پاسخ کوتاه: شمنیزم سیبری مجموعهی باورها و آیینهای قومهای بومی سیبری، مثل اونکها، یاکوتها (ساخا)، بوریاتها، تواها و آلتاییهاست؛ همان جایی که واژهی «شمن» از زبان اونکی به دنیا رسید. در این سنت، شمن با طبل، لباس آیینی و حالت خلسه به «جهان بالا» و «جهان پایین» سفر میکند تا بیمار را درمان کند، روح گمشده را بازگرداند یا میان مردم و ارواح طبیعت میانجی شود.
وقتی از شمن حرف میزنیم، بیشتر تصویرها به سیبری برمیگردد: طبل گرد پوستی، لباس پر از آویزهای فلزی، آتش در چادر و صدای آواز در شبهای سرد تایگا. سیبری نه فقط خاستگاه واژهی شمن، بلکه منطقهای است که پژوهشگران نخستین بار شمنیزم را در آن بهصورت منظم مطالعه کردند. در این مقاله با قومهای اصلی، جهانبینی سهلایه، ابزارها، فراخوانده شدن شمن، آیین درمان و سرنوشت این سنت در دوران شوروی و پس از آن آشنا میشوید. برای آشنایی کلی با این مفهوم، شمنیزم چیست را هم ببینید.
شمنیزم سیبری چیست؟
جواب کوتاه: سنتی معنوی و درمانی در میان مردمان شکارچی، ماهیگیر و گلهدار سیبری که در آن یک فرد برگزیده، یعنی شمن، با ارواح ارتباط میگیرد.
شمنیزم سیبری یک دین واحد با کتاب و نهاد مرکزی نیست. هر قوم زبان، خدایان، ارواح و آیینهای خودش را دارد. با این حال چند ویژگی مشترک در بیشتر آنها دیده میشود: باور به روح داشتن طبیعت، جهانی چندلایه، شمنی که در حالت خلسه سفر میکند، و طبل بهعنوان مرکب این سفر. این نگاه به جاندار بودن کوه، رود و جانوران، همان چیزی است که در آنیمیسم بررسی کردهایم.
ریشهی واژه شمن
واژهی «شمن» از زبان اونکی (تونگوزی) میآید و در گزارشهای روسی قرن هفدهم ثبت شد. یکی از مشهورترین تصویرهای قدیمی شمن، گراوری از یک شمن تونگوز در کتاب نیکولاس ویتسن، جهانگرد و نقشهنگار هلندی، در سال ۱۶۹۲ است. معنای دقیق واژه هنوز محل بحث است؛ برخی آن را با ریشهای به معنای «دانستن» مرتبط میدانند. سرگئی شیروکوگوروف، مردمشناس روس، در پژوهشهای میدانیاش میان تونگوزها این معنا را بررسی کرده است؛ زندگی و آثارش را در سرگئی شیروکوگوروف کیست آوردهایم.
قومهای اصلی و شمنهایشان
جواب کوتاه: مهمترین سنتهای شمنی سیبری متعلق به اونکها، ساخا (یاکوتها)، بوریاتها، تواها، آلتاییها، خانتی و مانسی، ننتها و چوکچیهاست.
| قوم | منطقه | نکتهی شاخص |
|---|---|---|
| اونک (تونگوز) | سیبری مرکزی و شرقی | خاستگاه واژهی شمن؛ شکار و گوزنداری |
| ساخا (یاکوت) | جمهوری ساخا | تقسیم شمنها به «سفید» و «سیاه» |
| بوریات | اطراف دریاچهی بایکال | آمیختگی با بودیسم تبتی؛ آیینهای کنار بایکال |
| توا | جنوب سیبری، مرز مغولستان | آواز گلویی و احیای پررنگ شمنیزم پس از شوروی |
| آلتایی | کوههای آلتای | طبلهای نقاشیشده با نقشهی جهان |
| ننت، خانتی، مانسی | شمال غربی سیبری | گوزنداری؛ ارواح خانوادگی و مکانهای مقدس |
در جنوب سیبری و مغولستان، شمنیزم با پرستش آسمان و «تنگری» گره خورده است؛ این پیوند را در تنگریسم توضیح دادهایم.
جهانبینی سهلایه و درخت جهان
جواب کوتاه: در بیشتر سنتهای سیبری جهان سه طبقه دارد: جهان بالا (خدایان و ارواح آسمانی)، جهان میانه (انسانها) و جهان پایین (مردگان و ارواح زیرزمین)، که با درخت یا ستونی کیهانی به هم وصلاند.

شمن از راه این محور کیهانی، که گاهی درخت توس، کوه یا رودخانه تصور میشود، میان طبقهها حرکت میکند. در برخی آیینهای آلتایی و بوریات، شمن از تیرک یا درختی که در چادر برپا شده بالا میرود و هر شکاف آن نماد یک آسمان است. میرچا الیاده، پژوهشگر ادیان، همین سفر را «فن خلسه» نامید و شمنیزم سیبری را الگوی اصلی تعریفش قرار داد؛ دربارهی او میرچا الیاده کیست را بخوانید.
ابزارهای شمن سیبری
جواب کوتاه: طبل، کوبه، لباس آیینی با آویزهای فلزی، آینهی برنزی و سرپوش، ابزارهای اصلی شمن سیبریاند.
- طبل: معمولاً قاب چوبی با پوست گوزن یا اسب. آن را «اسب» یا «قایق» شمن میدانند که او را به جهانهای دیگر میبرد. نقش و ساخت طبل را در طبل شمنی مفصل گفتهایم.
- لباس: پوشش چرمی با آویزهای آهنی، زنگوله و نوارهای پارچهای که اغلب استخوانبندی بدن یا پرنده را نشان میدهد؛ لباس، شمن را به موجودی میان انسان و روح تبدیل میکند.
- آینه: در میان بوریاتها و مغولها آینهی برنزی (تولی) برای دفع ارواح و «دیدن» به کار میرود.
- سرپوش: با شاخ گوزن یا پر پرندگان، نشانهی یاوران روحی شمن.
شمن چگونه انتخاب میشود؟
جواب کوتاه: در سنت سیبری کسی شمن شدن را انتخاب نمیکند؛ ارواح او را فرا میخوانند، اغلب با بیماری، رؤیا یا بحرانی که «بیماری شمنی» نامیده میشود.
روایتهای میدانی از فردی میگویند که مدتی بیمار، گوشهگیر یا دچار رؤیاهای شدید میشود. در برخی گزارشها او در رؤیا میبیند که ارواح بدنش را تکهتکه میکنند و دوباره میسازند؛ تجربهای که نماد مرگ و تولد دوباره است. بعد، زیر نظر شمن باتجربه آموزش میبیند و در آیینی به جامعه معرفی میشود. در بسیاری از قومها توان شمنی در خانوادهها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. آنا-لینا سیکالا، پژوهشگر فنلاندی، این آیینها را سالها ثبت کرده است (آنا-لینا سیکالا).
آیین شمنی (کاملانیه) چگونه برگزار میشود؟
جواب کوتاه: آیین معمولاً شب در چادر یا خانه برگزار میشود: شمن ارواح یاور را فرا میخواند، با طبل و آواز به خلسه میرود، سفر میکند و پیام یا درمان را برمیگرداند.

در منابع روسی به این آیین «کاملانیه» (kamlanie) گفته میشود. انگیزهی برگزاری میتواند بیماری، شکار ناموفق، گم شدن گله یا مرگ یکی از اعضای خانواده باشد. تماشاگران هم در آیین سهیماند: پاسخ میدهند، آواز را تکرار میکنند و گاهی پیشکش آماده میکنند. یکی از کارکردهای مهم، بازگرداندن روح گمشدهی بیمار است؛ همان مفهومی که در بازیابی روح آمده است. شکل امروزی و غربی این سفرها را هم در سفر شمنی میتوانید بخوانید.
شمن سفید و شمن سیاه
جواب کوتاه: در میان ساخاها و بوریاتها شمنها را به «سفید» و «سیاه» تقسیم میکردند؛ این تقسیم به معنای خوب و بد نیست، بلکه نشان میدهد شمن با کدام ارواح و کدام جهان کار میکند.
شمن سفید بیشتر با خدایان و ارواح آسمانی سروکار داشت و آیینهای برکت، باروری گله و جشنهای فصلی را اجرا میکرد. شمن سیاه با ارواح جهان پایین کار میکرد: درمان بیماریهای سخت، پیدا کردن روح گمشده و بدرقهی روح مرده به جهان مردگان. در نگاه مردم، کار شمن سیاه خطرناکتر بود و احترام و گاهی ترس بیشتری برمیانگیخت. این تمایز در همهی قومها وجود ندارد و در برخی جاها یک شمن هر دو نقش را داشت. اگر میخواهید بدانید شمن چه فرقی با جادوگر دارد، تفاوت شمن و جادوگر را بخوانید.
مکانهای مقدس و پیشکشها
جواب کوتاه: کوهها، چشمهها، درختهای کهن و گذرگاهها در سیبری خانهی ارواح محلیاند و مردم با بستن پارچه، ریختن شیر یا گذاشتن سنگ به آنها احترام میگذارند.
در توا، بوریاتیا و مغولستان تودههای سنگ مقدسی به نام «اووا» (ovoo) کنار گردنهها دیده میشود که رهگذران دور آن میچرخند و سنگی به آن اضافه میکنند. نوارهای پارچهای رنگی که به شاخهی درختها بسته میشود، دعا و خواستهی مردم را به ارواح میرساند. ریختن چند قطره شیر یا چای رو به آسمان پیش از سفر هم پیشکشی ساده و رایج است. این آیینهای روزمره نشان میدهد شمنیزم سیبری فقط کار شمن نیست؛ رابطهی هرروزهی مردم با سرزمین است.
شمنیزم سیبری در دوره شوروی و احیای آن
جواب کوتاه: در دههی ۱۹۳۰ شمنها در شوروی سرکوب و بسیاری از ابزارهایشان مصادره شد؛ پس از فروپاشی شوروی، احیای شمنیزم در جمهوریهایی مثل توا، بوریاتیا و ساخا آغاز شد.
حکومت شوروی شمنها را «فریبکار» و دشمن پیشرفت میدانست. برخی زندانی شدند، طبلها سوزانده یا به موزهها منتقل شد و آیینها پنهانی ادامه یافت. پس از ۱۹۹۱، با جستوجوی هویت ملی، انجمنها و مراکز شمنی تازهای شکل گرفت. در توا، مونگوش کنین-لوپسان، پژوهشگر و نویسندهی تووایی، از چهرههای اصلی ثبت و احیای این سنت بود. امروز در شهرهایی مثل قزل (پایتخت توا) شمنها در مراکزی ثبتشده به مردم خدمت میدهند و گردشگری شمنی هم رونق گرفته است. پیرز ویتبسکی در کتابهایش این تحول را بررسی کرده است (پیرز ویتبسکی). برای مطالعهی بیشتر به زبان انگلیسی، مدخل Shamanism in Siberia در ویکیپدیا منبعهای خوبی معرفی میکند.
شمنیزم سیبری و شمنیزم معاصر
جواب کوتاه: «شمنیزم هستهای» غرب بسیاری از عناصرش، مثل سفر با طبل و حیوان یاور، را از گزارشهای سیبری گرفته، اما آن را از زمینهی قومی جدا کرده است.
مایکل هارنر و دیگران با ساده کردن این تمرینها آن را برای مردم شهری قابل استفاده کردند. منتقدان میگویند این سادهسازی بخشی از معنای فرهنگی را از بین میبرد؛ طرفداران میگویند هستهی تجربه را در دسترس بیشتر مردم قرار داده است. شباهتها و تفاوتهای سنت سیبری با سنتهای دیگر آسیای شرقی را هم میتوانید در شمن در کره مقایسه کنید. اگر میخواهید این مسیر را زیر نظر استاد و بهصورت ساختارمند یاد بگیرید، دورهی شمنیزم ذنیران یکی از گزینههاست.
جمعبندی
شمنیزم سیبری ریشهی بسیاری از تصویرهایی است که امروز از شمن داریم: طبل، خلسه، سفر میان جهانها و درمان روح. اما در اصل، سنتی زنده و محلی است که با زندگی شکارچیان و گلهداران سرزمینهای سرد گره خورده و سرکوب و احیا را از سر گذرانده است. شناخت آن کمک میکند شمنیزم را نه یک مد جدید، بلکه بخشی از تاریخ معنوی بشر ببینیم.
پرسشهای متداول
از زبان اونکی (تونگوزی) در سیبری. این واژه در قرن هفدهم از طریق گزارشهای روسی وارد زبانهای اروپایی شد.
در میان یاکوتها و بوریاتها، شمن سفید بیشتر با ارواح آسمانی و آیینهای برکت و شمن سیاه با ارواح جهان پایین و کارهای دشوارتر مثل درمان و بدرقهی مردگان مرتبط دانسته میشد.
بله. پس از فروپاشی شوروی، شمنیزم در جمهوریهایی مثل توا، بوریاتیا و ساخا دوباره زنده شد و امروز مراکز و انجمنهای شمنی فعالاند.
طبل را مرکب شمن، مثل اسب یا قایق، میدانند. ریتم آن به ورود به حالت خلسه کمک میکند و نقشهای روی آن گاهی نقشهی جهانهاست.
دورهای از بیماری، رؤیاهای شدید یا بحران روحی که در سنت سیبری نشانهی فراخوانده شدن فرد به شمن شدن تلقی میشد.
شمنیزم سیبری سنتی قومی و محلی با آیینها و ارواح مشخص است؛ شمنیزم هستهای نسخهای سادهشده و جهانی است که تمرینهایی مثل سفر با طبل را بدون زمینهی قومی آموزش میدهد.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

