چارلز تارت کیست؟ حالت‌های آگاهی، خانم Z و نگاه علمی

عکس چارلز تارت، روان‌شناس و پاراسایکولوژیست آمریکایی

فهرست مطالب

پاسخ کوتاه: چارلز تارت (Charles T. Tart، ۱۹۳۷ تا ۲۰۲۵) روان‌شناس و پاراسایکولوژیست آمریکایی بود که دو کتاب نخستش، «حالت‌های تغییریافته‌ی آگاهی» و «روان‌شناسی‌های فراشخصی»، متن‌های درسی پرکاربردی شدند و به ورود این حوزه‌ها به روان‌شناسی کمک کردند. نقش او در روان‌شناسی فراشخصی مستند است. اما آزمایش خانم Z و ادعای او درباره‌ی ESP را منتقدان قانع‌کننده نمی‌دانستند.

نام تارت در بحث تجربه‌ی خروج از بدن هم آشناست: او آزمایش خانم Z را در ۱۹۶۸ انجام داد و عضو بازنشسته‌ی هیئت مشاوران مؤسسه‌ی مونرو بود. اینجا زندگی، ایده‌ها، آزمایش خانم Z و نقدها را با منبع می‌خوانیم.

چارلز تارت کیست؟

پاسخ مستقیم: مهندس رادیوی نوجوانی که روان‌شناس شد، با رواج اصطلاح «خلسه‌ی اجماعی» و پژوهش درباره‌ی هیپنوتیزم و فراروان‌شناسی شناخته می‌شود.

خط زمانی زندگی چارلز تارت در هشت ایستگاه از ۱۹۳۷ تا ۲۰۲۵
هشت ایستگاه زندگی چارلز تارت.

زندگی تارت

کودکی و تحصیل

طبق ویکی‌پدیا، او ۲۹ آوریل ۱۹۳۷ در موریس‌ویل پنسیلوانیا به‌دنیا آمد و در ترنتون نیوجرسی بزرگ شد. در نوجوانی به رادیوی آماتور علاقه داشت و مهندس رادیو بود. در دانشگاه ابتدا مهندسی برق را در MIT خواند و بعد به دانشگاه دوک رفت تا زیر نظر ج. ب. راین روان‌شناسی بخواند. دکترای روان‌شناسی را ۱۹۶۳ از دانشگاه کارولینای شمالی در چپل‌هیل گرفت و بعد در استنفورد زیر نظر ارنست هیلگارد پس‌دکترا در هیپنوتیزم گذراند.

سمت‌ها

او ۲۸ سال استاد روان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا، دیویس بود. بر پایه‌ی ویکی‌پدیا (وضعیت ۲۰۰۵) عضو هیئت علمی مؤسسه‌ی روان‌شناسی فراشخصی و پژوهشگر ارشد مؤسسه‌ی علوم نوئتیک بود، و دارنده‌ی کرسی بیگلو در مطالعات آگاهی دانشگاه نوادا در لاس‌وگاس. او مشاور پژوهش‌های پاراسایکولوژی دولتی در مؤسسه‌ی پژوهشی استنفورد (SRI) هم بود. در ۵ مارس ۲۰۲۵ در خانه و در ۸۷ سالگی درگذشت.

ورزش رزمی و مسیرهای معنوی

تارت دانشجوی آیکیدو بود و کمربند سیاه دارد، و به مراقبه، کار جرج گوردیف و بودیسم هم علاقه داشت. ویکی‌پدیا هدف اصلی او را ساختن پل میان جامعه‌ی علمی و معنوی و پیوند روش‌های غربی و شرقی می‌نویسد. این هدف را می‌توان برنامه‌ی فکری او دانست، نه نتیجه‌ی تجربی.

ایده‌ها و روش

پاسخ مستقیم: مهم‌ترین ایده‌ی او این بود که آگاهی عادی هم یک «حالت» است که اجتماع القا می‌کند، و حالت‌های دیگر را باید با روش علمی بررسی کرد.

خلسه‌ی اجماعی

در «بیدار شدن» (۱۹۸۶) او آگاهی عادی بیداری را به خلسه‌ی هیپنوتیزمی تشبیه کرد. از نظر او هر کس از تولد در «خلسه‌ی» جامعه‌ی پیرامونش القا می‌شود و والدین، معلمان، رهبران دینی و سیاستمداران نیرویی فراگیر برای این القا دارند. تارت شباهت‌ها و تفاوت‌های این القا را با القای هیپنوتیزمی بررسی کرد و با اشاره به گوردیف راه بیدار شدن را بر پایه‌ی خودمشاهده‌گری ترسیم کرد. این استعاره‌ی نظری است؛ برای خواندن ایده‌ی مشابه درباره‌ی تمرین توجه، ذهن‌آگاهی را ببینید.

ESP و برون‌فکنی

او در ساخت «ESPATESTER»، دستگاه خودکار آزمون ESP در دانشگاه ویرجینیا، نقش نظری و ساختی داشت. به گفته‌ی ویکی‌پدیا، او ادعای جوزف مک‌مونیگل درباره‌ی دید از راه دور به گذشته، حال و آینده و پیش‌بینی رویدادها را هم حمایت کرد. تارت معتقد بود شواهد امر فراروانی علم و معنویت را به هم نزدیک می‌کند.

آزمایش خانم Z در ۱۹۶۸: طرح، نتیجه، نقدها و پیگیری
آزمایش خانم Z (۱۹۶۸) به‌روایت ویکی‌پدیا.

آزمایش خانم Z

پاسخ مستقیم: در ۱۹۶۸ زنی با نام «خانم Z» چهار شب در آزمایشگاه خواب تارت به EEG وصل شد. عددی پنج‌رقمی روی قفسه‌ی بالای تخت بود؛ او سه شب نگفت عدد را دیده و شب چهارم آن را درست گفت.

تارت دستگاه‌ها را از اتاق مجاور، پشت پنجره‌ی مشاهده، زیر نظر داشت، ولی اعتراف کرد گاهی در شب چرت زده است. زوسنه و جونز نوشتند احتمال گرفتن عدد از راه حس‌های عادی کنار گذاشته نشده بود؛ برای نمونه نور هنگام تابیدن بر عدد، از سطح ساعتی روی دیوار بالای قفسه بازتاب می‌شد. او دائماً زیر نظر نبود و پیشنهاد شد شاید عدد را هنگام وصل شدن به EEG دیده باشد.

ساحر میلبورن کریستوفر نوشت اگر او آینه‌ی دسته‌داری در دست راست می‌داشت می‌توانست بازتاب کاغذ را ببیند، و او پیش از آزمایش بازرسی نشده بود و ناظری در اتاق نبود. جیمز آلکاک آزمایش را به‌خاطر کنترل ناکافی نقد کرد و پرسید چرا آزمودنی با دوربین ویدئویی زیر نظر نبود. مارتین گاردنر نوشت آزمایش گواهی بر OBE نیست و حدس زد خانم Z بدون جدا کردن الکترودها ایستاده و نگاه کرده است. سوزان بلک‌مور نوشت اگر خانم Z بالا رفته بود، ثبت امواج مغزی الگوی تداخل نشان می‌داد، و همین دیده شد. این اختلاف نظر، نشان می‌دهد نتیجه محل بحث است.

آزمایش در آزمایشگاه تکرار نشد؛ تارت نوشت چون خانم Z از منطقه‌ی آزمایشگاه رفت. برای تاریخچه‌ی خروج از بدن، تاریخچه‌ی برون‌فکنی و برای پژوهشگر دیگری که خروج از بدن را بررسی کرد، رابرت کروکال را ببینید.

آثار

پاسخ مستقیم: فهرست ویکی‌پدیا از «حالت‌های تغییریافته‌ی آگاهی» (۱۹۶۹) تا «پایان ماتریالیسم» (۲۰۰۹) را شامل می‌شود.

اثرسالنکته
Altered States of Consciousness۱۹۶۹ویراستاری؛ متن درسی پرکاربرد
On Being Stoned۱۹۷۱مطالعه‌ی روان‌شناختی مسمومیت با ماریجوانا؛ بازخورد مختلط
Transpersonal Psychologies۱۹۷۵متن درسی روان‌شناسی فراشخصی
Learning to Use Extrasensory Perception۱۹۷۶کاربرد روش‌های یادگیری در آزمون ESP
Waking Up۱۹۸۶«خلسه‌ی اجماعی» و خودمشاهده‌گری
Open Mind, Discriminating Mind۱۹۸۹بازتاب‌هایی درباره‌ی امکان‌های انسان
Living the Mindful Life۱۹۹۴—
Body Mind Spirit۱۹۹۷پاراسایکولوژی معنویت
Mind Science۲۰۰۱آموزش مراقبه برای افراد عملگرا
The End of Materialism۲۰۰۹ادعای نزدیک‌شدن علم و معنویت با شواهد فراروانی

او همچنین «Psi: Scientific Studies of the Psychic Realm» (۱۹۷۷) و «Mind at Large» (۱۹۷۹، با پوتهف و تارگ) را منتشر کرد.

دریافت علمی و نقدها

پاسخ مستقیم: نقش آموزشی و نظری او در مطالعه‌ی آگاهی پذیرفته است، اما ادعاهای او درباره‌ی ESP و PK را منتقدان قانع‌کننده نمی‌دانستند.

  • PK و مولد اعداد تصادفی: طبق ویکی‌پدیا، اهداف مولد اعداد تصادفی در آزمایشی ناموفق تصادفی نبودند و تارت نامتصادفی‌بودن را اثر PK دانست. ترنس هاینز آن را نمونه‌ای از فرضیه‌ی ابطال‌ناپذیر در پاراسایکولوژی نوشت.
  • دید از راه دور: در ۱۹۸۰ تارت گفت بازداوری رونوشت‌های آزمایش تارگ و پوتهف نتیجه‌ی بالاتر از شانس نشان می‌دهد. وقتی رونوشت‌ها در ژوئیه‌ی ۱۹۸۵ در دسترس قرار گرفت هنوز سرنخ‌های حسی داشتند. مارکس و اسکات (۱۹۸۶) نوشتند عدم حذف سرنخ‌ها «فراتر از درک» است.
  • اوکام: رابرت تاد کارول او را به نادیده‌گرفتن تیغ اوکام و قوانین شناخته‌شده‌ی فیزیک نقد کرد.
  • کتاب‌ها: «On Being Stoned» بازخورد مختلط گرفت؛ هریس چایکلین آن را به نادیده‌گرفتن شواهد پزشکی و استفاده‌ی نادرست از احتمال متهم کرد. ریچارد لند داده‌های «Learning to Use ESP» را قانع‌کننده ندانست.
  • جایزه‌ی پیگاسوس ۱۹۸۱: بنیاد آموزشی جیمز رندی این جایزه‌ی طنز را «برای کشف اینکه هرچه رویداد دورتر باشد پیش‌بینی‌اش دشوارتر است» به او داد.

در سوی دیگر، او جایزه‌ی خدمات برجسته به هیپنوتیزم علمی (۲۰۰۱)، جایزه‌ی مزلو (۲۰۰۴) و جایزه‌ی چارلز هونورتون انجمن پاراسایکولوژی (۲۰۰۸) را گرفت. هیپنوتیزم و آگاهی را در تاریخچه‌ی هیپنوتیزم هم می‌توانید ببینید.

ارزیابی علمی امروز

پاسخ مستقیم: دو پژوهش به دو سؤال تارت نزدیک‌اند: «آیا هیپنوتیزم حالت ویژه است؟» و «آیا ESP همبسته‌ی عصبی دارد؟»؛ هیچ‌کدام ادعای او را تأیید نمی‌کند.

حالت‌های آگاهی و ESP در پژوهش جدید: Mazzoni ۲۰۱۳ و Acunzo ۲۰۲۶
حالت‌های آگاهی و ESP در دو پژوهش.

هیپنوتیزم و «حالت ویژه»

Mazzoni و همکاران (۲۰۱۳، Cortex، با ایروین کرش) نوشتند مطالعه‌های تصویربرداری بسیاری القای هیپنوتیزم را با تلقین‌ها درهم‌آمیخته‌اند. مطالعه‌های بدون این اشکال نشان می‌دهند القای هیپنوتیزم فعالیت مغز را تغییر می‌دهد، اما این تغییرها برای تجربه‌ی تلقین‌ها لازم نیستند. هنوز روشن نیست این تغییرها حالت منحصربه‌فرد هیپنوتیزمی است یا فرایندهای عادی‌تر.

ESP و تصویربرداری عصبی

Acunzo و همکاران (۲۰۲۶، NeuroImage) ۱۴۳ گزارش را مرور و روش ۱۲۹ مطالعه را ارزیابی کردند. بیشتر کارها EEG بود (۹۱٪)، و ضعف‌هایی مانند نمونه‌ی کوچک، کنترل ناکافی مقایسه‌های چندگانه و انعطاف تحلیل دیدند. پارادایم‌های آشکار به‌ندرت رفتار بالاتر از شانس نشان دادند، و پارادایم‌های ضمنی اثرها را گزارش می‌کردند ولی ناهمگون و کم‌تکرار بودند. نتیجه‌ی آنها: نتیجه‌گیری قطعی درباره‌ی همبسته‌های عصبی ESP هنوز زودهنگام است. نویسندگان این مقاله از دانشگاه ویرجینیا هستند؛ مرور آنها نه تأیید ESP است و نه رد آن.

نمودار سه سطح ارزیابی چارلز تارت: مستند، محل بحث و تأییدپذیر نبودن
سه سطح برای خواندن چارلز تارت.
پرسشپاسخ بر پایه‌ی منابع
آیا تارت در روان‌شناسی فراشخصی نقش داشت؟بله؛ دو کتاب درسی او نقش داشتند
آیا «خلسه‌ی اجماعی» یافته‌ی تجربی است؟خیر؛ چارچوب نظری و استعاره است
آیا آزمایش خانم Z خروج از بدن را ثابت کرد؟خیر؛ منتقدان راه‌های عادی را ردشده نمی‌دانند
آیا ESP تأیید شده است؟خیر؛ مرور ۲۰۲۶ نتیجه‌گیری را زودهنگام می‌داند
آیا هیپنوتیزم حالت ویژه است؟محل بحث؛ Mazzoni ۲۰۱۳

او را چطور بخوانیم؟

  • نقش او در شکل‌گیری روان‌شناسی فراشخصی و مطالعه‌ی حالت‌های آگاهی را از ادعاهای فراروانی‌اش جدا کنید.
  • «خلسه‌ی اجماعی» را استعاره‌ی کاربردی برای خودمشاهده‌گری بدانید، نه یافته‌ی آزمایشگاهی.
  • آزمایش خانم Z را همراه با نقدهای آلکاک، گاردنر و بلک‌مور بخوانید.
  • برای نگاه هم‌دوره‌ی او به آگاهی، ویلیام جیمز و برای ریشه‌ی پژوهش روانی، فردریک مایرز را ببینید.
  • اگر تجربه‌های غیرعادی یا ترس‌آور دارید، با روان‌شناس یا روان‌پزشک صحبت کنید. برای تمرین آرام توجه و مراقبه هم می‌توانید آستانه را ببینید.

جمع‌بندی

تارت پلی میان روان‌شناسی دانشگاهی، هیپنوتیزم، مراقبه و پاراسایکولوژی بود. «حالت‌های تغییریافته‌ی آگاهی» و «روان‌شناسی‌های فراشخصی» اثرگذار بودند. اما آزمایش خانم Z، ادعاهای PK و بازداوری دید از راه دور نقدهای جدی گرفتند، و مرور ۲۰۲۶ درباره‌ی ESP هنوز می‌گوید نتیجه‌گیری زودهنگام است. بهتر است او را پژوهشگری اثرگذار و بحث‌انگیز بخوانیم.

منابع

چارلز تارت کیست؟

روان‌شناس و پاراسایکولوژیست آمریکایی (۲۹ آوریل ۱۹۳۷ تا ۵ مارس ۲۰۲۵) که به‌خاطر پژوهش درباره‌ی حالت‌های تغییریافته‌ی آگاهی و نقش در شکل‌گیری روان‌شناسی فراشخصی شناخته می‌شود. ۲۸ سال استاد روان‌شناسی در دانشگاه کالیفرنیا، دیویس بود.

«خلسه‌ی اجماعی» چیست؟

عبارتی از کتاب «بیدار شدن» (۱۹۸۶). تارت آگاهی عادی بیداری را به خلسه‌ی هیپنوتیزمی تشبیه می‌کرد و می‌گفت هر کس از تولد در «خلسه‌ی» جامعه‌ی پیرامونش القا می‌شود. راه بیرون‌شدن را بر پایه‌ی خودمشاهده‌گری و کار گوردیف می‌دانست. این یک چارچوب نظری است، نه نتیجه‌ی آزمایش.

آزمایش خانم Z چه بود؟

آزمایشی در ۱۹۶۸ در آزمایشگاه خواب تارت: چهار شب، با EEG و عددی پنج‌رقمی روی قفسه‌ی بالای تخت. او سه شب نگفت عدد را دیده و شب چهارم آن را درست گفت. منتقدان می‌گویند راه‌های عادی دیدن عدد کنار گذاشته نشد.

آیا آزمایش خانم Z خروج از بدن را ثابت کرد؟

نه. طبق ویکی‌پدیا، زوسنه و جونز، میلبورن کریستوفر، جیمز آلکاک و مارتین گاردنر آن را فاقد کنترل کافی دانستند. سوزان بلک‌مور نوشت اگر خانم Z بالا رفته بود، ثبت امواج مغزی الگوی تداخل نشان می‌داد و همین دیده شد. آزمایش در همان آزمایشگاه تکرار نشد.

آیا ESP در پژوهش‌های امروز تأیید شده است؟

مرور نظام‌مند Acunzo و همکاران (۲۰۲۶، NeuroImage) ۱۴۳ گزارش تصویربرداری عصبی را بررسی کرد، که ۹۱٪ با EEG بود. نویسندگان نمونه‌های کوچک و کنترل ضعیف را یادآور شدند و نوشتند نتیجه‌گیری قطعی درباره‌ی همبسته‌های عصبی ESP هنوز زودهنگام است.

چه جایزه‌هایی گرفت؟

طبق ویکی‌پدیا: جایزه‌ی خدمات برجسته به هیپنوتیزم علمی (۲۰۰۱)، جایزه‌ی آبراهام مزلو (۲۰۰۴) و جایزه‌ی چارلز هونورتون (۲۰۰۸). در ۱۹۸۱ هم جایزه‌ی طنز «پیگاسوس» بنیاد جیمز رندی را دریافت کرد.

از کدام کتاب تارت شروع کنم؟

برای ایده‌ی «خلسه‌ی اجماعی» «بیدار شدن» (۱۹۸۶)، و برای نگاه‌های عمومی‌تر «حالت‌های تغییریافته‌ی آگاهی» (۱۹۶۹) را ببینید. «پایان ماتریالیسم» (۲۰۰۹) دیدگاه خود او را نشان می‌دهد و باید همراه با نقدها خوانده شود.

روی ستاره بزن تا امتیازت را ثبت کنی!

میانگین امتیاز 0 / 5. امتیاز: 0

هنوز امتیازی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

نویسنده: تیم تحریریه ذنیران

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت‌نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد