پاسخ کوتاه: استانیسلاو گروف (Stanislav Grof، متولد ۱ ژوئیهی ۱۹۳۱ در پراگ) روانپزشک چکتبار آمریکایی و از بنیانگذاران روانشناسی فرافردی (فراشخصی) است. او در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ درمان با LSD را در پراگ و سپس در مریلند آمریکا پژوهش کرد و پس از محدود شدن این پژوهشها، همراه همسرش کریستینا گروف روش «تنفس هولوتروپیک» را ساخت. نظریهی مشهور او دربارهی ثبت تجربهی تولد در روان، در پژوهشهای مستقل تأیید نشده است.
این مقاله بخشی از مجموعهی شخصیتهای ذنیران است و در پنج محور پیش میرود: زندگی و ارتباطات تاریخی، روش دستیابی به تجربه، توصیفات و ادعاها، آثار اصلی و ارزیابی شواهد علمی. برای کامل شدن تصویر، زندگی همسر و همکارش کریستینا گروف، روانشناسی که نام «نیروی چهارم» را بر این رشته گذاشت، آبراهام مزلو، و همسر نخست گروف، جوآن هالیفاکس، را هم بخوانید.
استانیسلاو گروف کیست؟ زندگی و ارتباطات تاریخی
پاسخ مستقیم: روانپزشکی پراگی که پژوهش LSD را از پشت پردهی آهنین به دانشگاه جانز هاپکینز آورد، چهارده سال در مؤسسهی اسالن کالیفرنیا زندگی و کار کرد و یکی از نامهای اصلی روانشناسی فرافردی شد.

پراگ و پژوهشهای LSD
طبق ویکیپدیا، گروف در ۱ ژوئیهی ۱۹۳۱ در پراگ، پایتخت چکسلواکی آن زمان، به دنیا آمد. در ۱۹۵۷ از دانشگاه چارلز پراگ مدرک پزشکی گرفت و در ۱۹۶۵ دکترای پزشکی خود را از آکادمی علوم چکسلواکی دریافت کرد؛ در همین سالها آموزش روانکاوی فرویدی هم دید. چکسلواکی در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مرکز پژوهش روانگردانها در بلوک شرق بود و گروف در مؤسسهی پژوهشهای روانپزشکی پراگ پژوهشگر اصلی برنامهای شد که توان درمانی و شناختی LSD و مواد مشابه را بهطور منظم بررسی میکرد. او در ۱۹۶۲ در فیلم مستند کوتاهی دربارهی LSD به نام «در جستوجوی سم ایکس» (Looking for Toxin X) هم حضور داشت.
آمریکا: جانز هاپکینز و اسپرینگ گروو
در ۱۹۶۷ با بورس یک بنیاد پژوهش روانپزشکی و به دعوت جوئل الکس به کلینیک روانپزشکی هنری فیپس در دانشکدهی پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز در بالتیمور رفت. در ۱۹۶۹ رئیس پژوهشهای روانپزشکی در واحد پژوهشی بیمارستان اسپرینگ گروو (بعدها مرکز پژوهشهای روانپزشکی مریلند) شد و با والتر پانکه، پژوهشگر معروف «آزمایش جمعهی خوب»، همکاری کرد. همان سال استادیار روانپزشکی جانز هاپکینز هم شد.
اسالن، روانشناسی فرافردی و خانواده
در ۱۹۶۷ گروه کوچکی شامل آبراهام مزلو، آنتونی سوتیچ، استانیسلاو گروف، جیمز فیدیمن و مایلز ویچ در منلو پارک کالیفرنیا گرد هم آمدند تا روانشناسیای بسازند که تجربههای معنوی و عرفانی را هم جدی بگیرد. به روایت گروف و سوتیچ، مزلو و سوتیچ پیشنهاد گروف را پذیرفتند و واژهی «فرافردی» (transpersonal) جای نام پیشین «فراانسانگرا» (transhumanistic) را گرفت؛ مجلهی روانشناسی فرافردی در ۱۹۶۹ منتشر شد. گروف در ۱۹۷۳ به مؤسسهی اسالن در بیگ سور کالیفرنیا دعوت شد و تا ۱۹۸۷ بهعنوان پژوهشگر مقیم آنجا ماند و کارگاههای یکماهه برگزار کرد. در اواخر دههی ۱۹۷۰ (ویکیپدیا ۱۹۷۷ و خود گروف ۱۹۷۸ نوشته است) انجمن بینالمللی فرافردی (ITA) را همراه بنیانگذاران اسالن راه انداخت و نخستین رئیس آن شد. او سالها بعد تا ۲۰۱۸ در گروه فلسفه، کیهانشناسی و آگاهی مؤسسهی مطالعات یکپارچهی کالیفرنیا (CIIS) تدریس کرد.
زندگی خصوصی او هم با همین جریان گره خورده است. ویکیپدیا سه ازدواج برایش ثبت کرده: با جوآن هالیفاکس، مردمشناس و بعدها استاد ذن (حدود ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵)، با کریستینا گروف (از ۱۹۷۸ تا درگذشت او در ۲۰۱۴) و با بریجیت گروف (از ۲۰۱۶). به نوشتهی مرکز مطالعهی ادیان جهان دانشگاه هاروارد، کریستینا و استانیسلاو در ۱۹۷۴ در اسالن با هم آشنا شدند. گروف در اوت ۲۰۱۸ دچار سکتهی مغزی شد که بر گفتارش اثر گذاشت و در ۲۰۲۰ با بریجیت دورهی آموزشی بینالمللی «میراث گروف» را آغاز کرد. همکاری بلندمدت او با ریچارد تارناس به ایدهای انجامید که تارناس «کیهانشناسی کهنالگویی» مینامد و در آن زمانبندی تجربهها با وضعیت سیارهها مقایسه میشود.
از جایزههای او، جایزهی افتخاری انجمن روانشناسی فرافردی (۱۹۹۳) و جایزهی «ویژن ۹۷» بنیاد داگمار و واتسلاو هاول در پراگ (۲۰۰۷) ثبت شده است. مستند «راه سایکونات» (The Way of the Psychonaut، ۲۰۲۰) هم به زندگی و کار او میپردازد.
روش دستیابی به تجربه: از LSD تا تنفس هولوتروپیک
پاسخ مستقیم: گروف ابتدا جلسههای درمانی با LSD را زیر نظر پزشک بررسی کرد و پس از ممنوعیت آن، روشی بدون دارو ساخت که با تنفس تند و عمیق، موسیقی، کار بدنی و کشیدن ماندالا فرد را به حالتی غیرعادی از آگاهی میبرد.

رواندرمانی با LSD
گروف در سالهای پژوهش پراگ و مریلند گزارشهای فراوانی از جلسههای LSD گرد آورد و از روی آنها نقشهای از روان کشید که بعداً آن را «نقشهی گستردهی روان انسان» نامید. او در کتاب «رواندرمانی با LSD» (۱۹۸۰) چارچوب این کار را توضیح داد. این جلسهها در محیط پژوهشی و زیر نظر پزشک انجام میشد؛ مصرف این مواد امروز در ایران و بسیاری از کشورها غیرقانونی است و این بخش فقط روایت تاریخی است، نه راهنمای عمل.
تنفس هولوتروپیک
طبق ویکیپدیا، پس از محدود شدن مصرف قانونی LSD، گروف همراه کریستینا گروف ترکیبی از تنفس عمیق و تند، موسیقی برانگیزاننده، کار بدنی متمرکز و کشیدن ماندالا را پروراند که «تنفس هولوتروپیک» (Holotropic Breathwork) نام گرفت؛ گروف امروز نام تجاری Grof Breathwork را برای آن به کار میبرد. واژهی «هولوتروپیک» از یونانی به معنای «رو به سوی کلیت» است. در جلسهها معمولاً یک نفر «تنفسکننده» دراز میکشد و نفر دیگری به نام «همراه» (sitter) از او حمایت عاطفی و جسمی میکند. چون هدف رسیدن به حالتی غیرعادی از آگاهی است، این تمرین نباید بهتنهایی انجام شود.
- تنفس: تنفس سریعتر و عمیقتر از معمول در طول جلسه.
- موسیقی: موسیقی پرشور و برانگیزاننده که به گفتهی گروف تجربه را عمیقتر میکند.
- کار بدنی: در این روش، کار بدنی متمرکز برای رها شدن تنشهایی است که در جلسه پدیدار میشوند.
- ماندالا و گفتوگو: کشیدن ماندالا و بازگو کردن تجربه در گروه پس از جلسه.
دو حالت آگاهی: هیلوتروپیک و هولوتروپیک
گروف میان دو حالت آگاهی فرق میگذارد. حالت «هیلوتروپیک» (رو به ماده) همان تجربهی روزمره و واقعیت مشترک است. حالت «هولوتروپیک» به حالتهای غیرعادی آگاهی مثل مراقبهی عمیق، تجربهی عرفانی یا تجربهی روانگردان اشاره دارد. به نظر او روانپزشکی رایج این حالتها را اغلب بیماری میداند. او حالت هیلوتروپیک را با مفهوم بودایی «نام و شکل» و حالت هولوتروپیک را با مفهوم هندوی آتمن-برهمن پیوند میدهد.
توصیفات و ادعاها
پاسخ مستقیم: گروف ادعا میکند روان سه لایه دارد (زندگینامهای، پیرامون تولد و فرافردی)، تجربهی تولد در چهار «ماتریس» در ناخودآگاه ثبت میشود و تجربههایی مثل یادآوری زندگیهای پیشین یا یکی شدن با کیهان بخشی از ظرفیت طبیعی روان است. اینها ادعاهای خود اوست.
نقشهی سهلایهی روان
عنوان فرعی کتاب «ذهن هولوتروپیک» (۱۹۹۳) خود خلاصهی این ایده است: «سه سطح آگاهی انسان و اینکه چگونه زندگی ما را شکل میدهند». لایهی نخست، خاطرههای زندگی پس از تولد است که روانکاوی کلاسیک هم با آن کار میکند. لایهی دوم به گفتهی گروف به تجربهی تولد مربوط است و لایهی سوم، «فرافردی»، تجربههایی را در بر میگیرد که از مرز هویت فردی فراتر میروند؛ مثل یکی شدن با دیگران، با طبیعت یا با کل هستی. برای آشنایی با زمینهی روانکاوی این بحث، مقالهی ضمیر ناخودآگاه و کهن الگوهای یونگ را ببینید.
چهار ماتریس پیرامون تولد (پریناتال)
گروف با تکیه بر مشاهدههایش در جلسههای LSD و نظریهی «تروما یا آسیب تولد» اتو رنک، ادعا کرد تجربهی تولد در چهار مرحله در روان ثبت میشود و هر مرحله الگوی احساسی خاصی میسازد:
| ماتریس | مرحلهی تولد به روایت گروف | حالوهوای تجربه |
|---|---|---|
| نخست | آرامش درون رحم پیش از آغاز زایمان | یکی شدن، آرامش اقیانوسی |
| دوم | آغاز انقباضها در حالی که راه خروج بسته است | گیر افتادن، بیپناهی، «راه خروجی نیست» |
| سوم | تلاش برای عبور از کانال زایمان | کشمکش مرگ و تولد دوباره |
| چهارم | لحظهی تولد و رهایی | رهایی، نور، احساس تولد دوباره |
به نوشتهی ویکیپدیا، گروف در «فراسوی مغز» (۱۹۸۵) برخی مشکلات روانی را به همین مراحل نسبت داد: مثلاً افکار خودکشی را به خاطرهی رنج پیش از تولد که با بیرون آمدن از رحم پایان مییابد، و برخی اعتیادها را به داروهای بیهوشی هنگام زایمان. او حتی برخی تصویرهای دینی، مانند همذاتپنداری با مصلوب شدن مسیح، را با تجربهی تولد پیوند داد و تجربههای فرافردی را با تناسخ توضیح داد.
تجربهی نزدیک به مرگ و اضطرار معنوی
گروف در اواخر دههی ۱۹۷۰ فرضیهای روانشناختی برای تجربهی نزدیک به مرگ مطرح کرد: تونلی که بسیاری از آن سخن میگویند بازتاب خاطرهی کانال زایمان است. او همراه کریستینا گروف مفهوم «اضطرار معنوی» (spiritual emergency) را هم پرورد؛ بحرانهایی که به نظر آن دو، با وجود شباهت ظاهری به بیماری روانی، میتوانند بخشی از رشد معنوی باشند. شرح این مفهوم در مقالهی کریستینا گروف آمده است.
آثار اصلی استانیسلاو گروف
پاسخ مستقیم: گروف بیش از بیست کتاب نوشته است؛ مهمترین آنها گزارش پژوهشهای LSD، نظریهی روان در «فراسوی مغز»، کتابهای اضطرار معنوی با کریستینا گروف و دانشنامهی دوجلدی «راه سایکونات» است.

| سال | کتاب | توضیح |
|---|---|---|
| ۱۹۷۵ | Realms of the Human Unconscious (قلمروهای ناخودآگاه انسان) | گزارش مشاهدههای پژوهش LSD |
| ۱۹۷۷ | The Human Encounter with Death (رویارویی انسان با مرگ) | دربارهی تجربهی مرگ و جلسههای روانگردان با بیماران رو به مرگ |
| ۱۹۸۰ | LSD Psychotherapy (رواندرمانی با LSD) | چارچوب درمانی کار با LSD |
| ۱۹۸۵ | Beyond the Brain (فراسوی مغز) | شرح ماتریسهای پیرامون تولد و نقشهی روان |
| ۱۹۸۸ | The Adventure of Self-Discovery (ماجرای خودشناسی) | نقشهی آگاهی و معرفی تنفس هولوتروپیک |
| ۱۹۸۹ | Spiritual Emergency (اضطرار معنوی، ویراسته با کریستینا گروف) | مجموعهمقالهها دربارهی بحرانهای معنوی |
| ۱۹۹۰ | The Stormy Search for the Self (جستوجوی طوفانی خویشتن، با کریستینا گروف) | راهنمای گذر از بحرانهای دگرگونکننده |
| ۱۹۹۳ | The Holotropic Mind (ذهن هولوتروپیک، با هال زینا بنت) | شرح سادهی سه سطح آگاهی |
| ۲۰۱۰ | Holotropic Breathwork (تنفس هولوتروپیک، با کریستینا گروف) | راهنمای رسمی روش؛ ویرایش دوم ۲۰۲۳ |
| ۲۰۱۹ | The Way of the Psychonaut (راه سایکونات، دو جلد) | دانشنامهی سفرهای درونی |
فایل این معرفی را میتوانید از دکمهی دانلود پایین صفحه بگیرید.
ارزیابی شواهد علمی
پاسخ مستقیم: نظریهی خاطرهی تولد و توضیح تجربهی نزدیک به مرگ با آن را پژوهشگران رد کردهاند، شواهد سودمندی تنفس هولوتروپیک هنوز محدود است و روانشناسی فرافردی در روانشناسی دانشگاهی جریان حاشیهای و بحثبرانگیز به شمار میرود.

خاطرهی تولد و تونل تجربهی نزدیک به مرگ
سوزان بلکمور، روانشناس، فرضیهی گروف را «بهطرز رقتانگیزی ناکافی» برای توضیح تجربهی نزدیک به مرگ دانست و نوشت نوزاد هنگام تولد چیزی شبیه تونل نمیبیند. کریس فرنچ نوشت شباهت تولد و این تجربه بسیار سطحی است و این فرضیه رد شده، چون کسانی که با سزارین به دنیا آمدهاند هم تجربهی تونل را گزارش میکنند. مایکل شرمر هم یادآوری کرد که هیچ شاهدی برای خاطرههای دوران نوزادی وجود ندارد، کانال زایمان شبیه تونل نیست و سر نوزاد معمولاً رو به پایین و چشمانش بسته است. مقالهای در نشریهی داوریشدهی انجمن روانشناسی آمریکا (Psychology of Consciousness، ۲۰۱۵) نیز احتمال داد بیماران گروف «خاطرههای کاذب» از تولد و پیش از تولد ساخته باشند.
تنفس هولوتروپیک
به گزارش ویکیپدیا، مرورهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۳ دربارهی تمرینهای تنفسی نتیجه گرفتند که شواهد هنوز محدود است؛ این تمرینها شاید به آرامش و کاهش استرس کمک کنند، اما برای نتیجهگیری قطعی پژوهش بیشتری لازم است. تنفس تند مقدار دیاکسید کربن خون را پایین میآورد، رگهای مغز را تنگ میکند و جریان خون مغز را کاهش میدهد؛ همین میتواند سرگیجه، گزگز و تغییر ادراک بیاورد. گزارشهایی کوچک هم منتشر شده، مثلاً بروئرتون و همکاران (۲۰۱۲) که فقط چهار مورد استفادهی کمکی از این روش در درمان اعتیاد را شرح دادند؛ اما کارآزمایی بزرگ و کنترلشده هنوز اندک است. در ۱۹۹۳ هم بنیاد فایندهورن در اسکاتلند پس از گزارشی دربارهی خطر تشنج یا روانپریشی در افراد آسیبپذیر، برنامهی تنفس خود را متوقف کرد.
روانشناسی فرافردی در دانشگاه
روانشناسی فرافردی، که گروف از چهرههای اصلی آن است، بهخاطر کمبود دقت مفهومی و شواهد تجربی نقد شده است. آلبرت الیس، بنیانگذار رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی، در ۱۹۸۹ همراه ریموند یگر کتابی با عنوان «چرا برخی درمانها کار نمیکنند: خطرهای روانشناسی فرافردی» نوشت و جایگاه علمی این رشته را زیر سؤال برد. با این حال، علاقهی دوبارهی پژوهشگران به درمان با روانگردانها در دهههای اخیر باعث شده نام گروف بهعنوان یکی از پیشگامان تاریخی این حوزه دوباره شنیده شود.

- آنچه مستند است: تحصیل و پژوهشهای او در پراگ و مریلند، سالهای اسالن، نقش او در شکلگیری روانشناسی فرافردی و کتابهایش.
- آنچه محل بحث است: سودمندی و ایمنی تنفس هولوتروپیک و اینکه تجربههای حالتهای غیرعادی آگاهی چقدر درمانکنندهاند.
- آنچه تأییدپذیر نیست: ثبت خاطرهی تولد در چهار ماتریس، و تفسیر تجربههای فرافردی بهعنوان زندگیهای پیشین یا یکی شدن واقعی با کیهان.
نکتههای احتیاط
- تنفس هولوتروپیک یا هر تنفس تند و طولانی را تنها و بدون راهنمای آموزشدیده انجام ندهید. اگر بیماری قلبی، فشار خون بالا، گلوکوم، صرع، آسم شدید، بارداری یا سابقهی بیماری روانی دارید، پیش از هر تمرینی با پزشک مشورت کنید.
- مصرف LSD و دیگر روانگردانها در ایران غیرقانونی است و بدون نظارت پزشکی میتواند خطرناک باشد. پژوهشهایی که در این مقاله آمده در محیط بالینی و زیر نظر پزشک انجام شدهاند.
- اگر پس از مراقبه یا تمرین تنفسی دچار اضطراب شدید، بیخوابی طولانی یا جدا شدن از واقعیت شدید، به روانپزشک یا روانشناس بالینی مراجعه کنید. برای تمرینهای ملایمتر، تنفس جعبهای گزینهی امنتری است و اگر به تجربههای ذهنی مثل تجربهی خارج از بدن علاقه دارید، دورهی آستانه با تمرینهای آرامسازی و آگاهی بدنی پیش میرود.
جمعبندی
استانیسلاو گروف یکی از اثرگذارترین چهرههای روانشناسی فرافردی است: پژوهش LSD را از پراگ به آمریکا آورد، با کریستینا گروف تنفس هولوتروپیک را ساخت و نقشهای از روان کشید که تولد، مرگ و تجربههای عرفانی را در بر میگیرد. در مقابل، ادعای ثبت خاطرهی تولد و توضیح تجربهی نزدیک به مرگ با آن از سوی پژوهشگران رد شده و شواهد روش تنفسی او هنوز محدود است. برای ادامهی همین مجموعه، کریستینا گروف، آبراهام مزلو، چارلز تارت (پژوهشگر حالتهای آگاهی)، ترنس مککنا و مایکل پرسینگر را بخوانید.
منابع
- Stanislav Grof. Wikipedia.
- Breathwork (New Age): Holotropic Breathwork. Wikipedia.
- Transpersonal psychology. Wikipedia.
- Christina Grof’s Experience of Spiritual Emergency. Center for the Study of World Religions, Harvard Divinity School; 2026.
- Grof S. Beyond the Brain: Birth, Death, and Transcendence in Psychotherapy. SUNY Press; 1985.
- Grof S. A Brief History of Transpersonal Psychology.
- Brewerton TD, et al. Long-Term Abstinence Following Holotropic Breathwork as Adjunctive Treatment of Substance Use Disorders. International Journal of Mental Health and Addiction. 2012;10:453-459.
- Blackmore S. Near-Death Experiences: In or out of the body? Skeptical Inquirer. 1991;16:34-45.
- Patihis L, Younes Burton HJ. False memories in therapy and hypnosis before 1980. Psychology of Consciousness. 2015;2(2):153-169.
استانیسلاو گروف (Stanislav Grof، متولد ۱ ژوئیهی ۱۹۳۱ در پراگ) روانپزشک چکتبار آمریکایی و از چهرههای اصلی روانشناسی فرافردی است. او ابتدا اثر LSD بر روان را در پراگ و مریلند پژوهش کرد و بعدها با همسرش کریستینا گروف روش «تنفس هولوتروپیک» را ساخت.
روشی که گروفها پس از محدود شدن پژوهشهای قانونی LSD ساختند و ترکیبی از تنفس عمیق و تند، موسیقی برانگیزاننده، کار بدنی متمرکز و کشیدن ماندالا است. «هولوتروپیک» از یونانی به معنای «رو به سوی کلیت» است. امروز گروف نام تجاری Grof Breathwork را برای آن به کار میبرد.
تنفس تند (هایپرونتیلاسیون) میتواند گزگز، گرفتگی عضلات دست و دور دهان و سرگیجه بیاورد. برای کسانی که بیماری قلبی، فشار خون بالا، گلوکوم، صرع، آسم شدید یا بیماری روانی دارند منع شده و نباید آن را تنها انجام داد. بنیاد فایندهورن در ۱۹۹۳ پس از گزارشی دربارهی خطر تشنج و روانپریشی، برنامهی تنفس خود را متوقف کرد.
گروف ادعا کرد تجربهی تولد در چهار مرحله در روان ثبت میشود: آرامش درون رحم، آغاز انقباضها بدون راه خروج، تلاش برای عبور از کانال زایمان، و رهایی هنگام تولد. به نظر او برخی هراسها، افسردگیها و تجربههای مرگ و تولد دوباره از این مراحل میآیند. شاهد علمی برای اینکه نوزاد چنین خاطرهای را نگه دارد وجود ندارد.
به گزارش ویکیپدیا، مزلو در ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ با گروف و آنتونی سوتیچ دربارهی نام و جهت رشتهای تازه گفتوگو کرد که «روانشناسی فرافردی» نام گرفت و مزلو آن را «نیروی چهارم» روانشناسی خواند. مجلهی روانشناسی فرافردی در ۱۹۶۹ آغاز به کار کرد.
«قلمروهای ناخودآگاه انسان» (۱۹۷۵)، «فراسوی مغز» (۱۹۸۵)، «ماجرای خودشناسی» (۱۹۸۸)، «اضطرار معنوی» با کریستینا گروف (۱۹۸۹)، «ذهن هولوتروپیک» (۱۹۹۳) و دو جلد «راه سایکونات» (۲۰۱۹) از مهمترین آثار او هستند. فایل این معرفی را میتوانید از دکمهی دانلود پایین صفحه بگیرید.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

