آنتونی سوتیچ کیست؟ بنیان‌گذار مجله روان‌شناسی فرافردی

منظره‌ی روشن تالاب و تپه‌های پالو آلتو در نور غروب، بدون آدم؛ فضای آرامی برای روان‌شناسی فرافردی

فهرست مطالب

پاسخ کوتاه: آنتونی جان سوتیچ (Anthony J. Sutich، ۱۹۰۷–۱۹۷۶) روان‌شناس خودآموخته‌ی آمریکایی بود که مجله‌ی روان‌شناسی انسان‌گرا را در ۱۹۵۸ و مجله‌ی روان‌شناسی فرافردی را در ۱۹۶۹ بنیان گذاشت. او با آبراهام مزلو و استانیسلاو گروف در نام‌گذاری و سازمان‌دهی «نیروی چهارم» روان‌شناسی همکاری کرد. نقش او بیشتر ویرایشی و سازمانی است تا نظریه‌ای که با آزمایش‌های کنترل‌شده ثابت شده باشد.

این مقاله بخشی از مجموعه‌ی شخصیت‌های ذنیران است و در پنج محور پیش می‌رود: زندگی و ارتباطات تاریخی، روش دستیابی به تجربه، توصیفات و ادعاها، آثار اصلی و ارزیابی شواهد علمی. برای کامل شدن تصویر، کریستینا گروف و چارلز تارت را هم بخوانید.

آنتونی سوتیچ کیست؟ زندگی و ارتباطات تاریخی

پاسخ مستقیم: روان‌شناسی خودآموخته از تاکوما که پس از بیماری مزمن، مطب مشاوره در پالو آلتو گشود، با مزلو دوست شد و دو مجله‌ی اثرگذار انسان‌گرا و فرافردی را ویراستاری کرد.

مسیر زندگی آنتونی سوتیچ: ۱۹۰۷ تولد در تاکوما، ۱۹۴۱ مطب روان‌شناسی، ۱۹۴۹ آشنایی با مزلو، ۱۹۵۸ مجله‌ی انسان‌گرا، ۱۹۶۹ مجله‌ی فرافردی، ۱۹۷۶ درگذشت
مسیر آنتونی سوتیچ در شش ایستگاه.

کودکی، بیماری و خودآموزی

طبق ویکی‌پدیای آلمانی، آنتونی جان سوتیچ در ۱۶ آوریل ۱۹۰۷ در تاکوما، ایالت واشینگتن به دنیا آمد؛ پدر و مادرش ریشه‌ی کرواتی داشتند. برخی منابع قدیمی‌تر زادگاه را متفاوت نوشته‌اند، اما تاریخ تولد و مرگ او در اسناد نسب‌شناسی و یادبود انجمن روان‌شناسی فرافردی یکسان است. در حدود دوازده‌سالگی در بازی بیسبال آسیب دید و از حدود هفده‌سالگی بیماری مزمن استخوان و مفاصل او را سال‌ها به تخت وابسته کرد. منابع درباره‌ی تشخیص دقیق (مثل استئومیلیت یا آرتریت) یک‌صدا نیستند؛ بنابراین در این مقاله نام بیماری خاص را قطعی نمی‌گوییم. تحصیلات رسمی‌اش پس از کلاس نهم قطع شد، اما با مطالعه‌ی فشرده خود را آموزش داد.

مشاوره، مجوز و دوستی با مزلو

از اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰ برای انجمن نابینایان پالو آلتو مشاور گروهی بود و در ۱۹۴۱ مطب روان‌شناسی شخصی گشود. بعدها مجوز روان‌شناسی گرفت. در ۱۹۴۹ با آبراهام مزلو آشنا شد؛ همکاری‌ای که به نوشته‌ی مایلز ویچ، جانشین ویرایشی او، به رشد روان‌شناسی انسان‌گرا کمک کرد. در ۱۹۵۵ با اولینین مری اولیویه ازدواج کرد و در ۱۹۵۷ در سان‌فرانسیسکو ساکن شد؛ بیشتر کار ویرایشی‌اش از پالو آلتو اداره می‌شد.

از انسان‌گرا تا فرافردی

در ۱۹۵۸ مجله‌ی Journal of Humanistic Psychology را بنیان گذاشت. در ژانویه‌ی ۱۹۶۶ در سمینارهای اسالن بیگ سور، پس از گفت‌وگوهایی درباره‌ی تجربه‌ی عرفانی، به محدودیت مفهوم «خودشکوفایی» مزلو برای پوشش تجربه‌های معنوی پی برد. در ۱۹۶۷–۱۹۶۸ ابتدا واژه‌ی «فراانسان‌گرا» (transhumanistic) جولیان هاکسلی را آزمود و سپس به پیشنهاد مزلو و گروف واژه‌ی «فرافردی» (transpersonal) را برگزید. نخستین شماره‌ی Journal of Transpersonal Psychology در ۱۹۶۹ منتشر شد. او Transpersonal Institute را هم راه انداخت و در شکل‌گیری Association for Transpersonal Psychology (حدود ۱۹۷۲) نقش داشت. کمی پیش از مرگش در ۱۰ آوریل ۱۹۷۶ در پالو آلتو، رساله‌ی دکترای خود را در Humanistic Psychology Institute به پایان رساند؛ بخشی از آن با عنوان «پیدایش جهت‌گیری فرافردی» پس از مرگ منتشر شد.

اسالن ۱۹۶۶ و چرخش فکری

سوتیچ در روایت ۱۹۷۶ خود شرح می‌دهد که در ژانویه‌ی ۱۹۶۶ برای سمینار «الهیات انسان‌گرا» به اسالن رفت و هم‌زمان منتظر دیدار دوباره‌ی مزلو بود. دو پاسخ منفی کشیشان یسوعی به پرسش درباره‌ی تجربه‌ی عرفانی شخصی و سیاست تشویق آن در میان مؤمنان، او را به این نتیجه رساند که جهت‌گیری انسان‌گرا برای «جهان درونی» و جای انسان در کیهان کافی نیست. در جلسه‌ی بعدی «آزمایشگاه زبان»، ورود ناگهانی فریتس پرلز و نمایش نمایش‌گونه‌اش جلسه را به‌هم زد و مزلو خشمگین سالن را ترک کرد؛ سوتیچ این واقعه را نمادی از تنش میان کار فکری و کار صرفاً هیجانی می‌دید.

او در نامه‌ای به مزلو در ۱۹۶۶ نوشت درمانگر انسان‌گرا وقتی مراجع «راه بلند» را می‌گیرد، ناگزیر به چیزی شبیه گورو در غرب نزدیک می‌شود و باید برای تجربه‌های اوج و اهداف غایی آماده باشد. این نامه نشان می‌دهد چرخش او از ویراستاری انسان‌گرا به فرافردی ناگهانی نبود، بلکه از کار بالینی و مطالعه‌ی شرق برخاسته بود.

از «فراانسان‌گرا» تا «فرافردی»

پس از پیشنهاد هاکسلی، سوتیچ مدتی عنوان Journal of Transhumanistic Psychology را در نظر داشت و حتی پیش‌نویس تعریف «نیروی چهارم» را برای مزلو فرستاد. مزلو در ۱۹۶۸ از گفت‌وگو با گروف نوشت که واژه‌ی «transpersonal» بهتر می‌گوید: فراتر از فرد، به‌سوی چیزی فراگیرتر. سوتیچ فوراً پذیرفت؛ پیش‌تر هم در پیش‌نویس بیانیه‌ی هدف، «ظرفیت‌های فرافردی» را به کار برده بود و منبعش را سخنرانی سپتامبر ۱۹۶۷ گروف در برکلی می‌دانست. او برای حفظ وجدان کاری، ویراستاری Journal of Humanistic Psychology را رها کرد تا تعارض نقش نداشته باشد؛ مزلو در آغاز ناراضی بود اما در نهایت پذیرفت.

روش دستیابی به تجربه

پاسخ مستقیم: سوتیچ خودش را بیشتر سازمان‌دهنده و ویراستار می‌دانست تا آزمایشگر آزمایشگاهی؛ تجربه‌های عرفانی و روان‌گردان مراجعان و مطالعه‌ی سنت‌های شرقی را جدی گرفت و برای آن‌ها زبان و مجله ساخت.

مسیر فکری آنتونی سوتیچ: انسان‌گرا، عرفان، فراانسان‌گرا، فرافردی
چهار ایستگاه فکری آنتونی سوتیچ به روایت خودش.
  1. مشاوره و مراجعان: کار بالینی با کسانی که پس از مواد روان‌گردان یا مراقبه تجربه‌های غیرعادی گزارش می‌کردند.
  2. مطالعه: اوپا‌نیشاد، باگاواد گیتا، بودیسم، ود‌انتا و گفت‌وگو با چهره‌هایی مانند کریشنامورتی و آلن واتس.
  3. همکاری فکری: نامه‌نگاری و تلفن مداوم با مزلو، و گفت‌وگو با گروف درباره‌ی واژه‌ی فرافردی.
  4. سازمان‌دهی: تعریف، بیانیه‌ی هدف، هیئت تحریریه و انتشار منظم مجله.

او در روایت شخصی‌اش می‌گوید از ۱۹۲۷ درباره‌ی حالت‌های عرفانی می‌خوانده و از ۱۹۳۵ چند تجربه‌ی شبیه عرفانی، با و بدون مواد روان‌گردان، داشته است. این‌ها گزارش خود اوست، نه یافته‌ی آزمایشگاهی.

توصیفات و ادعاها

پاسخ مستقیم: سوتیچ ادعا می‌کرد روان‌شناسی باید فراتر از خودشکوفایی فردی، به خودفراروی، آگاهی وحدت‌یافته، تجربه‌ی اوج و ارزش‌های غایی بپردازد؛ و این حوزه را «نیروی چهارم» می‌خواند.

در تعریف پیشنهادی‌اش برای روان‌شناسی فرافردی (۱۹۶۷–۱۹۶۸)، فهرست درازی از موضوع‌ها آمده است: فراروی از خود، آگاهی وحدت‌یافته، تجربه‌ی اوج و خلسه، تجربه‌ی عرفانی، معنای غایی، دگرگونی خود و همیاری گونه‌ای. او باور داشت درمانگر انسان‌گرا وقتی مراجع به «راه بلند» می‌رود، ناگزیر نقش چیزی شبیه گورو در سنت غربی را پیدا می‌کند. این ادعاها جهت‌گیری فلسفی و حرفه‌ای‌اند، نه قوانین تأییدشده‌ی روان‌شناسی تجربی. برای زمینه‌ی مفهومی، مقاله‌ی آبراهام مزلو درباره‌ی تجربه‌ی اوج و استانیسلاو گروف درباره‌ی حالت‌های غیرعادی آگاهی را ببینید.

آثار اصلی آنتونی سوتیچ

پاسخ مستقیم: مهم‌ترین میراث او دو مجله و چند مقاله‌ی تعریف‌کننده است؛ کتاب Readings in Humanistic Psychology را با مایلز ویچ ویراست و رساله‌ی پایانی‌اش پس از مرگ منتشر شد.

آثار آنتونی سوتیچ: ۱۹۴۹ تجربه‌ی رشد، ۱۹۶۸ نیروی نوظهور، ۱۹۶۹ ملاحظات فرافردی، ۱۹۷۶ پیدایش جهت‌گیری فرافردی
چهار اثر شاخص آنتونی سوتیچ.
سالاثرتوضیح
۱۹۴۱Proposed improvement in terminology…مقاله در Psychological Record
۱۹۴۹The growth-experience and the growth-centered attitudeمقاله در Journal of Psychology
۱۹۵۸–Journal of Humanistic Psychologyبنیان‌گذاری و ویراستاری
۱۹۶۸Transpersonal psychology: An emerging forceاعلام نیروی نوظهور در JHP
۱۹۶۹Readings in Humanistic Psychology (با M. A. Vich)گلچین مک‌میلان
۱۹۶۹Some considerations regarding transpersonal psychologyمقاله در نخستین شماره‌ی JTP
۱۹۷۶The emergence of the transpersonal orientationروایت شخصی پس از مرگ در JTP

فایل این معرفی را می‌توانید از دکمه‌ی دانلود پایین صفحه بگیرید.

او در مقاله‌ی ۱۹۶۹ «Some considerations regarding transpersonal psychology» کوشید مرز این حوزه را از دین‌سازمان‌یافته و از روان‌شناسی انسان‌گرای صرف جدا کند: تمرکز بر تجربه‌هایی که از هویت فردی فراتر می‌روند، بدون الزام به یک الهیات خاص. Readings in Humanistic Psychology (۱۹۶۹) هم نشان می‌دهد پیش از چرخش کامل، هنوز پل میان دو نیرو را نگه می‌داشت. رساله‌ی ۱۹۷۶ او، که بخش‌هایی‌اش در مجله چاپ شد، امروز منبع دست‌اول روایت بنیان‌گذاران است.

ارزیابی شواهد علمی

پاسخ مستقیم: نقش تاریخی سوتیچ در تأسیس مجلات و شبکه‌ی حرفه‌ای مستند است، اما روان‌شناسی فرافردی به‌خاطر کمبود شواهد تجربی سخت در روان‌شناسی دانشگاهی حاشیه‌ای مانده و تعریف‌های گسترده‌ی او بیشتر بیانیه‌اند تا نظریه‌ی آزمون‌پذیر.

ارزیابی میراث سوتیچ: نقش ویرایشی، خودآموختگی، نقد دانشگاهی و نتیجه‌ی سازمانی
ارزیابی میراث آنتونی سوتیچ.

یادبود مایلز ویچ در Journal of Transpersonal Psychology (۱۹۷۶) او را ستون ویرایشی این جریان می‌داند. در مقابل، منتقدانی مانند آلبرت الیس روان‌شناسی فرافردی را به‌خاطر ابهام مفهومی و کمبود داده‌ی تجربی نقد کرده‌اند. خود سوتیچ آزمایش کنترل‌شده‌ی بزرگی برای «اثبات» تجربه‌های عرفانی طراحی نکرد؛ کارش ساختن ظرف نشر و زبان مشترک بود. پژوهشگرانی مانند چارلز تارت کوشیدند بعداً بخشی از این پرسش‌ها را با روش‌های نظام‌مندتر بررسی کنند، اما جایگاه دانشگاهی رشته همچنان بحث‌برانگیز است.

نمودار سه سطح ارزیابی آنتونی سوتیچ: مستند، محل بحث و تأییدنشدنی
سه سطح برای خواندن میراث آنتونی سوتیچ.
  • آنچه مستند است: تاریخ تولد و مرگ، مطب مشاوره، بنیان دو مجله، همکاری با مزلو و گروف، رساله‌ی ۱۹۷۶.
  • آنچه محل بحث است: جایگاه علمی روان‌شناسی فرافردی و اینکه تعریف‌های گسترده‌ی او چقدر کار پژوهشی دقیق می‌سازند.
  • آنچه تأییدپذیر نیست: تجربه‌ی عرفانی به‌عنوان قانون عام روان، و نقش درمانگر به‌عنوان «گوروی غربی» به‌عنوان واقعیت علمی.

پس از مرگ مزلو در ۸ ژوئن ۱۹۷۰، سوتیچ ماه‌ها آشفته بود و در پنل یادبود انجمن روان‌شناسی انسان‌گرا در میامی به‌سختی سخن گفت. با این حال کار مجله را ادامه داد و معتقد بود انسان‌گرایی و فرافردی اگر همکاری کنند، تأثیر بلندمدتشان بزرگ خواهد بود. امروز انجمن و مجله‌ای که او راه انداخت همچنان منتشر می‌شوند، هرچند در دانشکده‌های روان‌شناسی جریان اصلی جایگاهی حاشیه‌ای دارند.

جمع‌بندی

آنتونی سوتیچ با وجود بیماری طولانی و تحصیلات رسمی کوتاه، دو مجله‌ی کلیدی انسان‌گرا و فرافردی را بنا کرد و با مزلو و گروف واژه‌ی «فرافردی» را به جریان اصلی این حلقه آورد. میراثش بیشتر سازمانی است تا نظریه‌ای آزمایشگاهی. برای ادامه‌ی همین مجموعه، آبراهام مزلو، استانیسلاو گروف، کریستینا گروف، ریموند مودی و بروس گریسون را بخوانید. اگر به تمرین‌های آرام آگاهی علاقه دارید، دوره‌ی آستانه با آرام‌سازی و آگاهی بدنی پیش می‌رود.

منابع

آنتونی سوتیچ کیست؟

آنتونی جان سوتیچ (Anthony J. Sutich، ۱۶ آوریل ۱۹۰۷ تا ۱۰ آوریل ۱۹۷۶) روان‌شناس خودآموخته‌ی آمریکایی و از بنیان‌گذاران روان‌شناسی انسان‌گرا و روان‌شناسی فرافردی بود. او مجله‌ی Journal of Humanistic Psychology را در ۱۹۵۸ و مجله‌ی Journal of Transpersonal Psychology را در ۱۹۶۹ بنیان گذاشت.

نقش سوتیچ در روان‌شناسی فرافردی چه بود؟

او ویراستار بنیان‌گذار مجله‌ی روان‌شناسی فرافردی بود، تعریف و بیانیه‌ی هدف این جهت‌گیری را با آبراهام مزلو و استانیسلاو گروف پروراند، و مؤسسه و بعدها انجمن روان‌شناسی فرافردی را سازمان داد. نقش او بیشتر سازمانی و ویرایشی بود تا نظریه‌پردازی تجربی.

رابطه‌ی سوتیچ با مزلو و گروف چه بود؟

از ۱۹۴۹ با مزلو همکاری نزدیک داشت و همراه او روان‌شناسی انسان‌گرا را پیش برد. در ۱۹۶۷–۱۹۶۸ با پیشنهاد مزلو و گروف واژه‌ی «فرافردی» (transpersonal) را به‌جای «فراانسان‌گرا» پذیرفت و مجله‌ی تازه را با همین نام منتشر کرد.

سوتیچ چگونه با وجود بیماری کار می‌کرد؟

از نوجوانی دچار بیماری مزمن استخوان و مفاصل شد و بخش بزرگی از عمر را روی تخت گذراند. با خودآموزی گسترده کار مشاوره‌ای آغاز کرد، مجوز روان‌شناسی گرفت و ویراستاری دو مجله را از پالو آلتو اداره کرد. تشخیص دقیق بیماری در منابع یکسان نیست.

آیا روان‌شناسی فرافردی رشته‌ای دانشگاهی تثبیت‌شده است؟

خیر. این جریان در روان‌شناسی دانشگاهی جریان حاشیه‌ای و بحث‌برانگیز مانده و به‌خاطر کمبود دقت مفهومی و شواهد تجربی نقد شده است. میراث سوتیچ بیشتر شبکه‌ی نشر و انجمن است تا نظریه‌ای که در آزمایشگاه تأیید شده باشد.

فایل این مقاله را می‌توانم دانلود کنم؟

بله، با دکمه‌ی دانلود PDF پایین صفحه می‌توانید نسخه‌ی کامل همین معرفی آنتونی سوتیچ را بگیرید.

روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!

میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0

هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

نویسنده: تیم تحریریه ذنیران

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت‌نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد