پاسخ کوتاه: آنا-لینا سیکالا (Anna-Leena Siikala؛ ۱۹۴۳ تا ۲۰۱۶) فولکلورشناس فنلاندی و استاد دانشگاه هلسینکی بود. رسالهی او «فن آیین شمن سیبری» (۱۹۷۸) نشان داد شمنیسم در همهی جوامع یکشکل نیست، و کتاب «شمنیسم فنلاندی» ریشهی آن را در شعر کالوالایی جست.
برای زمینه، شمنیزم، سرگئی شیروکوگوروف و میرچا الیاده را ببینید.
سیکالا کیست؟ زندگی و ارتباطات
پاسخ مستقیم: فولکلورشناس فنلاندی با تخصص در شمنیسم، اسطوره و روایت شفاهی.

طبق صفحهی پروژهی «۳۷۵ Humanistia» دانشگاه هلسینکی، او ۱۹۴۳ در هلسینکی به دنیا آمد، ۱۹۶۸ کارشناسی ارشد فولکلورشناسی، ۱۹۷۰ لیسانسیه و ۱۹۷۸ دکترا گرفت. استاد مطالعات فولکلور در دانشگاه یوئنسو (۱۹۸۸ تا ۱۹۹۵)، استاد فولکلورشناسی در هلسینکی (۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷) و استاد آکادمی فنلاند (۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴) بود. ویکیپدیا مینویسد او میدانی در فنلاند، جزایر کوک و میان اودمورتها، کومیها و خانتیهای سیبری کار کرد و ۲۰۰۹ «آکادمیسین علم» شد. او ۲۰۱۶ در اسپو درگذشت.
روش: مقایسهی سیبری و فنلاند
پاسخ مستقیم: بررسی فن آیین جلسهها و مقایسهی سنتهای سیبری و فنلاندی.

طبق نوشتهی خودش، چون تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی فرهنگها در آیینها بازتاب مییابد، «شمنیسم نزد همهی مردم یکسان نیست». در شمالشرق سیبری در قرن نوزدهم شمنهایی بودند که چیزی شبیه «کارآفرین مستقل» بودند؛ در شمالغرب خدمتگزار جوامع کوچک خود، و در منطقهی اِوِنکیهای سیبری مرکزی حامی عشیرهها. این تفاوتها در نمایش آیین، کنشها و آوازهای شمنها دیده میشد.
او در مقالهای دربارهی «فن خلسهی شمن سیبری» (Scripta Instituti Donneriani Aboensis) مینویسد شمن «مذاکرهکننده»ای است که با جهان ارواح ارتباط دوسویه برقرار میکند و خلسهی او گاهی «نشانهی حالت بیمارگونه» و گاهی «نمایشبازیِ خونسردانه» خوانده شده است. ما فقط گزیدهای از این مقاله را دیدیم، چون صفحهی ناشر دسترسی را رد کرد.
آثار اصلی
پاسخ مستقیم: «فن آیین شمن سیبری» (۱۹۷۸)، «شمنیسم فنلاندی» (۱۹۹۲)، «تفسیر روایت شفاهی» (۱۹۹۰) و «مطالعات شمنیسم» (با هوپال).

ویکیپدیا مینویسد او بیش از ۲۳۰ نشریه داشت. آثار کلیدی: «فن آیین شمن سیبری» (۱۹۷۸)، «تفسیر روایت شفاهی» (۱۹۹۰)، «شمنیسم فنلاندی: تاریخ تصویرها» (۱۹۹۲)، «مطالعات شمنیسم» با میهای هوپال، «تصویرهای اسطورهای و شمنیسم: دیدگاهی بر شعر کالوالا» (۲۰۰۲)، «بازگشت به فرهنگ» دربارهی جزایر کوک (۲۰۰۵، با یوکا سیکالا) و «اساطیر بالتیک-فنلاندی» (۲۰۱۲). او با هوپال و ناپولسکیخ «دایرهالمعارف اساطیر اورالی» را ویرایش کرد. ما محتوای این کتابها را بررسی نکردهایم.
یافتهی مهم: خلسهی بدون مواد
پاسخ مستقیم: طبق او، شمنهای سیبری برای تغییر آگاهی به مواد مخدر نیاز نداشتند.
او در جمعبندی خودش مینویسد «مشاهدهی مهم» در بخش فن آیین این بود که شمنهای سیبری برای رسیدن به حالت تغییریافته به مادهی مخدر نیاز نداشتند: انزوا در دورهی آمادهسازی، ابزارهای آیینی و غرقشدن در آوازهایی دربارهی جهان دیگر چشمانداز ذهنیشان را تغییر میداد. این جمعبندی گزارش خود او از کار خودش است؛ ما آن را در متن اصلی رساله بررسی نکردیم.
شمنیسم فنلاندی
پاسخ مستقیم: ریشهها را در شعر کالوالایی و افسونها جست و پرسید آیا میتوان آن را با سیبری همردیف کرد.
به نوشتهی خودش، از قرن نوزدهم گمان میرفت ویژگی ویژهی کالوالا از عناصر شمنی باشد. او در «شمنیسم فنلاندی» ریشههای آن را در شعر کالوالایی و افسونها جست، و علاوه بر شمال، سنت اسکاندیناویای باستان و اروپای میانه را برای مقایسه به کار برد. نتیجهاش این است که «جادوگر آوازخوان» جایی دور میماند و عصر وایکینگها «تیهتاجا»یی را آورد که به دانش خود اعتماد دارد و از افسون استفاده میکند.
نقد و محدودیتها
پاسخ مستقیم: نقد مستقلی از کار او نیافتیم؛ بیشتر منابع ما خودگزارش یا دایرهالمعارفیاند.
ما برای سیکالا نقد مستقل و داوریشدهای پیدا نکردیم؛ منبع اصلی ما صفحهی دانشگاه (که خودش نوشته) و ویکیپدیا است. پس ارزیابی نقادانهی ما محدود است. یک نکتهی کلی: خلسه، مدل مشترک شیروکوگوروف و الیاده، خودش مورد انتقاد است (ببینید شیروکوگوروف)؛ تأکید سیکالا بر تفاوت جوامع با این نقد همسو است، اما این پیوند را ما میگوییم، نه خود او.
شواهد: خلسهی شمنی در آزمایشگاه
پاسخ مستقیم: یک مطالعهی EEG روی ۲۴ تمرینکننده، حالت شمنی را از حالت روانگردان جدا یافت.

Huels و همکاران (۲۰۲۱) با EEG با چگالی بالا، ۲۴ تمرینکنندهی شمنی و ۲۴ فرد سالم را هنگام استراحت، طبلزنی شمنی و گوشدادن به موسیقی کلاسیک بررسی کردند. تمرینکنندگان در چند حوزهی حالت تغییریافتهی آگاهی نمرههایی «مشابه یا بیشتر» از افراد تحت اثر مواد روانگردان در مطالعهی قبلی داشتند. در طبلزنی، توان گاما در آنها بالا رفت و با تغییرات بینایی ساده همبستگی داشت. نویسندگان نتیجه گرفتند حالتهای دارویی و غیردارویی ویژگیهای پدیدارشناختی مشترک دارند اما حالتهایی جدا هستند.
این مطالعه کوچک است و چکیده نمیگوید تمرینکنندگان سیبریاند. پس دربارهی ادعای سیکالا مبنی بر خلسهی بدون ماده فقط «همخوان است»، نه اثبات.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا رسالهی «فن آیین شمن سیبری» را نوشت؟ | بله؛ ۱۹۷۸ |
| آیا شمنیسم همهجا یکی است؟ | طبق او، نه |
| آیا شمنهای سیبری برای خلسه به ماده نیاز داشتند؟ | طبق او، نه |
| آیا نقد مستقلی یافتیم؟ | خیر |
| آیا مطالعهی EEG ادعای او را اثبات میکند؟ | نه؛ فقط همخوان است |
او را چطور بخوانیم؟
- او را «فولکلورشناس و پژوهشگر شمنیسم سیبری و فنلاندی» بخوانید، نه شمن.
- تفاوت نهادهای شمنی میان جوامع را بهعنوان هشدار برای تعمیم به کار ببرید.
- اگر خلسهی آیینی را تجربه نکردهاید، تمرینهای سادهی آرامسازی مانند آستانه جایگزین آن نیستند و فقط برای تمرین تمرکز مفیدند.
مردمشناس معاصری که میان گوزنداران سیبری کار کرده، پیرز ویتبسکی است.
جمعبندی
سیکالا شمنیسم را بهجای یک الگوی واحد، پدیدهای میدانست که با اقتصاد و ساختار اجتماعی هر جامعه فرق میکند، و ریشهی شمنیسم فنلاندی را در شعر کالوالایی جست. بیشتر آنچه دربارهی او میدانیم خودگزارش دانشگاه و ویکیپدیا است و نقد مستقلی پیدا نکردیم.
منابع
- Anna-Leena Siikala: Shamanismi ei ole samanlaista kaikilla kansoilla. ۳۷۵ Humanistia، دانشگاه هلسینکی (متن فنلاندی خود او).
- Anna-Leena Siikala. Wikipedia.
- Siikala A-L. The Siberian Shaman’s Technique of Ecstasy. Scripta Instituti Donneriani Aboensis (گزیده).
- Huels ER و همکاران. Neural Correlates of the Shamanic State of Consciousness. Front Hum Neurosci. 2021;15:610466.
طبق صفحهی دانشگاه هلسینکی و ویکیپدیا، فولکلورشناس فنلاندی (۱ ژانویهی ۱۹۴۳ تا ۲۷ فوریهی ۲۰۱۶)، استاد فولکلورشناسی در هلسینکی (۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷) و استاد آکادمی فنلاند (۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴). او در شمنیسم، اسطورهشناسی، روایت شفاهی و باور عامیانه تخصص داشت.
رسالهی دکترای او (۱۹۷۸؛ چاپ دوم ۱۹۸۹، FF Communications 220). طبق نوشتهی خودش در صفحهی دانشگاه، موضوع آن ماهیت نهادهای شمنی سیبری و بهویژه فن آیین جلسهها بود.
طبق جمعبندی خودش، «مشاهدهی مهم» پژوهش او این بود که شمنهای سیبری برای رسیدن به حالت تغییریافتهی آگاهی به مواد مخدر نیاز نداشتند؛ انزوا در دورهی آمادهسازی، ابزارهای آیینی و غرقشدن در آوازهای جهان دیگر ذهنشان را تغییر میداد.
در «شمنیسم فنلاندی: تاریخ تصویرها» (۱۹۹۲؛ انگلیسی: «تصویرهای اسطورهای و شمنیسم»، ۲۰۰۲) ریشههای شمنیسم را در شعر کالوالایی و افسونها جستوجو کرد. به نوشتهی خودش، در دوران وایکینگها، «تیهتاجا»ی فنلاندی به مردی تبدیل شد که به دانش خود اعتماد دارد و افسون به کار میبرد، و «جادوگر آوازخوان» جایی دور میماند.
طبق صفحهی دانشگاه هلسینکی: «کتاب علمی سال» ۲۰۱۴ (از سوی هیئت انجمنهای علمی و اتحادیهی ناشران علمی)، آکادمیسین علم ۲۰۰۹، جایزهی انجمن کالوالا ۲۰۰۷، دکتری افتخاری از یوئنسو (۲۰۰۴)، تارتو (۲۰۰۸) و تورکو (۲۰۰۹) و عضویت افتخاری انجمن ادبیات فنلاند و آکادمی علوم و ادبیات فنلاند.
Huels و همکاران (۲۰۲۱) با EEG روی ۲۴ تمرینکنندهی شمنی و ۲۴ گروه شاهد، افزایش توان گاما هنگام طبلزنی و نمرههای حالتهای تغییریافتهی مشابه یا بیشتر از افراد تحت اثر مواد روانگردان را گزارش کردند و نتیجه گرفتند این دو حالت همپوشانی دارند اما یکی نیستند. این مطالعه دربارهی سیبری نیست.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

