کریستینا گروف کیست؟ اضطرار معنوی، کندالینی و تنفس هولوتروپیک

عکس کریستینا گروف در قاب سفید روی منظره‌ی آفتابی دریای هونولولو و کوه دایموند هد در جزیره‌ی اوآهو

فهرست مطالب

پاسخ کوتاه: کریستینا گروف (Christina Grof، ۱۹۴۱–۲۰۱۴) نویسنده، معلم یوگا، نقاش و درمانگر آمریکایی بود که پس از تجربه‌ای که آن را «بیداری کندالینی» می‌دانست، در ۱۹۸۰ شبکه‌ی اضطرار معنوی (Spiritual Emergence Network) را بنیان گذاشت. او همراه همسرش استانیسلاو گروف روش «تنفس هولوتروپیک» را ساخت و بعدها درباره‌ی پیوند اعتیاد و معنویت نوشت. مفهوم «اضطرار معنوی» در روان‌پزشکی بحث‌برانگیز است و جای تشخیص پزشکی را نمی‌گیرد.

این مقاله بخشی از مجموعه‌ی شخصیت‌های ذنیران است و در پنج محور پیش می‌رود: زندگی و ارتباطات تاریخی، روش دستیابی به تجربه، توصیفات و ادعاها، آثار اصلی و ارزیابی شواهد علمی. زندگی همسر و همکارش را در مقاله‌ی استانیسلاو گروف و زمینه‌ی فکری روان‌شناسی فرافردی را در مقاله‌ی آبراهام مزلو بخوانید.

کریستینا گروف کیست؟ زندگی و ارتباطات تاریخی

پاسخ مستقیم: دختری از هونولولو که شاگرد جوزف کمبل بود، پس از بحرانی معنوی به اسالن کالیفرنیا رسید، همسر و همکار استانیسلاو گروف شد و سازمانی برای کمک به افرادی ساخت که دچار بحران‌های معنوی می‌شوند.

مسیر زندگی کریستینا گروف: ۱۹۴۱ تولد در روانوک ویرجینیا، ۱۹۶۴ فارغ‌التحصیلی از کالج سارا لارنس، ۱۹۷۵ اقامت در اسالن، ۱۹۷۸ ازدواج با استانیسلاو گروف، ۱۹۸۰ بنیان شبکه‌ی اضطرار معنوی، ۲۰۱۴ درگذشت
مسیر کریستینا گروف در شش ایستگاه.

کودکی در هاوایی و تحصیل نزد جوزف کمبل

به نوشته‌ی مؤسسه‌ی اسالن و شبکه‌ی اضطرار معنوی آمریکا، کریستینا در ۳۰ دسامبر ۱۹۴۱ در شهر روانوک ایالت ویرجینیا به دنیا آمد و در هونولولو، مرکز ایالت هاوایی، بزرگ شد. او از کالج سارا لارنس نیویورک فارغ‌التحصیل شد و آنجا نزد جوزف کمبل، اسطوره‌شناس مشهور، و میوریل روکیسر، شاعر، درس خواند. به گزارش جفری کریپال، پژوهشگر دین در دانشگاه رایس، او در ۱۹۶۴ فارغ‌التحصیل شد، ازدواج کرد و به هونولولو بازگشت. کریستینا در آن سال‌ها معلم هنر، نویسندگی و هاتا یوگا بود و دو فرزند داشت.

بحران، جدایی و رسیدن به اسالن

کریستینا سال‌ها شاگرد و پیرو سوامی موکتاناندا، استاد سنت سیدها یوگا، بود. تجربه‌های شدیدی که خودش بعدها آن‌ها را بیداری کندالینی خواند، زندگی‌اش را دگرگون کرد. پس از یازده سال زندگی مشترک از همسر نخستش جدا شد و به کالیفرنیا رفت. به نوشته‌ی مرکز مطالعه‌ی ادیان جهان دانشگاه هاروارد، او در ۱۹۷۴ در مؤسسه‌ی اسالن با استانیسلاو گروف آشنا شد. از میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۸ در اسالن، در بیگ سور کالیفرنیا، اقامت داشت و همراه گروف حدود سی دوره‌ی آموزشی یک‌ماهه و کارگاه‌های کوتاه‌تر برگزار کرد. ازدواج آن دو در ۱۹۷۸ ثبت شده است.

سازمان‌ها، کنفرانس‌ها و سال‌های پایانی

کریستینا در ۱۹۸۰ در اسالن شبکه‌ی اضطرار معنوی (SEN) را بنیان گذاشت تا افرادی که بحران روحی-معنوی را از سر می‌گذرانند، بدون برچسب بیماری روانی به راهنمایان باتجربه وصل شوند. به گزارش انجمن چندرشته‌ای مطالعات روان‌گردان (MAPS) و اسالن، او در بنیان‌گذاری انجمن بین‌المللی فرافردی (ITA) هم با همسرش همکاری کرد و در برگزاری کنفرانس‌های آن در شهرهایی مثل بمبئی، داووس، کیوتو و پراگ نقش داشت.

کریستینا خود سال‌ها با اعتیاد به الکل دست‌وپنجه نرم کرد و پس از بهبودی، پیوند اعتیاد و معنویت به موضوع اصلی کارش تبدیل شد. او دوره‌ی یک‌ماهه‌ای در اسالن و دو کنفرانس بزرگ انجمن با عنوان «جست‌وجوی عرفانی، دلبستگی و اعتیاد» را الهام داد. استانیسلاو گروف در یادبودش نوشت که او دو دکترای افتخاری گرفت و سال‌ها با بیماری خودایمنی مزمن و کمردرد شدید زندگی کرد. او مشاور جلوه‌های ویژه‌ی فیلم علمی-تخیلی «طوفان فکری» (Brainstorm) هم بود. کریستینا گروف در ۱۵ ژوئن ۲۰۱۴ در ۷۲ سالگی بر اثر ذات‌الریه در کالیفرنیا درگذشت.

روش دستیابی به تجربه: از زایمان تا تنفس هولوتروپیک

پاسخ مستقیم: تجربه‌های کریستینا ناخواسته آغاز شد؛ نخست هنگام زایمان و بعد پس از دیدار با سوامی موکتاناندا. او بعدها همراه استانیسلاو گروف روشی بدون دارو ساخت که با تنفس، موسیقی و کار بدنی حالت‌های غیرعادی آگاهی را فرا می‌خواند.

مسیر تجربه‌ی کریستینا گروف: آغاز لرزش‌ها هنگام زایمان، دیدار با سوامی موکتاناندا و شاکتی‌پات، سال‌های بحران و اعتیاد، بهبودی با دوازده گام و کار فرافردی
چهار مرحله‌ی مسیر کریستینا گروف به روایت خودش.

آغاز ناخواسته هنگام زایمان

کریستینا در گفت‌وگو با جفری میشلاو در برنامه‌ی تلویزیونی «تفکر مجاز» (Thinking Allowed) گفت تجربه‌اش با تولد فرزند اولش آغاز شد: در بیمارستان، هنگام زایمان، لرزش‌های فراوان و تنفسی عجیب و بیرون از اختیار در او به راه افتاد که «به هیچ وجه شبیه آموزش‌های زایمان لاماز نبود». به گزارش کریپال، پزشکان نمی‌دانستند با این حالت چه کنند و به او دارو دادند؛ همین اتفاق دو سال بعد در زایمان دوم تکرار شد.

شاکتی‌پات و سال‌های آشفتگی

به روایتی که کریپال از گفت‌وگو با خود کریستینا نقل می‌کند، او در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ در یک دوره‌ی مراقبه‌ی گروهی با سوامی موکتاناندا «شاکتی‌پات» گرفت؛ در سنت‌های تانترا، شاکتی نیروی الهی زنانه است و شاکتی‌پات انتقال این نیرو از استاد به شاگرد دانسته می‌شود. به گفته‌ی خودش، استاد فقط با پَر طاووس به او دست زد و پس از آن لرزش‌ها «بسیار شدیدتر از دوره‌ی زایمان» شد. این سال‌ها با فروپاشی ازدواج، حمله‌های اضطراب و بحران‌های جسمی و روانی همراه بود. کریستینا تنها پس از آشنایی با کار گروف این رویدادها را در چارچوب کندالینی فهمید؛ مفهومی که در سنت هندی به نیرویی خفته در پایه‌ی ستون فقرات اشاره دارد و در مقاله‌ی مار کندالینی شرح داده شده است.

تنفس هولوتروپیک و برنامه‌ی دوازده قدمی

استانیسلاو گروف در یادبود کریستینا نوشت که سهم او در ساخت تنفس هولوتروپیک، دوره‌های یک‌ماهه‌ی اسالن و کنفرانس‌های بین‌المللی بزرگ بود، هرچند همیشه به نامش ثبت نشد. این روش ترکیبی از تنفس عمیق و تند، موسیقی برانگیزاننده، کار بدنی و کشیدن ماندالا است. کریستینا در کار با اعتیاد هم کوشید برنامه‌های دوازده قدمی مانند الکلی‌های گمنام را با دیدگاه روان‌شناسی فرافردی پیوند بدهد. تمرین تنفس تند خطرهایی دارد و نباید بدون راهنمای آموزش‌دیده انجام شود؛ نکته‌های احتیاط در پایان مقاله آمده است.

توصیفات و ادعاها

پاسخ مستقیم: کریستینا گروف ادعا می‌کرد برخی بحران‌هایی که شبیه بیماری روانی‌اند، در واقع «اضطرار معنوی» و فرصتی برای رشدند، و اعتیاد را جست‌وجوی معنوی در جای اشتباه می‌دانست. این‌ها دیدگاه‌های او و همسرش است.

اضطرار معنوی: بحران یا فرصت؟

واژه‌ی انگلیسی spiritual emergency بازی با دو کلمه است: emergency به معنای «وضعیت اضطراری» و emergence به معنای «پدیدار شدن». به نظر گروف‌ها، تجربه‌هایی مثل بیداری کندالینی، تجربه‌ی نزدیک به مرگ، تجربه‌های عرفانی یا رویارویی شدید با خاطره‌های گذشته می‌توانند فرد را دچار بحران کنند، اما اگر با حمایت و درک درست همراه شوند، به دگرگونی و رشد می‌انجامند. آن‌ها می‌گفتند روان‌پزشکی رایج اغلب این حالت‌ها را فقط بیماری می‌بیند و با دارو سرکوب می‌کند.

نوع تجربهتوصیف به روایت گروف‌هاآنچه ارزیابی دقیق می‌خواهد
بیداری کندالینیلرزش، گرما و جریان‌های بدنی ناخواستهبررسی پزشکی برای علت‌های عصبی و جسمی
تجربه‌ی عرفانی یا وحدتاحساس یکی شدن با هستیجدا کردن از شیدایی و روان‌پریشی
بازگشت خاطره‌های دشواررویارویی با آسیب‌های گذشتههمراهی درمانگر متخصص آسیب روانی
تجربه‌ی نزدیک به مرگدگرگونی نگاه به زندگی و مرگحمایت روانی پس از رویداد

اعتیاد به‌عنوان «عطش کمال»

کریستینا در کتاب «عطش کمال» (The Thirst for Wholeness) و در گفت‌وگو با میشلاو، اعتیاد را تلاشی برای پر کردن خلأ درونی می‌دانست؛ معتاد به گفته‌ی او «دنبال چیزی است، اما در جای اشتباه». او به نامه‌ی معروف کارل یونگ به بیل ویلسون، بنیان‌گذار الکلی‌های گمنام، اشاره می‌کرد که در آن یونگ عطش الکل را هم‌ارز «عطش روح برای کمال» دانسته و فرمول «روح در برابر الکل» (spiritus contra spiritum) را پیشنهاد کرده بود. او همچنین از اندیشه‌ی بودایی که ریشه‌ی رنج را دلبستگی می‌داند کمک می‌گرفت و تأکید می‌کرد که هرگز اعتیاد را راهی برای معنویت توصیه نمی‌کند. برای زمینه‌ی فکری یونگ، مقاله‌ی کهن الگوهای یونگ و درباره‌ی نگاه روان‌شناختی به تجربه‌ی دینی، مقاله‌ی ویلیام جیمز را ببینید.

آثار اصلی کریستینا گروف

پاسخ مستقیم: مهم‌ترین آثار او دو کتاب درباره‌ی اضطرار معنوی با استانیسلاو گروف، کتاب «عطش کمال» درباره‌ی اعتیاد، راهنمای رسمی تنفس هولوتروپیک و یک خاطره‌نگاری داستانی درباره‌ی کودکی‌اش در هاوایی است.

آثار کریستینا گروف: ۱۹۸۹ اضطرار معنوی، ۱۹۹۰ جست‌وجوی طوفانی خویشتن، ۱۹۹۳ عطش کمال، ۲۰۱۰ تنفس هولوتروپیک
چهار کتاب شاخص کریستینا گروف.
سالکتابتوضیح
اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰Beyond Death: The Gates of Consciousness (فراسوی مرگ، با استانیسلاو گروف)تصویرهای مرگ و زندگی پس از مرگ در فرهنگ‌ها
۱۹۸۹Spiritual Emergency (اضطرار معنوی، ویراسته با استانیسلاو گروف)مجموعه‌مقاله‌ها درباره‌ی بحران‌های دگرگون‌کننده
۱۹۹۰The Stormy Search for the Self (جست‌وجوی طوفانی خویشتن، با استانیسلاو گروف)راهنمای شناخت و گذر از بحران معنوی
۱۹۹۳The Thirst for Wholeness (عطش کمال)دلبستگی، اعتیاد و راه معنوی
۲۰۱۰Holotropic Breathwork (تنفس هولوتروپیک، با استانیسلاو گروف)راهنمای رسمی روش؛ ویرایش دوم ۲۰۲۳
سال‌های پایانیThe Eggshell Landingخاطره‌نگاری داستانی در فضای جزیره‌ی اوآهو

به نوشته‌ی استانیسلاو گروف، «The Eggshell Landing» اندکی پیش از درگذشت کریستینا منتشر شد و به دردناک‌ترین آسیب دوران کودکی او و آشتی با ناپدری‌اش در روزهای بیماری آن مرد می‌پردازد. نسخه‌ی PDF این معرفی را می‌توانید از دکمه‌ی دانلود پایین صفحه بگیرید.

ارزیابی شواهد علمی

پاسخ مستقیم: کار کریستینا گروف به جدی گرفته شدن مسائل معنوی در روان‌پزشکی کمک کرد، اما نظریه‌ی «بحران به‌عنوان رشد معنوی» و تفسیر تجربه‌ها به‌عنوان کندالینی، با پژوهش کنترل‌شده اثبات نشده است.

اضطرار معنوی در روان‌پزشکی: مقوله‌ی مشکل دینی یا معنوی در DSM-IV در ۱۹۹۴، ضرورت جدا کردن از روان‌پریشی، مقیاس اضطرار معنوی ۲۰۱۴
جایگاه مفهوم اضطرار معنوی در پژوهش و روان‌پزشکی.

آنچه پذیرفته شد: مقوله‌ی «مشکل دینی یا معنوی»

در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ رابرت ترنر، دیوید لوکاف و فرانسیس لو پیشنهاد کردند مقوله‌ای با نام «مشکل دینی یا معنوی» به راهنمای تشخیصی انجمن روان‌پزشکی آمریکا افزوده شود. این پیشنهاد در ۱۹۹۳ پذیرفته شد و در DSM-IV (۱۹۹۴) آمد. این تغییر نشان داد که بحران‌های ایمان، معنا و تجربه‌های معنوی را می‌توان در درمان جدی گرفت. اما این مقوله تشخیص بیماری نیست و ادعای گروف‌ها را که بحران معنوی راهی به رشد است، تأیید نمی‌کند.

مرز باریک با بیماری روانی

مقاله‌ی ویکی‌پدیا درباره‌ی بحران معنوی یادآوری می‌کند که برخی تجربه‌های معنوی خودبه‌خودی ممکن است علت عصبی داشته باشند؛ مثلاً در صرع لوب گیجگاهی. نشانه‌های روان‌پریشی، شیدایی یا آسیب جسمی هم می‌توانند شبیه آنچه گروف‌ها اضطرار معنوی می‌نامند به نظر برسند. خطر اصلی این است که کسی بیماری درمان‌پذیر را «بیداری معنوی» بداند و درمان را به تأخیر بیندازد. پژوهشگرانی مثل گورتزکی، استورم و تالبورن (۲۰۱۴) برای سنجش این حالت‌ها «مقیاس اضطرار معنوی» را آزموده‌اند، اما این ابزارها هنوز مرحله‌ی پژوهشی دارند.

تنفس هولوتروپیک

شواهد سودمندی تنفس هولوتروپیک محدود است و بیشتر از گزارش‌های موردی و مطالعه‌های کوچک می‌آید. تنفس تند دی‌اکسید کربن خون را پایین می‌آورد و می‌تواند گزگز، گرفتگی عضلات و سرگیجه بیاورد. در ۱۹۹۳ بنیاد فایندهورن اسکاتلند پس از گزارشی درباره‌ی خطر تشنج یا روان‌پریشی در افراد آسیب‌پذیر، برنامه‌ی تنفس خود را متوقف کرد. جزئیات بیشتر در بخش ارزیابی مقاله‌ی استانیسلاو گروف آمده است.

نمودار سه سطح ارزیابی کریستینا گروف: مستند، محل بحث و تأییدنشدنی
سه سطح برای خواندن ادعاهای کریستینا گروف.
  • آنچه مستند است: بنیان‌گذاری شبکه‌ی اضطرار معنوی در ۱۹۸۰، سال‌های اسالن، همکاری در کنفرانس‌های انجمن بین‌المللی فرافردی و کتاب‌هایش.
  • آنچه محل بحث است: اینکه چه بخشی از بحران‌های شبه‌روان‌پریشی «معنوی» و سودمندند، و سودمندی و ایمنی تنفس هولوتروپیک.
  • آنچه تأییدپذیر نیست: کندالینی به‌عنوان انرژی واقعی در بدن و اینکه شاکتی‌پات نیرویی را از استاد به شاگرد منتقل می‌کند.

نکته‌های احتیاط

  • اگر خودتان یا نزدیکانتان دچار بی‌خوابی طولانی، ترس شدید، شنیدن صدا، بدبینی یا جدا شدن از واقعیت شده‌اید، پیش از هر تفسیر معنوی به روان‌پزشک مراجعه کنید. در وضعیت اضطراری با اورژانس ۱۱۵ تماس بگیرید.
  • تنفس هولوتروپیک یا هر تنفس تند و طولانی را تنها و بدون راهنمای آموزش‌دیده انجام ندهید. بیماری قلبی، فشار خون بالا، صرع، گلوکوم، بارداری و سابقه‌ی بیماری روانی از موارد منع این تمرین است.
  • برای تمرین‌های ملایم‌تر، تنفس جعبه‌ای یا ذهن‌آگاهی گزینه‌های امن‌تری هستند.

جمع‌بندی

کریستینا گروف تجربه‌ی شخصی بحران و اعتیاد را به پروژه‌هایی برای کمک به دیگران تبدیل کرد: شبکه‌ی اضطرار معنوی، هم‌آفرینی تنفس هولوتروپیک و پیوند برنامه‌های دوازده قدمی با روان‌شناسی فرافردی. مفهوم «اضطرار معنوی» بحث‌هایی را به روان‌پزشکی آورد، اما تفسیر تجربه‌ها به‌عنوان کندالینی و ادعای سودمندی همه‌ی این بحران‌ها همچنان دیدگاه او و همسرش است، نه یافته‌ی علمی. برای ادامه‌ی همین مجموعه، استانیسلاو گروف، آبراهام مزلو، چارلز تارت و جوآن هالیفاکس را بخوانید.

منابع

کریستینا گروف کیست؟

کریستینا گروف (Christina Grof، ۳۰ دسامبر ۱۹۴۱ تا ۱۵ ژوئن ۲۰۱۴) نویسنده، معلم، نقاش و درمانگر آمریکایی و همسر استانیسلاو گروف بود. او در ۱۹۸۰ شبکه‌ی اضطرار معنوی (SEN) را در مؤسسه‌ی اسالن بنیان گذاشت و با همسرش تنفس هولوتروپیک را ساخت.

اضطرار معنوی یعنی چه؟

اضطرار معنوی (spiritual emergency) نامی است که کریستینا و استانیسلاو گروف برای بحران‌هایی گذاشتند که در آن تجربه‌های شدید معنوی یا غیرعادی، زندگی روزمره‌ی فرد را به هم می‌ریزد. به نظر آن دو، برخی از این بحران‌ها با وجود شباهت به بیماری روانی می‌توانند بخشی از رشد باشند. این دیدگاه آن‌هاست و تشخیص هر بحران باید با روان‌پزشک باشد.

تجربه‌ی کندالینی کریستینا گروف چه بود؟

به روایت خود او، هنگام زایمان فرزند اولش لرزش‌های شدید و تنفس ناخواسته‌ای شروع شد که بعدها آن را آغاز بیداری کندالینی دانست. پس از دیدار با سوامی موکتاناندا این تجربه‌ها شدیدتر شد و سال‌ها آشفتگی به دنبال داشت. این تفسیر خود اوست و شاهد علمی برای کندالینی به‌عنوان انرژی واقعی وجود ندارد.

کتاب‌های کریستینا گروف کدام‌اند؟

«اضطرار معنوی» (۱۹۸۹، ویراسته با استانیسلاو گروف)، «جست‌وجوی طوفانی خویشتن» (۱۹۹۰، با استانیسلاو گروف)، «عطش کمال» (The Thirst for Wholeness، ۱۹۹۳) درباره‌ی اعتیاد و معنویت، «تنفس هولوتروپیک» (۲۰۱۰، با استانیسلاو گروف) و خاطره‌نگاری داستانی The Eggshell Landing از آثار اوست.

آیا روان‌پزشکی «اضطرار معنوی» را پذیرفته است؟

نه به‌طور کامل. در ۱۹۹۴ مقوله‌ی «مشکل دینی یا معنوی» به راهنمای DSM-IV افزوده شد که نشان می‌دهد مسائل معنوی در ارزیابی روانی جدی گرفته می‌شوند. اما این مقوله به معنای تأیید نظریه‌ی رشد معنوی گروف‌ها نیست و جدا کردن بحران معنوی از روان‌پریشی یا شیدایی کار متخصص است.

فایل این مقاله را می‌توانم دانلود کنم؟

بله، با دکمه‌ی دانلود PDF پایین صفحه می‌توانید نسخه‌ی کامل همین معرفی کریستینا گروف را بگیرید.

روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!

میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0

هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

نویسنده: تیم تحریریه ذنیران

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت‌نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد