآمد.

روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!

میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0

هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

نویسنده: تیم تحریریه ذنیران

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت‌نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد