پاسخ کوتاه: جین رابرتز (Jane Roberts، ۸ مه ۱۹۲۹ تا ۵ سپتامبر ۱۹۸۴) نویسنده، شاعر و نویسندهی داستان علمیتخیلی آمریکایی بود که از ۱۹۶۳ گفت در خلسه صدای شخصیتی به نام «ست» را بیان میکند. نوشتههای ست که با نام «مجموعهی ست» شناخته میشود، بر جنبش عصر نو و ایدهی «تو واقعیت خودت را میسازی» اثر گذاشت. زندگی و کتابهای رابرتز مستند است، اما ادعای وجود ست بهعنوان موجودی مستقل شاهد علمی ندارد.
اگر مقالهی ادگار کیسی یا لئونورا پایپر را خوانده باشید، با «واسطهگری» و خلسه آشنایید. اینجا همان موضوع را در نسخهی آمریکای دههی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میبینیم و هر جا چیزی فقط گفتهی رابرتز و اطرافیانش است، آن را همانطور نقل میکنیم.
جین رابرتز کیست؟
پاسخ مستقیم: زنی که در فقر و بیماری بزرگ شد، شاعر و نویسندهی داستان کوتاه بود و بعد از یک تجربهی ناگهانی در ۱۹۶۳ بههمراه همسرش رابرت باتس جلسههایی برگزار کرد که در آن بهگفتهی خودش «ست» از زبان او سخن میگفت.
ویکیپدیا او را «از شاخصترین چهرههای دنیای پدیدههای فراطبیعی» مینامد. کاترین آلبانیز، استاد تاریخ ادیان دانشگاه شیکاگو، میگوید «مجموعهی ست» در دههی ۱۹۷۰ «آگاهی سراسری» از روند کانالگری را راه انداخت.
زندگی جین رابرتز

کودکی در سراتوگا اسپرینگز
رابرتز در آلبانی ایالت نیویورک بهدنیا آمد و در سراتوگا اسپرینگز بزرگ شد. والدینش وقتی او دو ساله بود از هم جدا شدند و او با مادرش در خانهی پدربزرگ و مادربزرگ مادری زندگی کرد. مادرش از ۱۹۳۲ به آرتریت روماتوئید مبتلا شد و بعدها بستری ماند؛ جین مسئول مراقبت او بود. بهنوشتهی ویکیپدیا، خودش هم از کودکی کولیت و بعدها پرکاری تیروئید داشت و بخشی از ۱۹۴۰ و ۱۹۴۱ را در یتیمخانهای کاتولیک گذراند. بعد از مرگ پدربزرگ، که با او پیوند عمیق «عرفانی» داشت، از باور مذهبی به نگاه علمی روی آورد.
شعر، داستان و ازدواج
از ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۰ با بورس شعر در کالج اسکیدمور درس خواند. بعد با والت زه ازدواج کرد و کار کرد، از جمله سردبیر بخش اجتماعی روزنامهی سراتوگا بود. در فوریهی ۱۹۵۴ با رابرت باتس، هنرمند تجاری سابق، آشنا شد و از آن پس زندگیشان به هم گره خورد. او شعر، داستان کوتاه، ادبیات کودک، علمیتخیلی و رمان مینوشت و تنها زنی بود که در ۱۹۵۶ به نخستین نشست نویسندگان علمیتخیلی در میلفورد پنسیلوانیا دعوت شد. داستانهایش در «مجلهی فانتزی و علمیتخیلی» (۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹) منتشر شد. در ۱۹۶۰ به المیرا در ایالت نیویورک رفتند؛ رابرت در شرکت کارت تبریک و جین در یک گالری هنری کار میکرد.
تجربهی ۱۹۶۳ و آغاز جلسهها
رابرتز نوشت در یک عصر سپتامبر ۱۹۶۳، وقتی سرگرم شعر بود، «بین یک دقیقهی عادی و دقیقهی بعد، بهمنی خارقالعاده از ایدههای تازه» به ذهنش ریخت؛ انگار «جهان فیزیکی نازکتر از کاغذ دستمالی» بود. بعد از آن خوابهایش را بهیاد آورد و دو خواب پیشگویانه دید. او و باتس که هیچکدام تا آن زمان به حواس فراحسی باور نداشتند، برای نوشتن کتابی دربارهی ESP شروع به آزمایش کردند.
در اواخر ۱۹۶۳ از تختهی اویجا استفاده کردند. بهگفتهی خود آنها، از ۲ دسامبر ۱۹۶۳ پیامهای پیوستهای از شخصیتی مذکر آمد که خود را «ست» نامید. هفت جلسهی نخست فقط با تخته بود و در ۲ ژانویهی ۱۹۶۴ رابرتز نخستینبار پیامها را دیکته کرد. رابرتز بعدها نوشت ست را ابتدا فانتزی ناخودآگاه خودش میدانست، شخصیت خود را زیر نظر گرفت و نزد یک روانشناس رفت.
روش و ادعاها: جلسههای خلسه
پاسخ مستقیم: رابرتز در جلسهها وارد خلسه میشد، ست «کنترل بدن» او را به دست میگرفت و از زبان او حرف میزد. رابرت باتس با شکلنویسی خودساخته آنها را یادداشت میکرد.
ویکیپدیا مینویسد او در ۲۱ سال تا مرگش بیش از ۱۵۰۰ جلسهی منظم یا خصوصی داشت. جلسههای «کلاس ESP» از سپتامبر ۱۹۶۷ تا فوریهی ۱۹۷۵ برگزار میشد و صدها نفر شاهد آن بودند. رابرتز میگفت بعد از جلسه محتوا را بهیاد نمیآورد و اغلب متن را میخواند. او همچنین گفت دیدگاههای چند چهرهی دیگر مثل ویلیام جیمز، رامبرانت و پل سزان را بهروش «نوشتن خودکار» دریافته است.
| ادعا | روایت رابرتز و اطرافیانش | وضعیت |
|---|---|---|
| ست موجودی مستقل است | «جوهر شخصیتی انرژی» که دیگر در ماده تمرکز ندارد | تأییدنشده؛ رابرتز نیز ابتدا شک داشت |
| پیامها در خلسه میآیند | ست از زبان او سخن میگوید؛ صدا و لحن عوض میشود | گزارش شخصی و شهادت حاضران |
| محتوا فراتر از دانش رابرتز بود | خودش میگفت کیفیت مطالب «بسیار برتر» از توان او بود | آلکاک: تفاوت میان کلاهبرداری و تولید ناخودآگاه قابلتشخیص نیست |
| اظهارنظر دربارهی رویدادهای جهانی | اشاره به رویدادهایی مثل جونزتاون و حادثهی تری مایل آیلند | بدون ارزیابی مستقل |
| دیدگاههای دیگران از طریق او | سزان، جیمز و رامبرانت | تجربهی ذهنی؛ بدون آزمون مستقل |
ایدههای اصلی «مجموعهی ست»
پاسخ مستقیم: متنها میگویند آگاهی ماده را میسازد و هر فرد با فکر، احساس و باورش واقعیت خود را شکل میدهد. «نقطهی قدرت» هم در لحظهی حال است.

ویکیپدیا از کتابها جملهای نقل میکند: «اگر میخواهی دنیایت را عوض کنی، نخست باید افکار، انتظارها و باورهایت را عوض کنی.» کتابها همچنین تناسخ، کارما، زندگیهای گذشته، تجربهی پس از مرگ، «واقعیتهای محتمل» و خود را بهعنوان یک «گشتالت» شرح میدهند. اگر به باورهای مرتبط علاقه دارید، مقالههای زندگیهای گذشته و کارما چیست را ببینید.
وُوتر هانگراف، استاد تاریخ فلسفهی هرمسی دانشگاه آمستردام، میگوید این ایدهها بر دیگر نویسندگان عصر نو اثر گذاشت و اصطلاحهایی مثل «خود برتر» در آن محیط رایج شد. رابرت فولر، مورخ ادیان، ست را راهنمای «معنویت بیکلیسای آمریکایی» مینامد. تأثیر او را با شرحی از ماریان ویلیامسن و دیپاک چوپرا و دیگران هم گفتهاند که ویکیپدیا نقل میکند.
کتابهای جین رابرتز
| اثر | سال | نکته |
|---|---|---|
| How to Develop Your ESP Power | ۱۹۶۶ | نخستین کتاب او دربارهی ESP؛ بعدها «ظهور ست» نام گرفت |
| The Seth Material | ۱۹۷۰ | خلاصهی جلسهها تا ۱۹۶۹ به قلم خود رابرتز |
| Seth Speaks | ۱۹۷۲ | نخستین کتاب «دیکتهشده» توسط ست |
| The Nature of Personal Reality | ۱۹۷۴ | دربارهی واقعیت شخصی؛ جملهی «تو واقعیت خودت را میسازی» را نیوپورت به آن نسبت میدهد |
| Adventures in Consciousness | ۱۹۷۵ | مقدمهای بر «روانشناسی جنبه» |
| The «Unknown» Reality (دو جلد) | ۱۹۷۷ و ۱۹۷۹ | از مجموعهی کتابهای ست |
| The Nature of the Psyche | ۱۹۷۹ | روان و بیان انسانی آن |
| The Individual and the Nature of Mass Events | ۱۹۸۱ | دربارهی رویدادهای جمعی |
| Oversoul Seven (سهگانه) | ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۴ | رمان دربارهی «روح کل» و تناسخ |
مجموع «کتابهای ست» ده جلد است و دو جلد آخر بهخاطر بیماری رابرتز ناقص ماندهاند. باتس در پانویسها و ضمیمهها نقش پررنگ داشت و ویکیپدیا او را همنویسندهی همهی کتابها میداند. رابرتز دعوی نویسندگی نداشت و خود را «واسطه» میدانست.
ارزیابی علمی: خلسه، کانالگری و ادعای ست
پاسخ مستقیم: وجود جلسهها و آثار رابرتز مستند است، ولی هیچ شاهد مستقلی نشان نداده که ست موجودی غیر از ذهن خود او بوده است. پژوهشهای امروز کانالگری را بیشتر بهعنوان یک تجربهی تجزیهای بررسی میکنند.

نقد منتقدان
جیمز آلکاک، روانشناس و منتقد پاراسایکولوژی، نوشت زمان و استعداد لازم برای نقشداشتن تقلب وجود داشته، اما «نمیتوانیم میان این امکان و امکان تولید ناخودآگاه تمایز بگذاریم» و در این شرایط نیازی به فرض هیچ عامل ماورایی نیست. کارن استولزنو، نویسندهی علمی، مینویسد بخش زیادی از کار رابرتز بهعنوان تقلید از فلسفهی مسیحی و شرقی نقد شده است. چارلز آپتون هم باور دارد متنها بر سوءتفاهم از مسیحیت و ادیان شرقی بنا شدهاند. ویکیپدیا از باتس نقل میکند که او و جین کمی دربارهی بودیسم، هندوئیسم، ذن، تائوئیسم و شمنیسم خوانده بودند و میان ایدههای ست و آموزههای شرقی شباهت میبینند. نقد دیگری از برخی گروههای مذهبی است که مجموعه را خطرناک یا شیطانی میدانند؛ این نقد دینی است، نه علمی.
دو پژوهش دربارهی تجربهی خلسه
ولاهبه و بوتزر (۲۰۲۰) با پرسشنامهی آنلاین ۸۳ نفر را که خود را «کانالگر خلسه» میدانستند بررسی کردند. اکثر آنها نشانههای تجزیهای یا روانپریشی در سطح آسیبشناختی نداشتند، شخصیت و همدلیشان تقریباً در حد هنجار بود، و اکثرشان اثر تجربه را مثبت گزارش کردند. این پژوهش دربارهی ویژگیهای کانالگران است، نه دربارهی درست بودن ادعاهایشان.

پرس و همکاران (۲۰۱۲) در پژوهشی مقدماتی ده «رواننگار» برزیلی را هنگام نوشتن در خلسه با SPECT بررسی کردند. در پنج نفر باتجربهتر، چند ناحیهی مغز هنگام نوشتن در خلسه فعالیت کمتری نسبت به نوشتن عادی داشت، و محتوای نوشتهشده پیچیدهتر بود. خود نویسندگان میگویند این یافته به تکرار و فرضیههای تبیینی نیاز دارد. این پژوهش دربارهی نوشتن در خلسه و تفاوت فعالیت مغز است؛ نه دربارهی رابرتز و نه دربارهی وجود ست.
چه چیزی میماند؟
| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا رابرتز جلسهها را برگزار کرد؟ | بله؛ بیش از ۱۵۰۰ جلسهی ثبتشده و آرشیو ییل |
| آیا ست موجود مستقلی است؟ | شاهد مستقل نداریم؛ خود رابرتز هم ابتدا شک داشت |
| آیا او فریبکار بود؟ | آلکاک میگوید میان تقلب و تولید ناخودآگاه نمیتوان فرق گذاشت |
| آیا «واقعیتت را میسازی» اثبات شده؟ | بهشکل هستیشناختی خیر؛ فقط ایدهای معنوی و روانشناختی است |
| آیا کانالگران بیمارند؟ | پژوهش ۲۰۲۰: اکثراً نه؛ ولی این یک نمونهی خودگزارشی است |
او را چطور بخوانیم؟
- رابرتز را بهعنوان نویسندهای که یکی از پرنفوذترین متنهای عصر نو را نوشت بخوانید، نه بهعنوان «گزارشگر» جهانی دیگر.
- آنچه گفتهی ست است را با نام ست و ادعا بخوانید و جداگانه ببینید کدام جمله قابل آزمون است. «باورهایم تجربهام را شکل میدهند» با پژوهشهای روانشناسی همخوانی تقریبی دارد، اما «باورم بدنم را میسازد و بیماریام را درمان میکند» ادعای قویتری است و نباید جای درمان پزشکی را بگیرد.
- برای مقایسه با کانالگران و واسطههای دیگر، مقالههای ادگار کیسی، آکاشیک رکوردز و رابرت مونرو را ببینید.
- برای کار با خواب و خودتلقینی، رویابینی آگاهانه و روش امیل کوئه را بخوانید.
- برای تمرینهای آرامسازی و آگاهی از باورها میتوانید آستانه را هم ببینید؛ این محصول جایگزین مشاوره یا درمان نیست.
نمونهی دیگری از ارتباطگیری معنوی در همان دوره، دوروتی مکلین و جامعهی فایندهورن است.
برای مقایسهی «صدای درون» با کانالگری رابرتز، آیلین کدی را ببینید.
برای نمونهای از مدرسی که در کلاسهای ست او شرکت کرده بود، جان فریدلندر را ببینید؛ این رابطه از معرفی خود او و ناشرانش است.
جمعبندی
جین رابرتز از کودکیای دشوار به نویسندهای رسید که ایدههایش بهگفتهی پژوهشگران ادیان بر عصر نو اثر گذاشت. جلسهها، کتابها و آرشیو او مستند است. اما اینکه ست کیست، میان «شخصیت مستقل» و «تولید ناخودآگاه» تصمیمناپذیر مانده و شاهد مستقلی برای گزینهی اول وجود ندارد. میتوانید او را بهعنوان یک تجربهی انسانی و ادبی جدی بگیرید، بهشرط اینکه ادعا و شاهد را از هم جدا کنید.
منابع
- Wikipedia؛ Jane Roberts و Seth Material.
- Wahbeh H، Butzer B. Characteristics of English-speaking trance channelers. Explore (NY). 2020.
- Peres JF و همکاران. Neuroimaging during trance state: a contribution to the study of dissociation. PLoS One. 2012.
- تصویر شاخص: طرح گرافیکی ذنیران؛ عکسی از رابرتز با مجوز آزاد یا مالکیت عمومی پیدا نشد.
جین رابرتز (۱۹۲۹ تا ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر آمریکایی بود که از ۱۹۶۳ گفت پیامهای شخصیتی به نام «ست» را دریافت میکند. او با همسرش، رابرت باتس، بیش از ۱۵۰۰ جلسهی خلسه ثبت کرد و کتابهایی مثل «مجموعهی ست» و «ست سخن میگوید» منتشر شد.
طبق روایت رابرتز، ست خود را «جوهر شخصیتی انرژی» مینامید که دیگر در مادهی فیزیکی متمرکز نیست. رابرتز در ابتدا نیز به منشأ او شک داشت و گاهی گفتههایش را «نظریه» میخواند. شاهد مستقلی برای وجود ست بهعنوان موجودی جدا از ذهن او وجود ندارد.
ویکیپدیا مینویسد این جمله «ممکن است» از جلسههای ست آمده باشد. جان نیوپورت آن را محور فکری «مجموعهی ست» میداند. ایده میگوید باورها و انتظارها تجربه و حتی بدن را شکل میدهند؛ این ادعا بهصورت هستیشناختی آزمونشده نیست.
بله. جیمز آلکاک، روانشناس و منتقد پاراسایکولوژی، نوشت نمیتوان میان کلاهبرداری و تولید ناخودآگاه تفاوت گذاشت و نیازی به فرض عامل ماورایی نیست. کارن استولزنو هم این آثار را تکرار فلسفههای مسیحی و شرقی دانسته است.
پژوهش ۲۰۲۰ روی ۸۳ کانالگر خلسه نشان داد اکثر آنها نشانهی آسیبشناختی نداشتند و اثر تجربه را مثبت میدانستند. این پژوهش گزارش شخصی است و منشأ محتوا را بررسی نمیکند. بنابراین ادعای ارتباط با موجودی غیرفیزیکی را ثابت نمیکند.
بهنوشتهی ویکیپدیا، «مجموعهی جین رابرتز» (MS 1090) در بخش دستنوشتهها و آرشیو کتابخانهی دانشگاه ییل نگهداری میشود: ۴۹۸ جعبه شامل ژورنال، شعر، نامه، ضبطهای صوتی و تصویری.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

