خلاصه کتاب کیبالیون اثر سه آغازیده؛ هفت اصل هرمسی و نقد

صفحه‌ی عنوان کتاب کیبالیون و کاشی‌کاری هرمس تریسمگیستوس در کلیسای جامع سیه‌نا

فهرست مطالب

پاسخ کوتاه: «کیبالیون» (The Kybalion) کتابی کوتاه از گروهی با نام «سه آغازیده» است که در ۱۹۰۸ در شیکاگو چاپ شد. کتاب هفت اصل به‌اصطلاح هرمسی را شرح می‌دهد: ذهن‌گرایی، مطابقت، ارتعاش، قطبیت، ریتم، علت و معلول و جنسیت. جمله‌ی مرکزی‌اش این است که «همه‌چیز ذهن است». بیشتر پژوهشگران نویسنده‌ی آن را ویلیام واکر اتکینسون می‌دانند و کتاب را محصول جنبش «اندیشه‌ی نو» می‌شمارند، نه متنی از مصر باستان.

این خلاصه برای خواننده‌ای است که می‌خواهد پیش از خواندن متن بداند هر فصل چه می‌گوید و کدام ادعا چه وضعی دارد. درباره‌ی نویسنده‌ی احتمالی کتاب، ویلیام واکر اتکینسون و یوگی راماچاراکا را هم ببینید.

شناسنامه‌ی کتاب

پاسخ مستقیم: کیبالیون کتابی کوتاه، شامل مقدمه و پانزده فصل، به زبان انگلیسی است که نشر یوگی در شیکاگو منتشر کرد.

موردمشخصات
عنوان کاملThe Kybalion: A Study of the Hermetic Philosophy of Ancient Egypt and Greece
نویسنده«سه آغازیده» (Three Initiates)؛ ویلیام واکر اتکینسون نویسنده‌ی احتمالی و پذیرفته‌شده‌ی آن است
ناشر چاپ اولYogi Publication Society، شیکاگو (معبد ماسونی)
سال نخستین انتشار۱۹۰۸؛ نسخه‌ی دیجیتال گوتنبرگ از چاپ ۱۹۱۲ است
ساختارمقدمه و ۱۵ فصل، حدود ۳۰ هزار واژه‌ی انگلیسی
وضعیت حقوقی متن انگلیسیمالکیت عمومی در آمریکا؛ در پروژه‌ی گوتنبرگ، شماره‌ی ۱۴۲۰۹
صفحه‌ی عنوان کتاب کیبالیون، چاپ شیکاگو، انتشارات یوگی
صفحه‌ی عنوان کیبالیون، نشر یوگی، شیکاگو.

کتاب درباره‌ی چیست؟

پاسخ مستقیم: درباره‌ی این ادعاست که جهان در بنیاد «ذهن» است و با فهم هفت اصل می‌توان حالت‌های ذهنی خود را «تبدیل» کرد.

مقدمه می‌گوید کتاب قصد ندارد فلسفه‌ی تازه‌ای بسازد؛ می‌خواهد «کلید اصلی» بدهد تا دانش پراکنده‌ی غیبی به هم وصل شود. نویسندگان خود را شاگردان سنتی می‌نامند که آموزه‌های هرمس را با نام «کیبالیون» دریافت کرده‌اند و جمله‌های ایتالیک‌شده‌ی کتاب را نقل‌قول از آن اثر قدیمی معرفی می‌کنند. ساختار کتاب دو بخش دارد: نظریه‌ی هستی (فصل‌های ۱ تا ۸) و شرح اصل‌ها و تمرین‌های ذهنی (فصل‌های ۹ تا ۱۵).

این خلاصه چه چیزی را پوشش می‌دهد؟

پاسخ مستقیم: هر فصل کتاب، از مقدمه تا «اصل‌های هرمسی»، جداگانه خلاصه شده و بعد از هر فصل «نگاه نقادانه»‌ای کوتاه آمده است.

نسخه‌ی PDF این خلاصه را می‌توانید از دکمه‌ی «دانلود» پایین صفحه بگیرید. «دانلود خلاصه کتاب کیبالیون» خلاصه‌ی تألیفی ذنیران است و جایگزین متن کتاب نیست؛ متن انگلیسی کتاب در آمریکا در مالکیت عمومی است.

خلاصه‌ی فصل‌به‌فصل کیبالیون

پاسخ مستقیم: مقدمه‌ی کتاب هرمس و رازداری را توضیح می‌دهد، فصل‌های ۲ تا ۸ هستی را ذهنی تصویر می‌کنند و فصل‌های ۹ تا ۱۴ اصل‌های ارتعاش، قطبیت، ریتم، علت و معلول و جنسیت را شرح می‌دهند.

مقدمه

«سه آغازیده» می‌نویسند که آموزه‌های هرمسی از همه‌ی دانش غیبی سخت‌تر پنهان مانده‌اند. روایتشان این است که هرمس بذر حقیقت را کاشت و از هند و مصر و جاهای دیگر شاگردان و «غیب‌دانان» پیش او رفتند و کلید را گرفتند. آن‌ها می‌گویند هرمسیان هرگز دنبال محبوبیت نبودند، چون هر نسل فقط اندکی آماده‌ی حقیقت است، و هشدار می‌دهند بعضی آموزه‌ها اگر عمومی شوند مسخره و آزار برمی‌انگیزند. هدف‌شان بیان «اصل‌های کار» است تا خواننده خودش به‌کارشان ببندد. نگاه نقادانه: سخن از «آموزه‌ی پنهان» ادعایی تاریخی است که مقدمه برایش مدرک نمی‌دهد.

فصل ۱: فلسفه‌ی هرمسی

فصل از مصر باستان و «استاد استادان» می‌گوید که یونانیان او را هرمس تریسمگیستوس، «سه‌بار بزرگ»، نامیدند. روایت می‌گوید او سیصد سال زندگی کرد و مصریان بعدها او را خدا ساختند. واژه‌ی «هرمتیک» به‌معنی «مهروموم‌شده» از رازداری پیروانش آمده است. آموزه‌ها در همه‌ی سرزمین‌ها و دین‌ها پراکنده‌اند، ولی به هیچ کشور یا فرقه‌ای وابسته نشده‌اند. در روزگاران قدیم مجموعه‌ی کوتاهی از اصل‌ها به نام «کیبالیون» دست‌به‌دست می‌شد که معنای دقیق واژه‌اش از یاد رفته است. نویسندگان قول می‌دهند جمله‌های اصلی را ایتالیک بیاورند و شرح خودشان را در متن. دو جمله‌ی مهم فصل: «لب‌های خرد جز به گوش فهم بسته است» و «وقتی گوش شاگرد آماده است، لب‌ها برای پر کردنش می‌آیند». نگاه نقادانه: هرمس تریسمگیستوس شخصیتی اسطوره‌ای است و سیصدسال‌زندگی‌اش روایت است، نه تاریخ.

فصل ۲: هفت اصل هرمسی

این فصل فهرست کلید کتاب است. هفت اصل را معرفی می‌کند و هر کدام را با جمله‌ی «کیبالیون» می‌آورد: ۱) ذهن‌گرایی: «همه‌چیز ذهن است؛ جهان ذهنی است». ۲) مطابقت: «آنچه بالاست مانند آنچه پایین است و آنچه پایین است مانند آنچه بالاست». ۳) ارتعاش: «هیچ‌چیز آرام نیست؛ همه‌چیز حرکت می‌کند و می‌لرزد». ۴) قطبیت: هر چیز دو قطب دارد و ضدها از یک جنس‌اند و فقط در درجه فرق دارند. ۵) ریتم: همه‌چیز جزر و مد، فراز و فرود و آونگ‌وار دارد. ۶) علت و معلول: هر علتی معلولی دارد و «شانس نام قانونِ شناخته‌نشده است». ۷) جنسیت: اصل مذکر و مؤنث در هر چیز هست. جمله‌ی بالای فصل می‌گوید کسی که این هفت را بفهمد «کلید جادویی» را دارد که همه‌ی درهای معبد را باز می‌کند. نگاه نقادانه: فهرست «هفت اصل» در متن‌های هرمسی باستان به این صورت نیست و ساخته‌ی همین کتاب شمرده می‌شود.

فصل ۳: تبدیل ذهنی

هرمسیان، به گفته‌ی نویسندگان، نخستین کیمیاگر، ستاره‌شناس و روان‌شناس بودند. «تبدیل» را معمولاً تبدیل فلز به طلا می‌دانند، اما فصل می‌گوید معنای اصلی‌اش تبدیل حالت‌های ذهنی است. از آنجا که جهان ذهنی است، تبدیل ذهنی یعنی تغییر شرایط جهان در زمینه‌ی ماده و نیرو و ذهن. نویسندگان ادعا می‌کنند فقط «استادان پیشرفته» می‌توانند شرایط جسمانی سنگین را مهار کنند، ولی سطوح پایین‌تر می‌توانند با «تبدیل ذهنی» حالت خود و دیگران را تغییر دهند. می‌گویند همه‌ی آنچه «پدیده‌ی روانی»، «تأثیر ذهنی»، «علم ذهنی» و «پدیده‌ی اندیشه‌ی نو» می‌نامند از یک اصل کار می‌کند، و «درمان‌ها»، «تأییدها» و «انکارها»ی مکتب‌های علم ذهنی را «فرمول‌های اغلب ناقص» هنر هرمسی می‌خوانند. نگاه نقادانه: «تغییر فرایندهای جهان با ذهن» ادعایی است که در کتاب آزمایش‌پذیر نیامده؛ برای تغییر حال خود هم فقط ایده‌ی کلی هست، نه روش تأییدشده.

فصل ۴: «همه» (The All)

زیر هر ظاهر، «واقعیت بنیادین» هست. نویسندگان آن را «همه» (THE ALL) می‌نامند و می‌گویند ذات آن «ناشناختنی» است؛ هر الهیات که برایش شخصیت و عاطفه‌ی انسانی می‌سازد گستاخی است. فقط حکم عقل را می‌پذیرند: «همه» باید آنچه واقعاً هست باشد، بی‌پایان در زمان و مکان، و تغییرناپذیر. «همه» ماده نیست، چون ماده نمی‌تواند زندگی و ذهن بسازد، و نیروی کور مکانیکی هم نیست. نتیجه: «همه» «ذهن زنده‌ی بی‌پایان» است که فرزانگان آن را «روح» می‌نامند. نگاه نقادانه: این استدلال فلسفی است و بر این فرض استوار که زندگی و ذهن از ماده یا نیرو پدید نمی‌آیند؛ دانش جدید آن را نمی‌پذیرد.

فصل ۵: جهان ذهنی

اگر جهان «همه» نیست و از جایی بیرون «همه» ساخته نشده، پس چیست؟ نویسندگان با اصل مطابقت می‌گویند انسان چیزها را در ذهن می‌سازد، پس «همه» جهان را در ذهن بی‌پایان خود می‌آفریند: «جهان ذهنی است و در ذهن همه نگه داشته می‌شود». ذهن بی‌پایان «زهدان جهان‌ها» است و آفرینش و مرگ میلیون‌ها جهان برایش چشم‌برهم‌زدنی است. فصل اصل جنسیت را هم وارد می‌کند: «همه» جنبه‌ی «پدر ذهن» و «مادر ذهن» دارد، ولی این دوگانگی واقعی نیست و فقط دو وجه ظهور است. نتیجه‌ی تسلی‌بخش فصل این است که مرگ واقعی نیست و هر کس در «ذهن پدر-مادر» در خانه‌اش است. نگاه نقادانه: «پدر-مادر ذهن» بیان معنوی است، نه یافته‌ی علمی؛ تسلی فلسفی را نباید با دلیل اشتباه گرفت.

فصل ۶: تناقض الهی

اگر جهان ذهنی است، آیا توهم است؟ فصل پاسخ می‌دهد: از دید «مطلق» جهان نسبتاً غیرواقعی است، ولی از دید «نسبی» انسان واقعی است. «قانون تناقض» را وجهی از قطبیت می‌داند: «نیمه‌دانا» که بی‌واقعی‌بودن را می‌بیند تصور می‌کند می‌تواند قانون‌های طبیعت را نادیده بگیرد و در نتیجه «خرد می‌شود»؛ «دانا» از قانون‌های بالاتر برای غلبه بر قانون‌های پایین‌تر استفاده می‌کند. ماده برای ما همچنان ماده است، اگرچه الکترون‌هایی است که می‌لرزند. توصیه‌ی فصل: زندگی کن و قانون‌های ذهنی را به‌کار ببر و از جهان فرار نکن. نگاه نقادانه: این فصل خواننده را از «انکار واقعیت» برحذر می‌دارد؛ اما نمی‌گوید «قانون بالاتر» دقیقاً چیست.

فصل ۷: «همه» در همه

«همه در همه است و همه در همه‌ی چیزهاست». نویسندگان می‌گویند خدا «درونی» جهان است: مثل شکسپیر که در هر شخصیت ساخته‌ی ذهنش حاضر است. رشد معنوی یعنی انسان بیشتر «روح ساکن در خود» را درک کند. بعد توضیح می‌دهند در آغاز دور آفرینش «همه» اراده‌اش را به «شدن» می‌فرستد؛ مرحله‌ی «بیرون‌ریزی» انرژی الهی است که ارتعاش‌ها را پایین‌تر و پایین‌تر می‌برد و بعد مرحله‌ی «درون‌کشی» (تکامل) برمی‌گردد. کتاب از واژه‌ی «مراقبه» برای آفرینش ذهنی «همه» استفاده می‌کند. در پایان می‌گوید پرسش «چرا همه می‌آفریند؟» پاسخ ندارد، چون «دلیل» به «علت» نیاز دارد و «همه» بالاتر از علت و معلول است. نگاه نقادانه: «بیرون‌ریزی و درون‌کشی» تصویر نمادین است و به هندوئیسم نزدیک است؛ دلیل یا آزمایش ندارد.

فصل ۸: ساحت‌های مطابقت

اصل دوم، مطابقت، می‌گوید بین ساحت‌های هستی هماهنگی هست. کتاب سه «ساحت بزرگ» می‌شمارد: فیزیکی، ذهنی، روحانی، و هر کدام را به هفت ساحت کوچک و هر کدام را به هفت زیرساحت تقسیم می‌کند. هفت ساحت فیزیکی: سه ساحت ماده، اتر و سه ساحت انرژی. هفت ساحت ذهنی: ذهن معدنی، ذهن «عنصری» (سه بار) ذهن گیاهی، حیوانی و انسانی. ساحت روحانی را فرشتگان، فرشتگان مقرب و نیمه‌خدایان پر می‌کنند و در پایین آن «استادان و آگاهان» هستند؛ ولی حتی بالاترین آن‌ها «فانی»اند و در ذهن «همه» وجود دارند. «بعد چهارم» را «بعد ارتعاش» می‌نامد. نگاه نقادانه: تقسیم‌بندی «۴۹ ساحت» دلخواه است و خود نویسندگان آن را «تا حدی قراردادی» می‌خوانند.

فصل ۹: ارتعاش

اصل سوم: همه‌چیز در حرکت و ارتعاش است و تفاوت پدیده‌ها فقط در سرعت و شیوه‌ی ارتعاش است؛ روح در یک قطب ارتعاش و خشن‌ترین ماده در قطب دیگر است؛ حتی «همه» چنان تند می‌لرزد که تقریباً ساکن به‌نظر می‌رسد، مانند چرخی که با سرعت می‌چرخد. کتاب با مثال علمی زمانه، یعنی گرما، نور، مغناطیس، الکتریسیته و «اتر»، می‌گوید علم هم ماده و انرژی را «حالت‌های حرکت ارتعاشی» می‌داند. سپس بالاتر می‌رود: هر فکر و احساس و حالت ذهنی نرخ و حالت ارتعاشی خاص دارد و با اراده می‌توان آن را بازآفرینی کرد، مثل نواختن نت موسیقی. استادان با همین اصل پدیده‌های شگفت نشان می‌دهند. نگاه نقادانه: بخش «ارتعاش ذهنی» استعاره‌ای است؛ اتر هم در فیزیک امروز کنار گذاشته شده و ادعای کنترل پدیده‌ها با ارتعاش ذهن تأیید نشده است.

فصل ۱۰: قطبیت

اصل چهارم: هر چیز دو قطب دارد و اختلاف ضدها فقط در درجه است. مثال‌ها: گرما و سرما روی دماسنج، نور و تاریکی، نت‌های موسیقی، خوب و بد، و در ذهن، عشق و نفرت. چون ضدها از یک جنس‌اند، می‌توان یکی را به دیگری «تبدیل» کرد، به‌شرط آنکه از یک «کلاس» باشند. فصل می‌گوید این همان کاری است که مکتب‌های «علم ذهنی» انجام می‌دهند، و روش تغییر حالت با «قطبی‌سازی»، یعنی رفتن به سوی قطب دیگر. می‌گوید می‌توان قطب حالات دیگران را هم تغییر داد و فهم این اصل به شناخت ذهن خود و دیگران کمک می‌کند. نگاه نقادانه: «ضدها فقط در درجه فرق دارند» برای دما درست است؛ برای عشق و نفرت یا خوب و بد ادعای فلسفی است و همیشه صدق نمی‌کند.

فصل ۱۱: ریتم

اصل پنجم: در هر چیز حرکت اندازه‌گیری‌شده رفت‌وبرگشتی هست؛ شب و روز، تابستان و زمستان، آفرینش و نابودی جهان‌ها («دم و بازدم برهما»). فصل «قانون جبران» را می‌آورد: اندازه‌ی نوسان به یک سو، اندازه‌ی نوسان به سوی دیگر است؛ کسی که لذت شدید می‌برد توان رنج شدید هم دارد. هرمسیان دو ساحت برای ریتم ذهنی می‌شناسند و می‌گویند استاد می‌تواند با «خنثی‌سازی» از نوسان به سوی درد بگریزد: با رفتن به ساحت بالاتر «من» دیگر تحت‌تأثیر نوسان نمی‌ماند. نگاه نقادانه: مشاهده‌ی تغییر خلق طبیعی است؛ اینکه استادان می‌توانند خود را از آن «بیرون» ببرند مدرک ندارد. افسردگی بالینی با «خنثی‌سازی» مدیریت نمی‌شود.

فصل ۱۲: علت و معلول

اصل ششم: «شانس فقط نام قانونِ ناشناخته است.» فصل می‌گوید «تصادف» عبارتی برای علت‌هایی است که نمی‌بینیم و مثال می‌زند با تاس و سکه که در درازمدت یکسان می‌افتند. با مثال نیاکان نشان می‌دهد هر انسان به زنجیره‌ی بی‌پایانی از علت‌ها وصل است. درباره‌ی اختیار و جبر نظر قطعی ندارد: بیشتر مردم «اسیر وراثت، محیط و تلقین» و چون سنگ افتاده‌اند و مانند «مهره‌های صفحه‌ی شطرنج زندگی» بازی می‌کنند؛ استادان که قاعده‌ی بازی را می‌دانند «محرک» می‌شوند، نه مهره. آن‌ها از علیت ساحت‌های بالاتر نمی‌گریزند، اما با هماهنگی با قانون‌های بالا بر شرایط تسلط می‌یابند. نگاه نقادانه: این فصل با فیزیک کوانتومی که تصادف را بنیادین می‌داند ناسازگار است، و با دانش امروز درباره‌ی احتمال همخوان نیست.

فصل ۱۳: جنسیت

اصل هفتم: «جنسیت» ریشه‌اش لاتینی و به‌معنی «زاییدن و آفریدن» است و با «جنس» (sex) فرق دارد. نقش جنسیت صرفاً آفرینش است و در هر ساحت دیده می‌شود. نویسندگان با زبان فیزیک زمانه می‌گویند الکترون‌ها «مؤنث» و نیروی هدایت‌کننده‌ی آن‌ها «مذکر» است، و جاذبه و دافعه‌ی اتم‌ها و میل شیمیایی را هم نشانه‌ی جنسیت می‌خوانند. نگاه نقادانه: این بخش از همه‌ی فصل‌ها علمی‌ستیزتر است و بر پایه‌ی مدل اتمی ۱۹۰۸ نوشته شده؛ امروز نمی‌توان آن را «علم» خواند.

فصل ۱۴: جنسیت ذهنی

این فصل به دوگانگی ذهن می‌پردازد. نویسندگان می‌گویند مکتب‌های روان‌شناسی «ذهن دوگانه» را تازه کشف کرده‌اند، در حالی که هرمسیان از قدیم می‌دانستند. از خواننده می‌خواهند به درون نگاه کند و «I» و «Me» را از هم جدا کند. «Me» (منِ دریافت‌کننده) را اصل مؤنث ذهن و «I» (منِ فاعل) را اراده و اصل مذکر می‌خوانند. اصل مؤنث ذهن مسئول دریافت و پرورش ایده‌هاست و اصل مذکر آن را با اراده فعال می‌کند. با این دوگانگی تله‌پاتی، تلقین، هیپنوتیزم و «مغناطیس شخصی» را توضیح می‌دهند. می‌گویند نویسندگان تلقین معمولاً می‌گویند «ذهن ارادی» بر «ذهن ناارادی» اثر می‌گذارد، ولی سازوکارش را شرح نمی‌دهند؛ و ادعا می‌کنند اصل جنسیت ذهنی این سازوکار را توضیح می‌دهد. به جزئیات این پدیده‌ها وارد نمی‌شوند. نگاه نقادانه: «I و Me» توصیف شهودی است و پشتوانه‌ی تجربی ندارد؛ تله‌پاتی هم اثبات‌شده نیست. برای درک علمی تلقین، تلقینات هیپنوتیزمی را ببینید.

فصل ۱۵: اصل‌های هرمسی

فصل پایانی می‌گوید دانش بی‌عمل «مانند اندوختن فلز گران‌بها» بی‌ارزش است و چند اصل عملی را با شرح می‌آورد. «برای تغییر خلق یا حالت ذهنی، ارتعاش خود را عوض کن»: با اراده توجه را روی حالت دلخواه ببر، چون «اراده توجه را هدایت می‌کند و توجه ارتعاش را عوض می‌کند». «برای نابودکردن نرخ ارتعاشی ناخواسته، اصل قطبیت را به‌کار ببر و روی قطب مخالف تمرکز کن.» «ریتم را می‌توان با فن قطبی‌سازی خنثی کرد.» «هیچ‌چیز از علت و معلول نمی‌گریزد، ولی ساحت‌های علیت زیادند و می‌توان با قانون‌های بالاتر بر پایین‌تر غلبه کرد.» «دانایان در ساحت بالاتر خدمت می‌کنند و در ساحت پایین‌تر فرمان می‌دهند.» فصل با جمله‌ی «تبدیل هرمسی حقیقی هنری ذهنی است» و «همه ذهن است؛ جهان ذهنی است» تمام می‌شود. نگاه نقادانه: «تمرکز بر قطب مخالف» به «جایگزین‌کردن فکر» شبیه است. پژوهش وگنر و همکاران (۱۹۸۷) نشان داد سرکوب مستقیم فکر ناخواسته اغلب آن را پررنگ‌تر می‌کند؛ جایگزینی آگاهانه ممکن است بهتر باشد، اما کتاب این روش را آزمایش نکرده و نباید جایگزین درمان شود.

ایده‌های مهم کیبالیون

پاسخ مستقیم: هفت اصل و فکر «تبدیل ذهنی» مهم‌ترین ایده‌های کتاب هستند.

هفت اصل هرمسی کیبالیون: ذهن‌گرایی، مطابقت، ارتعاش، قطبیت، ریتم، علت و معلول، جنسیت
هفت اصل هرمسی با جمله‌ی کلیدی هر کدام.
  • ذهن‌گرایی: بنیاد هستی «ذهن زنده‌ی بی‌پایان» است؛ دیگر اصل‌ها از آن نتیجه می‌شوند.
  • مطابقت: الگوی یک ساحت راهنمای ساحت دیگر است («همان‌طور که بالا، همان‌طور که پایین»).
  • ارتعاش: همه‌چیز در حرکت است و تفاوت پدیده‌ها در نرخ ارتعاش است.
  • قطبیت: ضدها از یک جنس و در درجه فرق دارند؛ پس می‌توان حالت را «به سوی قطب دیگر» برد.
  • ریتم و جبران: نوسان‌ها جبران می‌شوند؛ شدت یک سو شدت سوی دیگر را تعیین می‌کند.
  • علت و معلول: هیچ‌چیز تصادفی نیست و فقط ساحت‌های علیت مختلف‌اند.
  • جنسیت: نیروی آفرینش در هر چیز، از جمله ذهن، دو جنبه‌ی دریافت و کنش دارد.
سه ساحت بزرگ کیبالیون: فیزیکی، ذهنی و روحانی، هر کدام با هفت زیرساحت
سه ساحت بزرگ در فصل هشتم.

نقد و ارزیابی کیبالیون

پاسخ مستقیم: کیبالیون متنی خوش‌ساخت از «اندیشه‌ی نو» است، ولی ادعای منشأ مصری و تبدیل ذهنی آن مدرک تاریخی و علمی کافی ندارد.

سه سطح برای خواندن

نمودار سه سطح ارزیابی کیبالیون: مستند، محل بحث و تأییدنشدنی
سه سطح برای خواندن کیبالیون.

نویسندگی و منشأ

کتاب را ناشر وابسته به اتکینسون در شیکاگو چاپ کرد، یعنی همان نشر یوگی که کتاب‌های «یوگی راماچاراکا» و «ترون کیو دومون» را هم منتشر می‌کرد. شواهد نسبت‌دادن آن به اتکینسون سه چیز است: فهرست آثار خودش در ۱۹۱۲ (Who’s Who in America)، چاپ فرانسوی ۱۹۱۷ که او را نویسنده می‌نامد و مقایسه‌ی سبک نوشتار که فیلیپ دسلیپ در چاپ انتقادی ۲۰۱۱ آورد. گفته‌ی برخی گروه‌های باطنی که پل فاستر کیس یا مایکل ویتی را همکار می‌شمارند، مدرک مستقل ندارد: ویتی در ۱۹۰۷ در استرالیا بود و با اتکینسون آشنا نبود. درباره‌ی «ادعای ریشه‌ی هرمسی»، پژوهشگرانی مانند نیکلاس چپل می‌نویسند کتاب بیشتر فراورده‌ی «اندیشه‌ی نو» است تا ادامه‌ی هرمسی‌گری باستان؛ واژه‌ی «کیبالیون» در هیچ متن باستانی نیامده است.

ادعاها در یک نگاه

ادعاوضعیت
کتاب از «سه آغازیده» و ادامه‌ی آموزه‌های هرمس استپشتوانه‌ی تاریخی ندارد؛ نویسنده‌ی احتمالی اتکینسون است
همه‌چیز در حرکت است و جزر و مد داردبرای بسیاری از پدیده‌های فیزیکی و زیستی درست؛ کلی‌گویی است
الکترون‌ها «مؤنث» و اتر هستی را پر کرده استبا علم امروز ناسازگار؛ برداشت ۱۹۰۸ است
با «تبدیل ذهنی» می‌توان حال خود را عوض کرداستعاره‌ای از بازسازی شناختی و تمرکز؛ بدون آزمون مستقیم برای روش کتاب
استادان می‌توانند شرایط جهان را با ذهن مهار کنندمدرک ندارد
نکته‌های فصل پانزدهم درباره‌ی تغییر حال ذهنی با ارتعاش، قطبیت و ریتم، و محدودیت شواهد علمی
خلاصه‌ی فصل پانزدهم و محدودیت آن.

هشدارها

  • کیبالیون کتابی فلسفی-معنوی است، نه کتاب روان‌درمانی. اگر افسردگی، اضطراب شدید یا افکار آسیب‌زدن به خود دارید، به روان‌پزشک یا روان‌شناس مراجعه کنید و در بحران با اورژانس تماس بگیرید.
  • جمله‌ی «ذهن همه‌چیز را می‌سازد» را نباید دلیل سرزنش بیمار برای بیماری‌اش دانست.
  • بخش «اثر ذهنی بر دیگران» را اخلاقاً باید با رضایت و پرهیز از فریب خواند.

این کتاب برای چه کسی است؟

پاسخ مستقیم: برای علاقه‌مندان به تاریخ اندیشه‌ی نو و باطنی‌گری غربی، و کسانی که اصطلاح «هفت اصل هرمسی» را بارها شنیده‌اند و می‌خواهند منبع آن را ببینند.

اگر دنبال متن هرمسی باستان هستید، کیبالیون جایگزین «کورپوس هرمتیکوم» نیست. برای ادامه‌ی مسیر، درباره‌ی نویسنده‌ی احتمالی در ویلیام واکر اتکینسون و درباره‌ی ذهن و تلقین در هیپنوتیزم چیست؟ بخوانید. اگر به تمرین ذهن و آرامش علاقه دارید، مدیتیشن را هم ببینید و دوره‌ی آستانه را بشناسید.

کاشی‌کاری سنگی هرمس تریسمگیستوس در کلیسای جامع سیه‌نا، کار جووانی دی استفانو
هرمس تریسمگیستوس، کاشی‌کاری کف کلیسای جامع سیه‌نا (سده‌ی پانزدهم).

درباره‌ی نویسنده

«سه آغازیده» نام مستعاری برای نویسنده یا نویسندگان کتاب است. به گفته‌ی پژوهشگران، کار ویلیام واکر اتکینسون (۱۸۶۲ تا ۱۹۳۲) وکیل و ناشر آمریکایی و از پیشگامان «اندیشه‌ی نو» است. ریشه‌ی اصطلاح «هرمسی» به هرمس تریسمگیستوس برمی‌گردد که هم‌ترازی از «هرمس» یونانی و «توت» مصری است؛ متن‌های منسوب به او (هرمتیکا) را پژوهشگران عمدتاً به سده‌های نخست میلادی در مصر نسبت می‌دهند.

منابع

کتاب کیبالیون درباره‌ی چیست؟

کیبالیون کتابی کوتاه درباره‌ی «فلسفه‌ی هرمسی» است که در ۱۹۰۸ در شیکاگو منتشر شد. هفت اصل را معرفی می‌کند: ذهن‌گرایی، مطابقت، ارتعاش، قطبیت، ریتم، علت و معلول و جنسیت. محور کتاب این است که «همه‌چیز ذهن است» و می‌توان حالت‌های ذهنی را با «تبدیل ذهنی» تغییر داد.

نویسنده‌ی کیبالیون کیست؟

کتاب با نام «سه آغازیده» منتشر شد. بیشتر پژوهشگران، با تکیه بر فهرست آثار خود او در ۱۹۱۲ و بررسی سبک نوشتار، آن را کار ویلیام واکر اتکینسون می‌دانند. فرضیه‌ی همکاری پل فاستر کیس یا مایکل ویتی مدرک مستقل و قوی ندارد.

هفت اصل هرمسی کدام‌اند؟

ذهن‌گرایی («همه‌چیز ذهن است»)، مطابقت («آنچه بالاست مانند آنچه پایین است»)، ارتعاش، قطبیت، ریتم، علت و معلول، و جنسیت. در کتاب فصل‌های جداگانه به هر کدام می‌پردازند.

آیا کیبالیون متن مصر باستان است؟

نه. با اینکه کتاب خود را یادگار آموزه‌های هرمس تریسمگیستوس معرفی می‌کند، پژوهشگران آن را اثری از جنبش «اندیشه‌ی نو» در آغاز سده‌ی بیستم می‌دانند. هفت اصل آن در متن‌های هرمسی باستان، مانند مجموعه‌ی «کورپوس هرمتیکوم»، به این صورت نیامده است.

آیا ادعاهای کیبالیون علمی است؟

بخش‌هایی از آن، مانند ریتم، علت و معلول و حرکت دائمی ذرات، با چیزهایی که علم می‌گوید هم‌خوانی ظاهری دارد، اما برداشت‌های کتاب درباره‌ی اتر، «جنسیت» الکترون‌ها و ارتعاش ذهنی با علم امروز نمی‌خواند. «تبدیل ذهنی» هم جایگزین روان‌درمانی نیست.

متن انگلیسی کیبالیون را کجا بخوانم؟

متن انگلیسی کتاب، به‌خاطر انتشار در ۱۹۰۸، در آمریکا در مالکیت عمومی است و در پروژه‌ی گوتنبرگ (شماره‌ی ۱۴۲۰۹) به‌صورت رایگان هست. خلاصه‌ی ما متن کتاب نیست و فقط برای شناخت و نقد آن نوشته شده است.

روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!

میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0

هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

نویسنده: تیم تحریریه ذنیران

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت‌نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد