پاسخ کوتاه: راماکریشنا (Ramakrishna، ۱۸۳۶ تا ۱۸۸۶) طبق ویکیپدیا عارف هندوی بنگالی بود که کاهن معبد کالی در داکشینشور (کلکته) شد و در تمرینهای دینی گوناگون، از تانترا و ویشنوایی تا ودانتا، مسیحیت و اسلام صوفیانه، به «تحقق خدا» رسید. شاگردش ویوکاناندا مأموریت او را ساخت. مهمترین منبع ما «کتهامریتا»ی «م» است که پس از او، از ۱۹۰۲ تا ۱۹۳۲، چاپ شد؛ پس تصویر او همیشه از صافی گزارشگران میگذرد.
برای زمینه، یوگا چیست و شاخههای یوگا را ببینید؛ مفهوم «سمادی» را در مقالهی پاتانجلی هم میخوانید.
راماکریشنا کیست؟
پاسخ مستقیم: مردی از خانوادهای برهمن و فقیر در بنگال که کاهن معبد کالی شد و برای پیروانش «پاراماهانسا» و اوتار است.

طبق ویکیپدیا، او در ۱۸ فوریهی ۱۸۳۶ در روستای کامارپوکور (ناحیهی هوگلی) زاده شد؛ کوچکترین از چهار فرزند خدیرام و چاندرامانی. خانواده رام را میپرستید و نام او «راماکریشنا» را پدرش گذاشت. روایتهای سنت از رؤیاهای والدین دربارهی تولدش میگویند؛ اینها روایتاند. در نهسالگی نخ مقدس را بست و بنا بر Saradananda در عبادت «بهاوا-سمادی» تجربه کرد. در ۳۱ مه ۱۸۵۵ برادرش رامکومار در مراسم تقدیس معبد کالی داکشینشور خدمت کرد و بعدها راماکریشنا کاهن شد. در ۱۸۵۹ طبق رسم بنگال روستایی در سدهی ۱۹ با ساردامانی (ساردا دوی) ازدواج کرد؛ ازدواج هرگز تکمیل نشد و او همسرش را «مادر مقدس» مینامید.
تمرینهای دینی گوناگون
پاسخ مستقیم: طبق زندگینامهها او بیش از یک دهه راههای گوناگونی را تمرین کرد و گفت هر کدام او را به همان خدا رساند.
- رام بهاکتی و کالی: در کودکی رام را میپرستید و در معبد، کالی را «مادر».
- تانترا (۱۸۶۱): بهایراوی براهمنی، زنی ریاضتکش، او را به تانترا آغاز کرد. بعد زیر جاتادهاری بهاوای «واتسالیا» (نگرش والد نسبت به کودک الهی) را تمرین کرد.
- ودانتا (۱۸۶۵): توتا پوری، راهبی ودانتایی، او را به سنیاسا آغاز کرد. طبق گزارشها او در «نیرویکلپا سمادی» رفت و توتا پوری نشانههای تنفسنداشتن او را بررسی کرد.
- اسلام (۱۸۶۶): نزد گووینده روی، هندویی صوفیمسلک، نام الله را تکرار کرد و پنج بار در روز نماز خواند. طبق گزارش، پس از سه روز «شخصیتی تابنده با ریش سفید» را دید (Nikhilananda حدس میزند شاید پیامبر). Kripal مینویسد این برای بیشتر مسلمانان تجربهای بدعتآمیز بود.
- مسیحیت (۱۸۷۳ و ۱۸۷۴): سامبهو چاندرا مالیک انجیل را برایش خواند؛ او با شنیدن آموزهی گناه ناراحت شد. بعدها در رؤیایی تصویر مریم و کودک را زنده دید و «عیسی را دید که در او ادغام میشود».
اینها گزارشهای پیروان و زندگینامههاست که طبق ویکیپدیا هر کدام را «تحقق خدا از آن راه» میدانند. ما نمیتوانیم محتوای رؤیاها را بسنجیم، فقط میتوانیم بگوییم چه گزارش شده است.
آموزهها: «راههای بسیار، هدف یکی»
پاسخ مستقیم: خدا را بشناس، همهی راهها به او میرسند، ولی به یک راه تمامقوا وفادار بمان.
- یگانگی ادیان: «ادیان بسیار، راههای بسیار به یک هدف». او معتقد بود هندویی، مسیحیت و اسلام همه به یک خدا میروند (طبق ویکیپدیا).
- وفاداری به یک راه: به بهاوانات گفت میتوان از پلهی سنگی، نردبان یا طناب به بام رسید، ولی باید یک راه را با تمام قوا رفت.
- دو شنونده: به راهبان از ودانتای ناپدویی میگفت؛ به خانهداران توصیه میکرد بهاکتی را دنبال کنند و بگویند «خدا ارباب من است و من خدمتکار او».
- مایا: مایا را «دانش (ویدیا)» و «نادانی (اویدیا)» میدانست و جهان را جلوهی کالی میدید نه توهم صرف.
- خدمت: «ییاترا جیو تاترا شیو» (هرجا موجودی زنده هست، شیوا آنجاست) و «نه مهربانی به موجودات، که خدمت به موجود زنده همچون شیوا»؛ ویکیپدیا آن را الهامبخش کار خیر ویوکاناندا میداند. برای مرور خدمت در یوگا، کارما یوگا را ببینید.
زبان او بنگالی روستایی با واژههای سنسکریت و تمثیل بود و بهگفتهی Lex Hixon نمیتوان آن را تحتاللفظی ترجمه کرد. Amiya Sen هشدار میدهد بعضی اصطلاحاتی که او فقط در معنای متافیزیکی به کار برده شاید امروز معنای تازهای گرفته باشند.
منبع ما: «کتهامریتا» و محدودیتش
پاسخ مستقیم: بیشتر آنچه دربارهی او میدانیم از دفترچههای یک مرید میآید.

«کتهامریتا» نوشتهی ماهندرانات گوپتا («م») پنج جلد است که از ۱۹۰۲ تا ۱۹۳۲ منتشر شد و بر پایهی دفترچهی او زندگی راماکریشنا را از ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۶ ثبت میکند. محبوبترین ترجمهی انگلیسی، «انجیل راماکریشنا» از Swami Nikhilananda، صحنهها را خطی چیده است. Sumit Sarkar میگوید همهی اطلاعات ما دربارهی او، برهمنی روستایی و نیمهبیسواد، از هواداران شهری میآید «که متنهایشان هم روشن میکند و هم دگرگون».
چهار خوانش از او
پاسخ مستقیم: پژوهشگران دربارهی هویت دینی او همنظر نیستند.

- ودانتای نو: ویوکاناندا او را ودانتایی ادویته معرفی کرد. Neevel میگوید تصویر او در نوشتههای هواداران از «دیوانهی دینی» به مدافع آرام ودانتا تغییر کرد؛ Narasingha Sil میگوید ویوکاناندا تصویر او را پس از مرگش بازنویسی و اسطورهای کرد؛ McDaniel میگوید مأموریت اهمیت شاکتی را کمرنگ میکند.
- بهاکتا و تانترا: Max Müller او را «بهاکتا» (پرستنده و عاشق) بیش از «دانا» میدانست؛ Heinrich Zimmer نخستین پژوهشگر غربی بود که پرستش مادر الهی را دارای عناصر تانترایی دید.
- ودانتای هماهنگساز: Satis Chandra Chatterjee و Jeffery Long او را «ودانتای هماهنگساز» یا «ودانتای یکپارچه» میدانند؛ Medhananda از «ودانتای ویجنانا».
- روانکاوی: Sudhir Kakar در ۱۹۹۱ دید رؤیاهای او «توانایی خودجوش برای تجربهی خلاق» است. Kripal (۱۹۹۵، «Kali’s Child») نوشت تجربههای عرفانی او را میتوان نشانهی همجنسخواهی سرکوبشده خواند و جنبش اسناد را ویراسته کرده است. Tyagananda و Vrajaprana (۲۰۱۰)، Alan Roland و دیگران این را رد کردند؛ Tyagananda ترجمهی Kripal از «کامینی-کانچانا» (زن و زر) را «اشتباه زبانی» خواند و میگوید راماکریشنا به زنان هم از «مرد و زر» هشدار میداد.
مشکل همهی این خوانشها یکی است: منبعها محدودند و هر پژوهشگر از نقطهای دیگر نگاه میکند. ما هیچکدام را «درست» اعلام نمیکنیم.
خلسهها و نگاه پزشکی
پاسخ مستقیم: گزارشهای خلسهی او تفسیرهای دینی و طبیعتگرایانه دارند؛ از متنها نمیتوان تشخیص پزشکی داد.

طبق ویکیپدیا او دهیازدهساله بود که در مزرعه، نگاه به درنایان سفید در برابر ابر او را از خود بیخود کرد و بیهوش افتاد؛ این را او و پیروانش سمادی دانستند و «ذهنهای طبیعتگرا» خلسه یا تشنج. ویکیپدیا میافزاید این تجربهها بعدها در آخر عمرش تقریباً هر روز رخ میداد و او تفسیر صرع را خود رد کرد.
مرور Devinsky و Lai (۲۰۰۸، Epilepsy & Behavior) میگوید ۰٫۴ تا ۳٫۱ درصد از مبتلایان به صرع کانونی تجربهی دینی حین تشنج گزارش کردهاند (۳٫۹ درصد نشانهی پیشدرآمد دینی)، که بیشتر در صرع لوب گیجگاهی راست است. این بخش کوچک بیماران است و دلیلی بر صرع بودن کسی نیست که ۱۵۰ سال پیش زندگی میکرد. از سوی دیگر، مرور Goyal و همکاران (۲۰۱۴) روی ۴۷ کارآزمایی نشان داد برنامههای مراقبه شواهد متوسطی برای کاهش اضطراب، افسردگی و درد دارند ولی از هیچ درمان فعالی بهتر نیستند. برای مرور انواع مدیتیشن و ذهنآگاهی را بخوانید.
هیچیک از این پژوهشها دربارهی «دیدن کالی» یا «سمادی سهروزه» نیست؛ آنها تجربهی دینیاند و با کارآزمایی پزشکی سنجیده نمیشوند.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا کاهن داکشینشور بود؟ | بله؛ طبق ویکیپدیا از ۱۸۵۵ |
| آیا با ساردا دوی ازدواج کرد؟ | بله؛ ۱۸۵۹؛ ازدواج هرگز تکمیل نشد |
| آیا تمرین مسیحیت و اسلام کرد؟ | طبق گزارش پیروان و زندگینامهها |
| آیا او ودانتایی ادویته بود؟ | بحث؛ ویوکاناندا: بله، دیگران: تانترا یا بهاکتا |
| آیا خلسههایش صرع بود؟ | تفسیر برخی؛ او و پیروانش رد کردند؛ تشخیص ممکن نیست |
| آیا روانکاوی کریپال معتبر است؟ | مورد اختلاف؛ Tyagananda و دیگران رد کردهاند |
| آیا اوتار الهی بود؟ | باور پیروان؛ تأییدپذیر نیست |
پایان زندگی و میراث
پاسخ مستقیم: او در ۱۸۸۶ با سرطان گلو درگذشت و شاگردانش «رامکریشنا ماث» را ساختند.
طبق ویکیپدیا، در آغاز ۱۸۸۵ «گلودرد کشیشی» او به سرطان گلو بدل شد و در ۱۱ دسامبر ۱۸۸۵ به خانهی باغی در کوسیپور رفت. پزشکان از جمله مهندرالال سرکار او را درمان میکردند و توصیه کردند سکوت کند، اما او با دیدارکنندگان صحبت میکرد. او در بامداد ۱۶ اوت ۱۸۸۶ درگذشت (مقدمهی همان منبع شب ۱۵ اوت میگوید). شاگردان آن را «ماهاسمادی» نامیدند. طبق گزارشهای سنتی پیش از مرگ قدرت معنویاش را به ویوکاناندا داد. ویوکاناندا «رامکریشنا ماث و مأموریت» را در ۱۸۹۷ بنیاد گذاشت؛ این مأموریت بهگفتهی ویکیپدیا در بهداشت، امداد، روستا، قبایل و آموزش کار میکند. همسرش ساردا دوی ۳۴ سال بعد از او زنده بود و نقش مهمی در جنبش داشت.
او را چطور بخوانیم؟
- راماکریشنا را «شخصیتی تاریخی با منبعهای وابسته به مریدان» بخوانید؛ هر خوانش را با نام گویندهاش بخوانید.
- به آموزهی «راههای بسیار» همانقدر توجه کنید که به شرط او: وفاداری به یک راه.
- گزارش خلسهها را نه تأیید و نه رد کنید؛ تفسیر پزشکی از روی متن ممکن نیست.
- اگر برای آرامش مراقبه میکنید، آن را مکمل بدانید. برای تمرین توجه آستانه را ببینید.
جمعبندی
راماکریشنا کاهن معبد کالی و عارفی بود که ساردا دوی همسرش، و ویوکاناندا شاگردش، مأموریت او را ساختند. معبد، ازدواج، شاگردان و مأموریت مستندند. هویت دینی او (ودانتا، تانترا یا بهاکتی)، تفسیر روانکاوانه و ماهیت خلسههایش محل بحثاند، و تجسم الهی و دیدن کالی تأییدپذیر نیستند. شواهد علمی به تمرین مراقبه و پژوهش دربارهی تجربهی دینی در صرع مربوطاند و دربارهی او نظری نمیدهند.
منابع
- ویکیپدیا؛ Ramakrishna؛ با ارجاع به Saradananda، Nikhilananda، Kripal، Kakar، Tyagananda و Vrajaprana، Neevel، Sil، Zimmer، Sarkar، Long و دیگران.
- Devinsky O, Lai G. Spirituality and religion in epilepsy. Epilepsy Behav. 2008.
- Goyal M و همکاران. Meditation programs for psychological stress and well-being. JAMA Intern Med. 2014.
- تصویر: «Ramakrishna at studio.jpg»، عکس ۱۰ دسامبر ۱۸۸۱، ویکیمدیا کامنز؛ برچسب مجوز در کامنز: Public domain؛ بریده و قاببندیشده.
- تصویر شاخص: همان عکس ۱۸۸۱.
طبق ویکیپدیا، عارف هندوی بنگالی (۱۸ فوریهی ۱۸۳۶ تا ۱۶ اوت ۱۸۸۶) که کاهن معبد کالی در داکشینشور (کلکته) شد و تمرینهایی از ویشنوایی، تانترای شاکتی، ودانتای ادویته، مسیحیت و اسلام صوفیانه را پی گرفت. پیروانش او را اوتار (تجسم الهی) میدانند. شاگرد اصلیاش ویوکاناندا مأموریت او را گسترش داد.
طبق ویکیپدیا، بهاختصار: «هدف زندگی تحقق خداست» و «ادیان بسیار، راههای بسیار به یک هدف». به راهبان از ودانتای ناپدویی میگفت و به خانهداران توصیه میکرد راه بهاکتی (ایمان و محبت) را بروند. آموزههایش با تمثیلها و زبان محلی بنگالی بیان میشد و در «کتهامریتا»ی «م» (ماهندرانات گوپتا) ثبت شده است.
محل بحث است. طبق ویکیپدیا، او و پیروانش تجربهی دهیازدهسالگیاش (دیدن درنایان سفید در برابر ابر و از خود بیخود شدن) را نخستین سمادی میدانند، اما تفسیرگران طبیعتگرا آن را خلسه یا تشنج خواندهاند. او خود تفسیر صرع را رد کرد. از روی گزارشهای تاریخی نمیتوان تشخیص پزشکی داد. مرور Devinsky و Lai (۲۰۰۸) فقط میگوید بخش کوچکی از مبتلایان به صرع کانونی تجربهی دینی حین تشنج دارند.
ویوکاناندا (نارندرانات دوتا) مهمترین پیرو او شد و با تأسیس «رامکریشنا ماث و مأموریت» (۱۸۹۷) او را به جهان معرفی کرد. طبق ویکیپدیا، برخی پژوهشگران (مثل Neevel و Sil) میگویند ویوکاناندا تصویر راماکریشنا را به ودانتایی آرام تغییر داد و McDaniel میگوید مأموریت اهمیت شاکتی را کمرنگ کرده؛ اینها بحثهای پژوهشیاند.
کتاب Jeffrey Kripal (۱۹۹۵) با روانکاوی ادعا کرد تجربههای عرفانی راماکریشنا را میتوان نشانهی همجنسخواهی سرکوبشده دید و جنبش دستکاری اسناد کرده است. Tyagananda و Vrajaprana (۲۰۱۰) این را بیپشتوانهی متنهای منبع و ترجمهی «کامینی-کانچانا» را نادرست دانستند؛ دیگران هم رد کردند. بحث هنوز ادامه دارد و ما طرف یکی را نمیگیریم.
برای مراقبهی ذهنآگاهی، مرور Goyal (۲۰۱۴، ۴۷ کارآزمایی) شواهد متوسط برای اضطراب، افسردگی و درد یافت، ولی برتری بر درمان فعال را نه. دربارهی «سمادی» یا دیدن کالی هیچ کارآزماییای نیست و اینها تجربهی دینیاند که با پزشکی سنجیده نمیشوند.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

