پاسخ کوتاه: تجربهی برونفکنی برای کسی که آن را از سر میگذراند واقعی است؛ یعنی حس جدا شدن از بدن و دیدن جهان از نقطهای بیرون از آن، تجربهای شناختهشده و ثبتشده است. اما اینکه آگاهی یا «کالبد اختری» واقعاً از بدن خارج میشود و میتواند اطلاعات تازهای از مکانهای دور بیاورد، تاکنون در آزمایشهای کنترلشده ثابت نشده است. علم امروز بیشتر این تجربه را به شیوهی ساختن «حس خود» در مغز مربوط میداند.
«آیا برونفکنی واقعیت دارد؟» شاید پرتکرارترین پرسش کسی باشد که تازه با این موضوع آشنا شده است. پاسخهایی که در اینترنت پیدا میشود معمولاً در یکی از دو قطب میایستند: یا همهچیز را توهم میدانند یا همهی روایتها را حقیقت مطلق. در این مقاله تلاش کردهایم آنچه را واقعاً آزمایش شده، از روایتهای شخصی جدا کنیم: کدام آزمایشها انجام شده، چه نتیجهای داشتهاند، علوم اعصاب چه توضیحی میدهد و اینها برای کسی که میخواهد برونفکنی را تمرین کند چه معنایی دارد. اگر هنوز با تعریف پایه آشنا نیستید، مقالهی تجربه خارج از بدن چیست؟ نقطهی شروع خوبی است.
منظور از «واقعی بودن» برونفکنی چیست؟
جواب کوتاه: باید دو ادعا را از هم جدا کرد: «این تجربه رخ میدهد» و «آگاهی واقعاً بیرون از بدن است». ادعای اول بهخوبی پذیرفته شده و ادعای دوم هنوز اثبات نشده است.
بیشتر بحثها دربارهی برونفکنی به این دلیل به نتیجه نمیرسد که دو پرسش متفاوت با هم قاطی میشوند. پرسش اول پدیدارشناختی است: آیا آدمها واقعاً چنین تجربهای دارند؟ پاسخ مثبت است. روایتهای تجربهی خارج از بدن در فرهنگهای مختلف، در گزارشهای پزشکی و در نظرسنجیها ثبت شده و در منابع مروری معمولاً گفته میشود بخش قابل توجهی از مردم، حدود یک نفر از هر ده نفر، دستکم یک بار در زندگی چنین تجربهای را گزارش کردهاند.
پرسش دوم هستیشناختی است: آیا در این تجربه چیزی، مثل روح یا کالبد اختری، واقعاً از بدن جدا میشود و در فضا حرکت میکند؟ برای پاسخ به این پرسش باید دید آیا فرد در حالت برونفکنی میتواند اطلاعاتی به دست آورد که از راه حواس معمولی در دسترسش نبوده است. اینجاست که آزمایشهای علمی وارد ماجرا میشوند.
| ادعا | وضعیت شواهد | توضیح |
|---|---|---|
| مردم تجربهی خارج از بدن دارند | بهخوبی پذیرفته شده | در نظرسنجیها، بیماران و تمرینکنندگان بارها ثبت شده است |
| این تجربه را میشود با تمرین تقویت کرد | شواهد محدود اما معقول | بیشتر بر پایهی گزارش تمرینکنندگان و پیوند با حالتهای مرز خواب |
| مغز در ساختن این تجربه نقش دارد | شواهد قوی | تحریک مغز و آزمایشهای واقعیت مجازی تجربههای مشابه ایجاد کردهاند |
| آگاهی واقعاً بیرون از بدن اطلاعات میگیرد | اثبات نشده | آزمایشهای هدف پنهان نتایج تکرارپذیر نداشتهاند |
آزمایشهای علمی دربارهی برونفکنی چه نشان دادهاند؟
جواب کوتاه: از دههی ۱۹۶۰ چند آزمایش با هدفهای پنهان انجام شده است. برخی نتایج جالب اما ضعیف بودهاند و هیچکدام به شکلی مستقل و قابل تکرار ثابت نکردهاند که فرد در برونفکنی واقعاً از بیرون بدن میبیند.

چارلز تارت و «خانم Z» (۱۹۶۸)
روانشناس آمریکایی، چارلز تارت، زنی جوان را که میگفت شبها اغلب از بدنش خارج میشود، چند شب در آزمایشگاه خواب زیر نظر گرفت. یک عدد پنجرقمی تصادفی روی قفسهای بالاتر از دید او گذاشته شده بود. در یکی از شبها او عدد ۲۵۱۳۲ را درست گفت. این نتیجه هنوز هم مشهورترین «موفقیت» در این حوزه است، اما منتقدان یادآوری کردهاند که شرایط کنترل کامل نبود؛ مثلاً احتمال دیدن بازتاب عدد یا جابهجا شدن روی تخت بهطور قطعی رد نشده بود و آزمایش هم هرگز با همان فرد تکرار نشد. شرح کاملتر این آزمایش و همکاری تارت با رابرت مونرو را در مقالهی رابرت مونرو کیست؟ آوردهایم.
آزمایش اوسیس و مککورمیک با الکس تانوس (۱۹۸۰)
کارلیس اوسیس و دونا مککورمیک در انجمن پژوهشهای روانی آمریکا از الکس تانوس خواستند در حالت برونفکنی به داخل یک جعبهی بسته «برود» و تصویر درون آن را تشخیص دهد. داخل جعبه حسگرهای حساس به لرزش گذاشته شده بود. آنها گزارش کردند که در کوششهایی که تانوس درست جواب داده بود، فعالیت حسگرها بیشتر بود. با این حال نتیجهی کلی تشخیص تصویرها فقط کمی بالاتر از حد شانس بود و تفسیر دادهها هنوز محل بحث است.
مطالعههای AWARE در ایست قلبی (۲۰۱۴ و ۲۰۲۳)
گروه پژوهشی سام پارنیا برای آزمودن ادعاهای تجربهی نزدیک به مرگ، در اتاقهای احیای بیمارستانها تصویرهایی گذاشتند که فقط از بالا دیده میشد. در مطالعهی دوم که سال ۲۰۲۳ منتشر شد، از ۵۶۷ مورد ایست قلبی در بیمارستان، ۵۳ نفر زنده ماندند و ۲۸ نفر مصاحبه شدند. هیچکدام تصویر پنهان را تشخیص ندادند و فقط یک نفر محرک صوتی پخششده (نام سه میوه) را به یاد آورد. این نتیجهها نشان میدهد ثبت دقیق این تجربهها بسیار دشوار است و شاهدی برای دیدن واقعی از بیرون بدن فراهم نکرده است. بیشتر دربارهی این حوزه را در مقالهی تجربه نزدیک به مرگ بخوانید.
علوم اعصاب تجربهی خارج از بدن را چطور توضیح میدهد؟
جواب کوتاه: مغز بهطور دائم اطلاعات بینایی، تعادل و حس بدن را با هم ترکیب میکند تا حس «من در این بدن هستم» را بسازد. وقتی این ترکیب به هم بریزد، مثلاً با تحریک برخی نواحی مغز یا در مرز خواب و بیداری، ممکن است فرد احساس کند از بیرون به بدنش نگاه میکند.
یکی از مهمترین شواهد در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. اولاف بلانکه و همکارانش هنگام بررسی مغز یک بیمار مبتلا به صرع پیش از جراحی، ناحیهای در محل اتصال لوب گیجگاهی و آهیانهای راست را با جریان الکتریکی ضعیف تحریک کردند و بیمار گزارش داد که خودش را از بالا، دراز کشیده روی تخت، میبیند. گزارش این مشاهده در مجلهی نیچر با عنوان تحریک ادراکهای خیالی از بدن خود منتشر شد و نشان داد که دستکم بخشی از این تجربه را میتوان در مغز ایجاد کرد.
در سال ۲۰۰۷ دو گروه پژوهشی جداگانه، یکی به سرپرستی هنریک ارسون و دیگری بلانکه و همکارانش، با استفاده از عینک واقعیت مجازی و لمس همزمان، در افراد سالم توهمی ایجاد کردند که در آن آدمها احساس میکردند «خودشان» چند قدم عقبتر از بدنشان قرار دارد. سپس در سال ۲۰۱۴ پژوهشگران دانشگاه اتاوا زنی را بررسی کردند که میگفت میتواند به ارادهی خود تجربهی خارج از بدن داشته باشد؛ تصویربرداری مغزی هنگام این تجربه، فعالیتی شبیه تصویرسازی حرکتی و حس جنبشی نشان داد.

ارتباط برونفکنی با خواب هم مهم است. بسیاری از تجربهها در لحظهی خواب رفتن، بیدار شدن یا هنگام فلج خواب رخ میدهد؛ یعنی زمانی که بخشهایی از مغز در خواب REM و بخشهایی بیدار است. نشانههایی مثل لرزش، وزوز و حس شناوری که تمرینکنندگان گزارش میکنند، با آنچه در حالت هیپناگوژیک شناخته شده همخوانی دارد.
آیا این یعنی برونفکنی فقط توهم است؟
جواب کوتاه: نه لزوماً. توضیح عصبی نشان میدهد تجربه چطور در مغز شکل میگیرد، اما دربارهی معنا و ارزش شخصی آن داوری نهایی نمیکند. «ثابت نشده» با «ثابت شده که دروغ است» یکی نیست.
این نکته اغلب نادیده گرفته میشود. وقتی پژوهشگری نشان میدهد با تحریک مغز میتوان تجربهای شبیه برونفکنی ساخت، این ثابت نمیکند که همهی تجربههای برونفکنی دقیقاً همیناند؛ همانطور که اگر بتوان با دارو حس شادی ایجاد کرد، شادیهای واقعی زندگی بیمعنا نمیشوند. از طرف دیگر، تا وقتی آزمایشهای کنترلشده نتیجهی تکرارپذیر نداشته باشند، ادعای خروج واقعی آگاهی از بدن در حد فرضیه باقی میماند.
نگاه متعادل این است: تجربه واقعی است، اثرهای روانی آن مثل کاهش ترس از مرگ یا تغییر نگاه به «خود» برای بسیاری از افراد معنادار است و ارزش کاوش دارد، اما تفسیر متافیزیکی آن را باید با فروتنی و احتیاط بیان کرد. دربارهی ارزش شخصی این تجربه در مسیر خودشناسی، مقالهی اهمیت برونفکنی را بخوانید.
چطور تجربهی برونفکنی خودتان را بسنجید؟
جواب کوتاه: با یک آزمایش سادهی شخصی: هدفی تصادفی و پنهان انتخاب کنید که خودتان از آن خبر ندارید، پیش از بررسی تجربهتان را دقیق بنویسید و فقط بعد هدف را ببینید. این کار تجربه را از حدس و تلقین جدا میکند.
- هدف تصادفی: از یک نفر بخواهید از میان چند کارت یا تصویر، یکی را بدون اینکه شما ببینید روی قفسهای بلند یا در اتاقی دیگر بگذارد.
- بیخبری کامل: خود آن فرد هم بهتر است هنگام تمرین شما در خانه نباشد یا با شما حرف نزند.
- ثبت فوری: بلافاصله بعد از تجربه، هر چه دیدید را با جزئیات بنویسید یا ضبط کنید، پیش از اینکه به هدف نگاه کنید.
- مقایسهی منصفانه: توصیف خود را با هدف واقعی و با کارتهای دیگر مقایسه کنید؛ آیا واقعاً بیش از حد شانس شبیه است؟
- تکرار: یک موفقیت تکی اهمیت کمی دارد؛ نتیجهی دهها کوشش را کنار هم بگذارید.

این روش همان منطقی است که در پژوهشهای ریموت ویوینگ هم به کار رفته است. حتی اگر نتیجهها معنادار نباشند، ثبت دقیق تجربهها به شما کمک میکند تفاوت رؤیا، تخیل و تجربهی واضح را بهتر بشناسید.
برای تمرین برونفکنی از کجا شروع کنیم؟
جواب کوتاه: با خواب منظم، آرامسازی عمیق، تمرین در زمانهای مناسب مثل اوایل صبح و یک دفترچهی ثبت تجربه. انتظار معجزه نداشته باشید و روی کیفیت توجه و آرامش کار کنید.
اگر بعد از خواندن شواهد علمی همچنان کنجکاوید این تجربه را از نزدیک بشناسید، مسیر منطقی این است که با تمرینهای پایه شروع کنید: آرامسازی بدن، شناخت مرز خواب و بیداری و تکنیکهایی مثل رولاوت یا طناب. نشانههای رایج در این مسیر را در مقالهی نشانههای برونفکنی و احتیاطهای لازم را در مقالهی خطرات برونفکنی توضیح دادهایم. وقتی هم که تجربه شروع شد، مقالهی حرکت در برونفکنی به شما کمک میکند آرامتر و آگاهانهتر پیش بروید.
برای کسانی که دوست دارند این مسیر را با برنامهای منظم و همراهی آموزشی طی کنند، دورهی آستانه در ذنیران طراحی شده است؛ دورهای که تمرینهای آمادهسازی، کار با مرز خواب و بیداری و ثبت تجربه را قدمبهقدم آموزش میدهد و در کنارش نگاه واقعبینانه به تجربه را هم حفظ میکند.
یک یادآوری ایمنی: اگر تجربههای شبیه برونفکنی ناخواسته، مکرر و همراه با ترس شدید، گسستگی در طول روز یا اختلال خواب جدی دارید، پیش از هر تمرینی با پزشک یا روانشناس مشورت کنید.
جمعبندی
برونفکنی بهعنوان یک تجربه واقعی است و میلیونها نفر در طول تاریخ آن را گزارش کردهاند. علوم اعصاب نشان داده که مغز در ساختن حس «جای خود» نقش اساسی دارد و میتوان تجربههای مشابهی را در آزمایشگاه ایجاد کرد. در مقابل، آزمایشهای هدف پنهان از تارت تا AWARE هنوز شاهدی قوی و تکرارپذیر برای دیدن واقعی از بیرون بدن به دست ندادهاند. بهترین موضع برای یک تمرینکننده، ترکیب کنجکاوی و احترام به تجربه با صداقت علمی است: تمرین کنید، دقیق ثبت کنید و دربارهی تفسیرها فروتن بمانید.
پرسشهای متداول
وقوع تجربهی خارج از بدن پذیرفته شده و بارها ثبت شده است، اما اینکه آگاهی واقعاً از بدن خارج شود و اطلاعات تازهای از مکانهای دور بیاورد، در آزمایشهای کنترلشده ثابت نشده است.
آزمایش چارلز تارت در سال ۱۹۶۸ با زنی که «خانم Z» نامیده شد. او یک شب عدد پنجرقمی ۲۵۱۳۲ را که بالای تختش پنهان شده بود درست گفت، اما شرایط کنترل کامل نبود و آزمایش تکرار نشد.
بله، تجربههای شبیه آن ایجاد شده است. تحریک الکتریکی ناحیهای در محل اتصال لوب گیجگاهی و آهیانهای راست در یک بیمار، و آزمایشهای واقعیت مجازی در افراد سالم، حس دیدن بدن از بیرون را به وجود آوردهاند.
یکی نیستند، اما بسیاری از تجربههای برونفکنی در لحظهی خواب رفتن، بیدار شدن یا هنگام فلج خواب رخ میدهد. نشانههایی مثل لرزش و وزوز در هر دو گزارش میشود.
بسیاری از تمرینکنندگان اثرهایی مثل آرامش عمیق، شناخت بهتر مرز خواب و بیداری، کاهش ترس از مرگ و نگاه تازه به «خود» را گزارش میکنند. ارزش شخصی تجربه به اثبات متافیزیکی آن وابسته نیست.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

