پاسخ کوتاه: «پرواز روح با چشم سوم» روشی است که در آن تمرینکننده با آرام کردن کامل بدن و تمرکز ملایم بر نقطهی میان دو ابرو (چاکرای آجنا)، میکوشد به حالت مرزی خواب و بیداری برسد و تجربهی خروج از بدن یا برونفکنی را آغاز کند. در سنتهای معنوی چشم سوم «دروازهی» این تجربه دانسته میشود، اما از نظر علمی این رابطه ثابت نشده و بهتر است آن را یک روش تمرکز بدانیم، نه کلید جادویی.
بسیاری از کسانی که دربارهی چشم سوم میخوانند، دیر یا زود به این پرسش میرسند: آیا با باز شدن چشم سوم میتوان پرواز روح را تجربه کرد؟ در این مقاله توضیح میدهیم این ایده از کجا آمده، رابطهی چاکرای آجنا با برونفکنی در نگاه سنتها چیست، یک تمرین قدمبهقدم و ملایم چگونه انجام میشود، علم دربارهی آن چه میگوید و چه احتیاطهایی لازم است. اگر با مفهوم پایه آشنا نیستید، اول مقالهی تجربه خارج از بدن چیست؟ را بخوانید.
پرواز روح با چشم سوم یعنی چه؟
جواب کوتاه: یعنی استفاده از تمرکز بر چشم سوم بهعنوان نقطهی لنگر ذهن، تا بدن به خواب برود اما آگاهی بیدار بماند؛ حالتی که بسیاری از تمرینکنندگان آن را آستانهی برونفکنی میدانند.
«پرواز روح» نام عامیانهی برونفکنی یا سفر اختری است: تجربهای که در آن فرد حس میکند آگاهیاش از بدن جدا شده و از بیرون به اطراف نگاه میکند. «چشم سوم» هم در سنت یوگا با چاکرای ششم یا آجنا در میان دو ابرو یکی دانسته میشود؛ مرکزی که به شهود، تصویرسازی ذهنی و بینش نسبت داده میشود. توضیح کامل این چاکرا را در مقالهی چاکرای آجنا آوردهایم.
در روشهای مبتنی بر چشم سوم، به جای تکنیکهای حرکتی مثل طناب یا غلتیدن، تمرینکننده توجه خود را آرام و پیوسته روی پیشانی نگه میدارد. هدف این است که ذهن در لحظهی خواب رفتن بدن پراکنده نشود و تصویرها، نور یا ارتعاشاتی که در این مرحله ظاهر میشوند، با آگاهی دنبال شوند.
چرا چشم سوم را دروازهی برونفکنی میدانند؟
جواب کوتاه: چون در سنتهای یوگا، تئوسوفی و آموزههای عصر جدید، آجنا مرکز «دیدن درونی» و پیوند با کالبدهای لطیف دانسته میشود؛ این یک باور سنتی است، نه یافتهی علمی.
در متون تئوسوفی اوایل قرن بیستم، نویسندگانی مانند چارلز لیدبیتر از سفر آگاهانه در «کالبد اختری» و رشد تواناییهای روانی سخن گفتند و مرکز میان ابروها را با بینش روانی پیوند دادند. در آموزههای امروزیتر برونفکنی هم بسیاری از مربیان تمرکز بر چشم سوم را راهی برای نگه داشتن آگاهی در لحظهی خواب رفتن بدن پیشنهاد میکنند. دلیلهایی که تمرینکنندگان معمولاً بیان میکنند:
- لنگر توجه: نقطهی میان ابروها جای مشخصی برای ثابت نگه داشتن ذهن است.
- تصویرسازی: با چشم بسته، تصویرهای ذهنی معمولاً «در جلوی پیشانی» حس میشوند.
- نشانههای آستانه: بسیاری گزارش میکنند پیش از برونفکنی، فشار ملایم یا نور در پیشانی حس میکنند.
اینها تجربههای گزارششدهاند و ارزش شخصی دارند، اما باید با فروتنی بیان شوند: هیچ پژوهش کنترلشدهای نشان نداده که «باز شدن چشم سوم» شرط لازم یا کافی برای برونفکنی باشد.
تمرین پرواز روح با چشم سوم؛ قدمبهقدم
جواب کوتاه: در شش مرحله: آمادهسازی، آرامسازی بدن، تنفس آرام، تمرکز ملایم بر چشم سوم، همراهی با نشانههای آستانه و جابهجایی نقطهی دید؛ بدون فشار و بدون عجله.

۱. زمان و آمادهسازی
بهترین زمان برای بیشتر افراد، صبح زود پس از چهار تا شش ساعت خواب است؛ وقتی بدن هنوز خسته و ذهن کمی بیدار است. یک زنگ آرام بگذارید، بیدار شوید، ده تا بیست دقیقه بیدار بمانید و بعد دوباره دراز بکشید. دربارهی انتخاب زمان در مقالهی بهترین زمان برونفکنی بیشتر نوشتهایم.
۲. آرامسازی کامل بدن
به پشت دراز بکشید و از انگشتان پا تا سر، هر بخش بدن را آگاهانه شل کنید. اگر جایی تنش دارد، با هر بازدم آن را رها کنید. بدنی که کاملاً آرام است، زودتر به خواب میرود و این همان چیزی است که میخواهیم.
۳. تنفس آرام و طبیعی
تنفس را به شکم ببرید و اجازه دهید کمکم آهسته شود. نیازی به حبس تنفس یا الگوی پیچیده نیست. هدف فقط آرام شدن سیستم عصبی است.
۴. تمرکز ملایم بر چشم سوم
توجه خود را با چشم بسته به نقطهی میان دو ابرو ببرید. به آن نقطه «خیره» نشوید و چشمها را به بالا نچرخانید؛ فقط حضور آرام توجه را آنجا نگه دارید، مثل اینکه به یک شمع کوچک دور نگاه میکنید. اگر ذهن رفت، بیسروصدا برگردید. برخی تمرینکنندگان تصور نوری نیلی یا سفید را در این نقطه مفید میدانند.
۵. همراهی با نشانههای آستانه
پس از مدتی ممکن است تصویرهای کوتاه، نقطههای نور، صدای وزوز یا حس ارتعاش یا ویبراسیون سراغتان بیاید. اینها نشانههای مرز خواب و بیداریاند که در حالت هیپناگوژیک توضیح داده شدهاند. نترسید و هیجانزده هم نشوید؛ فقط با آرامش ادامه دهید.
۶. جابهجایی نقطهی دید
وقتی بدن کاملاً سنگین یا بیحس شد، تصور کنید از نقطهی چشم سوم به سمت بالا یا جلو «نگاه میکنید» و نقطهی دیدتان آرامآرام از بدن فاصله میگیرد. برخی تمرینکنندگان تصور شناور شدن یا عبور از یک دریچهی نورانی را به کار میبرند. اگر تجربه رخ نداد، نگران نباشید؛ بیشتر افراد به هفتهها تمرین نیاز دارند. روشهای دیگر را در مقالهی روشهای برونفکنی ببینید.
برای پایان دادن به تمرین یا بازگشت، کافی است به بدن فکر کنید و انگشتان دست یا پا را تکان دهید. راهنمای کامل را در مقالهی بازگشت به بدن در برونفکنی آوردهایم.
تفاوت تصویرسازی، رویای شفاف و برونفکنی
جواب کوتاه: در تصویرسازی بدن بیدار است و تصویرها را خودتان میسازید؛ در رویای شفاف میدانید خواب میبینید؛ در برونفکنی حس میکنید از بدن جدا شدهاید و محیط آشنای اطرافتان را میبینید.
تمرین با چشم سوم اغلب با تصویرسازی آغاز میشود و گاهی به رویای شفاف یا تجربهی خارج از بدن میرسد. جدا کردن این سه از هم به شما کمک میکند تجربهتان را درست ثبت کنید:

دربارهی رابطهی این دو تجربه، مقالهی رویای شفاف و برونفکنی را بخوانید.
علم دربارهی پرواز روح با چشم سوم چه میگوید؟
جواب کوتاه: تجربهی خارج از بدن پدیدهای واقعی و ثبتشده است، اما شواهدی برای نقش «چشم سوم» در آن وجود ندارد؛ علم این تجربه را بیشتر به مرز خواب و بیداری و شیوهی ساختن حس بدن در مغز مربوط میداند.
یک مرور نظری منتشرشده در مجلهی Neuroscience & Biobehavioral Reviews در سال ۲۰۲۴ پیشنهاد میکند که بسیاری از تجربههای خارج از بدن مرتبط با خواب، هنگامی رخ میدهند که فرد در گذار از بیداری به خواب REM هشیار میماند. این توضیح با تجربهی تمرینکنندگان، که بهترین زمان را صبح زود و پس از بیدار شدن میدانند، همخوانی دارد. تمرکز بر چشم سوم هم احتمالاً همین نقش را بازی میکند: ذهن را در لحظهی خواب رفتن بدن بیدار نگه میدارد.
از سوی دیگر، این پرسش که آیا آگاهی واقعاً از بدن خارج میشود و اطلاعات تازهای میآورد، در آزمایشهای کنترلشده تأیید نشده است. خلاصهی این آزمایشها را در مقالهی آیا برونفکنی واقعیت دارد؟ آوردهایم. نگاه متعادل این است که تجربه را جدی و معنادار بدانید، اما تفسیرهای قطعی را با احتیاط بپذیرید.
احتیاطها و اشتباههای رایج
جواب کوتاه: فشار آوردن به پیشانی، تمرین در اوج خستگی یا اضطراب و تمرین افراطی از اشتباههای رایجاند؛ اگر سابقهی بیماری روانی یا اختلال خواب دارید، با متخصص مشورت کنید.
- خیره شدن و فشار: چرخاندن چشمها به بالا یا متمرکز کردن شدید روی پیشانی ممکن است سردرد یا تنش ایجاد کند. اگر بعد از تمرین سردرد داشتید، مقالهی چشم سوم و سردرد را بخوانید.
- ترس از فلج خواب: بیحرکتی و صداهای عجیب در آستانهی خواب طبیعیاند و خطر جسمی ندارند. با تکان دادن آرام انگشتان میتوانید از این حالت خارج شوید.
- کمخوابی: بیدار شدن مکرر شبانه برای تمرین، اگر هر شب تکرار شود، خواب شما را مختل میکند. دو یا سه بار در هفته کافی است.
- سلامت روان: افرادی که سابقهی روانپریشی، تجزیهی شدید یا اضطراب درماننشده دارند، بهتر است پیش از این تمرینها با روانپزشک یا روانشناس مشورت کنند. خطرهای احتمالی را در مقالهی خطرات برونفکنی مرور کردهایم.
یادآوری: این تمرینها جایگزین درمان اختلال خواب یا مشکلات روانی نیستند.
یادگیری ساختارمند برونفکنی
جواب کوتاه: اگر تمرین تنها برایتان سخت است، یک برنامهی آموزشی مرحلهبهمرحله کمک میکند آرامسازی، تمرکز و مدیریت ترس را بهترتیب یاد بگیرید.
بسیاری از تمرینکنندگان پس از چند هفته تلاش پراکنده دلسرد میشوند. اگر دوست دارید این مسیر را با راهنمایی و برنامهی منظم دنبال کنید، دورهی آستانه در ذنیران برای همین طراحی شده است؛ دورهای که آمادهسازی ذهن و بدن، کار با حالتهای مرزی خواب و بیداری و تمرینهای گامبهگام را با زبانی ساده و نگاهی متعادل آموزش میدهد.
جمعبندی
پرواز روح با چشم سوم در اصل یعنی استفاده از تمرکز آرام بر نقطهی میان ابروها برای بیدار نگه داشتن ذهن در لحظهای که بدن به خواب میرود. این روش در سنتهای معنوی جایگاه ویژهای دارد و برای بسیاری از تمرینکنندگان نقطهی لنگر خوبی است، اما علم نقش خاصی برای چشم سوم در برونفکنی ثابت نکرده است. اگر تمرین میکنید، آرام، صبور و بدون فشار پیش بروید، تجربههایتان را ثبت کنید و سلامت خواب و ذهن خود را در اولویت بگذارید.
پرسشهای متداول
خیر. بسیاری از تمرینکنندگان بدون هیچ تمرین ویژهای برای چشم سوم برونفکنی را گزارش کردهاند. تمرکز بر چشم سوم فقط یکی از روشهاست که به بیدار ماندن ذهن در آستانهی خواب کمک میکند.
برای بیشتر افراد صبح زود پس از چهار تا شش ساعت خواب، با یک بیداری کوتاه و دوباره دراز کشیدن. در این زمان بدن خسته است و ذهن کمی هوشیار.
حس فشار ملایم یا گزگز را بسیاری گزارش میکنند. اما اگر به سردرد یا درد تبدیل شد، یعنی بیش از حد تمرکز یا فشار آوردهاید؛ تمرین را سبکتر کنید و اگر ادامه داشت با پزشک مشورت کنید.
برای افراد سالم معمولاً خطر جسمی ندارد، اما ممکن است ترس، فلج خواب یا کمخوابی ایجاد کند. افرادی که سابقهی بیماری روانی یا اختلال خواب دارند، باید پیش از تمرین با متخصص مشورت کنند.
در تصویرسازی بدن بیدار است و تصویرها را خودتان میسازید؛ در برونفکنی بدن معمولاً بیحس است و حس جدا شدن از بدن و دیدن اتاق آشنا وجود دارد. ثبت دقیق تجربه بلافاصله بعد از تمرین به تشخیص کمک میکند.
زمان مشخصی وجود ندارد. بعضی در چند هفته تجربهای گزارش میکنند و بعضی ماهها تمرین میکنند. تمرین منظم دو تا سه بار در هفته و بدون فشار، بهتر از تلاش هر شبه است.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

