پاسخ کوتاه: سوامی کووالایاناندا (Swami Kuvalayananda، ۱۸۸۳ تا ۱۹۶۶) طبق ویکیپدیا گورو و پژوهشگر یوگا بود که از ۱۹۲۰ بنیانهای علمی یوگا را آزمود، در ۱۹۲۴ کیوالیادهاما را در لونالا ساخت و نخستین مجلهی علمی یوگا را منتشر کرد. او معتقد بود یوگای کهن را باید با علم تجربی توضیح داد، ولی به گفتهی آلتر، اندازهگیریها برای او ابزاری برای اثبات «حقیقت» معنوی یوگا بودند. نتایج امروز باید با پژوهشهای جدید سنجیده شود.
برای زمینه، یوگا چیست، شاخههای یوگا و پرانایاما را ببینید؛ او متن «گوراکشا شتکم» را ترجمه کرد که به گوراکناتا منسوب است.
کووالایاناندا کیست؟ زندگی و ارتباطات
پاسخ مستقیم: آموزگاری ملیگرا و بیهمسر از گجرات که پس از دیدار با مادهوداس پژوهش علمی یوگا را زندگی خود کرد.

طبق ویکیپدیا، او با نام جگاناتا گنیشا گونه در دابوی (گجرات) در خانوادهای برهمن و تنگدست به دنیا آمد؛ پدرش معلم بود. در ۱۹۰۳ بورسیهی سانسکریت گرفت و در ۱۹۱۰ از کالج بارودا فارغالتحصیل شد. در دوران دانشجویی از سیاستمدارانی مثل سری اوروبیندو، که آنجا استاد جوانی بود، و نهضت خودگردانی تیلاک اثر پذیرفت و نذر تجرد همیشگی کرد. او در ۱۹۱۶ مدیر کالج ملی آمالنر شد که دولت بریتانیا در ۱۹۲۰ آن را بست. گورو نخست او راجاراتنا مانیکراو بود که از ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۰ در باشگاه ورزشی بارودا «نظام تربیت بدنی هندی» را به او آموخت. در ۱۹۱۹ با پرمهنسا مادهوداس، یوگی بنگالی ساکن مالسر کنار رود نرمدا، آشنا شد؛ این دیدار مسیر او را عوض کرد.
روش: علم در خدمت یوگا
پاسخ مستقیم: او سنجههای فیزیولوژیک را برای تأیید یوگای کلاسیک به کار برد و میخواست قوانین طبیعی پشت آن را نشان دهد.

ویکیپدیا مینویسد او اهل معنویت و آرمانگرا ولی در عین حال عقلگرایی سختگیر بود و میخواست برای اثرهای روانی-جسمانی یوگایی که خود تجربه کرده بود توضیح علمی بیابد. در ۱۹۲۰–۲۱ با کمک شاگردانش اثر اودیانا بندا و نائولی را در آزمایشگاه بیمارستان دولتی بارودا بررسی کرد. از ۱۹۳۰ دستههای بزرگ معلم یوگا را برای ترویج تربیت بدنی در هند آموزش میداد. در ۱۹۲۴ کیوالیادهاما را در لونالا ساخت؛ از ۱۹۲۸ ترجمه و بازسازی متنهای سانسکریت را آغاز کرد و در ۱۹۶۱ بیمارستان یوگایی (که ویکیپدیای کیوالیادهاما سال ۱۹۶۲ را میدهد) برای درمان اختلالهای کارکردی مزمن گشود. برای کاربرد درمانی یوگا تراپی را ببینید.
کیوالیادهاما و «یوگا ممامسا»
پاسخ مستقیم: مرکزی با آزمایشگاه مجهز و نخستین مجلهی علمی یوگا (۱۹۲۴) که هنوز منتشر میشود.

طبق ویکیپدیا، آلتر مینویسد کووالایاناندا مرکز را بر پایهی موفقیت نخستین آزمایش خود (آیا نائولی در رودهی بزرگ خلأ میسازد) ساخت و آن را در مجلهاش ثبت کرد. آزمایشگاه از زیستشیمی، الکتروفیزیولوژی، روانشناسی، پرتوشناسی و فیزیولوژی ورزش بهره میبرد. میشل گلدبرگ کار را «سنجش بیسابقهی ادعاهای یوگایی» و آزمایشگاه را «مجهز به پیشرفتهترین تجهیزات» میخواند. مارک سینگلتن بازده او را «پرحجم» و مجله را «هم مرور علمی پیشرو و هم راهنمای مصور عملی» توصیف میکند. مصرف اکسیژن یوگیهای نشسته هنگام پرانایاما اندازهگیری شد؛ او میگفت غربی تنفس عمیق را برای اکسیژن مفید میداند ولی «نزد ما ارزش اکسیژنی پرانایاما فرعی است و آن را بیشتر برای پرورش عصب ارج مینهیم».
پژوهشگران غربی هم آمدند: دکتر ژوزفین راتبون از کلمبیا (۱۹۳۷ تا ۱۹۳۸)، ک. ت. بهنان، دانشجوی دکتری ییل، که پس از یک سال اقامت (۱۹۳۱) «یوگا: ارزیابی علمی» (۱۹۳۷) را نوشت، و پزشکان وِنگر از کالیفرنیا و باگچی از میشیگان که در ۱۹۵۷ یک ماه و نیم آنجا کار کردند.
آثار و میراث
پاسخ مستقیم: کتابهای «آسانا» و «پرانایاما» (۱۹۳۱)، ترجمهی متنهای کلاسیک و شاخههای کیوالیادهاما؛ ۲۰۱۹ تمبر یادبود او منتشر شد.
ویکیپدیا از آثارش «آسانا» و «پرانایاما» (۱۹۳۱)، ترجمهی «گوراکشا شتکم» (۱۹۵۴)، «واسیشتا سمهیتا» (۱۹۶۹) و «بینش و خرد» (۱۹۹۹) نام میبرد. او شعبههای بمبئی (۱۹۳۲)، راجکوت (۱۹۴۳) و «کالج یوگا و همافزایی فرهنگی» (۱۹۵۱) را گشود. شاگردانی مثل اس. پی. نیمبالکار خود معلم شناخته شدند. در ۲۰۰۴ وزارت توسعهی منابع انسانی هند کیوالیادهاما را مرکز ملی معرفی یوگا در مدارس خواند و در ۲۰۱۹ نخستوزیر هند تمبری با تصویر او منتشر کرد.
نقد: علم یا معنویت؟
پاسخ مستقیم: آلتر میگوید اندازهها برای او «فرعی» بودند و «قدرت فرامادی یوگا» هدف اصلی بود.
آلتر، به نقل ویکیپدیا، میگوید کووالایاناندا باید ثابت میکرد حقیقت یوگای کلاسیک بر «قوانین طبیعی و اصول جهانی» بنا شده است، یعنی «علم محض و عینی» در خدمت معنویت و فلسفهی ارتدوکس به کار میرفت. اندازهها، از اکسیژن و فشار خون تا کلسترول، آسم و دیابت، «فرع بر هدف واقعی یعنی قدرت پدیداری فرامادی یوگا» شمرده میشدند. این داوری یک مردمشناس است و نشان میدهد پژوهش او با علم امروز، که فرضیهی معنوی را وارد نمیکند، تفاوت دارد. دیگر نکته: سینگلتن (به نقل ویکیپدیای کریشناماچاریا) او را از اثرگذاران بر «یوگا»ی کریشناماچاریا میداند که فرهنگ بدنی را به یوگا آمیختند؛ برای او کریشناماچاریا را ببینید.
شواهد: تنفس آهسته
پاسخ مستقیم: پژوهشهای امروز در افراد سالم، تنفس آهسته را با تغییرپذیری بیشتر ضربان قلب و آرامش بیشتر همراه مییابند؛ شمار پژوهشها اندک است.

کووالایاناندا پرانایاما را آزمود. مرور نظاممند Zaccaro و همکاران (۲۰۱۸، Frontiers in Human Neuroscience) از ۲٬۴۶۱ چکیده فقط ۱۵ مقاله را پذیرفت و تنفس آهسته (کمتر از ۱۰ نفس در دقیقه) در افراد سالم را بررسی کرد: افزایش تغییرپذیری ضربان قلب و آریتمی سینوسی تنفسی، افزایش توان آلفا و کاهش توان تتا در EEG، و در روان، آرامش، لذت، سرزندگی و هشیاری بیشتر با تحریک، اضطراب، افسردگی، خشم و گیجی کمتر. نویسندگان سازوکارها را هنوز محل بحث میدانند. این مرور دربارهی بیماران نیست و از آن نمیتوان درمان بیماری نتیجه گرفت. من فقط چکیده را خواندهام.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا کیوالیادهاما در ۱۹۲۴ بنیاد شد؟ | بله؛ لونالا، طبق ویکیپدیا |
| آیا «یوگا ممامسا» نخستین مجلهی علمی یوگا بود؟ | بله؛ ۱۹۲۴ و تا امروز منتشر میشود |
| آیا آزمایشهایش علمی بود؟ | آزمایشگاهی و بیسابقه (گلدبرگ)؛ ولی با هدف معنوی (آلتر) |
| آیا از فرهنگ بدنی اثر پذیرفت؟ | بله؛ مانیکراو و تربیت بدنی هندی |
| آیا یافتههایش امروز معتبرند؟ | سنجیده نشد؛ پژوهش جدید لازم است |
| آیا «قدرت فرامادی» یوگا ثابت شد؟ | خیر؛ فقط ادعای هدف او |
| آیا تنفس آهسته اثر دارد؟ | تغییر HRV و آلفا در سالمان (Zaccaro ۲۰۱۸)؛ شمار پژوهش اندک |
او را چطور بخوانیم؟
- کووالایاناندا را «پیشگام پژوهش علمی یوگا» بخوانید؛ مرکز ۱۹۲۴ و مجلهی او مستندند، ولی انگیزهی معنویاش با علم بیطرف امروز تفاوت دارد.
- نتایج آن دوران را با نمونههای کوچک و روشهای قدیمی سنجید و همیشه با پژوهش جدید مقایسه کنید.
- تنفس آهسته برای افراد سالم کمخطر است، اما بیماریهای قلبی و تنفسی را با پزشک در میان بگذارید.
- اگر برای آرامش تمرین میکنید، آن را مکمل بدانید؛ برای تمرین توجه آستانه را ببینید.
جمعبندی
کووالایاناندا با کیوالیادهاما و «یوگا ممامسا» پژوهش علمی یوگا را بنیاد گذاشت و یوگا را با فرهنگ بدنی و فیزیولوژی پیوند زد. ایستگاهها و کتابهایش مستندند؛ اینکه پژوهش او «علم بیطرف» بود یا خدمت به آرمان معنوی محل بحث است و ادعای «قدرت فرامادی» تأییدپذیر نیست. شواهد امروز دربارهی تنفس آهسته امیدبخش ولی محدودند.
منابع
- ویکیپدیا؛ Swami Kuvalayananda و Kaivalyadhama؛ با ارجاع به Alter، Singleton، Goldberg و Shearer.
- Zaccaro A و همکاران. How breath-control can change your life: a systematic review on psycho-physiological correlates of slow breathing. Front Hum Neurosci. 2018.
طبق ویکیپدیا، سوامی کووالایاناندا (با نام زادگی جگاناتا گنیشا گونه، ۳۰ اوت ۱۸۸۳ تا ۱۸ آوریل ۱۹۶۶) گورو، پژوهشگر و آموزگار یوگا بود که از ۱۹۲۰ پژوهش دربارهی بنیانهای علمی یوگا را آغاز کرد، در ۱۹۲۴ «مرکز سلامت و پژوهش یوگای کیوالیادهاما» را در لونالا بنیاد گذاشت و نخستین مجلهی ویژهی مطالعهی یوگا، «یوگا ممامسا»، را منتشر کرد.
طبق ویکیپدیا، مرکز پژوهشی، درمانی و آموزشی در لونالا (ماهاراشترا) که در ۱۹۲۴ آغاز شد و میخواهد هنرهای کهن یوگا را با علم مدرن هماهنگ کند. پژوهش علمی و «فلسفی-ادبی» (مطالعهی متنهای سانسکریت) میکند و خدمات یوگایی و آیورودایی میدهد. سالانه حدود ۲۵۰ دانشجو دارد و بخشی از بودجهاش از دولت هند است.
طبق ویکیپدیا، در ۱۹۲۰ و ۱۹۲۱ اثر اودیانا بندا و نائولی را بر بدن در آزمایشگاه بیمارستان دولتی بارودا بررسی کرد. بعدها مصرف اکسیژن یوگیهای نشسته هنگام پرانایاما و فشار سیستولیک، ضربان قلب، کلسترول، کورتکس آدرنال و بسیاری سنجهی دیگر را اندازه گرفتند. آلتر میگوید همهی این اندازهها در نگاه او «فرعی» بودند و هدف اصلی «قدرت فرامادی» یوگا بود.
نمیدانم و آنها را نسنجیدهام. ویکیپدیا او را پیشگام پژوهش دربارهی بنیانهای علمی یوگا میخواند، ولی پژوهش امروز با روشهای جدید است. برای نمونه، مرور Zaccaro و همکاران (۲۰۱۸) روی ۱۵ پژوهش دربارهی تنفس آهسته در افراد سالم، افزایش تغییرپذیری ضربان قلب و آلفای مغز و آرامش بیشتر را گزارش میکند؛ این مرور دربارهی کووالایاناندا نیست.
طبق ویکیپدیا، گورو نخست او راجاراتنا مانیکراو در باشگاه ورزشی بارودا بود که از ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۰ «نظام تربیت بدنی هندی» را به او آموخت؛ کووالایاناندا یوگا را زیر تأثیر فرهنگ بدنی پیش برد. مارک سینگلتن (در ویکیپدیای کریشناماچاریا) استدلال میکند کریشناماچاریا از او و یوگندرا اثر گرفته بود و هر سه عناصر فرهنگ بدنی را در «یوگا» آوردند.
طبق ویکیپدیا، «آسانا» و «پرانایاما» (۱۹۳۱)، ترجمهی «گوراکشا شتکم» (۱۹۵۴)، ترجمهی «واسیشتا سمهیتا» (۱۹۶۹) و «بینش و خرد» (نامهها، ۱۹۹۹).
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

