پاسخ کوتاه: جان وودروف (John Woodroffe، ۱۸۶۵ تا ۱۹۳۶)، با نام قلمی آرتور آوالون، طبق ویکیپدیا قاضی و رئیس دادگاه عالی کلکته و شرقشناسی بود که حدود ۲۰ متن سانسکریت تانترا را ترجمه و دربارهی شاکتی و یوگا نوشت و «قدرت مار» (۱۹۱۹) را منتشر کرد. او به گروهی از مشاوران هندی تکیه داشت. نقش او در معرفی تانترا به غرب مستند است، ولی ادعای «دیکشا» و داستان دادگاهش را باید روایت دانست.
برای زمینه، لاهیری ماهاسایا، گوپی کریشنا و آبهیناواگوپتا را ببینید.
جان وودروف کیست؟ زندگی و ارتباطات
پاسخ مستقیم: قاضی بریتانیایی که تحصیلات حقوقی داشت و در کلکته به تانترا روی آورد.

طبق ویکیپدیا، وودروف پسر ارشد جیمز تیسدل وودروف، دادستان کل بنگال، بود و در کالج دانشگاهی آکسفورد حقوق خواند. ۱۸۸۹ وکیل و ۱۸۹۰ مدافع دادگاه عالی کلکته شد، به استادی حقوق تاگور رسید، ۱۹۰۲ مشاور حقوقی دولت هند شد، ۱۹۰۴ قاضی دادگاه عالی و ۱۹۱۵ رئیس آن. در ۱۹۱۵ نشان شوالیه گرفت. پس از بازنشستگی، «خوانندهی حقوق هند» در آکسفورد شد و سالهای پایان را در فرانسه گذراند و ۱۹۳۶ در بوسولی درگذشت. با پیانیست ایلن گریمسون ازدواج کرده بود.
نام قلمی و چگونگی کار
پاسخ مستقیم: با نام «آرتور آوالون» نوشت و برای این کار به مشاوران هندی تکیه داشت.

ویکیپدیا مینویسد علاقهی او به تانترا از ماجرایی در دادگاه برخاست: او گمان کرد نمیتواند روی پرونده تمرکز کند و دستیارش گفت یک «سادوی تانتریک» بیرون دادگاه برای مهآلودن ذهن او مانترا میخواند؛ پس از دور شدن سادو، ذهنش گویا روشن شد. این روایت تأییدپذیر نیست. او در کنار شغل قضایی زبان سانسکریت و فلسفهی هندو را آموخت، حدود ۲۰ متن سانسکریت ترجمه کرد و با نام «آرتور آوالون» مینوشت و سخنرانی میکرد. بنا بر کتاب ۲۰۰۱ کاتلین تیلور، او «بسیار» به مشاوران، بهویژه دوست نزدیک ا. ب. گوش، تکیه داشت. استاد سانسکریتش از او خواست روی کف بخوابد تا تلفظ را درست کند. ویکیپدیا هم مینویسد او در سنتی شبیه سنت لاهیری ماهاسایا (کریا یوگا) دیکشا گرفت. نام «آرتور آوالون» را تیلور نشانهی ارجاع به عرفان غربی، افسانهی گرال و تئوسوفیستها میداند.
آثار اصلی
پاسخ مستقیم: از «تانترای رهایی بزرگ» (۱۹۱۳) تا «قدرت مار» (۱۹۱۹) و «جهان بهمثابهی قدرت» (۱۹۲۲).

فهرست ویکیپدیا شامل «مقدمه بر تانتراشاستر» (۱۹۱۳)، «تانترای رهایی بزرگ (مهانیروانا تانترا)» (۱۹۱۳)، «سرودهایی برای الهه» (۱۹۱۳)، «شاکتی و شاکته» (۱۹۱۸)، «قدرت مار» (۱۹۱۹)، «سرود کالی» (۱۹۲۲)، «جهان بهمثابهی قدرت» (۱۹۲۲)، «گلدستهی حروف» (۱۹۲۲)، «اصول تانترا» (دو جلد) و مقدمهی او بر «کولارنَوه تانترا» (۱۹۶۵) است. طبق فهرستهای کتابخانهای، «قدرت مار» چاپ ۱۹۱۹ ترجمهی دو متن لایهیوگا با مقدمه و تفسیر است. تی. ام. پی. ماهادوان، نقلشده در ویکیپدیا، مینویسد او با ویرایش متنهای سانسکریت نشان داد شاکتیگرایی فلسفهای ژرف دارد و «هیچچیز غیرعقلانی یا ابهامگرایانه در شیوهی پرستش آن نیست».
نقد و محدودیتها
پاسخ مستقیم: کار او مستند است، ولی با تکیه به مشاوران و نام قلمی همراه است.
ما از منابع خود سه محدودیت میبینیم: نخست، اتکای بسیار او به مشاوران هندی (طبق تیلور). دوم، نام قلمی که تیلور آن را اشاره به عرفان غربی و «اسرار نهان» میداند. سوم، داستان آغاز علاقهاش و ادعای استاد او که او را تجسم دو شخصیت تاریخی میدانست، در ویکیپدیا آمده ولی سند تاریخی برای آن نیست. ما بررسی مستقلی دربارهی دقت ترجمههای او نکردهایم.
شواهد: تکرار مانترا و PTSD
پاسخ مستقیم: در یک کارآزمایی ۱۷۳ نفره، تکرار فردی کلمهی مقدس شدت PTSD و بیخوابی را بیش از درمان مقایسه کاهش داد.

Bormann و همکاران (۲۰۱۸، American Journal of Psychiatry) ۱۷۳ کهنهسرباز مبتلا به PTSD مرتبط با جنگ را در دو درمانگاه تصادفی کردند: ۸۹ نفر مانترام (تکرار خاموش کلمهی مقدس، کند کردن افکار و توجه یکنقطهای) و ۸۴ نفر درمان «متمرکز بر اکنون»؛ هر دو در هشت جلسهی یکساعتهی فردی. شدت PTSD با مقیاس CAPS در گروه مانترام بهطور معنیدار بیشتر کاهش یافت، هم پس از درمان (تفاوت ۹٫۹۸ امتیاز، d برابر ۰٫۴۹) و هم در پیگیری دو ماهه (تفاوت ۹٫۳۴، d برابر ۰٫۴۶). خودگزارشی در پیگیری تفاوتی نداشت. ۵۹ درصد گروه مانترام در برابر ۴۰ درصد گروه مقایسه دیگر معیارهای PTSD را نداشتند؛ ولی سهم بهبود بالینی معنادار (۷۵ در برابر ۶۱ درصد) تفاوت معنیداری نداشت. کاهش بیخوابی در گروه مانترام بیشتر بود.
این کارآزمایی دربارهی یک برنامهی آموزشی خاص مانترام در یک جمعیت خاص است، و تخصیص باز (open-allocation) داشت و ارزیابی کور. آن را نمیتوان شاهدی برای مانترای تانتریک یا ادعاهای «قدرت مار» وودروف دانست. PTSD بیماری جدی است؛ درمان را با پزشک یا رواندرمانگر پیگیری کنید.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا وودروف قاضی ارشد کلکته بود؟ | بله؛ ۱۹۱۵ |
| آیا او متنهای تانترا را ترجمه کرد؟ | بله؛ حدود ۲۰ متن |
| آیا نام «آرتور آوالون» او بود؟ | نام قلمی |
| آیا همهی کارها را خودش کرد؟ | محل بحث؛ به مشاوران هندی تکیه داشت |
| آیا ماجرای دادگاه و سادوی تانتریک درست است؟ | روایت؛ تأییدپذیر نیست |
| آیا مانترادرمانی شواهد دارد؟ | یک کارآزمایی؛ برنامهی خاص، نه مانترای تانتریک |
او را چطور بخوانیم؟
- وودروف را «واسطهی غربی تانترا» بخوانید: ترجمهها و شرحهایش مستندند، ولی به مشاوران هندی تکیه داشت و با نام قلمی مینوشت.
- روایت دادگاه و ادعای دیکشا را داستان شخصی بدانید.
- تفسیر او از کندالینی را یکی از چندین تفسیر بخوانید؛ برای تجربههای شدید به گوپی کریشنا و هشدارهایش نگاه کنید.
- اگر برای آرامش تمرین میکنید، آن را مکمل بدانید؛ برای تمرین توجه آستانه را ببینید.
جمعبندی
وودروف قاضی و شرقشناس بریتانیایی بود که با نام آرتور آوالون «قدرت مار» و حدود ۲۰ متن تانترا را منتشر کرد و توجه غرب را به تانترا و یوگا جلب کرد. کارش با همکاری مشاوران هندی بود و داستانهای شخصیاش تأییدپذیر نیست. یک کارآزمایی ۲۰۱۸ نشان داد برنامهای خاص از تکرار مانترام در PTSD کهنهسربازان مؤثر بود، ولی آن را نمیتوان به او یا به مانترای تانتریک نسبت داد.
منابع
- ویکیپدیا؛ John Woodroffe؛ با ارجاع به Taylor (۲۰۰۱).
- Avalon A. The serpent power: being the Shat-chakra-nirūpana and Pādukā-panchaka (فهرست کتابخانهی استنفورد).
- Bormann JE و همکاران. Individual Treatment of Posttraumatic Stress Disorder Using Mantram Repetition: A Randomized Clinical Trial. Am J Psychiatry. 2018.
- تصویر شاخص: طرح گرافیکی ذنیران؛ عکس معتبر و صریحاً آزادی برای استفاده نیافتیم.
طبق ویکیپدیا، سر جان جورج وودروف (دسامبر ۱۸۶۵ تا ژانویه ۱۹۳۶) قاضی، هنردوست و شرقشناس بریتانیایی بود که با نام قلمی آرتور آوالون آثار گسترده دربارهی تانترا و سنتهای هندو نوشت و علاقهی غرب را به فلسفهی هندو و یوگا برانگیخت. او قاضی دادگاه عالی کلکته و از ۱۹۱۵ رئیس آن بود.
طبق ویکیپدیا، او «مهانیروانا تانترا» را با این نام قلمی ترجمه کرد، که به گفتهی کاتلین تیلور ریشه در افسانهی شاه آرتور و جزیرهی آوالون و نقاشی «خواب آرتور در آوالون» برنجونز دارد و نشانهی ارجاع به عرفان غربی و تئوسوفی است.
«The Serpent Power» (۱۹۱۹) در فهرست آثار وودروف در ویکیپدیا آمده است. طبق فهرستهای کتابخانهای، چاپ ۱۹۱۹ لندن (لوزاک) ترجمهی انگلیسی «شَتچکرهنیروپنه» و «پادوکاپنچکه» اثر پورنانَنده با مقدمه و تفسیر است و دربارهی کندالینی و لایهیوگا است.
ویکیپدیا مینویسد، به نوشتهی کاتلین تیلور (۲۰۰۱)، او برای کارش «بسیار» به گروهی از مشاوران، بهویژه دوست نزدیکش آ. ب. گوش، تکیه داشت؛ او خود یک گورو سانسکریت هم داشت و حدود ۲۰ متن سانسکریت ترجمه کرد. بنابراین کارش با همکاری هندیان بود.
یک کارآزمایی تصادفی (Bormann و همکاران، ۲۰۱۸، American Journal of Psychiatry) روی ۱۷۳ کهنهسرباز با PTSD نشان داد تکرار فردی مانترام (کلمهی مقدس) از درمان «متمرکز بر اکنون» در کاهش شدت PTSD (CAPS) و بیخوابی مؤثرتر بود؛ ولی آن برنامهی آموزشی خاصی بود و دربارهی مانترای تانتریک وودروف چیزی نمیگوید.
طبق ویکیپدیا، او در سنت یوگایی شبیه سنت لاهیری ماهاسایا (کریا یوگا) دیکشا گرفت و به تانترا علاقهی جدی داشت. علاقهاش، به روایت ویکیپدیا، از ماجرای دادگاهی شروع شد که در آن گمان کرد یک «سادوی تانتریک» با مانترا ذهنش را مهآلود کرده است؛ این روایتی شخصی است و تأییدپذیر نیست.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

