لوبسانگ رامپا و کتاب چشم سوم؛ داستان، جراحی پیشانی، افشای هویت و نقد

صومعه‌ی تبتی روی تپه با پرچم‌های دعا و کتابی بسته روی دیوار سنگی؛ تصویر شاخص مقاله‌ی لوبسانگ رامپا و کتاب چشم سوم

فهرست مطالب

پاسخ کوتاه: لوبسانگ رامپا نام نویسنده‌ی کتاب مشهور «چشم سوم» (The Third Eye) است که سال ۱۹۵۶ در لندن منتشر شد و ماجرای کودکی یک لامای تبتی و جراحی باز کردن چشم سوم در پیشانی‌اش را روایت می‌کند. تحقیقات بعدی نشان داد نویسنده در واقع مردی انگلیسی به نام سیریل هنری هاسکین بوده که هرگز به تبت نرفته بود. با این حال، کتاب او میلیون‌ها خواننده را با ایده‌ی چشم سوم آشنا کرد و هنوز هم یکی از پرخواننده‌ترین کتاب‌های این حوزه است.

کمتر کسی است که درباره‌ی چشم سوم جست‌وجو کرده باشد و به نام لوبسانگ رامپا برنخورده باشد. کتاب «چشم سوم» او برای بسیاری از علاقه‌مندان، اولین آشنایی با تبت، هاله‌ها و سفر روح بوده است. در این مقاله داستان کتاب، ادعای جراحی پیشانی، ماجرای افشای هویت نویسنده، کتاب‌های بعدی او و دلیل محبوبیت ماندگارش را بررسی می‌کنیم. اگر هنوز با مفهوم چشم سوم آشنا نیستید، پیشنهاد می‌کنیم ابتدا مقاله‌ی چشم سوم چیست را بخوانید.

لوبسانگ رامپا کیست؟

جواب کوتاه: لوبسانگ رامپا (T. Lobsang Rampa یا تیوزدی لوبسانگ رامپا) نامی است که سیریل هنری هاسکین (۱۹۱۰ تا ۱۹۸۱) با آن حدود بیست کتاب درباره‌ی تبت، چشم سوم، هاله و سفر روح نوشت. او ادعا می‌کرد روح یک لامای تبتی در بدنش زندگی می‌کند.

طبق روایت خود کتاب، رامپا پسر یک خانواده‌ی اشرافی در لهاسا بود که در دوران سیزدهمین دالایی لاما به دنیا آمد. ستاره‌شناسان تبتی سرنوشت او را پیشگویی کرده بودند و او در کودکی به صومعه‌ی پزشکی «چاکپوری» فرستاده شد تا لامای پزشک شود. اما در دنیای واقعی، هاسکین پسر یک لوله‌کش اهل پلیمپتون در منطقه‌ی دِوِن انگلستان بود. او در سال ۱۹۴۸ نام خود را به‌طور رسمی به «کارل کوان سو» تغییر داده بود و بعدها با نام رامپا شناخته شد.

عکس کاخ سفید و قرمز پوتالا روی تپه در لهاسا تبت؛ فضای داستان ادعایی کتاب چشم سوم رامپا
کاخ پوتالا در لهاسا؛ شهری که رامپا داستان کودکی و صومعه‌اش را در آن روایت کرد

داستان کتاب چشم سوم چیست؟

جواب کوتاه: کتاب «چشم سوم» زندگی‌نامه‌ای ادعایی است که آموزش‌های سخت یک پسر در صومعه‌ی تبتی، جراحی باز کردن چشم سوم در پیشانی، توانایی دیدن هاله‌ها، دیدار با یتی‌ها و آماده شدن تبت برای حمله‌ی چین را روایت می‌کند.

کتاب در هجده فصل، از روزهای کودکی در خانه تا ورود به صومعه، زندگی یک «چلا» یا شاگرد، گشودن و به کار بستن چشم سوم، سفر به شمال و دیدار با یتی‌ها و سرانجام وداع با تبت پیش می‌رود. رامپا جزئیات زیادی از غذا، آداب، گیاهان دارویی، بادبادک‌بازی و باورهای تبتیان می‌دهد و همین فضاسازی زنده، یکی از رازهای جذابیت کتاب است.

ماجرای جراحی چشم سوم

مشهورترین بخش کتاب، فصل «گشودن چشم سوم» است. رامپا می‌نویسد لاماها با ابزاری شبیه مته، سوراخی کوچک در وسط پیشانی‌اش ایجاد کردند و تکه‌ای چوب ویژه در آن گذاشتند تا چشم سومش برای همیشه باز بماند. پس از این عمل، او ادعا می‌کند می‌توانست هاله‌ی افراد را ببیند و از نیت‌های پنهان‌شان باخبر شود؛ تا جایی که در دربار دالایی لاما، دیدارکنندگان خارجی را با همین توانایی زیر نظر می‌گرفت.

هیچ منبع تاریخی یا پزشکی چنین جراحی‌ای را در سنت تبتی تأیید نمی‌کند. پژوهشگران بودیسم تبتی این توصیف را ساخته‌ی تخیل نویسنده می‌دانند و از نظر پزشکی هم سوراخ کردن استخوان پیشانی هیچ ربطی به دیدن هاله یا شهود ندارد. اگر به دیدن هاله علاقه دارید، مقاله‌ی خلاصه کتاب چگونه هاله را ببینیم نگاه تمرینی و بی‌خطری به این موضوع دارد.

نمودار پنج مرحله‌ی داستان کتاب چشم سوم لوبسانگ رامپا از کودکی در لهاسا تا وداع با تبت
روایت ادعایی کتاب چشم سوم در پنج مرحله.

هویت واقعی لوبسانگ رامپا چگونه فاش شد؟

جواب کوتاه: پس از پرفروش شدن کتاب، هاینریش هارر، کوهنورد و تبت‌شناس اتریشی، یک کارآگاه خصوصی را مأمور تحقیق کرد. در فوریه‌ی ۱۹۵۸ روزنامه‌ی دیلی میل نتیجه را منتشر کرد: نویسنده سیریل هاسکین است، هرگز به تبت نرفته و زبان تبتی نمی‌داند.

از همان ابتدا چند متخصص تبت که دست‌نوشته را دیده بودند، به درستی آن تردید داشتند. هارر، که خودش سال‌ها در تبت زندگی کرده و کتاب «هفت سال در تبت» را نوشته بود، کارآگاهی به نام کلیفورد برجس را استخدام کرد. نتیجه‌ی تحقیق نشان داد هاسکین پیش از نوشتن کتاب در شغل‌های معمولی در انگلستان کار کرده و هیچ نشانه‌ای از سفر او به آسیا وجود ندارد. وقتی خبرنگاران با او گفت‌وگو کردند، او پذیرفت که کتاب را نوشته است، اما هرگز نپذیرفت که داستان ساختگی است.

اینفوگرافیک چهار مرحله‌ی افشای هویت رامپا: تردید متخصصان، پیگیری هارر، کشف نام هاسکین و توضیح درخت سیب
چهار ایستگاه در افشای هویت واقعی نویسنده‌ی کتاب چشم سوم

پاسخ رامپا: روحی که جابه‌جا شد

هاسکین در کتاب «داستان رامپا» (۱۹۶۰) توضیح تازه‌ای داد: او مدعی شد پس از افتادن از درخت سیب در باغ خانه‌اش، روح یک لامای تبتی وارد بدنش شده و از آن پس، زندگی و خاطرات رامپا را تجربه کرده است. این ادعا برای منتقدان قانع‌کننده نبود، اما بسیاری از خوانندگان وفادار او همچنان کتاب‌هایش را پیام‌هایی معنوی می‌دانستند.

کتاب‌های دیگر لوبسانگ رامپا

جواب کوتاه: پس از «چشم سوم»، رامپا کتاب‌هایی مثل «پزشکی از لهاسا» و «داستان رامپا» نوشت و در مجموع حدود بیست کتاب منتشر کرد که بیشتر به سفر روح، هاله، زندگی پس از مرگ و آموزش‌های ادعایی لاماها می‌پردازند.

  • پزشکی از لهاسا (Doctor from Lhasa، ۱۹۵۹): ادامه‌ی ماجرا، سفر رامپا به چین و تحصیل پزشکی.
  • داستان رامپا (The Rampa Story، ۱۹۶۰): پاسخ او به افشاگری‌ها و روایت جابه‌جایی روح.
  • کتاب‌های بعدی: عنوان‌هایی درباره‌ی هاله، سفر اختری، تمرین‌های تنفس و پرسش‌وپاسخ با خوانندگان، که هرکدام طرفداران خود را دارند.

بسیاری از تمرین‌های این کتاب‌ها، مثل تنفس آرام، تجسم و تمرکز، شبیه تمرین‌های رایج مدیتیشن‌اند و ممکن است برای آرامش مفید باشند. مشکل در ادعاهای تاریخی و زندگی‌نامه‌ای کتاب‌هاست، نه لزوماً در هر تمرین ساده‌ای که پیشنهاد می‌دهند.

گاه‌شمار زندگی سیریل هاسکین یا لوبسانگ رامپا از تولد ۱۹۱۰ تا انتشار کتاب، افشاگری ۱۹۵۸ و درگذشت ۱۹۸۱
رویدادهای اصلی زندگی نویسنده‌ی کتاب چشم سوم.

چرا کتاب چشم سوم هنوز این‌قدر محبوب است؟

جواب کوتاه: چون داستانی پرکشش، فضاسازی رازآلود از تبتِ دور و وعده‌ی توانایی‌های پنهان انسان را با هم ترکیب می‌کند. کتاب در دو سال نخست حدود نیم میلیون نسخه فروخت و تصویر غرب از تبت را برای دهه‌ها شکل داد.

در دهه‌ی ۱۹۵۰ تبت سرزمینی بسته و ناشناخته بود و کمتر غربی‌ای به آن راه یافته بود. کتاب رامپا همان چیزی را به خواننده می‌داد که می‌خواست ببیند: صومعه‌های کوهستانی، استادانی با قدرت‌های شگفت و جوانی که با تمرین و رنج به بینش می‌رسد. پژوهشگرانی مثل آگهاناندا بهاراتی بعدها از پدیده‌ای به نام «رامپاگرایی» حرف زدند؛ یعنی تصویری خیالی از تبت که در ذهن بسیاری از خوانندگان غربی جای گرفت و حتی روی برخی آموزگاران معنوی هم اثر گذاشت.

از سوی دیگر، برخی خوانندگان می‌گویند صرف‌نظر از درستی ماجرا، کتاب آن‌ها را به مدیتیشن، خودشناسی و مطالعه‌ی جدی‌تر بودیسم کشانده است. این تأثیر واقعی است، حتی اگر زندگی‌نامه‌ی پشت آن واقعی نباشد.

پیام‌های اصلی کتاب چشم سوم

جواب کوتاه: فارغ از درستی زندگی‌نامه، کتاب چند پیام ساده را تکرار می‌کند: انضباط و صبر، احترام به استاد، پذیرش رنج به‌عنوان بخشی از رشد و این باور که ادراک انسان محدود به پنج حس نیست.

  • انضباط: زندگی سخت صومعه، بیدار شدن پیش از طلوع و ساعت‌ها حفظ متون، تصویری از تمرین پیوسته به خواننده می‌دهد.
  • شجاعت در برابر ترس: شاگرد جوان بارها با آزمون‌های جسمی و ذهنی روبه‌رو می‌شود و یاد می‌گیرد از ترس عبور کند.
  • هاله و ادراک درونی: کتاب هاله را نشانه‌ی حال روحی و جسمی افراد معرفی می‌کند؛ ایده‌ای که بعدها در بسیاری از کتاب‌های انرژی درمانی تکرار شد.
  • زندگی پس از مرگ: دیدار رامپا با جسد مومیایی‌شده‌ای که می‌گوید خودش در زندگی پیشین بوده، باور به تناسخ را برای خواننده‌ی غربی ملموس می‌کند.

این پیام‌ها برای بسیاری از خوانندگان الهام‌بخش بوده‌اند، اما بهتر است آن‌ها را در قالب یک داستان آموزنده دید و برای شناخت دقیق سنت تبتی سراغ منابع پژوهشی رفت.

آیا کتاب چشم سوم را باید خواند؟

جواب کوتاه: اگر آن را به‌عنوان یک رمان معنوی و نه گزارشی تاریخی بخوانید، کتابی سرگرم‌کننده و الهام‌بخش است. اما نباید جراحی پیشانی، ادعاهای پزشکی یا اطلاعات تاریخی آن را واقعی دانست یا تقلید کرد.

برای خواندن آگاهانه‌ی این کتاب، چند نکته را در نظر داشته باشید:

  1. کتاب را در کنار منابع معتبر درباره‌ی تبت و بودیسم تبتی بخوانید تا مرز خیال و واقعیت روشن شود.
  2. هیچ تمرینی که به بدن آسیب می‌زند، فشار روی پیشانی یا روزه‌داری شدید را از روی کتاب امتحان نکنید.
  3. تجربه‌ی دیدن هاله یا حس فشار در پیشانی را با علائم پزشکی اشتباه نگیرید؛ اگر سردرد یا مشکل بینایی دارید، به پزشک مراجعه کنید. مقاله‌ی چشم سوم و سردرد در این باره توضیح بیشتری می‌دهد.
  4. داستان‌های شگفت کتاب را با تجربه‌ی واقعی دیگران مقایسه کنید؛ مقاله‌ی تجربه کسانی که چشم سوم دارند تصویری واقع‌بینانه‌تر می‌دهد.
چک‌لیست پنج نکته برای خواندن کتاب چشم سوم: رمان دانستن نه تاریخ، منابع مکمل، پرهیز از تمرین آسیب‌زا، تفسیر محتاطانه‌ی حس‌ها و ترجیح سنت شفاف
پنج نکته برای خواندن آگاهانه‌ی کتاب چشم سوم رامپا

برای آشنایی بیشتر با جزئیات کتاب و ماجرای افشای هویت نویسنده، صفحه‌ی ویکی‌پدیای انگلیسی کتاب The Third Eye هم منبع خوبی است.

چشم سوم رامپا در برابر چشم سوم در سنت‌های معنوی

جواب کوتاه: در سنت‌های هندی و بودایی، چشم سوم نماد بینش و آگاهی درونی است و با مراقبه و پاکی ذهن پرورش می‌یابد، نه با جراحی. ایده‌ی سوراخ کردن پیشانی مختص کتاب رامپاست.

در هندوئیسم، چشم سوم شیوا نماد دانایی و نابودی نادانی است و بیندی روی پیشانی یادآور آن است. در بودیسم، نقطه‌ی میان ابروی بودا (اورنا) نشانه‌ی بینش است. در هیچ‌کدام از این سنت‌ها دستورالعملی برای عمل جراحی وجود ندارد. برای مقایسه‌ی این نمادها، مقاله‌ی نماد چشم سوم را بخوانید و برای شناخت افسانه‌های رایج، باورهای غلط درباره چشم سوم را ببینید.

جمع‌بندی

لوبسانگ رامپا و کتاب «چشم سوم» بخشی جدانشدنی از تاریخ علاقه‌ی مردم به چشم سوم هستند. داستان کتاب جذاب است و به بسیاری انگیزه‌ی جست‌وجوی معنوی داده، اما ادعای تبتی بودن نویسنده و جراحی پیشانی با تحقیقات مستقل رد شده است. بهترین شیوه‌ی خواندن این کتاب، لذت بردن از داستان در کنار نگاه نقادانه است. اگر می‌خواهید چشم سوم را با روشی امن و سنجیده تمرین کنید، مقاله‌ی آموزش چشم سوم نقطه‌ی شروع خوبی است.

پرسش‌های متداول

لوبسانگ رامپا واقعاً تبتی بود؟

نه. تحقیقی که سال ۱۹۵۸ منتشر شد نشان داد نویسنده مردی انگلیسی به نام سیریل هنری هاسکین بوده که هرگز به تبت نرفته بود. او بعدها ادعا کرد روح یک لامای تبتی وارد بدنش شده است.

کتاب چشم سوم لوبسانگ رامپا درباره چیست؟

کتاب روایت ادعایی کودکی یک لامای تبتی، آموزش او در صومعه‌ی چاکپوری، جراحی باز کردن چشم سوم در پیشانی و توانایی دیدن هاله‌ها و نیت‌های پنهان افراد است.

آیا جراحی چشم سوم در تبت وجود داشته است؟

هیچ منبع تاریخی، پزشکی یا سنت تبتی چنین جراحی‌ای را تأیید نمی‌کند و پژوهشگران آن را ساخته‌ی تخیل نویسنده می‌دانند. در سنت‌های معنوی، چشم سوم با مراقبه پرورش می‌یابد.

کتاب چشم سوم چه سالی منتشر شد؟

کتاب The Third Eye در نوامبر ۱۹۵۶ در لندن منتشر شد و در دو سال نخست حدود نیم میلیون نسخه فروخت.

دانلود کتاب چشم سوم لوبسانگ رامپا مفید است؟

اگر کتاب را به‌عنوان یک داستان معنوی و نه گزارشی تاریخی بخوانید، خواندنی و الهام‌بخش است؛ اما تمرین‌های خطرناک یا ادعاهای پزشکی آن را نباید جدی گرفت.

روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!

میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0

هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

نویسنده: تیم تحریریه ذنیران

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت‌نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد