پاسخ کوتاه: در قرآن واژهی «چشم سوم» نیامده است. آنچه در قرآن و عرفان اسلامی به آن نزدیک است، «بصیرت» یا «چشم دل» است؛ یعنی نوعی بینش درونی که با تقوا، یاد خدا و پاکی دل گشوده میشود، نه با تمرکز بر نقطهای میان ابروها. پس این دو مفهوم شباهتهایی دارند، اما یکی نیستند.
عبارتهایی مثل «چشم سوم در قرآن»، «ذکر برای باز شدن چشم سوم» یا «دعا برای باز شدن چشم سوم» زیاد جستجو میشوند. پشت این جستجوها معمولاً یک پرسش ساده است: آیا چیزی که در یوگا و سنتهای هندی «چشم سوم» نام دارد، در فرهنگ دینی و عرفانی ما هم جایی دارد؟ در این مقاله بهدور از اغراق میبینیم قرآن دربارهی دیدن با دل چه میگوید، عارفان مسلمان «چشم دل» را چگونه فهمیدهاند، این مفهوم با چاکرای آجنا چه شباهت و تفاوتی دارد و چرا باید به ادعای «ذکر تضمینی برای باز کردن چشم سوم» با احتیاط نگاه کرد. اگر با اصل مفهوم آشنا نیستید، اول مقالهی چشم سوم چیست؟ را بخوانید.
آیا در قرآن از چشم سوم سخن رفته است؟
جواب کوتاه: نه به این نام. قرآن از «بصیرت»، «قلبهایی که میفهمند» و «کوری دل» سخن میگوید؛ مفسران و عارفان اینها را به دیدن درونی و معنوی تعبیر کردهاند، نه به عضوی پنهان در پیشانی.
«چشم سوم» اصطلاحی است که از سنتهای هندی و بعدها از نوشتههای تئوسوفی و عصر نو به زبانهای دیگر راه پیدا کرده است. در متن قرآن چنین تعبیری وجود ندارد و نسبت دادن مستقیم آن به قرآن درست نیست. اما قرآن بارها میان «دیدن با چشم سر» و «دیدن با دل» فرق میگذارد. چند نمونهی مشهور:
- سورهی حج، آیهی ۴۶: «فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ»؛ یعنی چشمها کور نمیشوند، بلکه دلهایی که در سینههاست کور میشوند. این آیه پایهی بسیاری از بحثهای عرفانی دربارهی «چشم دل» است.
- سورهی ق، آیهی ۲۲: «فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ»؛ پرده را از تو برداشتیم و امروز دیدهات تیزبین است. این آیه دربارهی روز قیامت است، اما عارفان از تعبیر «کنار رفتن پرده» برای توضیح «کشف» استفاده کردهاند.
- سورهی یوسف، آیهی ۱۰۸: «أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي»؛ دعوت «از روی بصیرت»، یعنی با آگاهی روشن و یقینی.
- سورهی قیامت، آیهی ۱۴: «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ»؛ انسان بر خودش بیناست. این آیه به خودآگاهی درونی اشاره دارد.
- سورهی انفال، آیهی ۲۹: اگر تقوای الهی پیشه کنید، برایتان «فرقان» قرار میدهد؛ یعنی نیرویی برای جدا کردن حق از باطل.
همانطور که میبینید، محور این آیات «قلب» و «بصیرت» است، نه یک مرکز انرژی در سر. مفسران معمولاً بصیرت را به فهم درست، عبرتگرفتن و دیدن حقیقت امور معنا کردهاند. خواندن این آیات بهعنوان «تأیید قرآنی چشم سوم» برداشتی است که در متن آیات پشتوانهای ندارد.
چشم دل و بصیرت در عرفان اسلامی چیست؟
جواب کوتاه: در عرفان اسلامی، بصیرت نیرویی در دلِ روشنشده است که حقیقت و باطن امور را درک میکند؛ همانطور که چشم سر ظاهر چیزها را میبیند. این بینش نتیجهی مجاهده، تقوا و عنایت الهی دانسته میشود.
در منابع کلاسیک عرفان، تعبیرهایی مانند «دیدهی دل»، «چشم جان»، «عینالقلب» و «بصیرت» فراوان به کار رفته است. به گفتهی مدخل «بصیرت در عرفان» در ویکیفقه، صوفیان علاوه بر چشم ظاهر به دیدهی دیگری قائلاند که پس از مجاهدات و ریاضات و با عنایت الهی در باطن سالک پدید میآید و بدون آن، کشف و شهود ممکن نیست.
چند مفهوم نزدیک به هم در این فضا هست که بهتر است از هم جدا شوند:
- بصیرت: بینش روشن درونی؛ فهم حقیقت امور فراتر از ظاهر.
- فراست: هوشمندی و تیزبینی مؤمن در شناخت آدمها و موقعیتها. حدیث مشهور «از فراست مؤمن بپرهیزید، زیرا او با نور خدا مینگرد» در منابع حدیثی شیعه و سنی نقل شده و دربارهی سند و دلالت آن بحث هست.
- کشف و شهود: کنار رفتن حجاب و دریافت مستقیم معنا در دل، بدون واسطهی استدلال.
- الهام: معنایی که بیواسطه در دل افکنده میشود؛ عارفان آن را از وسوسه و خیال جدا میکنند.
شاعران ما این مفهوم را به زیباترین شکل گفتهاند. هاتف اصفهانی میگوید: «چشم دل باز کن که جان بینی / آنچه نادیدنی است آن بینی». حافظ میگوید: «که دیدن روی تو را دیدهی جانبین باید / وین کجا مرتبهی چشم جهانبین من است». مولوی هم بینش را بالاتر از قیاس عقلی مینشاند: «جان شو و از راه جان، جان را شناس / یار بینش شو نه فرزند قیاس».

چشم دل با چشم سوم در یوگا چه شباهت و تفاوتی دارد؟
جواب کوتاه: هر دو از نوعی بینش درونی فراتر از حواس ظاهری سخن میگویند و هر دو به تمرین و آمادگی نیاز دارند. اما چشم سوم در یوگا جای مشخصی در بدن (میان ابروها) دارد، در حالی که چشم دل در عرفان اسلامی مفهومی غیرجسمانی و وابسته به رابطهی انسان با خداست.
پژوهشی تطبیقی که در نشریهی «پژوهشهای ادبیات و زبانهای اسلامی» دانشگاه اصفهان منتشر شده (مطالعهی تطبیقی چشم دل در تصوف و چشم سوم در یوگا) شباهتها را اینطور برمیشمارد: نقش ذکر در گشوده شدن هر دو، لزوم دریافت ذکر از شیخ یا گورو، خلوت، رعایت آداب پیش و حین ذکر، مرحلهمند بودن راه و ظهور امور غیبی پس از گشایش. تفاوت اصلی هم به گفتهی همین پژوهش این است که در یوگا جای جسمانی چشم سوم تعیین شده، اما در تصوف چشم دل امری غیرجسمانی است و آنچه با آن دیده میشود با تفصیل و نماد بیشتری توصیف شده است.
| موضوع | چشم سوم در یوگا | چشم دل در عرفان اسلامی |
| جایگاه | میان دو ابرو؛ چاکرای آجنا | قلب، به معنای مرکز معنوی و نه عضو جسمانی |
| هدف | شهود، تمرکز و رهایی (موکشا) | معرفت خدا و دیدن حقیقت امور |
| ابزار | مدیتیشن، پرانایاما، مانترا، تمرکز بر نقطه | ذکر، مراقبه، تقوا، خلوت و تزکیهی نفس |
| نقش استاد | گورو | شیخ یا مرشد |
| هشدار سنت | دنبال قدرتهای خارقالعاده نباشید | کرامت و کشف را هدف نگیرید؛ مقصد خداست |
یک نکتهی مهم در هر دو سنت مشترک است: دیدن نور، رنگ یا صحنهها هدف نیست. در عرفان اسلامی، حتی کشفهای درست هم اگر سالک را به خود مشغول کنند «حجاب» به حساب میآیند. در یوگا هم پاتانجلی قدرتهای فراحسی (سیدهیها) را مانعی بر سر راه سامادی میداند. برای آشنایی با این نگاه، مقالهی پاتانجلی کیست؟ را ببینید.
لطایف و نورهای رنگی؛ آیا عرفان اسلامی هم «مراکز» درونی دارد؟
جواب کوتاه: بله، در برخی طریقتها از «لطایف» سخن رفته؛ مراتبی از وجود انسان که گاهی به نقاطی از سینه و رنگهایی خاص نسبت داده میشوند. اما اینها با چاکراها یکی نیستند و جایگاه و معنایشان فرق دارد.
نجمالدین کبری (درگذشتهی ۶۱۸ قمری) در رسالهی «فوائح الجمال و فواتح الجلال» از نورهای رنگیای که سالک در مراحل سلوک میبیند سخن گفته است. بعدها علاءالدوله سمنانی نظریهی «لطایف سبعه» را مطرح کرد: هفت مرتبهی لطیف در وجود انسان که هر کدام رنگ و معنای خود را دارند. در طریقت نقشبندیه هم لطایف به نقاطی از سینه نسبت داده میشوند و ذکر قلبی بر آنها متمرکز است.
برخی نویسندگان امروزی این لطایف را با چاکراها یکی دانستهاند. این مقایسه برای فهم بهتر جالب است، اما باید احتیاط کرد: لطایف در چارچوب توحید و سلوک به سوی خدا معنا دارند و هدفشان «باز کردن قدرتهای پنهان» نیست. برای دیدن نگاه عرفان اسلامی به تجربههای فراحسی دیگر، مقالهی خلع بدن؛ برونفکنی در عرفان و حکمت اسلامی را هم بخوانید.
آیا ذکر یا دعای خاصی برای باز شدن چشم سوم وجود دارد؟
جواب کوتاه: در قرآن و منابع معتبر حدیثی، ذکر یا دعایی با هدف «باز کردن چشم سوم» نیامده است. ذکرهایی که با این عنوان در فضای مجازی دستبهدست میشوند، معمولاً منبع روشنی ندارند.
جستجوهایی مثل «ذکر یا بصیر برای چشم سوم» یا «ذکر برای باز شدن چشم سوم» نشان میدهد بسیاری از مردم دنبال راهی دینی برای تجربههای معنوی هستند. اما چند نکته را در نظر بگیرید:
- هدف ذکر در اسلام یاد خداست. قرآن میگوید «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ آرامش دل نتیجهی یاد خداست. تبدیل ذکر به ابزاری برای کسب قدرتهای خارقالعاده با روح این سنت سازگار نیست.
- عارفان ذکر را زیر نظر مرشد و با آداب خاص توصیه میکردند. تکرار طولانی ذکرهای سنگین بدون راهنما در منابع خود عرفا هم پرخطر دانسته شده است.
- «ذکر تضمینی» نشانهی هشدار است. اگر کسی در ازای پول، ذکر یا دعایی برای «باز شدن قطعی چشم سوم در ۴۰ روز» میفروشد، هم از نظر دینی و هم از نظر منطقی به آن شک کنید.
- برای حکم شرعی به مرجع دینی مراجعه کنید. این مقاله جای فتوا نیست؛ اگر دربارهی جواز یا آداب ذکرهای خاص پرسش دارید، از عالم دینی مورد اعتمادتان بپرسید.
ذکر، مراقبه و خلوت میتوانند آرامش، تمرکز و حضور قلب بیاورند و پژوهشهای زیادی دربارهی اثر تکرار آرام عبارتها و تمرینهای توجه بر کاهش استرس وجود دارد. اما این با «باز شدن یک چشم پنهان» فرق دارد. برای آشنایی با نگاه علمی به ادعاهای رایج، مقالهی باورهای غلط درباره چشم سوم را بخوانید.

نگاه عملی: از این مقایسه چه میتوان آموخت؟
جواب کوتاه: درس مشترک هر دو سنت این است که بینش درونی با آرام کردن ذهن، صداقت با خود و اخلاق رشد میکند، نه با میانبُر و تکنیکهای عجیب. اگر به هر دو سنت علاقه دارید، میتوانید از تمرینهای توجه استفاده کنید، اما ادعاهای دینی را به آنها نچسبانید.
اگر میخواهید از این بحث نتیجهای عملی بگیرید، این چند پیشنهاد کمخطر و منطقی است:
- حضور قلب را تمرین کنید: چند دقیقه سکوت، توجه به تنفس یا ذکر آرام با توجه به معنا، ذهن را آرامتر و دید را روشنتر میکند.
- خودشناسی را جدی بگیرید: آیهی «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ» یادآوری میکند که بینش از صداقت با خود شروع میشود؛ نوشتن روزانه و بازبینی رفتارها ابزار خوبی است.
- تجربهها را بزرگ نکنید: دیدن نور یا رنگ در حین مراقبه پدیدهای رایج است و توضیحهای عصبی و ادراکی هم دارد. به آن دل نبندید و آن را نشانهی برتری ندانید.
- سنتها را با هم قاطی نکنید: میتوانید از مدیتیشن یوگایی استفاده کنید، اما لازم نیست آن را «اسلامی» جلوه دهید؛ و برعکس.
- مراقب سلامت روان باشید: اگر تمرینهای معنوی باعث اضطراب، بیخوابی یا ادراکهای آزاردهنده شد، تمرین را کم کنید و با روانشناس یا پزشک صحبت کنید. مقالهی بستن چشم سوم دربارهی همین موقعیتها توضیح میدهد.
در پایان، تفاوت «دیدن» و «بینش» شاید مهمترین نکتهی این بحث باشد. عارفان ما بیش از آنکه دنبال دیدن صحنههای غیبی باشند، دنبال دلی بودند که حقیقت را بپذیرد. این همان چیزی است که در زبان یوگا هم با واژههایی مثل «ویوکا» (تشخیص درست) از آن یاد میشود. اگر دوست دارید نشانههایی را که به باز شدن چشم سوم نسبت داده میشود با نگاهی واقعبینانه بشناسید، مقالهی آیا چشم سوم شما باز است؟ را هم ببینید.
پرسشهای متداول
خیر. در قرآن تعبیر «چشم سوم» وجود ندارد. قرآن از «بصیرت» و «کوری دل» سخن میگوید که مفسران و عارفان آن را به بینش درونی و معنوی تعبیر کردهاند.
شباهتهایی دارند، چون هر دو از بینشی فراتر از حواس ظاهری سخن میگویند. اما چشم سوم در یوگا جای جسمانی میان ابروها دارد و چشم دل در عرفان مفهومی غیرجسمانی و وابسته به رابطهی انسان با خداست.
در قرآن و منابع معتبر حدیثی، ذکری با هدف باز کردن چشم سوم نیامده است. ذکر در اسلام برای یاد خدا و آرامش دل است؛ برای پرسشهای شرعی دربارهی ذکرهای خاص به عالم دینی مورد اعتماد مراجعه کنید.
فراست یعنی تیزبینی و هوشمندی در شناخت آدمها و موقعیتها. حدیث «از فراست مؤمن بپرهیزید، زیرا او با نور خدا مینگرد» در منابع شیعه و سنی نقل شده، هرچند دربارهی سند آن بحث وجود دارد.
نه دقیقاً. لطایف مراتبی از وجود انسان در برخی طریقتها هستند که گاهی به نقاط سینه و رنگها نسبت داده میشوند. برخی نویسندگان آنها را با چاکراها مقایسه کردهاند، اما چارچوب، هدف و جایگاهشان متفاوت است.
روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!
میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0
هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

