پاسخ کوتاه: جیدو کریشنامورتی (Jiddu Krishnamurti، ۱۸۹۵ تا ۱۹۸۶) طبق ویکیپدیا سخنران و نویسندهی هندی بود. تئوسوفیها او را در کودکی برای نقش «معلم جهانی» پرورش دادند، ولی او در ۱۹۲۹ «نظم ستارهی شرق» را منحل کرد و گفت حقیقت «سرزمینی بیراه» است. بعد از آن بدون حزب و مرجع سخن گفت و از «آگاهی بیانتخاب» بهجای تکنیکهای مدیتیشن دفاع کرد. زندگی او و جایگاه آموزههایش با اختلاف نظر همراه است.
برای زمینه، آنی بسانت، چارلز لیدبیتر و هلنا بلاواتسکی را ببینید.
کریشنامورتی کیست؟ زندگی و ارتباطات
پاسخ مستقیم: پسری از مادانپله که تئوسوفیها او را «وسیلهی معلم جهانی» دانستند.

ویکیپدیا مینویسد تاریخ تولد او محل اختلاف است؛ مری لوتینز ۱۱ مه ۱۸۹۵ را میگذارد، اما کریستین ویلیامز به نااطمینانی ثبتها اشاره میکند و ادعاهایی بین ۴ مه ۱۸۹۵ و ۲۵ مه ۱۸۹۶ را میآورد. او در مادانپلهی ایالت مدرس، در خانوادهای برهمن تلوگو به دنیا آمد؛ مادرش در دهسالگیاش مرد. پدرش از کارمندان دولت بریتانیا بود و بعد در مقر جامعهی تئوسوفی در آدیار کار گرفت؛ خانواده در ژانویه ۱۹۰۹ آنجا رفتند. در آوریل ۱۹۰۹ چارلز لیدبیتر، که مدعی دورنگری بود، او را کنار ساحل دید و «بینظیرترین هاله» را در او توصیف کرد و او را «وسیلهی لرد مایترا یا معلم جهانی» دانست. تئوسوفیها از او و برادرش نیتیا مراقبت و آموزش دادند؛ آنی بسانت قیم او شد و پدر در ۱۹۱۲ علیه بسانت شکایت کرد. در ۱۹۱۱ «نظم ستارهی شرق» برای آمادگی ظهور معلم جهانی ساخته شد و او رهبرش شد.
«فرایند»، مرگ نیتیا و گسست از تئوسوفی
پاسخ مستقیم: تجربهی ۱۹۲۲ و مرگ برادر ایمان او به سلسلهمراتب تئوسوفی را سست کرد و در ۱۹۲۹ سازمان را منحل کرد.

طبق ویکیپدیا، در اوت ۱۹۲۲ در اوجای کالیفرنیا نخست سه روز درد حاد گردن با تجربهی عرفانی و دو هفته بعد حالتی طولانیتر پیش آمد که خودش و اطرافیانش «فرایند» مینامیدند و تا مرگ گاهبهگاه بازگشت. او همچنین حالتی را «دیگریبودن» (the otherness) میخواند. ویکیپدیا میافزاید توضیحهایی برای آن پیشنهاد شده، از جمله صرع، و لیدبیتر و دیگر تئوسوفیها نیز از آن در شگفت ماندند. ما اینها را نمیتوانیم تشخیص بدهیم. در ۱۳ نوامبر ۱۹۲۵ برادرش نیتیا در ۲۷سالگی در اوجای مرد؛ طبق ویکیپدیا این مرگ ایمانش به تئوسوفی و رهبران آن را «از بنیاد» لرزاند. او اعتقاد به «استادان» را از دست داد و واژگانش از اصطلاحات تئوسوفی دور شد. ۳ اوت ۱۹۲۹، در اردوی ستاره در اومن هلند، نظم ستاره را منحل کرد و گفت: «من معتقدم حقیقت سرزمینی بیراه است و با هیچ راه، دین یا فرقهای به آن نمیرسید.» او اموال و پول اهدایی، از جمله قلعهای در هلند و ۵٬۰۰۰ جریب زمین، را پس داد.
روش و آموزه: آگاهی بیانتخاب
پاسخ مستقیم: او هیچ تکنیک، گورو و سازمان را نمیپذیرفت و از مشاهدهی بیانتخاب سخن میگفت.

ویکیپدیا مینویسد از دید بنیادهای کریشنامورتی هستهی آموزهی او همان بیانیهی ۱۹۲۹ است: پیروی از هیچ آیین، انضباط، معلم، گورو یا مرجعی، حتی خود او، لازم نیست. او میگفت آزادی همان آزادی از «تصویرها» و مفاهیمی است که انسان ساخته و در «مشاهدهی خالص» یا «آگاهی بیانتخاب از زندگی و کنش روزانه» پیدا میشود. او نیاز به تکنیکهای ساختگی مدیتیشن را رد میکرد و آگاهی بیانتخاب را «جوهر مدیتیشن راستین» میدانست. در پاسخ به نهرو، به نقل از ویکیپدیا، گفت «از همانجا که هستی شروع کن»، و در «فراسوی خشونت» میگوید «خود را در عمل ببین… بدون هیچ انتخاب یا تحریف». در ۱۹۴۸ در پونا با بی. کی. اس. آینگار دیدار کرد؛ به نوشتهی ویکیپدیا او سه ماه هر صبح و سپس بهطور متناوب تا بیست سال یوگا را به او آموخت. برای مقایسه با روشهای دیگر، مدیتیشن ویپاسانا و آینگار را ببینید. ویکیپدیا میگوید در اوایل دههی ۱۹۶۰ با فیزیکدان دیوید بوهم آشنا شد و گفتوگوهایشان نزدیک دو دهه ادامه یافت. او همچنین مدارسی بنیان گذاشت: ریشی ولی (۱۹۲۸)، بروکوود پارک انگلستان (۱۹۶۹) و اوک گروو کالیفرنیا.
آثار و میراث
پاسخ مستقیم: «نخستین و واپسین آزادی» (۱۹۵۴) او را به مخاطب عام رساند.
ویکیپدیا میگوید پس از معرفی آلدوس هاکسلی به ناشر هارپر، «نخستین و واپسین آزادی» (۱۹۵۴) مخاطبان او را گسترش داد؛ بعد «تفسیرهایی بر زندگی» (۱۹۵۶ تا ۱۹۶۰) و «دفترچهی کریشنامورتی» (۱۹۶۱ تا ۱۹۶۲) آمدند. او در ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ برای مخاطبان دعوتشده در سازمان ملل سخن گفت و ۱۷ فوریه ۱۹۸۶ در ۹۰ سالگی در اوجا بر اثر سرطان لوزالمعده درگذشت. بنیادهای او آرشیو و مراکز و مدارس را اداره میکنند.
نقد و محدودیتها
پاسخ مستقیم: منتقدان از دیالوگنبودن، ناهمخوانی زندگی با آموزه و تأثیرنداشتن او بر دیگران سخن گفتهاند.
ویکیپدیا چند نقد را از منابع نامبرده میآورد. پیتر میشل میگوید «گفتوگوی واقعی آشکارا غایب است» و دعوتهای او به «با هم نگاه کردن» مقدمهی بلاغی تکگویی بود. رادا راجاگوپال اسلاس، دختر دی. راجاگوپال (مدیر کار او)، در کتابش ادعا میکند میان او و روزالیند راجاگوپال ماجرای عاشقانهای حدود ۲۵ سال (از ۱۹۳۲) برقرار بود و او برای حفظ تصویر گورویِ مجرد و ادامهی حمایت پیروان آن را پنهان میکرد؛ این روایت یک شاهد است و ما آن را مستقل تأیید نمیکنیم. دعوای حقوقی او با راجاگوپال بر سر اموال و حق چاپ از ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۶ ادامه داشت و به نوشتهی ویکیپدیا برخی دوستان از آن شک کردند که او «شخصیتی دوپاره» باشد و پرسیدند «اگر او نمیتواند، پس چه کسی میتواند؟». خودش چند روز پیش از مرگ گفت «شاید اگر آموزهها را زندگی کنند… اما هیچکس این کار را نکرده است.» ویکیپدیا همچنین مینویسد او در محافل دانشگاهی چندان شناخته نیست.
شواهد: آگاهی بیانتخاب و شبکهی حالت پیشفرض
پاسخ مستقیم: در یک مطالعهی کوچک، مغز مدیتیشنکاران باتجربه در «آگاهی بیانتخاب» فعالیت کمتری در گرههای شبکهی ذهنپراکن نشان داد.

Brewer و همکاران (۲۰۱۱، PNAS) فعالیت مغز مدیتیشنکاران باتجربه و شاهدهای بیتجربهی همتا را در سه مدیتیشن مقایسه کردند: تمرکز، مهربانی-عشق و «آگاهی بیانتخاب». هر گروه ۱۲ نفر بود. در مدیتیشنکاران، گرههای اصلی شبکهی حالت پیشفرض (قشر میانی پیشپیشانی و قشر کمربندی پشتی) در همهی مدیتیشنها نسبتاً غیرفعالتر بود، و پیوند میان قشر کمربندی پشتی، قشر کمربندی پیشین پشتی و قشر پیشپیشانی پشتیجانبی قویتر؛ مدیتیشنکاران ذهنپراکنی کمتری هم گزارش کردند (برای آگاهی بیانتخاب میانگین ۳٫۴ در برابر ۶٫۰ شاهدها). نویسندگان این را سازگار با کاهش ذهنپراکنی میدانند.
این مطالعه محدودیتهای مهمی دارد: فقط ۱۲ نفر در هر گروه، مقطعی (مدیتیشنکاران باتجربه با شاهدها مقایسه شدند، نه آموزش تصادفی)، و «آگاهی بیانتخاب» در آن یک دستور آزمایشگاهی است نه آموزهی کریشنامورتی. کریشنامورتی تکنیکها را رد میکرد؛ پس این پژوهش دربارهی او نیست، فقط دربارهی نوعی مدیتیشن با همین نام.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا نظم ستاره را او منحل کرد؟ | بله؛ ۳ اوت ۱۹۲۹ در اومن |
| آیا پیرو نخواست؟ | بیانیهی ۱۹۲۹ همین را میگوید |
| «فرایند» چه بود؟ | تجربهی گزارششده؛ تفسیرها متفاوت، از جمله صرع |
| آیا او معلم جهانی بود؟ | او صریحاً انکار نکرد؛ پاسخهای «عمداً مبهم» داد |
| آیا ماجرای عاشقانه با راجاگوپال درست است؟ | روایت اسلاس؛ مستقل تأیید نشد |
| آیا علم آموزهاش را تأیید کرده؟ | خیر؛ فقط پژوهشی دربارهی نوعی مدیتیشن مشابه |
او را چطور بخوانیم؟
- کریشنامورتی را «منتقد سازمان و مرجع» بخوانید: انحلال سازمان و بیانیهی ۱۹۲۹ مستندند.
- تجربههای «فرایند» و «دیگریبودن» را گزارش شخصی بدانید که تفسیر قطعی ندارد.
- نقدها، از جمله ادعای ماجرای عاشقانه، را روایت نقادان بدانید و تأییدنشده بخوانید.
- مشاهدهی بیانتخاب را تمرین سادهی توجه بدانید، نه راهحل همهچیز؛ اگر میخواهید تمرین کنید میتوانید از آستانه کمک بگیرید.
جمعبندی
کریشنامورتی پسری بود که تئوسوفیها او را «معلم جهانی» میدانستند و او در ۱۹۲۹ سازمان را منحل کرد و گفت حقیقت سرزمینی بیراه است. بعد از آن بدون گورو و تکنیک از آگاهی بیانتخاب سخن گفت. زندگی او مستند است، اما تفسیر تجربههایش، نقدهایش دربارهی دیالوگ و شخصیتش و ارتباط پژوهشهای امروز با آموزهاش محل بحث یا تأییدنشده است.
منابع
- ویکیپدیا؛ Jiddu Krishnamurti.
- Brewer JA و همکاران. Meditation experience is associated with differences in default mode network activity and connectivity. PNAS. 2011.
- تصویر شاخص: طرح گرافیکی ذنیران؛ عکس صریحاً آزاد برای استفاده نیافتیم.
طبق ویکیپدیا، جیدو کریشنامورتی (۱۱ مه ۱۸۹۵ تا ۱۷ فوریه ۱۹۸۶) سخنران و نویسندهی هندی بود. تئوسوفیها او را در کودکی بهعنوان «وسیلهی» معلم جهانی پرورش دادند، ولی در ۱۹۲۹ سازمان وابسته به او را منحل کرد و تا پایان عمر در سراسر جهان سخن گفت. ویکیپدیا یادآوری میکند تاریخ تولد او محل اختلاف است.
در ۳ اوت ۱۹۲۹ در اومن، هلند، هنگام انحلال «نظم ستارهی شرق»، گفت حقیقت «سرزمینی بیراه» است و با هیچ راه، دین یا فرقهای به آن نمیرسید و نباید سازمانی برای هدایت مردم تشکیل شود. ویکیپدیا این سخنرانی را هستهی آموزههای او از دید بنیادهای کریشنامورتی میداند.
طبق ویکیپدیا، او مشاهدهی خالص «بدون انتخاب و تحریف» را آزادی از تصویرها و مفاهیم میدانست و این را جوهر «مدیتیشن راستین» میخواند، در برابر تکنیکهای ساختگی. بنابراین نه روش گامبهگام داد و نه گورو را لازم دانست.
ویکیپدیا مینویسد هیچ سندی نیست که او صریحاً ادعای معلم جهانیبودن را انکار کرده باشد؛ هر بار پرسیدند یا گفت موضوع بیاهمیت است یا، به گفتهی خودش، پاسخهایی «عمداً مبهم» داد. با این حال او سازمان ستاره را منحل کرد و پیروی از هر مرجع، حتی خودش، را رد کرد.
طبق ویکیپدیا، در اوت ۱۹۲۲ در اوجای کالیفرنیا درد شدید گردن و حالتهای عرفانی داشت که خودش و اطرافیانش «فرایند» مینامیدند و تا مرگ گاهبهگاه بازگشت. تفسیر آن محل بحث است و ویکیپدیا میگوید از جمله صرع هم بهعنوان توضیح پیشنهاد شده است؛ ما نمیتوانیم آن را تشخیص بدهیم.
تا حدی و غیرمستقیم. Brewer و همکاران (۲۰۱۱) در مقایسهی ۱۲ مدیتیشنکار باتجربه با ۱۲ شاهد دیدند در مدیتیشنهای مختلف، از جمله «آگاهی بیانتخاب»، دو گرهی اصلی شبکهی حالت پیشفرض مغز کمتر فعال بود و ذهنپراکنی گزارششده کمتر. این مطالعه مقطعی است و آموزهی کریشنامورتی را نیازموده است.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

