پاسخ کوتاه: ویلیام جیمز (William James، ۱۸۴۲ تا ۱۹۱۰) پزشکتبار، روانشناس و فیلسوف آمریکایی بود که «اصول روانشناسی» و «تنوع تجربهی دینی» را نوشت، پراگماتیسم را بنیان گذاشت و از بنیانگذاران انجمن پژوهشهای روانی آمریکا بود. نقش او در روانشناسی و فلسفه مستند است. اما حمایتش از پایپر و تلهپاتی را همکارانش غیرعلمی میدانستند و تفسیر ارواح را خودش هم نمیپذیرفت.
اگر مقالهی لئونورا پایپر را خوانده باشید، جیمز را بهعنوان کسی میشناسید که او را مشهور کرد. اینجا خود جیمز را میخوانیم: زندگی، «تنوع تجربهی دینی»، پژوهش روانی و نقدها.
ویلیام جیمز کیست؟
پاسخ مستقیم: پسر یک تئولوگ سوئدنبورگی ثروتمند که پزشکی خواند ولی هرگز طبابت نکرد و به روانشناسی و فلسفه رسید.

زندگی جیمز
کودکی و بیماری
طبق ویکیپدیا، جیمز ۱۱ ژانویه ۱۸۴۲ در نیویورک بهدنیا آمد؛ پسر هنری جیمز پدر که الهیدان پیرو سوئدنبورگ بود و برادر هنری جیمز رماننویس. او در جوانی به بیماریهای چشم، پشت، معده و پوست و دورههای افسردگی (نوراستنی) مبتلا بود و ماهها به خودکشی فکر میکرد. در ۱۸۶۹ دکترای پزشکی گرفت اما هرگز طبابت نکرد.
هاروارد
او از ۱۸۷۳ در هاروارد فیزیولوژی و آناتومی و بعد روانشناسی و فلسفه تدریس کرد، نخستین درس روانشناسی تجربی را ۱۸۷۵–۱۸۷۶ برگزار کرد و ۱۸۸۵ استاد تمام شد. «اصول روانشناسی» (۱۸۹۰) دو جلد و ۱۲۰۰ صفحه بود و دوازده سال طول کشید. او ۱۹۰۷ بازنشسته شد و ۲۶ اوت ۱۹۱۰ در چوکوروا در نیوهمپشایر بر اثر نارسایی قلب درگذشت.
«تنوع تجربهی دینی»
پاسخ مستقیم: سخنرانیهای گیفورد در ادینبورگ که تجربهی دینی فردی را مبنای مطالعه میگیرد، نه نهادها. جیمز میگفت تجربههای شدید و حتی بیمارگون «میکروسکوپ ذهن» هستند.

جیمز چهار ویژگی برای «گروه عرفانی» برشمرد. بهگفتهی او دو ویژگی نخست، بیانناپذیری و کیفیت شناختی، برای عرفانی نامیدن حالت کافی است و گذرا بودن و انفعال معمولاً دیده میشود. او نتیجه گرفت عرفان برای صاحب تجربه معتبر است، ولی دیگران وظیفه ندارند آن را بینقد بپذیرند. خود جیمز هم اکسید نیتروس را آزمود و «روشنایی متافیزیکی شدید» گزارش کرد.
| مفهوم | روایت جیمز | وضعیت |
|---|---|---|
| تجربهی دینی فردی | موضوع اصلی مطالعه، نه نهادها | رویکرد تأثیرگذار در روانشناسی دین |
| «باورهای افزوده» | باورهایی که اثباتپذیر نیستند ولی زندگی را بهتر میکنند | مورد انتقاد راسل و دیگران |
| چهار نشانهی عرفان | بیانناپذیری، کیفیت شناختی، گذرا بودن، انفعال | هنوز مرجع رایج |
| جهان نادیده | «دلیل فلسفی برای غیرواقعی دانستنش نداریم» | موضع فلسفی، نه یافتهی تجربی |
پژوهش روانی و پایپر
پاسخ مستقیم: جیمز در انجمن پژوهشهای روانی آمریکا فعال بود و با نام خود لئونورا پایپر را معروف کرد. او پایپر را «کلاغ سفید» خود مینامید.
در ۱۸۸۵، سال پس از مرگ پسر خردسالش، به پیشنهاد مادرزنش با پایپر جلسه گرفت. بهنوشتهی ویکیپدیا، قانع شد پایپر چیزهایی میداند که فقط از راه ماورایی ممکن است بداند. اما او باور نداشت پایپر با ارواح ارتباط دارد؛ پس از بررسی ۶۹ گزارش، فرضیهی تلهپاتی و کسب اطلاعات از راه طبیعی را بررسی کرد و فرضیهی «کنترل ارواح» را ناهمدوس، نامربوط و گاه آشکارا نادرست خواند. ماسیمو پولیدورو میگوید خدمتکار خانهی جیمز با خدمتکار پایپر دوست بود و این میتواند منبع اطلاعات بوده باشد. برکهارت و بورز، ویراستاران آثار جیمز، همین احتمال را نوشتند. جیمز مطمئن بود «آینده تلهپاتی را تأیید خواهد کرد»؛ کتل و تیچنر حمایت او را غیرعلمی میدانستند و کتل نوشت انجمن «به روانشناسی ضربه میزند».
ارزیابی علمی
پاسخ مستقیم: مطالعهی تجربهی دینی و عرفانی کاملاً علمی شده است و ایدههای جیمز هنوز در آن زندهاند. اما تفسیر متافیزیکی آن تجربهها و تأیید تلهپاتی و ارواح بیرون از دایرهی یافتههای علمی است.

میراث جیمز در روانپزشکی
داین (۲۰۱۱) در Transcultural Psychiatry نوشت رابطهی تجربهی دینی یهودی–مسیحی با آسیبشناسی روانی را بر پایهی «تنوع تجربهی دینی» و بحثهای جیمز دربارهی خود، عاملیت و «زیرآستانهای» بررسی میکند و پژوهشهای امروز دربارهی گرایش، عرفان و رابطهی آن با روانپریشی و سلامت روان را مرور میکند.
سیلوسایبین و تجربهی عرفانی
گریفیث و همکاران (۲۰۰۶) در Psychopharmacology در یک مطالعهی دوسوکور، دوز بالای سیلوسایبین را در شرایط حمایتی به بزرگسالانی دادند که به فعالیت دینی منظم علاقه داشتند. سیلوسایبین شاخصهای «تجربهی عرفانی» را بالا برد و دو ماه بعد داوطلبان آن را پرمعنا و دارای اهمیت معنوی ارزیابی کردند. این پژوهش دربارهی ادعاهای جیمز نیست، اما نشان میدهد تجربهی عرفانی در آزمایشگاه قابل مطالعه است؛ نتیجهی آن دربارهی حقیقت متافیزیکی تجربه داوری نمیکند.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا جیمز «پدر روانشناسی آمریکا» است؟ | بله؛ لقبی رایج |
| آیا او پایپر را مدیوم راستین میدانست؟ | او را «کلاغ سفید» مینامید ولی کنترل ارواح را نمیپذیرفت |
| آیا پایپر اطلاعاتش را طبیعی گرفته؟ | ممکن؛ پولیدورو و برکهارت/بورز |
| آیا تجربهی عرفانی قابل مطالعه است؟ | بله؛ پژوهشهای روانپزشکی و رواندارویی |
| آیا نتیجهی او دربارهی ارواح معتبر است؟ | خیر؛ جیمز خودش هم آن را ناهمدوس میدانست |
او را چطور بخوانیم؟
- نقش روانشناختی و فلسفی او را از حمایتش از پدیدههای ماورایی جدا کنید.
- «تنوع تجربهی دینی» را روششناسی احترامآمیز برای تجربه بخوانید، نه گواهی بر حقیقت متافیزیکی.
- برای شناخت همکار او در پژوهش روانی، فردریک مایرز و برای نمونهای از تجربهی دینی شخصی، آیلین کدی را ببینید.
- اگر تجربههای عرفانی یا غیرعادی آزارتان میدهد، با روانشناس یا روانپزشک صحبت کنید؛ و بدون نظارت پزشکی سراغ مواد مخدر نروید.
- برای تمرین توجه و «جریان آگاهی»، ذهنآگاهی و آستانه را هم ببینید.
جمعبندی
جیمز یکی از بنیانگذاران روانشناسی و پراگماتیسم بود و تجربهی دینی را جدی گرفت. «تنوع تجربهی دینی» هنوز مرجع است. حمایت او از پایپر و تلهپاتی محل نقد بود و خودش هم تفسیر ارواح را نمیپذیرفت. بهتر است او را بهعنوان نمونهی ذهن کنجکاو و محتاط بخوانیم.
منابع
- Wikipedia؛ William James.
- Dein S. Judeo-Christian religious experience and psychopathology: the legacy of William James. Transcult Psychiatry. 2011.
- Griffiths RR و همکاران. Psilocybin can occasion mystical-type experiences having substantial and sustained personal meaning and spiritual significance. Psychopharmacology. 2006.
- تصاویر: «William James in 1890s» (Sarah Choate Sears) و «William James b1842»، هر دو طبق ثبت ویکیمدیا کامنز دامنهی عمومی.
ویلیام جیمز (۱۸۴۲ تا ۱۹۱۰) فیلسوف و روانشناس آمریکایی و «پدر روانشناسی آمریکا» نامیده میشود. نویسندهی «اصول روانشناسی» (۱۸۹۰) و «تنوع تجربهی دینی» (۱۹۰۲) بود و با چارلز پیرس پراگماتیسم را بنیان گذاشت.
سخنرانیهای گیفورد ۱۹۰۱–۱۹۰۲ دربارهی تجربهی دینی فردی، نه نهادها. جیمز میگفت تجربههای شدید و حتی بیمارگون «میکروسکوپ ذهن» هستند و برای زندگی بهتر لازم است «باورهای افزوده» داشته باشیم.
بیانناپذیری، کیفیت شناختی، گذرا بودن و انفعال. بهگفتهی جیمز دو نشانهی نخست برای عرفانی نامیدن یک حالت کافیاند.
لئونورا پایپر. جیمز نوشت برای رد قانون «همهی کلاغها سیاهاند» یک کلاغ سفید کافی است و «کلاغ سفید من خانم پایپر است». اما او باور نداشت پایپر با ارواح در ارتباط است.
او پس از بررسی ۶۹ گزارش، فرضیهی «کنترل ارواح» را ناهمدوس میدانست. بیوگرافهای آثار او (برکهارت و بورز) نوشتند ممکن است پایپر اطلاعات خانوادهی جیمز را از گپ خدمتکاران گرفته باشد.
طبق ویکیپدیا او برای بررسی عرفان کلرال هیدرات، آمیل نیتریت، اکسید نیتروس و پیوت را آزمود. از اکسید نیتروس «روشنایی متافیزیکی شدید» گزارش کرد، ولی نتیجه گرفت این وحیها فقط برای خود صاحبشان معتبرند.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

