کمتر کسی در ایران به خودشناسی و عرفان علاقه دارد و نام کارلوس کاستاندا را نشنیده باشد. کتابهای او با ترجمههای فارسی، بهویژه ترجمههای دلآرا قهرمان، از دهه هفتاد شمسی تا امروز دستبهدست شدهاند و مفاهیمی مثل «جنگجو»، «تونال و ناوال»، «پیوندگاه» و «هنر رویابینی» را به زبان علاقهمندان آوردهاند. اما کاستاندا که بود، چطور با دون خوان آشنا شد و چرا هنوز درباره او اینقدر بحث میشود؟ در این مقاله زندگینامه کارلوس کاستاندا را از ابتدا تا پایان مرور میکنیم، کتابهایش را به ترتیب معرفی میکنیم و نگاهی منصفانه به نقدهای وارد بر او میاندازیم.
کارلوس کاستاندا که بود؟
کارلوس کاستاندا (Carlos Castaneda) نویسنده و مردمشناس آمریکایی با ریشه آمریکای لاتین بود که با مجموعهای از کتابها درباره شاگردیاش نزد یک شمن سرخپوست یاکی به نام دون خوان ماتیوس مشهور شد. کتابهای او در دهها میلیون نسخه و به بیش از بیست زبان منتشر شدند و نقش مهمی در آشنایی نسل دهه شصت و هفتاد میلادی با معنویت بومیان آمریکا داشتند.
کاستاندا شخصیتی رازآلود داشت. از عکس گرفتن پرهیز میکرد، درباره گذشتهاش روایتهای متفاوتی میداد و معتقد بود جنگجو باید «تاریخچه شخصی» خود را پاک کند. همین رازآلودگی هم جذابیت او را بیشتر کرد و هم باعث شد زندگینامهاش پر از ابهام بماند.
تولد و کودکی
بر اساس اسناد مهاجرت، کاستاندا در سال ۱۹۲۵ در شهر کاخامارکا در کشور پرو به دنیا آمد. خود او اما گاهی سال تولدش را ۱۹۳۱ و محل تولدش را سائوپائولو در برزیل میگفت. این تناقض نمونهای از همان پاک کردن تاریخچه شخصی است که بعدها در آموزههایش بر آن تأکید کرد. او در جوانی به هنر و مجسمهسازی علاقه داشت و در اوایل دهه ۱۹۵۰ به ایالات متحده مهاجرت کرد.
تحصیل در دانشگاه UCLA
کاستاندا در دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA) رشته مردمشناسی (انسانشناسی) خواند. موضوع پژوهش او گیاهان دارویی و آیینهای بومیان جنوب غربی آمریکا و شمال مکزیک بود. همین پژوهش میدانی او را به مسیری کشاند که زندگیاش را تغییر داد.
آشنایی با دون خوان ماتیوس
به روایت خود کاستاندا، در تابستان ۱۹۶۰ در یک ایستگاه اتوبوس در شهر مرزی نوگالس در ایالت آریزونا، دوستی پیرمردی سرخپوست را به او معرفی کرد که گفته میشد درباره گیاهان دانش زیادی دارد. این پیرمرد دون خوان ماتیوس بود. کاستاندا در ابتدا فقط به دنبال اطلاعات برای پایاننامهاش بود، اما رابطهای که شروع شد به شاگردیای چندساله تبدیل شد.
دون خوان خود را «مرد معرفت» و وارث سنتی کهن به نام تولتک معرفی میکرد. او به کاستاندا آموخت که جهان فقط همان چیزی نیست که با ادراک روزمره میبینیم و انسان قابلیتهایی دارد که تربیت اجتماعی آنها را پوشانده است. برای آشنایی کلی با این سنت، مقاله شمنیزم چیست را هم بخوانید.
کتابهای کارلوس کاستاندا به ترتیب انتشار
یکی از پرسشهای رایج این است که کتابهای کاستاندا را به چه ترتیبی بخوانیم. بهترین راه، خواندن به ترتیب انتشار است، چون هر کتاب بر پایه کتاب قبلی ساخته شده است:
- آموزشهای دون خوان (۱۹۶۸): نخستین کتاب که بر اساس یادداشتهای میدانی نوشته شد و سالهای اول شاگردی را روایت میکند.
- حقیقتی دیگر (۱۹۷۱): ادامه شاگردی و آشنایی با مفهوم «دیدن».
- سفر به دیگر سو (۱۹۷۲): کتابی که کاستاندا با آن دکترای مردمشناسی گرفت و در آن مفاهیمی مثل پاک کردن تاریخچه شخصی و مرگ بهعنوان مشاور مطرح میشود.
- افسانههای قدرت (۱۹۷۴): جایی که بحث تونال و ناوال به شکل کامل مطرح میشود.
- حلقه دوم قدرت (۱۹۷۷)
- هدیه عقاب (۱۹۸۱)
- آتش درون (۱۹۸۴): توضیح فنی پیوندگاه و پیله انرژی انسان.
- قدرت سکوت (۱۹۸۷)
- هنر رویابینی (۱۹۹۳)
- حرکات جادویی و جنبه فعال بینهایت (۱۹۹۸)
- چرخ زمان (۱۹۹۸): گزیدهای از جملههای کلیدی همه کتابها.
مهمترین مفاهیم آموزههای کاستاندا
آموزههایی که کاستاندا از زبان دون خوان نقل میکند، نظامی منسجم از جهانبینی و تمرین است. چند مفهوم کلیدی آن عبارتاند از:
راه جنگجو
در این سنت، «جنگجو» کسی است که با انضباط، بیعیبی و پذیرش مسئولیت کامل اعمالش زندگی میکند. جنگجو با کسی نمیجنگد؛ نبرد او با خودبزرگبینی، عادتها و ترسهای خودش است.
تونال و ناوال
تونال جنبه شناخته و قابل توصیف جهان و انسان است و ناوال جنبه ناشناخته و بیکران آن. این دوگانه یکی از ستونهای جهانبینی تولتک است که در مقاله تونال و ناوال بهطور کامل توضیح دادهایم.
پیوندگاه و پیله انرژی
به گفته دون خوان، انسان برای «بیننده» همچون گوی یا تخممرغی درخشان دیده میشود و نقطهای به نام پیوندگاه تعیین میکند که ما جهان را چگونه ادراک کنیم. جابهجایی این نقطه به ادراکهای تازه منجر میشود. شرح کامل را در مقاله پیوندگاه بخوانید.
مرور و کمین و شکار
مرور، یادآوری منظم خاطرات زندگی همراه با تنفس است تا انرژیای که در رویدادهای گذشته گیر کرده آزاد شود. کمین و شکار هم هنر آگاهی از رفتارهای خود و کنترل آنهاست. این دو تمرین در دورههایی مثل فیلم تمرین مرور و دوره هنر کمین و شکار به شکل عملی آموزش داده میشوند.
هنر رویابینی
رویابینی در آموزههای کاستاندا یعنی آگاه شدن در خواب و استفاده از رویا برای پرورش آگاهی. این مفهوم شباهت زیادی به رویای شفاف دارد و در مقاله رویابینی درباره آن نوشتهایم.
تنسگریتی و سالهای پایانی زندگی
کاستاندا در دهه ۱۹۹۰ پس از سالها کنارهگیری از انظار، مجموعه حرکاتی به نام تنسگریتی (Tensegrity) را معرفی کرد. او این حرکات را نسخه امروزی «حرکات جادویی» شمنهای کهن میدانست که برای افزایش انرژی و آگاهی طراحی شده بودند. همراه با سه همکار زنش، کارگاههایی برگزار کرد و مؤسسهای به نام «کلیرگرین» برای ادامه این آموزشها تأسیس شد.
کاستاندا در ۲۷ آوریل ۱۹۹۸ در لسآنجلس درگذشت. خبر مرگ او چند هفته بعد علنی شد و طرفدارانش آن را به سبک آموزههایش تعبیر کردند: جنگجو بیسروصدا از جهان میرود.
نقدها و پرسشها درباره کاستاندا
زندگینامه کارلوس کاستاندا بدون اشاره به نقدها کامل نیست. برخی پژوهشگران، از جمله ریچارد دمیل، با بررسی تناقضهای تاریخی و جغرافیایی کتابها، تردید کردند که دون خوان شخصیتی واقعی باشد و کتابها را بیشتر ادبیات داستانی یا تمثیلی دانستند. مردمشناسان هم شباهت کم برخی آموزهها با فرهنگ واقعی یاکیها را یادآوری کردهاند.
از سوی دیگر، بسیاری از خوانندگان معتقدند ارزش این کتابها در واقعی بودن جزئیات تاریخی نیست، بلکه در تأثیری است که بر نگاه انسان به خود و جهان میگذارند. مفاهیمی مثل پذیرش مسئولیت، کم کردن خودبزرگبینی، زندگی آگاهانه و حضور در لحظه، فارغ از منشأشان، برای زندگی روزمره کاربردیاند. پیشنهاد ما این است که این آثار را با ذهنی باز و در عین حال نقاد بخوانید.
چرا کاستاندا هنوز اهمیت دارد؟
آثار کاستاندا پلی بود میان جهان مدرن و جهانبینی شمنها. او به خواننده یادآوری کرد که ادراک ما محدود به عادتهاست و میتوان با انضباط و آگاهی، افق تازهای از زندگی را دید. اگر میخواهید این آموزهها را فراتر از خواندن، به شکل منظم و عملی تجربه کنید، دوره آموزههای محرمانه شمنیزم در ذنیران برای همین طراحی شده و کتاب در جستجوی آن، آنِ دیگر هم میتواند همراه خوبی برای این مسیر باشد.
سبک نوشتن کاستاندا و جایگاه ادبی کتابهایش
یکی از دلایل محبوبیت کتابهای کاستاندا، شیوه روایت آنهاست. او ماجراها را به صورت خاطرهنویسی و گزارش میدانی و از زبان اول شخص روایت میکند و خودش را شاگردی مردد، منطقی و گاهی ترسیده نشان میدهد که در برابر آموزههای دون خوان مقاومت میکند. خواننده همراه با این شاگرد شک میکند، میترسد و کمکم تغییر میکند. این ساختار، کتابها را به چیزی میان مردمشناسی، رمان و متن عرفانی تبدیل کرده است.
گفتوگوهای طولانی و طنزآمیز میان دون خوان و کارلوس هم بخش مهمی از جذابیت این آثار است. دون خوان اغلب با شوخی و تحقیر غرور شاگردش، او را از عادتهای ذهنیاش بیرون میکشد؛ روشی که برای بسیاری از خوانندگان یادآور حکایتهای عرفانی شرق است.
همراهان کاستاندا در سالهای پایانی
در دهههای پایانی زندگی کاستاندا، چند زن که او آنها را همگروهان خود در سنت دون خوان معرفی میکرد، نقش پررنگی داشتند. مشهورترین آنها عبارتاند از:
- فلوریندا دانر گراو: که چند کتاب درباره تجربههایش در این سنت نوشت، از جمله کتابی درباره رویابینی.
- تایشا آبلار: که در کتاب خود به تمرینهایی مانند «مرور» از دید یک زن پرداخت.
- کارول تیگز: که در کارگاههای تنسگریتی حضوری فعال داشت.
این گروه پس از مرگ کاستاندا از دیدگاه عموم ناپدید شدند و همین موضوع به رمز و رازها و بحثها درباره او افزود.
تأثیر کاستاندا بر فرهنگ عامه
کتابهای کاستاندا در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی با موج ضدفرهنگ و جستوجوی معنویتهای غیرغربی همزمان شد و میلیونها نسخه از آنها به زبانهای مختلف فروش رفت. مفاهیمی مانند «جنگجوی راه دل»، «متوقف کردن گفتوگوی درونی» و «پاک کردن تاریخچه شخصی» از این کتابها وارد ادبیات خودیاری و معنویت عصر نو شد. نویسندگانی مانند دون میگوئل روئیز، نویسنده کتاب چهار میثاق، هم از همین سنت تولتکی الهام گرفتهاند، هرچند مسیر و روایت خودشان را دارند.
کتابهای کاستاندا در ایران
آثار کاستاندا در ایران هم خوانندگان پرشماری پیدا کرد و از جمله با ترجمههای مهران کندری و دلآرا قهرمان به فارسی منتشر شد. بسیاری از علاقهمندان ایرانی شمنیزم، اولین آشناییشان با این حوزه را مدیون همین ترجمهها هستند و اصطلاحاتی مانند تونال، ناوال و پیوندگاه از طریق همین کتابها در زبان فارسی جا افتادند.
چگونه کتابهای کاستاندا را بخوانیم؟
با توجه به بحثها درباره واقعی بودن دون خوان، بسیاری از خوانندگان امروز این کتابها را نه گزارشی تاریخی، بلکه متنی آموزشی و نمادین میخوانند. چند پیشنهاد برای خواندن مفیدتر:
- به جای تمرکز بر صحنههای عجیب، به آموزههای رفتاری توجه کنید؛ مانند مسئولیتپذیری، کنترل خودبزرگبینی و زندگی آگاهانه.
- تمرینهایی مانند مرور زندگی یا توجه به عادتها را آرام و با احتیاط امتحان کنید.
- از توصیههای مربوط به گیاهان روانگردان که در کتابهای اول آمده، دوری کنید؛ این مواد خطرات جدی جسمی، روانی و قانونی دارند.
- برای درک منسجم مفاهیم، کتابها را به ترتیب انتشار بخوانید و مقالههای مکمل مانند تونال و ناوال را کنار آنها مطالعه کنید.
سوالات متداول
بر اساس اسناد رسمی، کاستاندا در سال ۱۹۲۵ در کاخامارکای پرو متولد شد، هرچند خودش گاهی برزیل را زادگاهش معرفی میکرد.
بهتر است از «آموزشهای دون خوان» شروع کنید و به ترتیب انتشار جلو بروید. اگر فقط به تمرینها علاقه دارید، «سفر به دیگر سو» و «هنر رویابینی» نقطههای خوبی هستند.
پاسخ قطعی وجود ندارد. منتقدان آن را شخصیتی خیالی میدانند و طرفداران معتقدند اهمیت آموزهها بیش از اثبات تاریخی شخصیت اوست.
مجموعهای از حرکات بدنی که کاستاندا در دهه ۱۹۹۰ معرفی کرد و آن را نسخه امروزی حرکات جادویی شمنهای تولتک میدانست.
او در ۲۷ آوریل ۱۹۹۸ در لسآنجلس درگذشت.
«آموزشهای دون خوان» (اولین کتاب) و «سفر به ایختلان» (که با عنوان «سفر به دیگر سو» به فارسی ترجمه شده) از شناختهشدهترین آثار او هستند و برای شروع، انتخابهای رایجیاند.
کاستاندا آنها را گزارش واقعی میدانست، اما بسیاری از پژوهشگران در این ادعا تردید دارند. امروز بیشتر خوانندگان این آثار را متنهایی آموزشی و نمادین میخوانند.

