پاسخ کوتاه: مایکل پرسینگر (Michael Persinger، ۱۹۴۵ تا ۲۰۱۸) استاد روانشناسی دانشگاه لورنشن کانادا بود که با «کلاه خدا» ادعا کرد میتوان با میدانهای مغناطیسی بسیار ضعیف روی لوبهای گیجگاهی، حس «حضور» یا تجربهای شبهعرفانی پدید آورد. تکرار دوسوکور این آزمایشها اثر را تأیید نکرد و بیشتر پژوهشگران تلقینپذیری را توضیح بهتری میدانند.
این مقاله در پنج محور مجموعهی شخصیتهای ذنیران پیش میرود: زندگی و ارتباطات تاریخی، روش دستیابی به تجربه، توصیفات و ادعاها، آثار اصلی و ارزیابی شواهد علمی. پرسینگر یکی از معدود دانشگاهیانی بود که هم تجربههای عرفانی و هم ادعاهای فراحسی مثل ریموت ویوینگ و تلهپاتی را با ابزار عصبشناسی بررسی میکرد.
مایکل پرسینگر کیست؟ زندگی و ارتباطات تاریخی
پاسخ مستقیم: روانشناس فیزیولوژیک آمریکایی-کانادایی که از ۱۹۷۱ تا مرگش در ۲۰۱۸ در دانشگاه لورنشن سادبری درس داد و برنامهی علوم اعصاب رفتاری آنجا را سامان داد.

طبق ویکیپدیا، مایکل ای. پرسینگر در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ به دنیا آمد. یک سال در کالج کارول درس خواند، در ۱۹۶۷ از دانشگاه ویسکانسین-مدیسون فارغالتحصیل شد، در ۱۹۶۹ از دانشگاه تنسی کارشناسی ارشد روانشناسی فیزیولوژیک گرفت و در ۱۹۷۱ دکترایش را از دانشگاه مانیتوبا دریافت کرد. از همان سال در دانشگاه لورنشن در سادبری انتاریو استاد روانشناسی شد و برنامهی علوم اعصاب رفتاری را راه انداخت که شیمی، زیستشناسی و روانشناسی را به هم پیوند میداد.
او حوزههای بسیار گستردهای را پژوهش میکرد: اثر میدانهای الکترومغناطیسی بر موجودات زنده، صرع و کارکرد لوب گیجگاهی، بیوفوتونها، رابطهی پدیدههای زمینشناختی با رفتار انسان، کیهانشناسی و آنچه خودش «پدیدههای کماحتمال» مینامید، مثل سفر در زمان و جهانهای موازی. ویکیپدیا مینویسد او بیش از ۵۰۰ مقاله منتشر کرد که بسیاری در مجلههای «غارتگر» (بیکیفیت و پولی) چاپ شدهاند. سخنرانیاش در ۲۰۰۷ در مسابقهی «بهترین مدرس» برنامهی Big Ideas شبکهی TVO برنده شد.
در دسامبر ۲۰۱۵ دانشگاه لورنشن او را از تدریس یک درس سال اول کنار گذاشت، چون از دانشجویان خواسته بود بپذیرند در کلاس ممکن است واژههای زننده به کار رود. او میگفت این روش آموزشی است تا دانشجویان اثر واژهها بر تصمیمگیری را ببینند. اتحادیهی استادان شکایت کرد و داور در نوامبر ۲۰۱۹، پس از مرگ پرسینگر، رأی داد که کنارگذاشتن او نادرست بوده است. پرسینگر در ۱۴ اوت ۲۰۱۸ در ۷۳ سالگی درگذشت.
روش دستیابی به تجربه: آزمایش کلاه خدا
پاسخ مستقیم: شرکتکننده با چشم بسته در اتاقی آکوستیک و تاریک مینشست و کلاهی با سیمپیچهای روی شقیقهها میدان مغناطیسی بسیار ضعیف و الگوداری به لوبهای گیجگاهی میفرستاد؛ سپس تجربهاش را گزارش میکرد.

کلاه خدا (God Helmet) که در اصل «کلاه کورن» نام داشت، را استنلی کورن و پرسینگر ساختند. طبق ویکیپدیا:
- دستگاه: یک کلاه برفی تغییریافته با سیمپیچهایی روی لوبهای گیجگاهی.
- میدان: حدود یک میکروتسلا؛ تقریباً هماندازهی میدان گوشی تلفن ثابت یا سشوار، بسیار ضعیفتر از آهنربای یخچال و حدود یک میلیون بار ضعیفتر از تحریک مغناطیسی فراجمجمهای (TMS).
- الگو: نوسان میدان از الگوهای فیزیولوژیک، مثل الگوی شلیک انفجاری آمیگدال، گرفته میشد تا به گفتهی پرسینگر احتمال فعالشدن همان ساختار بیشتر شود.
- اتاق: جلسه در اتاقی آکوستیک که همزمان قفس فارادی بود انجام میشد.
پرسینگر دستگاه را برای آزمودن فرضیهی «نیمکرهگرایی برداری» خود ساخت: اینکه حس «خود» دو بخش در دو نیمکرهی مغز دارد و وقتی ارتباط آنها مختل شود، «خود» نیمکرهی راست مثل حضوری بیرونی در آگاهی نیمکرهی چپ ظاهر میشود. دستگاه دیگری به نام «اختاپوس» با سیمپیچهایی دور تا دور سر هم ساخته شد و همکارش تاد مورفی نسخههای تجاری این دستگاهها را با ادعای کمک به مدیتیشن و حالتهای دگرگون هشیاری فروخته است.
توصیفات و ادعاها
پاسخ مستقیم: پرسینگر ادعا میکرد تجربهی حضور خدا، فرشته، روح یا تجربهی خارج از بدن محصول فعالیت لوب گیجگاهی است و پدیدههای فراحسی و نورهای مرموز آسمان هم با نیروهای فیزیکی زمین قابل توضیحاند.
کلاه خدا و حضور حسشده
پرسینگر گزارش داد «دستکم» ۸۰ درصد شرکتکنندگانش حضوری را کنار خود در اتاق حس کردهاند؛ برخی آن را فرشته، عزیزی درگذشته یا گروهی از موجودات و برخی خدا تعبیر کردهاند. او میگفت این تجربهها به تلقینپذیری وابسته نبودند. از نگاه او، بسیاری از تجربههای فراطبیعی، مثل حس زندگیهای گذشته یا حضور ارواح، «نفوذ میاننیمکرهای» هستند؛ ایدهای که پیشتر جولین جینز در ۱۹۷۶ با فرضیهی «ذهن دوجایگاهی» مطرح کرده بود. حس حضور در تجربههایی مثل فلج خواب هم گزارش میشود و پژوهشگران آن را از راههای دیگر هم بررسی کردهاند.
فراحس، ژئومغناطیس و نورهای آسمان
پرسینگر میگفت پدیدههای فراروانی، اگر رخ دهند، فیزیکیاند و با برهمکنش مغز و فرایندهای زمینشناختی پیوند دارند. در دههی ۱۹۸۰ ادعا کرد موارد تلهپاتی و غیببینی در روزهایی که فعالیت ژئومغناطیسی جهانی کمتر است بیشتر گزارش میشود. او با همکارانش در ۲۰۰۲ فعالیت مغزی اینگو سوان را هنگام «مشاهده از راه دور» ثبت کرد و از الگوهای غیرعادی در نیمکرهی راست گزارش داد. با جان دِر هم «نظریهی کرنش زمینساختی» را مطرح کرد که میگفت نورهای مرموزی که مردم بشقاب پرنده مینامند، از کرنش پوستهی زمین هفتهها یا ماهها پیش از زمینلرزه پدید میآیند؛ پشتوانهی این نظریه بیشتر همبستگی آماری بود.
آثار اصلی مایکل پرسینگر
پاسخ مستقیم: مهمترین کتابهای او دربارهی اثر میدانهای الکترومغناطیسی، پدیدههای غیرعادی، آبوهوا و رفتار، و پایههای عصبروانشناختی باور به خداست.

| سال | کتاب | موضوع |
|---|---|---|
| ۱۹۷۴ | ELF and VLF Electromagnetic Field Effects | اثر میدانهای الکترومغناطیسی بسامد پایین بر موجودات زنده |
| ۱۹۷۴ | The Paranormal | مرور پژوهشهای پدیدههای فراطبیعی |
| ۱۹۷۷ | Space-Time Transients and Unusual Events (با گیسلن لافرنیر) | جستوجوی الگو در پدیدههای غیرعادی |
| ۱۹۸۰ | The Weather Matrix and Human Behavior | رابطهی آبوهوا و رفتار انسان |
| ۱۹۸۰ | TM and Cult Mania | دربارهی مراقبهی متعالی (TM) و پدیدهی گروههای فرقهای |
| ۱۹۸۷ | Neuropsychological Bases of God Beliefs | نظریهی او دربارهی پایهی مغزی باور و تجربهی دینی |
پرسینگر همچنین دهها مقاله دربارهی کلاه خدا، صرع لوب گیجگاهی و «حضور حسشده» نوشت که بسیاری از آنها در مجلهی Perceptual and Motor Skills چاپ شد. کسانی که به مدیتیشن تیام علاقه دارند، کتاب ۱۹۸۰ او را هم در کنار منابع دیگر میتوانند بخوانند.
ارزیابی شواهد علمی
پاسخ مستقیم: مهمترین تکرار دوسوکور کلاه خدا اثری از میدان مغناطیسی نیافت و تجربهها را با تلقینپذیری توضیح داد؛ پژوهشهای بعدی هم با کلاه خاموش یا نمایشی تجربههای مشابه گرفتند و ادعاهای فراحسی او تأیید مستقل ندارد.

در ۲۰۰۵ گروهی از دانشگاه اوپسالای سوئد به سرپرستی پهر گرانکویست آزمایش را بهصورت دوسوکور تکرار کرد و در Neuroscience Letters گزارش داد که روشن یا خاموش بودن میدان هیچ رابطهای با تجربههای دینی یا معنوی گزارششده نداشت و این تجربهها را تلقینپذیری و ویژگیهای شخصیتی پیشبینی میکرد. پرسینگر و کورن پاسخ دادند که مدت تابش کافی نبوده و تنظیم رایانه نادرست بوده است؛ گروه سوئدی گفت پرسینگر پیشتر روش را پذیرفته بود و بر نتیجهاش ماند.
در ۲۰۰۹ کریس فرنچ و همکارانش در مجلهی Cortex «اتاقی جنزده» با میدانهای الکترومغناطیسی پیچیده و فراصوت ساختند و دیدند گزارش تجربههای غیرعادی به بود و نبود میدان ربطی ندارد. گروههای دیگری هم با کلاهی کاملاً بیاثر یا خاموش تجربههای مشابه گرفتند و نتیجه گرفتند عوامل روانی نقش مهمی داشتهاند. ریچارد وایزمن نوشت این ادعاها تکرار نشده و «هیئت داوران علمی قانع نشده است». منتقدان همچنین گفتهاند سازوکار فیزیولوژیک پذیرفتنی برای اثر چنین میدان ضعیفی بر مغز وجود ندارد. در مقابل، تنها یک گروه مستقل در ۲۰۱۴ بخشی از یکی از آزمایشهای اولیهی او را تکرار کرد. داوکینز در مستند Horizon بیبیسی تجربهی خاصی نداشت و سوزان بلکمور تجربهای شدید گزارش کرد؛ این دو روایت شخصی، آزمون علمی به شمار نمیآیند.

- آنچه مستند است: کارنامهی دانشگاهی، ساخت کلاه خدا، آزمایشها و گزارشهای شرکتکنندگان، و کتابها.
- آنچه محل بحث است: اینکه میدان مغناطیسی ضعیف خودش تجربه را پدید میآورد یا انتظار و تلقین؛ و نقش لوب گیجگاهی در تجربهی عرفانی.
- آنچه تأییدپذیر نیست: پیوند فعالیت ژئومغناطیسی با تلهپاتی و غیببینی، و توضیح بشقاب پرندهها با کرنش زمینساختی بهعنوان قاعدهای کلی.
نکتههای احتیاط
- اگر صرع، سابقهی تشنج یا بیماری عصبی دارید، بدون نظر پزشک هیچ دستگاه تحریک مغزی یا «کلاه مدیتیشن» را امتحان نکنید.
- تجربهی حس حضور، شنیدن صدا یا دیدن چیزهایی که دیگران نمیبینند، اگر تکرار شود یا آزارتان دهد، دلیل خوبی برای مراجعه به پزشک یا روانپزشک است.
- اینکه تجربهای معنوی پایهی مغزی داشته باشد، بهخودیخود دربارهی ارزش یا درستی باورهای دینی داوری نمیکند؛ این پرسشی فلسفی است، نه آزمایشگاهی.
- برای تمرینهای آرامسازی و آگاهی بدنی، دورهی آستانه را هم میتوانید ببینید.
جمعبندی
مایکل پرسینگر استادی پرکار و جنجالی بود که کوشید تجربههای عرفانی، فراحسی و حتی بشقاب پرندهها را با مغز و فیزیک زمین توضیح دهد. کلاه خدا او را مشهور کرد، اما تکرارهای دوسوکور نشان داد انتظار و تلقینپذیری میتواند بیشتر این تجربهها را توضیح دهد. برای ادامهی این مجموعه و نگاه علمی به ادعاهای مشابه، اینگو سوان، چارلز تارت و تجربهی نزدیک به مرگ را بخوانید و برای آشنایی با فعالیت الکتریکی مغز، امواج مغزی در هیپنوتیزم را ببینید.
منابع
- Michael Persinger. Wikipedia.
- God helmet. Wikipedia.
- Granqvist P, Fredrikson M, Unge P, et al. Sensed presence and mystical experiences are predicted by suggestibility, not by the application of transcranial weak complex magnetic fields. Neurosci Lett. 2005;379(1):1-6.
- Persinger MA, Koren SA. A response to Granqvist et al. Neurosci Lett. 2005;380:346-347.
- French CC, Haque U, Bunton-Stasyshyn R, Davis R. The “Haunt” project: An attempt to build a “haunted” room by manipulating complex electromagnetic fields and infrasound. Cortex. 2009;45(5):619-629.
- Persinger MA, et al. Remote viewing with the artist Ingo Swann: neuropsychological profile, electroencephalographic correlates, magnetic resonance imaging (MRI), and possible mechanisms. Percept Mot Skills. 2002;94:927-949.
- Persinger MA. Neuropsychological Bases of God Beliefs. Praeger; 1987.
مایکل ای. پرسینگر (Michael A. Persinger، ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ تا ۱۴ اوت ۲۰۱۸) روانشناس آمریکایی-کانادایی و استاد دانشگاه لورنشن در سادبری انتاریو از ۱۹۷۱ تا پایان عمر بود. شهرتش بیشتر به خاطر «کلاه خدا» و این فرضیه است که لوبهای گیجگاهی مغز نقش اصلی را در تجربههای عرفانی دارند.
کلاه خدا (God Helmet، در اصل «کلاه کورن») دستگاهی است که استنلی کورن و مایکل پرسینگر ساختند: کلاه برفی تغییریافتهای با سیمپیچهایی روی لوبهای گیجگاهی که میدان مغناطیسی بسیار ضعیف و الگودار (حدود یک میکروتسلا) تولید میکند. پرسینگر گزارش داد بسیاری از شرکتکنندگان «حضور» موجودی دیگر را در اتاق حس کردهاند.
این ادعا ثابت نشده است. گروه پهر گرانکویست در دانشگاه اوپسالا در ۲۰۰۵ آزمایش را دوسوکور تکرار کرد و دید روشن یا خاموش بودن میدان اثری نداشت و تجربهها با تلقینپذیری و ویژگیهای شخصیتی پیشبینی میشد. فقط یک گروه مستقل بخشی از اثر را تکرار کرده است.
داوکینز در مستند Horizon بیبیسی (۲۰۰۳) کلاه را امتحان کرد و «حضوری» حس نکرد؛ فقط گاهی کمی سرگیجه و حسهایی در اندامها داشت. پرسینگر این را به نمرهی پایین او در مقیاس حساسیت لوب گیجگاهی نسبت داد. در مقابل، سوزان بلکمور گفت عجیبترین تجربهی زندگیاش را در آزمایشگاه پرسینگر داشته است.
او ادعا میکرد تلهپاتی و غیببینی ادعایی وقتی فعالیت ژئومغناطیسی زمین کمتر است بیشتر گزارش میشود و ثبت فعالیت مغزی افرادی مثل اینگو سوان الگوهای غیرعادی در نیمکرهی راست نشان داده است. اینها یافتههای همبستگی از آزمایشگاه خود او هستند و بهطور مستقل تأیید نشدهاند.
نسخههای تجاری از این دستگاهها فروخته میشود، اما شواهد مستقل اثرشان را تأیید نکرده است. اگر بیماری عصبی مثل صرع دارید یا دارو مصرف میکنید، بدون نظر پزشک هیچ دستگاه تحریک مغزی را امتحان نکنید.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

