آبراهام مزلو کیست؟ هرم نیازها، تجربه‌ی اوج و نقد علمی

عکس سیاه و سفید آبراهام مزلو در قاب سفید روی منظره‌ی روشن طلوع خورشید بر فراز قله و دریاچه

فهرست مطالب

پاسخ کوتاه: آبراهام مزلو (Abraham Maslow، ۱۹۰۸–۱۹۷۰) روان‌شناس آمریکایی و از بنیان‌گذاران روان‌شناسی انسان‌گرا بود که نظریه‌ی «سلسله‌مراتب نیازها» (هرم مزلو)، مفهوم «خودشکوفایی» و «تجربه‌ی اوج» را مطرح کرد. او در سال‌های پایانی عمرش همراه استانیسلاو گروف و آنتونی سوتیچ به پیدایش روان‌شناسی فرافردی کمک کرد و آن را «نیروی چهارم» روان‌شناسی خواند. نظریه‌اش بسیار اثرگذار بوده، اما به‌خاطر روش ذهنی و کمبود شواهد تجربی نقد شده است.

این مقاله بخشی از مجموعه‌ی شخصیت‌های ذنیران است و در پنج محور پیش می‌رود: زندگی و ارتباطات تاریخی، روش دستیابی به تجربه، توصیفات و ادعاها، آثار اصلی و ارزیابی شواهد علمی. نام او در فارسی به‌صورت «مازلو» هم نوشته می‌شود. برای شناخت دو چهره‌ی هم‌دوره‌ی او در روان‌شناسی فرافردی، استانیسلاو گروف و کریستینا گروف را بخوانید.

آبراهام مزلو کیست؟ زندگی و ارتباطات تاریخی

پاسخ مستقیم: پسر خانواده‌ای مهاجر و فقیر از بروکلین که از روان‌شناسی رفتارگرا شروع کرد، در کالج بروکلین و دانشگاه برندایس درس داد، رئیس انجمن روان‌شناسی آمریکا شد و یکی از پرارجاع‌ترین روان‌شناسان قرن بیستم است.

مسیر زندگی آبراهام مزلو: ۱۹۰۸ تولد در بروکلین، ۱۹۴۳ مقاله‌ی نظریه‌ی انگیزش انسان، ۱۹۵۱ استادی در دانشگاه برندایس، ۱۹۵۴ کتاب انگیزش و شخصیت، ۱۹۶۹ مجله‌ی روان‌شناسی فرافردی، ۱۹۷۰ درگذشت در منلو پارک
مسیر آبراهام مزلو در شش ایستگاه.

کودکی در بروکلین

طبق ویکی‌پدیا، آبراهام هارولد مزلو در ۱ آوریل ۱۹۰۸ در بروکلین نیویورک به دنیا آمد. او بزرگ‌ترین فرزند از هفت فرزند خانواده‌ای یهودی بود که از کی‌یف، در امپراتوری روسیه‌ی آن زمان، برای فرار از آزار به آمریکا مهاجرت کرده بودند. پدر و مادرش فقیر بودند اما به آموزش اهمیت می‌دادند. مزلو کودکی تنهایی داشت، از مادرش دلزده بود و بیشتر وقتش را در کتابخانه‌ها می‌گذراند. در دبیرستان پسرانه‌ی بروکلین سردبیر نشریه‌ی لاتین و نشریه‌ی فیزیک مدرسه شد.

تحصیل: از رفتارگرایی تا آدلر

مزلو پس از دبیرستان به کالج شهری نیویورک رفت، مدتی کوتاه در دانشگاه کورنل درس خواند و سپس برای تحصیل روان‌شناسی به دانشگاه ویسکانسین رفت. آموزش او آنجا کاملاً تجربی و رفتارگرا بود و در کنار هری هارلو، پژوهشگر مشهور رفتار نخستی‌ها، درباره‌ی رفتار سلطه و جنسی میمون‌ها پژوهش کرد. در ۱۹۲۸ با دخترعمویش برتا ازدواج کرد. سپس در دانشگاه کلمبیا ادامه‌ی کار داد و آلفرد آدلر، از همکاران نخستین فروید، یکی از راهنمایانش شد.

کالج بروکلین، برندایس و انجمن‌ها

مزلو از ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۱ در کالج بروکلین درس داد. در این سال‌ها روث بندیکت، مردم‌شناس، و ماکس ورتهایمر، روان‌شناس گشتالت، را از نزدیک می‌شناخت؛ به گفته‌ی خودش، یادداشت‌هایش درباره‌ی این دو «انسان شگفت‌انگیز» آغاز پژوهش او درباره‌ی خودشکوفایی بود. از ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۹ استاد دانشگاه برندایس بود. در ۱۹۶۱ همراه آنتونی سوتیچ مجله‌ی روان‌شناسی انسان‌گرا را راه انداخت و در ۱۹۶۳ در نشست بنیان‌گذاری انجمن روان‌شناسی انسان‌گرا، نامزدی ریاست را نپذیرفت چون می‌خواست این جریان «بدون رهبر» رشد کند. در ۱۹۶۷ «انسان‌گرای سال» انجمن انسان‌گرایان آمریکا شد و در ۱۹۶۸ ریاست انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) را بر عهده داشت.

مزلو و روان‌شناسی فرافردی

در ۱۹۶۷ مزلو در سخنرانی «دوردست‌های طبیعت انسان» در سان‌فرانسیسکو برای نخستین بار علنی از «نیروی چهارم» روان‌شناسی سخن گفت. به روایت سوتیچ و گروف، در همان سال گروهی شامل مزلو، سوتیچ، استانیسلاو گروف، جیمز فیدیمن و مایلز ویچ در منلو پارک کالیفرنیا گرد هم آمدند و به پیشنهاد گروف، واژه‌ی «فرافردی» (transpersonal) را برای این رشته‌ی تازه برگزیدند. مجله‌ی روان‌شناسی فرافردی در ۱۹۶۹ منتشر شد. مزلو در ۱۹۶۷ دچار حمله‌ی قلبی شدیدی شد، در سال‌های پایانی پژوهشگر مقیم مؤسسه‌ی لافلین در کالیفرنیا شد و در ۸ ژوئن ۱۹۷۰، در ۶۲ سالگی، هنگام دویدن بر اثر حمله‌ی قلبی در منلو پارک درگذشت. نظرسنجی نشریه‌ی Review of General Psychology در ۲۰۰۲ او را دهمین روان‌شناس پرارجاع قرن بیستم دانست.

روش دستیابی به تجربه: مزلو چگونه «تجربه‌ی اوج» را بررسی کرد؟

پاسخ مستقیم: مزلو برخلاف بیشتر روان‌شناسان زمانش، به جای بیماران، انسان‌های سالم و برجسته را بررسی کرد؛ زندگی‌نامه‌ی چهره‌هایی مانند لینکلن و اینشتین را خواند، روایت تجربه‌های اوج را گرد آورد و ویژگی‌های مشترک آن‌ها را استخراج کرد.

روش پژوهش آبراهام مزلو: انتخاب افراد سالم و برجسته، خواندن زندگی‌نامه‌ی لینکلن، جفرسون و اینشتین، گردآوری روایت تجربه‌های اوج و استخراج ویژگی‌های مشترک خودشکوفاها
چهار گام روش پژوهش آبراهام مزلو.

بررسی انسان‌های سالم به جای بیماران

مزلو می‌گفت «گویی فروید نیمه‌ی بیمار روان‌شناسی را به ما داد و اکنون باید نیمه‌ی سالم را کامل کنیم». او افرادی را که به نظرش به خودشکوفایی رسیده بودند، از جمله آبراهام لینکلن، توماس جفرسون، الینور روزولت، آلبرت اینشتین و هنری دیوید ثورو، بر پایه‌ی زندگی‌نامه و نوشته‌هایشان و نیز آشنایان زنده‌اش بررسی کرد. انتخاب این افراد بر قضاوت شخصی خود او استوار بود؛ نکته‌ای که بعدها مهم‌ترین نقد روش او شد.

تجربه‌ی اوج و تجربه‌ی فلات

از دل همین بررسی‌ها، مزلو مفهوم «تجربه‌ی اوج» را ساخت: لحظه‌های عمیق عشق، فهم، شادی یا شیفتگی که فرد در آن خود را کامل‌تر، زنده‌تر و در عین حال بخشی از جهان حس می‌کند. او باور داشت افراد خودشکوفا این لحظه‌ها را بیشتر تجربه می‌کنند. بعدها از «تجربه‌ی فلات» هم سخن گفت؛ حالتی آرام‌تر و ماندگارتر از «شناخت هستی»، که واژه‌اش را از یو. ای. اسرانی، دانشمند و یوگی هندی، وام گرفت. مزلو همچنین معتقد بود روان‌گردان‌هایی مانند LSD و سیلوسایبین می‌توانند در افراد مناسب و شرایط مناسب تجربه‌ی اوج بیاورند؛ این مواد امروز در ایران غیرقانونی‌اند و این جمله فقط بیان دیدگاه تاریخی اوست. برای شیوه‌های امن‌تر رسیدن به حضور و آرامش، مقاله‌ی ذهن‌آگاهی را ببینید.

توصیفات و ادعاها: هرم نیازها، خودشکوفایی و نیروی چهارم

پاسخ مستقیم: مزلو ادعا کرد نیازهای انسان سلسله‌مراتبی دارد و تا نیازهای پایه‌ای تا حدی برآورده نشوند، نیازهای بالاتر کمتر انگیزه می‌سازند؛ در قله‌ی این سلسله‌مراتب خودشکوفایی و فراتر از آن تجربه‌های فرافردی قرار دارد.

هرم نیازهای مزلو از پایه تا قله: نیازهای فیزیولوژیک و امنیت، عشق و تعلق، احترام و عزت نفس، خودشکوفایی
سطح‌های اصلی هرم نیازهای مزلو.

هرم مزلو (سلسله‌مراتب نیازها)

مزلو نظریه‌اش را نخستین بار در ۱۹۴۳ در مقاله‌ی «نظریه‌ای درباره‌ی انگیزش انسان» در نشریه‌ی Psychological Review منتشر کرد. طبق این نظریه، نیازی که فشار بیشتری دارد باید تا حد زیادی برآورده شود تا توجه فرد به نیاز بالاتر برود:

سطحنیازنمونه
۱نیازهای فیزیولوژیکغذا، آب، خواب، تعادل بدن
۲امنیتامنیت، نظم و ثبات
۳عشق و تعلقخانواده، دوستی و پیوند
۴احترامشایستگی، دیده شدن و عزت نفس
۵خودشکوفاییشکوفا کردن همه‌ی توان و استعداد

در برخی روایت‌های بعدی، نیازهای «شناختی» و «زیبایی‌شناختی» هم میان احترام و خودشکوفایی افزوده شده‌اند. مزلو چهار سطح نخست را «نیازهای کمبود» (D-needs) می‌نامید: نبودشان رنج می‌آورد و برآورده شدنشان آرامش. نکته‌ی مهم این است که خود مزلو هرگز نظریه‌اش را به شکل هرم نکشید؛ به نوشته‌ی ویکی‌پدیا و پژوهش بریجمن و همکاران (۲۰۱۹)، شکل هرمی را دیگران ساختند؛ نخستین هرم شناخته‌شده را چارلز مک‌درمید در ۱۹۶۰ در نشریه‌ای مدیریتی منتشر کرد. او در کتاب «انگیزش و شخصیت» نوشت این سلسله‌مراتب «به آن سختی که شاید القا کرده باشیم نیست» و استثناهای زیادی دارد.

خودشکوفایی و ارزش‌های هستی

مزلو خودشکوفایی را رسیدن به کامل‌ترین استفاده از استعدادها و علاقه‌ها تعریف کرد؛ نیاز به «تبدیل شدن به هر آنچه فرد توان آن را دارد». به نظر او افراد خودشکوفا «واقعیت‌محور» و «مسئله‌محور» بودند و با ارزش‌هایی که آن‌ها را «ارزش‌های هستی» (B-values) نامید، مانند حقیقت، نیکی، زیبایی، یکپارچگی، سرزندگی، عدالت و سادگی، انگیزه می‌گرفتند. او این انگیزش فراتر از نیازهای پایه را «فراانگیزش» (metamotivation) نامید. مزلو در سال‌های آخر به این نتیجه رسید که خودشکوفایی نتیجه‌ی خودکار برآورده شدن نیازهای دیگر نیست و برای برخی افراد هرگز رخ نمی‌دهد. برای پرسش‌های عملی درباره‌ی شناخت خود، مقاله‌ی خودشناسی چیست را ببینید.

نیروی سوم، نیروی چهارم و نگاه به دین

مزلو روان‌شناسی انسان‌گرا را «نیروی سوم» در برابر روان‌کاوی و رفتارگرایی می‌دانست و بعدها روان‌شناسی فرافردی را «نیروی چهارم» نامید. او در کتاب «به سوی روان‌شناسی هستی» نوشت: «بدون امر فرافردی، بیمار، خشن و پوچ‌گرا یا ناامید و بی‌تفاوت می‌شویم». خودش خداناباور بود و دین سازمان‌یافته را نمی‌پذیرفت، اما درباره‌ی نیاز انسان به امر قدسی بسیار نوشت و در کتاب «ادیان، ارزش‌ها و تجربه‌های اوج» (۱۹۶۴) تجربه‌ی اوج را با تجربه‌ی دینی و عرفانی پیوند داد؛ دیدگاهی که آن را با کار ویلیام جیمز درباره‌ی تجربه‌ی دینی پیوند می‌دهد. جمله‌ی معروف «اگر تنها ابزارت چکش باشد، همه چیز را میخ می‌بینی» که به «چکش مزلو» مشهور است، از کتاب «روان‌شناسی علم» (۱۹۶۶) اوست.

آثار اصلی آبراهام مزلو

پاسخ مستقیم: مقاله‌ی ۱۹۴۳ درباره‌ی انگیزش، کتاب «انگیزش و شخصیت» (۱۹۵۴)، «به سوی روان‌شناسی هستی» و «دوردست‌های طبیعت انسان» (۱۹۷۱، پس از مرگ) مهم‌ترین آثار مزلو هستند.

سالاثرتوضیح
۱۹۴۳A Theory of Human Motivation (نظریه‌ای درباره‌ی انگیزش انسان)نخستین طرح سلسله‌مراتب نیازها
۱۹۵۴Motivation and Personality (انگیزش و شخصیت)شاهکار او؛ ویرایش دوم ۱۹۷۰
۱۹۶۲Toward a Psychology of Being (به سوی روان‌شناسی هستی)تجربه‌ی اوج و شناخت هستی؛ ویرایش دوم ۱۹۶۸
۱۹۶۴Religions, Values, and Peak-Experiences (ادیان، ارزش‌ها و تجربه‌های اوج)تجربه‌ی اوج و دین
۱۹۶۵Eupsychian Management (مدیریت روان‌سالم)کاربرد ایده‌ها در سازمان؛ بعدها Maslow on Management
۱۹۶۶The Psychology of Science (روان‌شناسی علم)منشأ «چکش مزلو»
۱۹۷۱The Farther Reaches of Human Nature (دوردست‌های طبیعت انسان)مجموعه‌ی پس از مرگ

نسخه‌ی PDF این معرفی و خلاصه‌ی هرم مزلو را می‌توانید از دکمه‌ی دانلود پایین صفحه بگیرید.

ارزیابی شواهد علمی

پاسخ مستقیم: اینکه انسان نیازهای جهانی دارد تا حدی با پژوهش‌های بزرگ هم‌خوان است، اما ترتیب سخت هرم، روش ذهنی انتخاب افراد خودشکوفا و جهانی بودن مدل او تأیید نشده و نقد جدی دارد.

ارزیابی نظریه‌ی مزلو: نمونه‌ی گزینشی و ذهنی، سوگیری فرهنگی غربی، پژوهش داینر و تای ۲۰۱۱ در ۱۲۳ کشور، نیازهای جهانی بدون ترتیب سخت
ارزیابی‌های مستقل نظریه‌ی آبراهام مزلو.

نقد روش: نمونه‌ی گزینشی

منتقدان تجربه‌گرای آمریکایی مزلو را از نظر علمی «نرم» می‌دانستند. دیوید مایرز، روان‌شناس اجتماعی، یادآوری کرد که مزلو افرادی را بررسی کرد که ارزش‌های خودش را زندگی می‌کردند؛ اگر چهره‌هایی مانند ناپلئون، اسکندر یا راکفلر را برگزیده بود، تصویرش از خودشکوفایی شاید بسیار متفاوت می‌شد. زندگی‌نامه‌خوانی به‌عنوان روش، به قضاوت پژوهشگر وابسته است و تعریف عملیاتی او از خودشکوفایی را نمی‌توان یافته‌ی کمّی دانست. در ۲۰۰۶ کریستینا هاف سامرز و سالی سیتل نوشتند ایده‌های مزلو به‌خاطر کمبود پشتوانه‌ی تجربی در روان‌شناسی دانشگاهی دیگر جدی گرفته نمی‌شود.

آزمون جهانی: داینر و تای (۲۰۱۱)

سلسله‌مراتب نیازها به سوگیری فرهنگی و بازتاب ارزش‌های غربی هم متهم شده است. اد داینر و لوئیس تای از دانشگاه ایلینوی ایده‌های مزلو را با داده‌های ۶۰٬۸۶۵ نفر در ۱۲۳ کشور (۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰) آزمودند. آن‌ها دریافتند نیازهای جهانی، مستقل از فرهنگ، وجود دارند و مردم معمولاً نیازهای پایه و امنیت را زودتر برآورده می‌کنند؛ اما ترتیب برآورده شدن نیازها تأثیر زیادی بر احساس خوشبختی ندارد و مردم می‌توانند هم‌زمان از چند نیاز شادی بگیرند. این یافته با تأکید خود مزلو بر انعطاف سلسله‌مراتب هم‌خوان است، نه با هرم خشکی که در کتاب‌های درسی رایج شد.

میراث

با وجود این نقدها، مزلو بر روان‌شناسی مثبت‌گرا، روان‌درمانی مثبت نوسرت پزشکیان، آموزش و مشاوره‌ی دانشجویی، مدیریت و بازاریابی اثر گذاشت. پژوهش‌های امروزی تجربه‌ی اوج، مانند کارهای چارلز تارت درباره‌ی حالت‌های آگاهی، در امتداد پرسش‌هایی است که او مطرح کرد.

نمودار سه سطح ارزیابی آبراهام مزلو: مستند، محل بحث و تأییدنشدنی
سه سطح برای خواندن نظریه‌ی آبراهام مزلو.
  • آنچه مستند است: زندگی و کار دانشگاهی مزلو، مقاله‌ی ۱۹۴۳ و کتاب‌هایش، نقش او در روان‌شناسی انسان‌گرا و فرافردی.
  • آنچه محل بحث است: ترتیب سخت نیازها، جهانی بودن مدل در همه‌ی فرهنگ‌ها و تعریف خودشکوفایی.
  • آنچه تأییدپذیر نیست: خودشکوفایی به‌عنوان قانون عام رشد انسان و تفسیر تجربه‌ی اوج به‌عنوان تماس با واقعیتی فراتر.

جمع‌بندی

آبراهام مزلو نگاه روان‌شناسی را از بیماری به سلامت و توان انسان برگرداند و با هرم نیازها، خودشکوفایی و تجربه‌ی اوج، واژه‌هایی ساخت که امروز در زندگی روزمره هم به کار می‌روند. او پلی بود میان روان‌شناسی انسان‌گرا و روان‌شناسی فرافردی، اما روش ذهنی و هرم خشکی که به نامش رایج شد، نقدهای جدی برانگیخته است. برای ادامه‌ی همین مجموعه، استانیسلاو گروف، کریستینا گروف، ویلیام جیمز و چارلز تارت را بخوانید. اگر به تجربه‌های ذهنی ژرف‌تر مانند تجربه‌ی خارج از بدن علاقه دارید، دوره‌ی آستانه با تمرین‌های آرام‌سازی و آگاهی بدنی پیش می‌رود.

منابع

آبراهام مزلو کیست؟

آبراهام هارولد مزلو (Abraham Maslow، ۱ آوریل ۱۹۰۸ تا ۸ ژوئن ۱۹۷۰) روان‌شناس آمریکایی و از بنیان‌گذاران روان‌شناسی انسان‌گرا بود. او بیشتر به‌خاطر نظریه‌ی سلسله‌مراتب نیازها، که به «هرم مزلو» مشهور است، و مفهوم‌های خودشکوفایی و تجربه‌ی اوج شناخته می‌شود.

هرم مزلو چیست؟

هرم مزلو نمایش تصویری نظریه‌ی سلسله‌مراتب نیازهای اوست: نیازهای فیزیولوژیک، امنیت، عشق و تعلق، احترام و در قله، خودشکوفایی. خود مزلو هیچ‌وقت آن را به شکل هرم نکشید و تأکید می‌کرد ترتیب نیازها خشک و ثابت نیست و چند نیاز می‌توانند هم‌زمان فعال باشند.

تجربه‌ی اوج از نظر مزلو چیست؟

تجربه‌ی اوج (peak experience) لحظه‌های کوتاه و شدید عشق، فهم، شادی یا شیفتگی است که فرد در آن احساس کمال، زنده بودن و یگانگی با جهان می‌کند. مزلو باور داشت افراد خودشکوفا این تجربه‌ها را بیشتر دارند و بعدها از «تجربه‌ی فلات» هم سخن گفت که آرام‌تر و ماندگارتر است.

مزلو درست است یا مازلو؟

در فارسی هر دو املا رایج است. ویکی‌پدیای فارسی و بیشتر منابع دانشگاهی «مزلو» می‌نویسند؛ تلفظ انگلیسی نام او نزدیک به «مَز-لو» است. «مازلو» هم در جست‌وجوها زیاد دیده می‌شود و منظور همان آبراهام مزلو است.

نقد اصلی به نظریه‌ی مزلو چیست؟

منتقدان می‌گویند روش او ذهنی بود، چون افراد خودشکوفا را بر اساس قضاوت شخصی خود انتخاب کرد، و نظریه‌اش بازتاب ارزش‌های غربی است. پژوهش بزرگ داینر و تای (۲۰۱۱) در ۱۲۳ کشور نشان داد نیازهای جهانی وجود دارند، اما ترتیب برآورده شدن آن‌ها تأثیر زیادی بر احساس خوشبختی ندارد.

فایل این مقاله را می‌توانم دانلود کنم؟

بله، با دکمه‌ی دانلود PDF پایین صفحه می‌توانید نسخه‌ی کامل همین معرفی آبراهام مزلو و هرم نیازهای او را بگیرید.

روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!

میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0

هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

نویسنده: تیم تحریریه ذنیران

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت‌نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد