پاسخ کوتاه: فردریک مایرز (Frederic W. H. Myers، ۱۸۴۳ تا ۱۹۰۱) شاعر، کلاسیکدان و از بنیانگذاران انجمن پژوهشهای روانی (SPR) بود که ایدهی «خود زیرآستانهای» را مطرح کرد و کتاب «شخصیت انسان و بقای آن پس از مرگ» را برجا گذاشت. زندگی و نقش سازمانی او مستند است. اما نظریهی او دربارهی بقا و جهان «متااتری» را جامعهی علمی نپذیرفت.
اگر مقالهی لئونورا پایپر را خوانده باشید، مایرز را از چهرههای پشت پردهی آزمایش مدیومها میشناسید. اینجا زندگی، کتابها، نقدها و پژوهشهای امروز را کنار هم میگذاریم.
فردریک مایرز کیست؟
پاسخ مستقیم: مردی که ایمان مسیحیاش را از دست داد و بهگفتهی مورخ جی. آر. سرل، دنبال دینی تازه بود که اطمینان بدهد مرگ پایان نیست. او این جستوجو را به پژوهش روانی برد.

زندگی مایرز
کودکی و تحصیل
طبق ویکیپدیا، مایرز ۶ فوریه ۱۸۴۳ در کسویک کامبرلند بهدنیا آمد، در کالج چلتنهام و کالج ترینیتی کمبریج درس خواند و ۱۸۶۴ لیسانس گرفت. از ۱۸۶۵ تا ۱۸۷۴ عضو هیئت علمی ترینیتی بود و در ۱۸۷۲ بازرس مدارس شد. او بهخاطر اتهام سرقت ادبی مجبور شد مدال کامدن ۱۸۶۳ را کنار بگذارد.
شعر و زندگی شخصی
او شعر بلند «سنت پل» (۱۸۶۷) و مجموعهی «تجدید جوانی» (۱۸۸۲) را منتشر کرد و کتابهایی دربارهی وردزورث و مقالههای کلاسیک نوشت. در ۱۸۸۰ با ایولین تنانت ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. دربارهی زندگی عاطفی او روایتهای مختلف و بحثبرانگیز هست؛ ویکیپدیا هم اتهامها و دفاع تروور همیلتون را از او آورده است.
انجمن و پایان
او در ۱۸۸۳ از بنیانگذاران SPR بود و در ۱۹۰۰ رئیس انجمن شد. پس از سه حملهی شدید آنفلوآنزا و بیماری برایت، در پایان ۱۹۰۰ برای درمان به خارج رفت و ۱۷ ژانویه ۱۹۰۱ بر اثر ذاتالریه در رم درگذشت.
ایدهها و ادعاها
پاسخ مستقیم: مایرز تلاش کرد تجربههای عادی، غیرعادی و «فرانرمال» را در یک مدل ذهن جا بدهد. هستهی مدل او «خود زیرآستانهای» بود.

| ادعا | روایت مایرز | وضعیت |
|---|---|---|
| خود زیرآستانهای | ناحیهای ژرف در ذهن که پدیدههای فرانرمال را میسازد | جامعهی علمی نپذیرفت؛ استاوت آن را «بیپایه و ناسازگار» خواند |
| تلهپاتی | «خیالهای زندگان» شاهد جمعی آن بود | پیرس و نیوکامب نقد کردند |
| شبحها | در «جهان متااتری» حضور عینی دارند | گورنی و پادمور آن را توهم تلهپاتیک میدانستند |
| بقا | «شخصیت انسان» شواهدی برای روح میدهد | ادعای بزرگ؛ شاهد کافی ندارد |
«خیالهای زندگان» و نقدها
پاسخ مستقیم: کتاب دوجلدی ۱۸۸۶ با ۷۰۱ مورد، تلاشی برای «اثبات شبهآماری» تلهپاتی بود. ویلیام جیمز آن را ستود، ولی منتقدان گزارشها را بیپشتوانه دانستند.
ویکیپدیا مینویسد چارلز سندرز پیرس نوشت دادههای عددی کتاب نامطمئن است و نویسندگان در پذیرش موردها «بهطرز شگفتآوری بیدقتاند». سایمون نیوکامب چند توضیح طبیعی را برشمرد: اغراق ناخودآگاه، یادآوری گزینشی، خطای حس و حافظه، تأثیر رؤیا و تقلب. الکساندر تیلور اینس هم به نبود مدرک مکتوب اشاره کرد. کتاب آزمونهای «خواهران کریری» را معتبر دانسته بود، در حالی که در ۱۸۸۷ دو خواهر در تقلب با علامتهای رمزی گرفتار شدند.
«شخصیت انسان و بقای آن پس از مرگ»
پاسخ مستقیم: مجموعهای دوجلدی و ۱۳۶۰صفحهای که ۱۹۰۳، پس از مرگ مایرز، منتشر شد و بررسی او از ناخودآگاه را در یک مدل گرد میآورد.
مایرز در آن از «جهان متااتری» حرف میزند؛ جهانی شبیه رؤیا که به باور او شبحها در آن وجود واقعی دارند. کتاب «انجیل پژوهشگران روانی بریتانیا» نامیده شد. جیمز و فلورنوی آن را ستودند و آلدوس هاکسلی در ۱۹۶۱ پیشگفتاری بر نسخهی فشرده نوشت. اما استاوت و ویلیام مکدوگال آن را نقد کردند و دلاکروا تجربهگرایی متافیزیکی او را شکستخورده خواند.
| اثر | سال |
|---|---|
| St Paul (شعر) | ۱۸۶۷ |
| The Renewal of Youth, and Other Poems | ۱۸۸۲ |
| Phantasms of the Living (با گورنی و پادمور) | ۱۸۸۶ |
| Science and a Future Life | ۱۸۹۳ |
| Human Personality and Its Survival of Bodily Death | ۱۹۰۳ (پس از مرگ) |
مدیومها و فریبخوردن
برخلاف هاجسون و سیجویک، مایرز باور داشت مدیومهای جسمانی گاهی تقلب میکنند و گاهی پدیدهی واقعی میسازند. داگلاس بلکبرن بعدها اعتراف کرد او و اسمیت گورنی و مایرز را عمداً فریب دادهاند. ۱۸۹۵ هم اوزاپیا پالادینو را به خانهی خود در کمبریج دعوت کرد؛ هاجسون و ماسکلین گزارش دادند همهی پدیدهها ترفند بود، اما مایرز بخشی از آنها را واقعی میدانست. عصبشناس سباستین دیگز میگوید مایرز «بارها فریب خورد».
ارزیابی علمی
پاسخ مستقیم: پرسش «آیا تلهپاتی و بقا اثبات شده؟» پاسخ منفی دارد. اما بعضی مضمونهای او، مثل وجود لایههای ناخودآگاه و تجربههای حسی پس از سوگ، با روانشناسی امروز قابلگفتوگوست.

تلهپاتی؛ دو خوانش از دادهی یکسان
استورم، ترسولدی و دیریزیو (۲۰۱۰) در Psychological Bulletin ۲۹ مطالعهی گانزفلد را فراتحلیل کردند و اندازهی اثر میانگین ۰٫۱۴۲ گزارش کردند. رودر، مورِی و پراوینس (۲۰۱۳) همان دادهها را بیزی بازتحلیل کردند: شاهد به نفع psi حدود شش میلیارد به یک شد، اما بخش بزرگی از آن به تصادفیسازی دستی مربوط بود و پس از حذف آنها، شاهد حداکثر ۳۳۰ به ۱ ماند. آنها این مقدار را در نبود سازوکار باورپذیر و با احتمال شکستهای بازتکرار منتشرنشده، قانعکننده ندانستند.
تجربههای حسی پس از سوگ
کامپ و همکاران (۲۰۲۴) در Omega ۳۱۰ سالمند بیوه را دنبال کردند. تجربهی حسی از همسر درگذشته شایع بود و با پریشانی بیشتر در شش تا ده ماه نخست همراه بود، اما فقط در اقلیتی از تجربهگران سطح بالای پریشانی دیده شد و مسیر کاهش پریشانی در دو گروه یکسان بود. نویسندگان آن را یکی از واکنشهای ممکن به سوگ میدانند. این برای تفسیر «شبحهای بحران» در کتاب مایرز مهم است، چون تجربهی انسانی واقعی است بدون اینکه ارتباط با ارواح لازم باشد.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا مایرز SPR را بنیان گذاشت؟ | بله؛ از بنیانگذاران ۱۸۸۳ و رئیس ۱۹۰۰ |
| آیا «خیالهای زندگان» تلهپاتی را اثبات کرد؟ | خیر؛ نقد پیرس، نیوکامب و دیگران |
| آیا خود زیرآستانهای پذیرفته شد؟ | خیر؛ هرچند الهامبخش جیمز بود |
| آیا بقا اثبات شد؟ | خیر؛ ادعای خود مایرز |
| آیا بحث تلهپاتی بسته است؟ | نه؛ تفسیر دادهها اختلافی است |
او را چطور بخوانیم؟
- نقش تاریخی او در ساختن SPR را از ادعاهای بقا جدا کنید.
- «شخصیت انسان» را مثل یک سند تاریخ روانشناسی بخوانید و هر موردش را با نقدهای همدوره بسنجید.
- برای دیدن یک مدیوم آزمایششده، لئونورا پایپر و آیلین گرت را بخوانید؛ برای ریشهی روانشناختی، تاریخ هیپنوتیزم را.
- اگر پس از سوگ تجربههایی مثل شنیدن یا دیدن عزیز از دسترفته دارید و آزارتان میدهد، با روانشناس صحبت کنید.
- برای تمرین آرامش و توجه، آستانه را هم ببینید.
همکار آمریکایی او در پژوهش روانی را در ویلیام جیمز ببینید.
جمعبندی
مایرز در ساختن پژوهش روانی و گفتوگوی روانشناسی با پدیدههای غیرعادی نقش داشت. کارش تاریخ مهمی دارد، اما نتیجههایش دربارهی تلهپاتی، شبحها و بقا بهجای اثبات، موضوع نقد بوده است. «خود زیرآستانهای» را بهتر است تلاشی تاریخی برای فهم ناخودآگاه بخوانیم، نه یافتهای تأییدشده.
منابع
- Wikipedia؛ Frederic W. H. Myers.
- Storm L، Tressoldi PE، Di Risio L. Meta-analysis of free-response studies, 1992–2008. Psychol Bull. 2010.
- Rouder JN، Morey RD، Province JM. A Bayes factor meta-analysis of recent extrasensory perception experiments. Psychol Bull. 2013.
- Kamp KS و همکاران. Are Sensory Experiences of One’s Deceased Spouse Associated with Bereavement-Related Distress? Omega. 2024.
- تصاویر: پرترهی مایرز اثر William Clarke Wontner (اهدایی به National Portrait Gallery) و «Frederic W. H. Myers and his Daughter» (حداکثر ۱۹۰۳)؛ هر دو در ویکیمدیا کامنز دامنهی عمومی ثبت شدهاند.
فردریک ویلیام هنری مایرز (۶ فوریه ۱۸۴۳ تا ۱۷ ژانویه ۱۹۰۱) شاعر، کلاسیکدان و از بنیانگذاران انجمن پژوهشهای روانی (SPR) بود. او در ۱۹۰۰ رئیس انجمن شد.
ایدهی مایرز دربارهی ناحیهای ژرف از ذهن که به باور او میتوانست پدیدههای «فرانرمال» را توضیح دهد. ویکیپدیا مینویسد جامعهی علمی آن را نپذیرفت، هرچند بر روانشناسانی مثل ویلیام جیمز و تئودور فلورنوی اثر گذاشت.
کتابی دوجلدی از مایرز، گورنی و پادمور (۱۸۸۶) با ۷۰۱ مورد گزارششدهی ظاهرشدن شبح یا ارتباط خودبهخودی. پیرس، نیوکامب و دیگران آن را بهخاطر نبود مدرک مکتوب و فاصلهی زمانی گزارش نقد کردند.
کتابی ۱۳۶۰صفحهای که پس از مرگ او (۱۹۰۳) منتشر شد و خود زیرآستانهای، رؤیا، هیپنوتیزم، مدیومیت و موارد دیگر را در یک مدل ذهن گرد میآورد. مایرز باور داشت شواهدی برای بقا ارائه کرده است؛ منتقدانی مثل جرج استاوت آن را نپذیرفتند.
برخلاف هاجسون و الئانور سیجویک، باور داشت مدیومهای جسمانی گاهی تقلب میکنند و گاهی پدیدهی واقعی میسازند. او از افراد زیادی فریب خورد و پالادینو را با وجود افشای تقلب، تا حدی واقعی میدانست.
بحث باز است. فراتحلیل Storm و همکاران (۲۰۱۰) اثر کوچکی در گانزفلد گزارش کرد، اما بازتحلیل بیزی Rouder و همکاران (۲۰۱۳) شاهد را بسیار ضعیفتر و وابسته به تصادفیسازی دانست. اجماع علمی آن را ثابتشده نمیداند.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

