پاسخ کوتاه: ویوکاناندا (Vivekananda، ۱۸۶۳ تا ۱۹۰۲) طبق ویکیپدیا راهب هندوی بنگالی و شاگرد اصلی راماکریشنا بود که در ۱۱ سپتامبر ۱۸۹۳ در پارلمان ادیان جهان در شیکاگو سخن گفت، ودانتا و یوگا را در غرب معرفی کرد و در هند «مأموریت راماکریشنا» را بنیاد گذاشت. مدل «چهار یوگا» و کتاب «راجا یوگا» (۱۸۹۶) او از عوامل شکلگیری یوگای مدرن شمرده میشوند. اینکه تا چه حد «نوآور» بود محل بحث است و ما این بحث را با نام پژوهشگران میآوریم.
برای زمینه، یوگا چیست و شاخههای یوگا را ببینید؛ متن پایهی «راجا یوگا»ی او در مقالهی پاتانجلی بررسی شده است.
ویوکاناندا کیست؟
پاسخ مستقیم: پسر خانوادهای کایاستای اشرافی در کلکته که در جوانی فلسفهی غرب خواند، شاگرد راماکریشنا شد و راهب شد.

طبق ویکیپدیا، او با نام ناریندرانات دوتا در ۱۲ ژانویهی ۱۸۶۳ در کلکته زاده شد و یکی از نُه فرزند بود. پدرش ویشواناتا دوتا وکیل دادگاه عالی کلکته بود و مادرش بووانشواری دوی زنی دیندار. پدربزرگش در بیستوپنجسالگی خانواده را رها کرده و راهب شده بود. ناریندرا در ۱۸۷۹ تنها دانشآموزی بود که در آزمون ورودی کالج پرزیدنسی نمرهی «دستهی اول» گرفت. او در مؤسسهی مجمع عمومی (امروز کالج اسکاتیش چرچ) منطق و فلسفهی غرب و تاریخ اروپا خواند، در ۱۸۸۴ لیسانس گرفت و آثار هیوم، کانت، هگل، شوپنهاور، میل و داروین را خواند. به تکاملگرایی هربرت اسپنسر علاقه داشت و با او نامهنگاری کرد. ویلیام هستی، مدیر کالج، دربارهاش نوشت: «ناریندرا واقعاً نابغه است».
از ناریندرا تا شاگرد راماکریشنا
پاسخ مستقیم: نخست مخالف دیدگاههای راماکریشنا بود و پس از مرگ پدر و فقر به او رو آورد.
در ۱۸۸۰ به «نَوا ویدهان» کشاب چاندرا سن پیوست و در دههی بیستسالگی عضو شاخهی «سادهاران براهمو سماج» و لژ فراماسونری شد. طبق ویکیپدیا این محیط او را با عرفان غربی آشنا کرد. او میپرسید آیا کسی «رو در رو با خدا» بوده است. بهگزارش Banhatti راماکریشنا نخستین کسی بود که پاسخ را قانعکننده داد: «آری، او را میبینم همانطور که تو را میبینم، فقط شدیدتر». آن دو احتمالاً در نوامبر ۱۸۸۱ برای نخستینبار رو در رو شدند، هرچند ناریندرا آن را نخستین دیدار خود نمیدانست.
ناریندرا در آغاز دیدگاه راماکریشنا را نمیپذیرفت. عضو براهمو بود و با بتپرستی، چندخدایی و پرستش کالی مخالفت میکرد و تجربههای او را «توهم» میخواند. حتی اندیشهی «یگانگی با مطلق» را کفر و جنون میدانست. راماکریشنا گفت: «حقیقت را از همهی زاویهها ببین». با مرگ ناگهانی پدرش در ۱۸۸۴ خانواده ورشکسته شد و او به فقیرترین دانشجویان کالج پیوست؛ طبق ویکیپدیا در همان دوره به راماکریشنا پناه برد و او را بهعنوان استاد پذیرفت. در ۱۸۸۵ که راماکریشنا به سرطان گلو مبتلا شد، ناریندرا و دیگر شاگردان در کوسیپور از او پرستاری کردند. در آنجا، طبق گزارش ویکیپدیا، «نیرویکلپا سمادی» تجربه کرد و گروه شاگردان ردای زعفرانی گرفتند. راماکریشنا در ۱۶ اوت ۱۸۸۶ درگذشت.
پس از مرگ استاد، شاگردان خانهای فرسوده در بارانگر را «ماث» (صومعه) کردند و با گدایی ادارهاش میکردند. در شب کریسمس ۱۸۸۶ ناریندرا و هشت شاگرد دیگر در آنتپور سوگند رهبانی خوردند. او بعدها نوشت: «ساعت سه صبح بیدار میشدیم و غرق ذکر و مراقبه میشدیم».
سرگردانی در هند و نام «ویوکاناندا»
پاسخ مستقیم: از ۱۸۸۸ پنج سال بیشتر پیاده و با قطار و گدایی در هند گشت و با آدمهای همهی دینها و طبقهها نشست.
طبق ویکیپدیا، او در ۱۸۸۸ صومعه را ترک کرد و «پریوراجاکا» (راهب سرگردان) شد؛ داراییاش یک کوزه، یک عصا و دو کتاب بود: «بهگود گیتا» و «پیروی از مسیح». با فقر مردم آشنا شد و قصد کرد کشور را بالا بیاورد. به پیشنهاد دوستش آجیت سینگ، مهاراجهی خِتری، نام «ویوکاناندا» را برگزید (ترکیب «ویوکا» و «آناندا» به معنی «شادمانی خردِ تمیزدهنده»). در ۳۱ مه ۱۸۹۳ از بمبئی بهسوی شیکاگو رفت.
پارلمان ادیان جهان، ۱۸۹۳
پاسخ مستقیم: روز ۱۱ سپتامبر ۱۸۹۳ با جملهی «خواهران و برادران آمریکا» سخنرانی کوتاهی کرد که او را به مشهور بدل کرد.
طبق ویکیپدیا، پارلمان را چارلز بانی، قاضی و عضو کلیسای سوئدنبورگی، برای نشاندادن «وحدت اساسی ادیان در کار نیک» برپا کرد. نمایندگان ملزم به معرفینامه از سازمانی معتبر بودند و ویوکاناندا چنین چیزی نداشت. جان هنری رایت از دانشگاه هاروارد به او گفت: «خواستن معرفینامه از تو مثل پرسیدن از خورشید است که چه حقی برای تابیدن دارد». او خود را راهب «کهنترین فرقهی سنیاسیان که شنکره بنیاد گذاشت» معرفی کرد و پروتاپ چاندرا موزومدار از براهمو سماج، عضو کمیتهی گزینش، پشتیبانیاش کرد.
در ۱۱ سپتامبر، پس از سلام به ساراسواتی، با «خواهران و برادران آمریکا!» آغاز کرد. بهنوشتهی ویکیپدیا جمعیت هفتهزارنفری دو دقیقه ایستاده تشویقش کرد. او از «کهنترین فرقهی راهبان جهان» گفت و ابیاتی از «شیوا مهیمنا استوترا» و «بهگود گیتا» را خواند: همانگونه که رودهای گوناگون به دریا میرسند، راههای گوناگون به یک جا میرسند. رئیس پارلمان، جان بارُز، او را «راهب نارنجی» نامید که بر شنوندگان اثر شگفتی گذاشت. روزنامهها او را «راهب گردبادی هند» خواندند و نیویورک هرالد نوشت «بیگمان بزرگترین چهرهی پارلمان است»؛ ویلیام جیمز، استاد روانشناسی هاروارد، دربارهی او گفت: «این مرد در سخنوری شگفتی است».
این ستایشها نظر روزنامهها و ناظران است نه دادهی سنجیدنی. آنچه مستند است همین است که او سخنرانی کرد و پس از آن، طبق ویکیپدیا، مهمان بسیاری از شهرهای آمریکا شد و نزدیک دو سال سخنرانی کرد.
غرب، «راجا یوگا» و مدل چهار یوگا
پاسخ مستقیم: او ودانتا را برای مخاطب غربی بازگو کرد و «راجا یوگا» (۱۸۹۶) را نوشت.
ویکیپدیا میگوید او تقریباً دو سال در شرق و میانهی آمریکا سخنرانی کرد، در ۱۸۹۴ «انجمن ودانتای نیویورک» را بنیاد گذاشت و از دو دانشگاه آمریکا پیشنهاد کرسی (از جمله هاروارد و کلمبیا) دریافت کرد ولی نپذیرفت چون به تعهد راهبانهاش لطمه میزد. در نوامبر ۱۸۹۵ با مارگارت نوبل، زنی ایرلندی، آشنا شد که «خواهر نیودیتا» نام گرفت و در ۱۸۹۶ با ماکس مولر، هندشناس آکسفورد، دیدار کرد.
ویکیپدیا او را در تطبیق ایدههای هندو با شنوندگانی میداند که با سنتهای عرفانی غربی آشنا بودند. در آنجا مدل «چهار یوگا» را معرفی کرد که «راجا یوگا»، تفسیر او از یوگاسوترهها، یکی از آنهاست و راهی عملی برای «آشکارکردن نیروی الهی درون» عرضه میکند. «راجا یوگا» در ۱۸۹۶ منتشر شد و بهنوشتهی ویکیپدیا، از دید Elizabeth de Michelis آغاز یوگای مدرن بود.

- کار: مأموریت راماکریشنا بر ایدههای کارما یوگا بنا شد.
- پرستش: بهاکتی؛ عشق و ایمان به خدا.
- انضباط ذهنی: راجا یوگا؛ بازخوانی یوگاسوترهها.
- فلسفه: جنانا؛ شناخت و ودانتا.
او این خلاصه را آورد: «هر روح بالقوه الهی است. هدف آشکارکردن این الوهیت درون است با مهار طبیعت بیرونی و درونی. این را با کار، یا پرستش، یا انضباط ذهنی، یا فلسفه انجام بده، با یکی یا چند تا یا همه، و آزاد باش. این است همهی دین. آموزهها و آیینها و کتابها و معبدها فقط جزئیات فرعیاند». ویکیپدیا (به نقل از Jackson) میگوید ودانتا در این جمعبندی شکلی مدرن و فراگیر میگیرد. برای مرور همهی راهها، شاخههای یوگا را ببینید.
بازگشت به هند و مأموریت راماکریشنا
پاسخ مستقیم: او ۱ مه ۱۸۹۷ «مأموریت راماکریشنا» را برای خدمت اجتماعی بنیاد گذاشت.
طبق ویکیپدیا، او در ۱۵ ژانویهی ۱۸۹۷ به کلمبو رسید و در هند بر مسائل اجتماعی تأکید کرد: بالابردن مردم، برچیدن نظام طبقاتی، علم و صنعت، فقر و پایان استعمار. در ۱ مه ۱۸۹۷ در کلکته «مأموریت راماکریشنا» را بنیاد گذاشت، سازمانی برای خدمت اجتماعی که آرمانش بر کارما یوگا بنا شده است. دفتر مرکزی آن و «رامکریشنا ماث» در بلور ماث است. او دو صومعهی دیگر (از جمله «آدویتا آشرم» در مایاواتی) و دو نشریهی «پرابودها بهاراتا» (انگلیسی) و «اودبودهان» (بنگالی) راه انداخت. پیشنهاد جامستجی تاتا برای ریاست مؤسسهی پژوهش علمی را نپذیرفت.
در ۱۸۹۹ دوباره به غرب رفت و کار انجمنهای ودانتا در سانفرانسیسکو و نیویورک را پیش برد و «شانتی آشرم» (آرامگاه) در کالیفرنیا بنیاد گذاشت. در ۹ دسامبر ۱۹۰۰ به کلکته بازگشت. آسم، دیابت و بیخوابی مزمن او را محدود کرد.
مرگ در ۱۹۰۲
پاسخ مستقیم: او ۴ ژوئیهی ۱۹۰۲ در ۳۹ سالگی هنگام مراقبه درگذشت.
طبق ویکیپدیا، در روز مرگ سه ساعت مراقبه کرد، به شاگردان سانسکریت و فلسفهی یوگا درس داد و حدود ساعت ۷ شب به اتاقش رفت و در ۹ و ۲۰ دقیقهی شب درگذشت. پارگی رگ مغزی را علت احتمالی گزارش کردهاند. شاگردان میگویند «براهماراندرا» (روزنهی فرق سر) در «ماهاسمادی» شکافته شد و او پیشگویی خود را که چهل سال عمر نخواهد کرد، به انجام رساند. اولی گزارش پزشکیگونه است؛ دومی باور شاگردان است و تأییدپذیر نیست.
«ودانتای نو» و وامهایش
پاسخ مستقیم: بسیاری او را بنیانگذار «ودانتای نو» میدانند؛ پژوهشهای تازهتر این را تعدیل کردهاند.

ویکیپدیا او را نمایندهی «ودانتای نو» میخواند؛ تفسیری از جنبههایی از هندوئیسم که با عرفان غربی (ترنسندنتالیسم، اندیشهی نو و تئوسوفی) سازگار است. Agehananda Bharati گفته است: «هندوهای مدرن دانش خود از هندوئیسم را، مستقیم یا غیرمستقیم، از ویوکاناندا میگیرند». اما Elizabeth de Michelis میگوید او بیش از راماکریشنا از براهمو سماج اثر گرفت و از راه کشاب سن با عرفان غربی در تماس آمد؛ Swami Medhananda میپذیرد براهمو او را شکل داد، ولی میگوید دیدار با راماکریشنا او را از براهمو دور کرد. James Madaio هشدار میدهد ویژگیهایی مثل کماهمیتشدن متن و تأکید بر تجربهی مستقیم در متنهای ادویتهی سدههای میانه مثل «ویوکاچودامانی» هم هست.
دربارهی مفهوم «اینولوشن» (فرورفتن آگاهی الهی در ماده) او، ویکیپدیا میگوید احتمالاً از تئوسوفیستها، تکامل داروینی و شاید مفهوم «ساتکاریا» در سانکهیا گرفته شده است. Meera Nanda مینویسد او این واژه را «دقیقاً همانگونه به کار میبرد که در تئوسوفی آمده است». برای زمینهی تئوسوفی هلنا بلاواتسکی را ببینید. برای نمونهی دیگری از آمیزش یوگا با اندیشهی نو در غرب، ویلیام واکر اتکینسون را بخوانید.
این بحثها داوری دربارهی «درستبودن» ودانتا نیست؛ فقط میپرسد چه چیز از او نو بود و چه چیز از سنت میآمد.
نگاه علمی: یوگا و خدمت
پاسخ مستقیم: پژوهشها دربارهی یوگا و داوطلبی سودمندی محدود نشان میدهند و دربارهی آموزههای او حرفی نمیزنند.

مرور Cramer و همکاران (۲۰۱۸، Depression and Anxiety) ۸ کارآزمایی تصادفی با ۳۱۹ شرکتکننده را بررسی کرد و اثر کوچک کوتاهمدت یوگا را بر اضطراب نسبت به درماننکردن یافت (اندازهی اثر استاندارد ۰٫۴۳ به نفع یوگا) و اثر بزرگتر نسبت به مقایسهی فعال (۰٫۸۶، با بازهی اطمینان پهن). اما برای کسانی که اختلال اضطرابی تشخیصدادهشده با معیار DSM داشتند اثری نیافت. این مرور دربارهی یوگا بهطور کلی است و دربارهی «راجا یوگا»ی ویوکاناندا نیست.
برای «کار بیچشمداشت» مرور Jenkinson و همکاران (۲۰۱۳، BMC Public Health) ۴۰ مقاله را (۵ کارآزمایی در ۷ مقاله، ۴ پژوهش غیرتصادفی و ۱۷ پژوهش همگروهی در ۲۹ مقاله) گردآورد. پژوهشهای همگروهی اثر مطلوب داوطلبی بر افسردگی، رضایت از زندگی و بهزیستی نشان دادند، ولی نه بر سلامت جسمی؛ پژوهشهای آزمایشی آنها را تأیید نکردند. در پنج پژوهش همگروهی، داوطلبان خطر مرگ کمتری داشتند (نسبت خطر ۰٫۷۸)، ولی خود نویسندگان میگویند سازوکار علّی روشن نیست. این همسو با ارزش «خدمت» در کارما یوگا است ولی دلیلی بر آموزهی «شیوا را در همه دیدن» نیست.

| پرسش | پاسخ بر پایهی منابع |
|---|---|
| آیا در پارلمان ادیان ۱۸۹۳ سخن گفت؟ | بله؛ ۱۱ سپتامبر ۱۸۹۳، شیکاگو |
| آیا «راجا یوگا» را نوشت؟ | بله؛ ۱۸۹۶؛ تفسیر و تطبیق یوگاسوترهها |
| آیا مأموریت راماکریشنا را بنیاد گذاشت؟ | بله؛ ۱ مه ۱۸۹۷ |
| آیا «بنیانگذار ودانتای نو» بود؟ | محل بحث؛ Bharati: بله؛ Madaio: نوآوری او بزرگنمایی میشود |
| آیا مفهوم «اینولوشن» او از تئوسوفی آمد؟ | احتمالاً؛ طبق Nanda به همان معنای تئوسوفی |
| آیا «براهماراندرا» هنگام مرگ شکافته شد؟ | باور شاگردان؛ تأییدپذیر نیست |
| آیا یوگا اضطراب را کم میکند؟ | اثر کوچک کوتاهمدت؛ نه برای اختلال تشخیصدادهشده (Cramer ۲۰۱۸) |
او را چطور بخوانیم؟
- ویوکاناندا را «شخصیتی تاریخی و ترکیبکننده» بخوانید: هم ودانتا، هم براهمو، هم عرفان غربی در او دیده شده است.
- جملههای روزنامهها دربارهی «بزرگترین چهره» ستایشاند، نه داوری علمی.
- مدل «چهار یوگا» را الگوی آموزشی او بدانید؛ کارما یوگای او با کارما یوگا و پژوهش داوطلبی همسو، ولی نه یکی است.
- اگر برای آرامش تمرین میکنید، آن را مکمل بدانید؛ برای تمرین توجه آستانه را ببینید.
اثر او بر دیگران: طبق ویکیپدیا، سری اوروبیندو او را کسی میدانست که هند را از نظر معنوی بیدار کرد. خود اوروبیندو گفته در زندان صدای او را میشنیده است؛ این را در مقالهی سری اوروبیندو بخوانید. رامانا ماهارشی هم از ۱۹۰۰ با نوشتههای او آشنا شد؛ مقالهی رامانا ماهارشی را ببینید.
جمعبندی
ویوکاناندا شاگرد راماکریشنا و راهبی بود که سخنرانی ۱۸۹۳ شیکاگو، کتاب «راجا یوگا» و مأموریت راماکریشنا مستندترین بخشهای زندگی او هستند. میزان نوآوری «ودانتای نو» و وام او از براهمو و تئوسوفی محل بحث است و پیشگویی عمر کوتاه و شکافتن «براهماراندرا» باور شاگرداناند. شواهد علمی به یوگا و داوطلبی مربوطاند و دربارهی آموزهی او نظری نمیدهند.
منابع
- ویکیپدیا؛ Swami Vivekananda؛ با ارجاع به Jackson، De Michelis، Medhananda، Madaio، Nanda، Bharati، Banhatti و دیگران.
- Cramer H و همکاران. Yoga for anxiety: a systematic review and meta-analysis of randomized controlled trials. Depress Anxiety. 2018.
- Jenkinson CE و همکاران. Is volunteering a public health intervention? BMC Public Health. 2013.
طبق ویکیپدیا، ناریندرانات دوتا (۱۲ ژانویهی ۱۸۶۳ تا ۴ ژوئیهی ۱۹۰۲) راهب هندوی بنگالی و شاگرد اصلی راماکریشنا بود. نام «ویوکاناندا» را در دورهی سرگردانی در هند گرفت. در ۱۸۹۳ در پارلمان ادیان جهان در شیکاگو سخن گفت و ودانتا و یوگا را در غرب شناساند. در هند «رامکریشنا ماث» و «مأموریت راماکریشنا» را بنا نهاد.
در ۱۱ سپتامبر ۱۸۹۳ در پارلمان ادیان جهان (مؤسسهی هنر شیکاگو) کوتاه سخن گفت و با «خواهران و برادران آمریکا» آغاز کرد. ویکیپدیا از دو دقیقه ایستادهتشویق هفتهزار نفر مینویسد. موضوع سخنرانی تحمل دینی و پذیرش همگانی بود و دو بیت از «شیوا مهیمنا استوترا» و «بهگود گیتا» را آورد. این گزارشها از روزنامهها و منابع سنتیاند.
طبق ویکیپدیا، ویوکاناندا در غرب یوگا را در چهار راه عرضه کرد: کار (کارما)، پرستش (بهاکتی)، انضباط ذهنی (راجا) و فلسفه (جنانا). او گفت میتوان با یکی یا چند تا از اینها «الوهیت درون» را آشکار کرد. کتاب «راجا یوگا» (۱۸۹۶) تفسیر و تطبیق او از یوگاسوترههای پاتانجلی است.
ویوکاناندا را نمایندهی «ودانتای نو» میدانند؛ تفسیری از ودانتا که با تجربهگرایی و جنبشهای غربی مثل ترنسندنتالیسم، اندیشهی نو و تئوسوفی سازگار است. De Michelis میگوید براهمو سماج بیش از راماکریشنا بر او اثر داشت. Madaio هشدار میدهد برخی ویژگیهای «ودانتای نو» در متنهای ادویتهی سدههای میانه هم دیده میشود و تازگی آن را نباید بزرگ کرد.
طبق ویکیپدیا، ۴ ژوئیهی ۱۹۰۲ در بلور ماث، حدود ساعت ۹ و ۲۰ دقیقهی شب، هنگام مراقبه. پارگی رگ مغزی را علت احتمالی گزارش کردهاند. شاگردانش میگویند «براهماراندرا» (روزنهی فرق سر) در «ماهاسمادی» شکافته شد و او پیشگویی کوتاهبودن عمرش (کمتر از چهل سال) را به انجام رساند. این بخش باور شاگردان است و از متنها تأییدپذیر نیست.
تا حدی. مرور Cramer و همکاران (۲۰۱۸) روی ۸ کارآزمایی (۳۱۹ نفر) اثر کوچک کوتاهمدت یوگا بر اضطراب را نسبت به درماننکردن یافت، ولی برای اختلال اضطرابی تشخیصدادهشده با معیار DSM اثری ندید. مرور Jenkinson و همکاران (۲۰۱۳) در پژوهشهای همگروهی برای داوطلبی اثر مثبت بر افسردگی و بهزیستی یافت، ولی کارآزماییها آن را تأیید نکردند. هیچکدام دربارهی آموزهی «الوهیت درون» نظری نمیدهند.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

