پاسخ کوتاه: سری اوروبیندو (Sri Aurobindo، ۱۸۷۲ تا ۱۹۵۰) طبق ویکیپدیا ناسیونالیست، فیلسوف و یوگی هندی بود که پس از بازداشت و تبرئهی ۱۹۰۹ در پروندهی علیپور، در ۱۹۱۰ به پوندیچری رفت و «یوگای انتگرال» را بنیان گذاشت. هدف این یوگا، بهگفتهی خودش، فقط رهایی از جهان نیست؛ «فرود» امر الهی و دگرگونی ذهن، حیات و بدن هم هست. «حیات الهی» و «ترکیب یوگا» آثار فلسفی و «ساویتری» منظومهی بلند او هستند. بخشهای مستند زندگی او روشناند، ولی «فرامذهن» و «نژاد فرامذهنی» ادعاهایی فلسفی و معنویاند که با شواهد سنجیده نمیشوند.
برای زمینه، یوگا چیست و شاخههای یوگا را ببینید؛ نمونهی دیگری از آموزگاران هندی مدرن در مقالهی ویوکاناندا آمده است.
سری اوروبیندو کیست؟
پاسخ مستقیم: پسر پزشکی بنگالی که در انگلستان بزرگ شد، به هند بازگشت، ناسیونالیست شد و در پوندیچری یوگی و نویسنده بود.

طبق ویکیپدیا، او با نام اوروبیندو گوش در ۱۵ اوت ۱۸۷۲ در کلکته زاده شد. پدرش کریشنا دان گوش پزشکی بود که برتری فرهنگ بریتانیا را باور داشت؛ مادرش سوارنالاتا دوی دختر یکی از چهرههای براهمو سماج بود. او و دو برادر بزرگترش را به مدرسهی شبانهروزی لورتو در دارجلینگ فرستادند و در ۱۸۷۹ همهی خانواده به انگلستان رفتند. اوروبیندو در منچستر نزد کشیش درویت زبان لاتین آموخت، از ۱۸۸۴ در مدرسهی سنتپل لندن خواند و یونانی آموخت. ویکیپدیا از Peter Heehs نقل میکند او در آغاز قرن بیستم دستکم دوازده زبان میدانست. او با بورسیهی کالج کینگ در کمبریج پذیرفته شد و در آزمون نوشتاری خدمات کشوری هند رتبهی ۱۱ از ۲۵۰ را آورد. ویکیپدیا مینویسد او علاقهای به این خدمت نداشت و عمداً در آزمون عملی اسبسواری حاضر شد تا رد شود. در ۱۸۹۱ به یک انجمن مخفی به نام «نیلوفر و خنجر» پیوست که اعضایش سوگند میخوردند برای آزادی هند کار کنند. در فوریهی ۱۸۹۳ به هند رسید؛ پدرش که منتظر او بود، با خبر نادرست غرقشدن کشتی او درگذشت.
بارودا، سیاست و کالج ملی
پاسخ مستقیم: او ۱۸۹۳ در دولت ایالتی بارودا استخدام شد و از ۱۹۰۶ در کلکته فعالیت سیاسی را پیش برد.
طبق ویکیپدیا، او در بارودا ابتدا در بخش آمار و بعد در بخش درآمد و دبیرخانه کار کرد، معلم زبان فرانسه و بعدها معاون کالج شد، و سانسکریت و بنگالی را خود آموخت. بهدلیل جایگاهش در دولت بارودا فقط پشت پرده در سیاست دخالت میکرد؛ با تیلاک و خواهر نیودیتا رابطه یافت. در ۱۹۰۱ با مرینالینی، دختر ۱۴ سالهی یک مقام ارشد دولتی، ازدواج کرد؛ او ۲۸ ساله بود. مرینالینی در دسامبر ۱۹۱۸ در همهگیری آنفلوانزا درگذشت.
در ۱۹۰۶، پس از اعلام تقسیم بنگال، به کلکته رفت و نخستین مدیر «کالج ملی» شد (که امروز دانشگاه جادوپور است) ولی در اوت ۱۹۰۷ برای فعالیت بیشتر سیاسی استعفا داد. در کنگرهی ۱۹۰۶ در تعیین «چهار هدف» (سواراج، سوادشی، تحریم و آموزش ملی) شرکت داشت و در اجلاس ۱۹۰۷ سورات، که کنگره دو شقه شد، با تندروها و تیلاک بود. ویکیپدیا میگوید او در جلوی مردم از مقاومت منفعل و بیخشونت دفاع میکرد، ولی در خلوت فعالیت انقلابی مخفی را برای آمادگی شورش مسلحانه هم پی گرفت؛ این نقل ویکیپدیا است و ما نمیتوانیم جزئیاتش را مستقل بررسی کنیم.
پروندهی علیپور و تحول معنوی
پاسخ مستقیم: او در ۱۹۰۸ بازداشت شد، حدود یک سال در زندان ماند، در ۶ مه ۱۹۰۹ تبرئه شد و بعد از آن سیاست را رها کرد.

طبق ویکیپدیا، در ۱۹۰۸ خودیرام بوس و پرفلا چاکی قصد کشتن کینگزفورد، قاضی سختگیر، را داشتند ولی بمب به کالسکهی دیگری خورد و همسر و دختر وکیلی بریتانیایی را کشت. اوروبیندو به اتهام برنامهریزی و نظارت بازداشت و در زندان انفرادی علیپور نگه داشته شد. دادگاه یک سال طول کشید، وکیلش چیتارانجان داس بود و او در ۶ مه ۱۹۰۹ پس از قتل شاهد اصلی دادستان، نارن گوسوامی، در زندان تبرئه شد.
او گفت در زندان نگرشاش به زندگی «بهطور ریشهای» دگرگون شد و هدفش از خدمت به کشور فراتر رفت. ویکیپدیا از او نقل میکند: «واقعیت این است که تا دو هفته در مراقبهی انفرادی در زندان، پیوسته صدای ویوکاناندا را میشنیدم و حضورش را حس میکردم». این تجربهی ذهنی است که خودش گزارش کرده؛ ویوکاناندا در ۱۹۰۲ درگذشته بود. ویکیپدیا میگوید او از یوگا چیزی نمیدانست و بیاستاد شروع کرد، جز چند قاعده از دوستی به نام دوادهار، و در ۱۹۰۷ ویشنو بهاسکر لِله، یوگی مهاراشترایی، به او توصیه کرد به «راهنمای درون» تکیه کند و گورو یا راهنمای بیرونی لازم نداشته باشد.
پس از آزادی دو نشریه راه انداخت: «کارمایوگین» (انگلیسی) و «دهارما» (بنگالی)، و «سخنرانی اوتارپارا» را ایراد کرد که به تغییر کانونش به معنویت اشاره داشت. نام «کارمایوگین» به کارما یوگا اشاره دارد؛ ما محتوای آن نشریه را در این مقاله بررسی نکردهایم. در ۱۹۱۰، که دولت استعماری میخواست او را بهخاطر مقالهی «به هممیهنانم» به فتنهانگیزی محاکمه کند، در شانداننگر پنهان شد. حکم بازداشت ۴ آوریل ۱۹۱۰ صادر شد ولی او همان روز به پوندیچری، مستعمرهی فرانسه، رسیده بود و حکم پس گرفته شد.
پوندیچری، «آریا» و آشرم
پاسخ مستقیم: در پوندیچری ۴ سال گوشهگیر ماند، در ۱۹۱۴ «آریا» را آغاز کرد و در ۱۹۲۶ آشرم شکل گرفت.
ویکیپدیا مینویسد در ۱۹۱۴، پس از چهار سال یوگای گوشهگیرانه، مجلهی فلسفی ماهانهی «آریا» را راه انداخت که تا ۱۹۲۱ ادامه یافت. «حیات الهی»، «ترکیب یوگا»، «مقالههایی دربارهی گیتا»، «راز ودا»، «سرودهایی برای آتش عرفانی»، «اوپانیشادها» و «تجدید حیات هند» را در همان مجله منتشر کرد. در ۱۹۲۶ جمع شاگردان به «آشرم سری اوروبیندو» بدل شد و از آن به بعد با «سری» (پیشوند احترام) امضا میکرد. بخش بزرگی از نوشتههایش در دههی ۱۹۳۰ نامههایی به شاگردان بود که بعدها در «نامههایی دربارهی یوگا» (سه جلد) چاپ شد. در پایان دههی ۱۹۳۰ بازنویسی منظومهی «ساویتری» را از سر گرفت، شعری سپید با حدود ۲۴ هزار بیت.
میرا آلفاسا («مادر»)، زنی فرانسوی، طبق ویکیپدیا در جوانی نزد Max Theon «غیبشناسی» آموخته بود. او با همسرش Paul Richard در ۲۹ مارس ۱۹۱۴ به پوندیچری آمد و در ۱۹۲۰ ماندگار شد. اوروبیندو او را همتای معنوی خود میدانست و پس از ۲۴ نوامبر ۱۹۲۶ که خود در انزوا رفت، برنامهریزی و ادارهی آشرم را به او سپرد. وقتی خانوادههای دارای فرزند به آشرم پیوستند، او «مرکز بینالمللی آموزش سری اوروبیندو» را برپا کرد.
در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ او با تقسیم هند بهشدت مخالف بود و امید داشت که «ملت واقعیتپذیرفتهشده را برای همیشه مسلم نپذیرد». ویکیپدیا او را نامزد جایزهی نوبل ادبیات ۱۹۴۳ و صلح ۱۹۵۰ میخواند. او در ۵ دسامبر ۱۹۵۰ از اورمی درگذشت و حدود ۶۰ هزار نفر برای دیدن پیکرش آمدند.
فلسفه: برهمن، تکامل و فرامذهن
پاسخ مستقیم: او میگفت جهان توهم نیست و آگاهی در ماده نهفته است و تکامل میکند؛ «فرامذهن» پل میان برهمن و جهان است.

طبق ویکیپدیا، اوروبیندو میگفت برهمن از راه «لیلا» (بازی الهی) بهصورت واقعیت تجربی نمایان میشود. بهجای اینکه جهان را «مایا» (توهم) بداند، میگفت جهان میتواند تکامل کند و گونههای تازهای بسازد که از انسان بسیار برتر باشند، همانطور که انسان پس از حیوان پدید آمد. بنابراین هدف تمرین نمیتوانست فقط رهایی از جهان در سمادی باشد، بلکه «فرود» امر الهی در جهان و تبدیل آن به هستی الهی هم بود. او باور داشت نظریههای تکامل پیدایش حیات از ماده را بیان میکنند ولی نه چرایی آن را؛ میگفت حیات از پیش در ماده «درگیر» است، چون همهی هستی جلوهی برهمن است.
در مرکز نظام او «فرامذهن» (Supermind) است، «توان واسطه میان برهمن آشکارنشده و جهان آشکارشده». او میگفت آن چیزی بیگانه با بشر نیست؛ «ذهن» در ذات خود با فرامذهن یکی است و آن را بهصورت استعداد پنهان میکند. در «نامههایی دربارهی یوگا» نوشت که فرامذهن «آگاهی راستی» الهی است که در آن جایی برای تقسیم و نادانی نیست. فقط با توان فرامذهنی ذهن و حیات و بدن بهطور «انتگرال» دگرگون میشوند، چون تحقق «ساچیداناندا» پایهی تغییر طبیعت پایینتر را میگذارد ولی آن را عوض نمیکند. به گفتهی ویکیپدیا فرود فرامذهن قرار است «نژاد فرامذهنی» را بر زمین بیافریند. این بخش نظر خود اوست؛ در متنی که بررسی کردیم معیاری برای آزمودن آن نیامده است.
وامها و مناقشهها
پاسخ مستقیم: خودش میگفت فلسفهاش از اوپانیشادها و گیتا بر آمده؛ پژوهشگران وام غربی را هم یادآور میشوند.
- اوپانیشادها: او نوشت فلسفهاش «نخست با مطالعهی اوپانیشادها و گیتا شکل گرفت» و بنیاد نخستین تمرین یوگایش بودند؛ بعد کوشید با تجربهی مستقیم پیش برود و «فلسفه را بر تجربه بنا کرد، نه بر خود ایدهها».
- اندیشهی غربی: S. K. Maitra میگوید او نامی نمیبرد ولی تأثیر غرب «بهروشنی دیده میشود»، هرچند تحت سلطهاش نبود. Steve Odin شباهتهایی با هگل یافت. ویکیپدیا از شباهت با تکاملگرایی تیلار دو شاردن مینویسد، که گفته میشود پس از خواندن چند فصل «حیات الهی» دیدگاه او را «اساساً همان دید خود» دانست؛ این نقل ویکیپدیا است.
- نقد بر شنکره: اوروبیندو ودانتای شنکره را «جهانستیز» میدانست. Puligandla میگوید این برداشتی نادرست است و شاید از تلاش او برای همسانکردن «مایاوادا» با ایدهآلیسم ذهنی بارکلی آمده باشد؛ U. C. Dubey از نقد او دفاع میکند. این بحث ادامه دارد.
- مادر و «غیبشناسی»: ویکیپدیا میگوید میرا آلفاسا نزد Max Theon «غیبشناسی» آموخت؛ پس زمینهی آشرم صرفاً ودانتایی نبود.
بهدلیل آثار گستردهاش بسیاری او را الهامبخش میدانند. ویکیپدیا از Subhash Chandra Bose مینویسد: «نمونهی درخشان اوروبیندو گوش پیش چشمم است. حس میکنم آمادهام فداکاریای را که آن نمونه میطلبد انجام دهم». Ken Wilber او را «بزرگترین فیلسوفعارف مدرن هند» خوانده و Michael Murphy از اندیشهی او در جنبش «پتانسیل انسانی» الهام گرفته است. اینها ستایشاند و دلیل علمی نیستند.
نگاه علمی: یوگا و افسردگی
پاسخ مستقیم: پژوهشها برای یوگا بهطور کلی سودمندی محدودی را نشان میدهند؛ دربارهی «یوگای انتگرال» یا فرامذهن حرفی نمیزنند.

مرور Cramer و همکاران (۲۰۱۳، Depression and Anxiety) ۱۲ کارآزمایی تصادفی با ۶۱۹ شرکتکننده را بررسی کرد، که ۳ کارآزمایی خطر سوگیری کم داشتند. شواهد متوسطی برای اثر کوتاهمدت یوگا بر شدت افسردگی نسبت به مراقبت معمول یافت (اندازهی اثر استاندارد ۰٫۶۹ به نفع یوگا)، و شواهد محدودی نسبت به آرامسازی (۰٫۶۲) و ورزش هوازی (۰٫۵۹). برای اثر بر اضطراب فقط شواهد محدود در مقایسه با آرامسازی بود (۰٫۷۹). هیچ کارآزمایی ایمنی را گزارش نکرد. نویسندگان با وجود کاستیهای روششناختی نتیجه گرفتند یوگا را میتوان «درمان کمکی» بیماران افسرده دانست.
این مرور دربارهی انواع یوگا است و دربارهی «یوگای انتگرال» نیست؛ ما پژوهشی ویژهی آن را در این مقاله بررسی نکردهایم. اینکه آیا «فرامذهن» وجود دارد یا «نژاد فرامذهنی» پدید میآید، با این شواهد پاسخی نمیگیرد.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا در پروندهی علیپور تبرئه شد؟ | بله؛ ۶ مه ۱۹۰۹ |
| آیا مجلهی «آریا» را راه انداخت؟ | بله؛ ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱ |
| آیا آشرم را بنا نهاد؟ | ۱۹۲۶ با میرا آلفاسا؛ پس از آن ادارهاش با او بود |
| آیا نقد او بر شنکره درست است؟ | محل بحث؛ Puligandla: نادرست؛ Dubey: درست |
| آیا او با ویوکاناندا دیدار داشت؟ | گزارش ذهنی خود او از شنیدن صدایش در زندان؛ ویوکاناندا ۱۹۰۲ درگذشته بود |
| آیا «فرامذهن» فرود میآید؟ | ادعای فلسفیمعنوی؛ تأییدپذیر نیست |
| آیا یوگا افسردگی را کم میکند؟ | شواهد متوسط کوتاهمدت؛ ایمنی بررسی نشده (Cramer ۲۰۱۳) |
او را چطور بخوانیم؟
- اوروبیندو را «ناسیونالیست، فیلسوف و یوگی با آثار مستند» بخوانید؛ بخشهای معنوی را با «بهگفتهی خودش» نقل کنید.
- دربارهی نقد او بر شنکره هر دو سو را بخوانید و هیچکدام را «پایان بحث» ندانید.
- برای افسردگی و اضطراب، یوگا را مکمل بدانید نه جایگزین درمان.
- اگر برای آرامش تمرین میکنید، آستانه را برای تمرین توجه ببینید.
جمعبندی
سری اوروبیندو ناسیونالیستی بود که پس از تبرئه در پروندهی علیپور در ۱۹۱۰ به پوندیچری رفت. «آریا»، «حیات الهی»، «ساویتری»، آشرم ۱۹۲۶ و مرگ ۱۹۵۰ مستندند. نقد او بر شنکره و وام فلسفهاش از اندیشهی غربی محل بحثاند و فرود «فرامذهن» و «نژاد فرامذهنی» تأییدپذیر نیستند. شواهد علمی به یوگای عمومی مربوطاند و دربارهی او نظری نمیدهند.
منابع
- ویکیپدیا؛ Sri Aurobindo؛ با ارجاع به Heehs، Maitra، Odin، Puligandla، Dubey و دیگران.
- Cramer H و همکاران. Yoga for depression: a systematic review and meta-analysis. Depress Anxiety. 2013.
- تصویر شاخص: طرح گرافیکی ذنیران؛ عکس معتبر و صریحاً آزادی برای استفاده نیافتیم.
طبق ویکیپدیا، اوروبیندو گوش (۱۵ اوت ۱۸۷۲ تا ۵ دسامبر ۱۹۵۰) فیلسوف، یوگی و ناسیونالیست هندی بود که در دههی ۱۹۰۰ در جنبش استقلال فعال بود، پس از بازداشت و تبرئه در پروندهی علیپور به پوندیچری رفت و «یوگای انتگرال» را بنیان گذاشت. «حیات الهی»، «ترکیب یوگا» و منظومهی «ساویتری» مهمترین آثار او هستند. در ۱۹۲۶ همراه میرا آلفاسا آشرم را بنیاد گذاشت.
در ۱۹۰۸ خودیرام بوس و پرفلا چاکی قصد کشتن قاضی کینگزفورد را داشتند، ولی بمب به کالسکهی دیگری خورد و همسر و دختر یک وکیل بریتانیایی کشته شدند. اوروبیندو به اتهام برنامهریزی بازداشت و حدود یک سال در زندان انفرادی علیپور ماند. طبق ویکیپدیا، در ۶ مه ۱۹۰۹ تبرئه شد و دفاعش با چیتارانجان داس بود؛ پرونده پس از قتل شاهد اصلی دادستان در زندان فروپاشید.
طبق ویکیپدیا، یوگایی که اوروبیندو در «ترکیب یوگا» و «حیات الهی» شرح داد. او میگفت جهان توهم نیست و برهمن در «لیلا» (بازی الهی) آن را آشکار میکند؛ هدف تمرین فقط رهایی در سمادی نیست، بلکه فرود امر الهی در جهان و دگرگونی ذهن، حیات و بدن است. «فرامذهن» (Supermind) واسطهای میان برهمن و جهان است.
محل بحث است. طبق ویکیپدیا، اوروبیندو ودانتای شنکره را «جهانستیز» میدانست. R. Puligandla میگوید این برداشتی نادرست از شنکره است و شاید به دلیل تلاش او برای ترکیب ذهنیت هندی و غربی پیش آمده باشد؛ U. C. Dubey نقد او را تأیید میکند. ما طرف یکی را نمیگیریم.
طبق ویکیپدیا، زنی فرانسوی (متولد ۲۱ فوریهی ۱۸۷۸ در پاریس) که در جوانی نزد Max Theon «غیبشناسی» آموخت. در ۲۹ مارس ۱۹۱۴ با همسرش Paul Richard به پوندیچری رفت و در ۱۹۲۰ آنجا ماندگار شد. اوروبیندو او را همتای معنوی و همکار خود میدانست و پس از ۲۴ نوامبر ۱۹۲۶، که خود در انزوا رفت، ادارهی آشرم را به او سپرد.
مرور Cramer و همکاران (۲۰۱۳) روی ۱۲ کارآزمایی (۶۱۹ نفر) شواهد متوسطی برای اثر کوتاهمدت یوگا بر شدت افسردگی نسبت به مراقبت معمول یافت (اندازهی اثر ۰٫۶۹ به نفع یوگا) و شواهد محدودی نسبت به آرامسازی و ورزش هوازی، ولی هیچ کارآزمایی ایمنی را گزارش نکرد. این دربارهی یوگا بهطور کلی است و «یوگای انتگرال» یا ادعاهای مربوط به فرامذهن در آن نیست.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

