پاسخ کوتاه: چشم سوم در حیوانات یک واقعیت زیستشناختی است، نه استعاره. بسیاری از مارمولکها، توآتارا، برخی قورباغهها و ماهیهای لامپری روی سقف جمجمهی خود اندامی حساس به نور دارند که «چشم آهیانهای» یا «چشم صنوبری» نامیده میشود. این چشم تصویر نمیسازد، اما روشنایی و تاریکی را حس میکند و به تنظیم ساعت زیستی، دمای بدن و فرار از شکارچی کمک میکند. خویشاوند همین ساختار در مغز ما، غدهی پینهآل است.
وقتی از «چشم سوم» حرف میزنیم، بیشتر ذهنمان به سمت چاکرای آجنا، شهود و نقطهی میان دو ابرو میرود. اما طبیعت نسخهای کاملاً فیزیکی از چشم سوم ساخته است که میتوان آن را زیر میکروسکوپ دید. در این مقاله توضیح میدهیم چشم آهیانهای چیست، کدام حیوانات آن را دارند، چه کاری انجام میدهد، چه ربطی به غدهی پینهآل انسان دارد و این دانستههای علمی چه چیزی را دربارهی باورهای معنوی چشم سوم ثابت میکنند و چه چیزی را نه. اگر با مفهوم معنوی چشم سوم آشنا نیستید، اول مقالهی چشم سوم چیست را بخوانید.
چشم سوم در حیوانات چیست؟
جواب کوتاه: چشم سوم در حیوانات اندام کوچکی روی خط وسط سر است که سلولهای گیرندهی نور دارد و با مغز ارتباط عصبی برقرار میکند. در زیستشناسی به آن «چشم آهیانهای» (parietal eye) یا «چشم صنوبری» (pineal eye) میگویند.
نام «آهیانهای» از استخوان آهیانه (parietal) گرفته شده است؛ استخوانی که سقف جمجمه را میسازد. در بسیاری از خزندگان، در وسط این استخوان سوراخ کوچکی به نام «سوراخ آهیانهای» (parietal foramen) وجود دارد و چشم سوم درست زیر پوست همین نقطه قرار گرفته است. از بیرون معمولاً فقط یک فلس کوچک، کمرنگ و کمی براق دیده میشود که به آن «لکهی آهیانهای» میگویند.
این اندام بخشی از ناحیهای از مغز به نام اپیتالاموس است و از نظر رشد جنینی با غدهی صنوبری (پینهآل) همریشه است. به همین دلیل در منابع فارسی گاهی «چشم پینهآل»، «چشم صنوبری» یا به سادگی «چشم سوم مارمولک» نامیده میشود.
کدام حیوانات چشم سوم دارند؟
جواب کوتاه: چشم آهیانهای در بسیاری از مارمولکها، توآتارا، ماهیهای لامپری و به شکل سادهتر در قورباغهها دیده میشود. مارها، پرندگان و پستانداران چشم آهیانهای ندارند و فقط غدهی پینهآل در مغزشان باقی مانده است.
مارمولکها
یک بررسی مشهور روی نمونههای موزهای مارمولکها نشان داد که چشم آهیانهای در بیشتر اعضای خانوادههایی مثل ایگواناها، آگاماها، اسکینکها، لاسرتیدها، وارانوسها و آفتابپرستها وجود دارد، اما در خانوادههایی مثل گکوها (مارمولکهای خانگی) و تیئیدها دیده نمیشود (مقالهی Journal of Herpetology دربارهی پراکندگی چشم آهیانهای). جالب اینکه بیشتر مارمولکهایی که چشم آهیانهای ندارند، شبزی هستند؛ یعنی جایی که نور خورشید نقش کمتری دارد، این اندام هم کمتر به کار آمده است.
توآتارا؛ کاملترین چشم سوم
توآتارا خزندهای کمیاب و بومی نیوزیلند است که شبیه مارمولک است، اما از شاخهی کهنتری از خزندگان به شمار میرود. چشم آهیانهای توآتارا از همه کاملتر است و عدسی، قرنیهی ساده و شبکیه دارد. در نوزادان توآتارا این چشم از روی پوست قابلتشخیص است، اما با بزرگ شدن حیوان زیر فلس و پوست پنهان میشود.
لامپریها و دوزیستان
ماهیهای لامپری، که از قدیمیترین مهرهداران زندهاند، دو اندام نوری در سقف سر دارند: اندام پینهآل و اندام پاراپینهآل. در قورباغهها هم ساختاری سادهتر به نام «اندام پیشانی» (frontal organ) وجود دارد که زیر پوست بالای سر قرار گرفته و به نور حساس است.
حیواناتی که چشم سوم ندارند
مارها، پرندگان و پستانداران، از جمله انسان، چشم آهیانهای ندارند. در آنها فقط غدهی پینهآل باقی مانده که در عمق مغز قرار دارد. کروکودیلها از این هم فراتر رفتهاند و غدهی پینهآل مشخصی هم ندارند.

چشم آهیانهای چه کاری انجام میدهد؟
جواب کوتاه: چشم آهیانهای تصویر نمیبیند، بلکه مثل یک نورسنج عمل میکند. تغییر روشنایی، طول روز و سایهای را که از بالا میافتد حس میکند و این اطلاعات را برای تنظیم ساعت زیستی، هورمونها و دمای بدن به مغز میفرستد.
- تشخیص شکارچی از بالا: وقتی سایهی پرندهای شکاری از بالای سر مارمولک عبور میکند، چشم آهیانهای افت ناگهانی نور را حس میکند و حیوان سریعتر واکنش نشان میدهد.
- ساعت زیستی: این اندام با غدهی پینهآل و ترشح ملاتونین در ارتباط است و کمک میکند حیوان بفهمد روز است یا شب.
- تنظیم دمای بدن: خزندگان خونسرد برای گرم شدن به آفتاب نیاز دارند. چشم آهیانهای مثل یک دُزسنج نور، به تنظیم مدت آفتاب گرفتن کمک میکند.
- تقویم فصلی: با حس تغییر طول روز، در زمانبندی جفتگیری و تولیدمثل نقش دارد.
- جهتیابی: پژوهشهایی روی برخی مارمولکها نشان دادهاند که پوشاندن چشم آهیانهای توانایی جهتیابی آنها با کمک خورشید را مختل میکند.
یکی از جالبترین یافتهها این است که گیرندههای نوری چشم آهیانهای مارمولک با گیرندههای چشم معمولی فرق دارند: یک سلول واحد در برابر نور آبی یک پاسخ و در برابر نور سبز پاسخ مخالف میدهد. پژوهشگران حدس میزنند این سازوکار به حیوان کمک میکند تغییر رنگ آسمان در طلوع و غروب را تشخیص دهد.
ساختار چشم سوم؛ از عدسی تا عصب آهیانهای
جواب کوتاه: چشم آهیانهای یک کرهی کوچک توخالی است که عدسی ساده، شبکیهای با سلولهای گیرندهی نور و عصبی به نام عصب آهیانهای دارد. این عصب پیام نور را به اپیتالاموس، در نزدیکی غدهی پینهآل، میبرد.
اگر این اندام را با چشمهای اصلی مقایسه کنیم، چند تفاوت مهم دیده میشود. چشمهای جفت از برآمدگیهای جانبی مغز ساخته میشوند، اما چشم آهیانهای از سقف میانی مغز رشد میکند. عضلهای برای حرکت دادن ندارد، پلک ندارد و بیشتر وقتها زیر یک فلس نیمهشفاف پنهان است. شبکیهی آن هم سادهتر است و برای ساختن تصویر واضح طراحی نشده است.

چشم سوم حیوانات چه ربطی به غده پینهآل انسان دارد؟
جواب کوتاه: غدهی پینهآل انسان و چشم آهیانهای خزندگان از یک بخش مغز جنینی به وجود میآیند و هر دو در ساعت زیستی و ملاتونین نقش دارند. تفاوت اصلی این است که پینهآل ما مستقیم نور را نمیبیند و اطلاعات نور را از چشمها و از راه مسیر عصبی غیرمستقیم دریافت میکند.
در ماهیها، دوزیستان و بسیاری از خزندگان، خود غدهی پینهآل هم سلولهای حساس به نور دارد. در طول تکامل پستانداران، این غده به عمق مغز رفت و نقش گیرندهی مستقیم نور را از دست داد. امروز در انسان، نور از راه شبکیهی چشمها به هستهای در هیپوتالاموس میرسد و از آنجا، از طریق یک مسیر عصبی طولانی، به پینهآل اعلام میشود که شب است یا روز. نتیجهاش تنظیم ترشح ملاتونین است. برای جزئیات بیشتر دربارهی این غده، مقالهی غده پینهآل چیست را ببینید.
شباهت دیگری هم وجود دارد: در پینهآل برخی پستانداران، از جمله انسان، پروتئینهایی پیدا شده که در شبکیهی چشم هم در پردازش نور نقش دارند. این یافته نشانهای از گذشتهی «چشممانند» این غده است، اما به این معنا نیست که پینهآل انسان میتواند ببیند.
چشم سوم در فسیلها و تاریخ تکامل
جواب کوتاه: سوراخ آهیانهای در جمجمهی فسیل بسیاری از ماهیها، دوزیستان و خزندگان باستانی دیده میشود. همین نشان میدهد چشم سوم میلیونها سال پیش در مهرهداران رایجتر از امروز بوده است.
دیرینشناسان با پیدا کردن این سوراخ در جمجمهی فسیلها حدس میزنند آن جانور چشم آهیانهای داشته است. این سوراخ در بسیاری از مهرهداران اولیه و حتی در برخی نیاکان دور پستانداران (سیناپسیدها) دیده میشود. با گذشت زمان و در شاخههایی که به پستانداران و پرندگان رسیدند، سوراخ آهیانهای کوچک و سرانجام بسته شد. بسیاری از پژوهشگران این روند را با تغییر سبک زندگی، مثل فعالیت شبانهی پستانداران اولیه و توانایی تولید گرمای بدن، مرتبط میدانند.
آیا وجود چشم سوم در حیوانات باور معنوی چشم سوم را ثابت میکند؟
جواب کوتاه: نه. چشم آهیانهای ثابت میکند که اندامی نوری روی سقف سر در تکامل وجود داشته و پینهآل ما خویشاوند آن است، اما هیچ شاهدی نشان نمیدهد این ساختار در انسان توانایی دیدن هاله، خواندن ذهن یا دیدن آینده دارد.
بسیاری از سنتها، از چشم شیوا در هند تا تفسیرهای عرفانی، از «چشم دل» و «چشم درون» حرف زدهاند. دکارت فیلسوف فرانسوی هم پینهآل را جایگاه پیوند روح و بدن میدانست. شباهت تکاملی میان پینهآل و چشم آهیانهای جذاب است و توضیح میدهد چرا ایدهی «چشم سوم» با این غده گره خورده، اما علم امروز این ارتباط را فقط در سطح ساعت زیستی و ملاتونین تأیید میکند. اگر به نماد چشم سوم در فرهنگها علاقه دارید، مقالهی نماد چشم سوم و برای جدا کردن افسانه از واقعیت، مقالهی باورهای غلط درباره چشم سوم را بخوانید.
از نگاه تمرینهای معنوی، چشم سوم بیشتر نماد توجه، تمرکز و شهود است و با چاکرای آجنا شناخته میشود. میتوان هر دو نگاه را محترم داشت: زیستشناسی دربارهی بدن حرف میزند و سنتهای معنوی دربارهی تجربهی درونی. مشکل وقتی پیش میآید که یکی را دلیل اثبات دیگری بدانیم.
نکتههایی برای دیدن چشم سوم در مارمولکها
جواب کوتاه: در ایگواناها، اژدهای ریشو و اسکینک زبانآبی، اگر از بالا به وسط سر و کمی عقبتر از چشمها نگاه کنید، فلس کوچک خاکستری یا نقرهای رنگی میبینید که لکهی آهیانهای است.
- حیوان را آرام و بدون فشار نگه دارید یا از بالای محفظهاش نگاه کنید.
- به خط وسط سر، بین دو چشم و کمی عقبتر، دقت کنید.
- به دنبال فلسی کمی متفاوت، کمرنگ و براق بگردید؛ معمولاً شبیه یک قطرهی مات است.
- هرگز روی این ناحیه فشار ندهید و برای آزمایش، آن را نپوشانید؛ این کار ممکن است حیوان را دچار استرس کند.
دقت کنید که آن صفحهی گرد و بزرگی که پایین گونهی ایگوانا دیده میشود، چشم سوم نیست؛ آن فلس بزرگ زیرگوشی است و کارکرد دیگری دارد.
جمعبندی
چشم سوم در حیوانات یک اندام واقعی و قابلمشاهده است: نورسنجی کوچک بر سقف سر مارمولکها، توآتارا و لامپریها که روز و شب، فصل و سایهی شکارچی را تشخیص میدهد. غدهی پینهآل انسان خویشاوند تکاملی همین اندام است و هنوز در تنظیم خواب و ملاتونین نقش دارد. این دانستهها به ما کمک میکنند ریشهی واژهی «چشم سوم» را بهتر بفهمیم و در عین حال، مرز میان واقعیت زیستی و تجربهی معنوی را روشن نگه داریم. برای آشنایی با تمرینهای معنوی مربوط به چشم سوم، میتوانید مقالهی آموزش چشم سوم را هم ببینید.
پرسشهای متداول
بله. بسیاری از مارمولکها، توآتارا، ماهیهای لامپری و به شکل سادهتر قورباغهها اندامی حساس به نور بر سقف سر دارند که چشم آهیانهای یا چشم صنوبری نامیده میشود.
این چشم تصویر نمیسازد، اما روشنایی و تاریکی را حس میکند و به تنظیم ساعت زیستی، دمای بدن، زمان تولیدمثل و تشخیص سایهی شکارچی از بالا کمک میکند.
توآتارا، خزندهی بومی نیوزیلند، کاملترین چشم آهیانهای را دارد که عدسی، قرنیهی ساده و شبکیه دارد و در نوزادان از روی پوست دیده میشود.
نه. انسان و دیگر پستانداران فقط غدهی پینهآل دارند که خویشاوند تکاملی چشم آهیانهای است، اما مستقیم نور را دریافت نمیکند و اطلاعات نور را از چشمها میگیرد.
نه. مارها، گکوها، پرندگان و پستانداران چشم آهیانهای ندارند و کروکودیلها حتی غدهی پینهآل مشخصی هم ندارند.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

