پاسخ کوتاه: تایشا آبلار (Taisha Abelar؛ با نام اصلی مریآن سیمکو) طبق ویکیپدیا نویسنده و مردمشناس آمریکایی و یکی از «جادوگران» کارلوس کاستاندا بود. او در UCLA مردمشناسی خواند، در ۱۹۹۲ کتاب «گذر جادوگر» را منتشر کرد و در آوریل ۱۹۹۸، کمی پس از مرگ کاستاندا، ناپدید شد. ادعای شاگردی او نزد دون خوان تأییدپذیر نیست.
برای زمینه، زندگینامهی کاستاندا و فلوریندا دانر-گراو را ببینید.
تایشا آبلار کیست؟ زندگی و ارتباطات
پاسخ مستقیم: دانشجوی مردمشناسی UCLA که با کاستاندا آشنا شد و نامش را عوض کرد.

ویکیپدیا مینویسد او در ۱۹ سالگی، هنگامی که دانشجوی UCLA بود، با کاستاندا آشنا شد و بعدها در همان دانشگاه کارشناسی ارشد و دکترای مردمشناسی گرفت. در ۱۹۷۳ کاستاندا مجتمعی در خیابان پاندورا در وستوود، لسآنجلس، خرید و کمی بعد مریآن سیمکو همراه با رگینه تال و کاتلین پولمن، که «جادوگران» خوانده میشدند، به آنجا رفت. طبق همان مقاله، مجلهی Samurai در ۱۹۷۴ عکسهای رگینه تال را در حال کاراته چاپ کرد و در آن مقاله آبلار «آنا ماری کارتر» نامیده شده بود. بر پایهی فلسفهی «پاککردن تاریخچهی شخصی»، این زنان رازدار بودند، نامهای مستعار میگذاشتند و معمولاً عکسگرفتن را نمیپذیرفتند. سیمکو کمی بعد نامش را به تایشا آبلار تغییر داد.
مسیر کار: ادعای شاگردی، کلیرگرین و تنسگریتی
پاسخ مستقیم: او ادعا کرد شاگرد دون خوان بوده و در دههی ۱۹۹۰ در کارگاههای کلیرگرین تدریس کرد.

طبق ویکیپدیا، آبلار ادعا کرد یکی از چهار شاگرد دون خوان بوده و یک سال در «خانهی جادویی» او در مکزیک گذرانده است. در دههی ۱۹۹۰ او و دیگر «جادوگران» برای کلیرگرین، شرکتی که کاستاندا برای همین کار ساخته بود، کارگاههای تنسگریتی برگزار کردند. تنسگریتی در مواد تبلیغاتی «نسخهی مدرنشدهی حرکتهایی به نام پاسهای جادویی» معرفی شده است. وجود دون خوان را بیشتر منتقدان و پژوهشگران نمیپذیرند (ببینید زندگینامهی کاستاندا).
مقالهی ۲۰۲۴ در مجلهی Alta (نوشتهی جفری گری) هم میگوید سیمکو داستانهایی دربارهی گذشتهی خودش نقل کرد که «بوی ساختگی» داشت، از جمله اینکه برای کتابش در مکزیک به هیئت مردی به نام «ریکی» سفر کرده و مدتی «دختر میمونی» در یک خانهی درختی بوده است. ما این روایتها را خودمان ندیدهایم و فقط گزارش Alta را نقل میکنیم.
اثر اصلی: «گذر جادوگر»
پاسخ مستقیم: «گذر جادوگر: سفر یک زن» (۱۹۹۲) تنها کتاب شناختهشدهی او است.

ویکیپدیا آن را «The Sorcerer’s Crossing: A Woman’s Journey» (Viking Books، ۱۹۹۲) مینامد و مینویسد کتاب آموزشی را ثبت میکند که او از زنان گروه دون خوان گرفته است (Alta ناشر را Penguin مینویسد؛ Viking از مجموعهی Penguin است، ولی ما این ناهمخوانی را بررسی نکردهایم). ما متن کتاب را نخواندهایم و نمیتوانیم محتوای آن را بررسی یا تأیید کنیم.
نقد و محدودیتها
پاسخ مستقیم: اعتبار روایتهای شاگردی و زندگینامهی او مستقل تأیید نشده است.
طبق ویکیپدیا، اجماع منتقدان این است که کتابهای دون خوان «عمدتاً یا کاملاً ساختگی» اند. هر روایتی که اعتبارش به وجود دون خوان بسته باشد، همان محدودیت را دارد. ما برای ادعای شاگردی او منبع مستقلی پیدا نکردیم و فقط به روایت خود او و گزارشهای دیگران دسترسی داریم. این بدان معنا نیست که او وجود نداشته یا تحصیلاتش جعلی است؛ مدارک تحصیلی او در ویکیپدیا ثبت شدهاند، ولی ما اسناد دانشگاه را خودمان ندیدهایم.
ناپدیدشدن در ۱۹۹۸
پاسخ مستقیم: او با چهار نزدیک دیگر کاستاندا ناپدید شد؛ فقط بقایای یک نفر پیدا شد.
ویکیپدیا مینویسد در آوریل ۱۹۹۸ آبلار همراه با فلوریندا دانر، آمالیا مارکز (تالیا بی)، کایلی لوندال و پاتریشیا لی پارتین ناپدید شد. اسکلت آفتابخوردهی پارتین در ۲۰۰۳ توسط کوهنوردان در ناحیهی Panamint Dunes درهی مرگ پیدا و در ۲۰۰۶ با DNA شناسایی شد. مقامهای تحقیق علت مرگ را «نامعلوم» اعلام کردند و از چهار نفر دیگر اثری پیدا نشد. مقالهی Alta (۲۰۲۴) مینویسد خریداران مجتمع پاندورا در ۲۰۰۹ گفتند ملک را از «جادوگران» خریدهاند و از عکس رگینه تال او را (با تردید) شناختند؛ این نکته به آبلار مربوط نمیشود، ولی نشان میدهد تصویر «ناپدیدشدن کامل» سادهتر از واقعیت است. ما دربارهی علت یا سرنوشت آبلار حدسی نمیزنیم.
شواهد: حرکتهای مراقبهای
پاسخ مستقیم: برای تنسگریتی مطالعه نیافتیم؛ برای حرکتهای مراقبهای کلی، شواهد آسایش روان وجود دارد.

Zou و همکاران (۲۰۱۸، J Clin Med) ۱۵ کارآزمایی تصادفی با کیفیت «متوسط تا بالا» را بررسی کردند که تایچی، چیگونگ یا یوگا را برای افسردگی عمده به کار برده بودند. شدت افسردگی (اندازهی اثر استانداردشده ۰٫۵۶) و اضطراب (۰٫۴۶) به نفع حرکتهای مراقبهای کاهش یافت و میزان بهبودی و پاسخدهی هم بیشتر بود.
این مرور دربارهی تایچی، چیگونگ و یوگا است، نه تنسگریتی و نه آموزههای آبلار. بنابراین دلیلی بر اثر تنسگریتی نیست.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا او در UCLA مردمشناسی خواند؟ | بله؛ طبق ویکیپدیا تا دکترا |
| آیا کتابی منتشر کرد؟ | بله؛ «گذر جادوگر» (۱۹۹۲) |
| آیا شاگرد دون خوان بود؟ | تأییدپذیر نیست |
| آیا ناپدید شد؟ | بله؛ آوریل ۱۹۹۸؛ سرنوشت نامعلوم |
| آیا تنسگریتی اثبات علمی دارد؟ | ما نیافتیم |
او را چطور بخوانیم؟
- آبلار را «نویسندهی نزدیک به حلقهی کاستاندا» بخوانید؛ تحصیل و کتابش مستندند.
- ادعای شاگردی نزد دون خوان را روایت خودش بدانید، نه واقعیت ثابتشده.
- ناپدیدشدن را رویدادی ثبتشده بدانید که علتش را نمیدانیم.
- اگر میخواهید حرکت و تمرکز را بیازمایید، از تمرینهای ساده و ایمن شروع کنید و از آستانه کمک بگیرید.
برای همگروه دیگر او، کارول تیگز را ببینید؛ او برخلاف آبلار پس از مرگ کاستاندا از لسآنجلس نرفت، طبق گزارش Alta.
جمعبندی
تایشا آبلار دانشآموختهی مردمشناسی و از نزدیکان کاستاندا بود و یک کتاب منتشر کرد. شاگردی او نزد دون خوان تأییدپذیر نیست و روایتهای شخصیاش را باید با احتیاط خواند. او پس از مرگ کاستاندا ناپدید شد و سرنوشتش نامعلوم است. برای تنسگریتی شواهد علمی نیافتیم.
منابع
- ویکیپدیا؛ Taisha Abelar و Carlos Castaneda.
- Gray G. The Case of the Missing Chacmools. Alta، ۲۰ ژوئن ۲۰۲۴.
- Zou L و همکاران. Effects of Meditative Movements on Major Depressive Disorder. J Clin Med. 2018.
- تصویر شاخص: طرح گرافیکی ذنیران؛ عکس صریحاً آزاد برای استفاده نیافتیم.
طبق ویکیپدیا، تایشا آبلار با نام اصلی مریآن سیمکو نویسنده و مردمشناس آمریکایی و از همگروهان کارلوس کاستاندا بود. او در UCLA مردمشناسی خواند و کمی پس از مرگ کاستاندا در آوریل ۱۹۹۸ ناپدید شد.
طبق ویکیپدیا، «The Sorcerer’s Crossing: A Woman’s Journey» (۱۹۹۲، Viking) آموزشی را ثبت میکند که او میگوید از زنان گروه دون خوان دریافت کرده است. ما متن کتاب را نخواندهایم و صحت ادعاهای آن را نمیتوانیم تأیید کنیم.
تأییدپذیر نیست. ویکیپدیا مینویسد او ادعا کرد یکی از چهار شاگرد دون خوان بوده و یک سال در «خانهی جادویی» او در مکزیک گذرانده؛ اما جمعبندی پژوهشگران دربارهی دون خوان این است که او شخصیتی ساختگی یا تقریباً ساختگی است (ببینید مقالهی دون خوان ماتوس).
طبق ویکیپدیا، او و دیگر «جادوگران» در دههی ۱۹۹۰ برای شرکت کلیرگرین کارگاههای تنسگریتی برگزار کردند. طبق مقالهی کاستاندا در ویکیپدیا، کلیرگرین در ۱۹۹۵ با مشارکت کاستاندا، کارول تیگز، فلوریندا دانر-گراو و آبلار تأسیس شد.
ویکیپدیا مینویسد در آوریل ۱۹۹۸، کمی پس از مرگ کاستاندا، او همراه با چهار نزدیک دیگر ناپدید شد. اسکلت پاتریشیا لی پارتین در ۲۰۰۳ در درهی مرگ پیدا و در ۲۰۰۶ با DNA شناسایی شد؛ علت مرگ «نامعلوم» اعلام شد و از چهار نفر دیگر نشانی نیست. ما دربارهی سرنوشت او حدس نمیزنیم.
برای خود تنسگریتی مطالعهی تأییدشدهای نیافتیم. نزدیکترین دسته «حرکتهای مراقبهای» (تایچی، چیگونگ و یوگا) است: مرور Zou و همکاران (۲۰۱۸) روی ۱۵ کارآزمایی تصادفی برای افسردگی عمده فایدهی معنادار دید، اما نه دربارهی تنسگریتی.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

