اگر کتابهای کارلوس کاستاندا را خوانده باشید، حتماً به دو واژه مرموز برخوردهاید: تونال و ناوال. دون خوان، استاد شمن کاستاندا، این دو مفهوم را در اواخر دوران شاگردی او و به شکلی فنیتر از آموزههای ابتدایی مطرح کرد. این بحث بیشتر در کتاب چهارم، «افسانههای قدرت»، آمده است و بسیاری آن را قلب جهانبینی تولتک میدانند. در این مقاله با زبانی ساده توضیح میدهیم تونال و ناوال چیست، چه تفاوتی با هم دارند و این مفهوم چه کاربردی در زندگی روزمره دارد.
پاسخ کوتاه: در شمنیزم تولتک به روایت کارلوس کاستاندا، «تونال» همه چیزهایی است که میشناسیم، نام میگذاریم و دربارهشان فکر میکنیم، و «ناوال» هر آنچه فراتر از توصیف، نام و اندیشه است. دون خوان این دو را دو جنبه وجود انسان و جهان میدانست و هدف را تعادل میان آنها معرفی میکرد، نه کنار گذاشتن یکی. این بحث بیشتر در کتاب «افسانههای قدرت» آمده است.
تونال و ناوال در یک نگاه
بر اساس تئوری تولتک، وجود انسان و نیز کل جهان هستی دو جنبه اصلی دارد:
- تونال (شناخته): هر آنچه انسان در حالت آگاهی عادی مشاهده میکند، میشناسد، نامگذاری میکند و میتواند دربارهاش فکر کند.
- ناوال (ناشناخته): هر آنچه فراتر از توصیف، نام و ادراک معمول است؛ بخشی بیکران که هیچ کلمهای برای آن کافی نیست.
دون خوان این دو را دو نیمه یک کل میدانست. به تعبیر او، انسان «پیکرهای» است که از هر دو ساخته شده؛ اما تربیت اجتماعی ما را فقط با نیمه شناخته آشنا کرده است.
تونال چیست؟
تونال تمام زندگی ظاهری انسان را پوشش میدهد. هر جا نگاه کنیم، با عناصر تونال روبهرو هستیم: اشیا، افکار، احساسات، خاطرات، باورها، نقشهای اجتماعی و حتی تصوری که از خودمان داریم. به بیان دیگر، انسان با بخش شناخته وجودش با بعد شناخته جهان ارتباط برقرار میکند؛ درک میکند، اثر میگذارد، اثر میپذیرد و عمل میکند.
ویژگیهای تونال
- نظمدهنده است: تونال جهان را دستهبندی و نامگذاری میکند تا بتوانیم در آن زندگی کنیم.
- از تولد شکل میگیرد: به گفته دون خوان، تونال در کودکی و از طریق آموزش اطرافیان ساخته میشود.
- محافظ است: وظیفه تونال محافظت از انسان در برابر هجوم ناشناخته است.
- مستعد افراط است: وقتی تونال بیش از حد قدرت بگیرد، به نگهبانی مستبد تبدیل میشود که هر چیز تازه را رد میکند.
جزیره تونال
یکی از زیباترین تمثیلهای دون خوان «جزیره تونال» است. او همه دانستهها، باورها و تجربههای ما را به جزیرهای تشبیه میکرد که روی میز چیده شده است. هر چیزی که میشناسیم روی این جزیره است. اما دور تا دور جزیره، دریایی بیکران وجود دارد که ناوال است. ما معمولاً تمام عمر روی جزیره قدم میزنیم و فراموش میکنیم که جزیره فقط بخش کوچکی از واقعیت است.
ناوال چیست؟
ناوال آن بخشی است که تونال نمیتواند توضیحش دهد. نمیتوان آن را با کلمات توصیف کرد، چون هر توصیفی آن را به تونال تبدیل میکند. دون خوان میگفت ناوال را فقط میتوان «شاهد» بود. ناوال منبع خلاقیت، شهود، الهام و تجربههایی است که با منطق معمول نمیگنجند.
ویژگیهای ناوال
- بینام و بیشکل است: هر تلاشی برای تعریف کامل آن شکست میخورد.
- همیشه حاضر است: حتی وقتی از آن غافلیم، در لحظههای شهود، الهام یا سکوت عمیق خودش را نشان میدهد.
- با اراده در ارتباط است: در آموزههای تولتک، ارتباط با ناوال از طریق «اراده» و نه فکر برقرار میشود.
واژه ناوال؛ دو معنای متفاوت
در کتابهای کاستاندا، ناوال دو کاربرد دارد. یکی همان جنبه ناشناخته هستی است که توضیح دادیم. معنای دوم، نوعی فرد است: «ناوال» یا «مرد ناوال» به رهبر گروهی از شمنها گفته میشود که ساختار انرژی ویژهای دارد و میتواند دیگران را راهنمایی کند. دون خوان در این معنا یک ناوال بود. دانستن این تفاوت از سردرگمی در خواندن کتابها جلوگیری میکند.
تعادل تونال و ناوال
مهمترین پیام این آموزه، نفی تونال نیست. دون خوان تأکید داشت که جنگجو به یک «تونال قوی و منظم» نیاز دارد. کسی که تونال ضعیفی دارد، در برابر تجربههای ناشناخته آشفته میشود. هدف، تعادل است: تونالی پاکیزه، منظم و انعطافپذیر که اجازه دهد ناوال گاهبهگاه خودش را نشان دهد، بیآنکه زندگی روزمره فرو بریزد.
نشانههای تونال بیش از حد قدرتمند
- اصرار بر کنترل همه چیز و ترس از ناشناخته
- قضاوت سریع و رد هر تجربه یا ایده تازه
- خودبزرگبینی و حساسیت شدید به نظر دیگران
نشانههای تونال ضعیف
- بینظمی در زندگی روزمره و ناتوانی در انجام تعهدها
- غرق شدن در خیالپردازی و فرار از مسئولیتها
- بیثباتی هیجانی در برابر تجربههای عجیب
تمرینهایی برای شناخت بهتر تونال و ناوال
این تمرینها ساده و بیخطرند و هدفشان پرورش آگاهی است، نه تجربههای هیجانی:
- تمرین سکوت درونی: روزی ده دقیقه بنشینید و بدون نامگذاری، صداها و احساسات را فقط مشاهده کنید. این کار گفتوگوی درونی را که نگهبان اصلی تونال است آرام میکند. برای شروع، مقاله مدیتیشن یک سبک زندگیست را بخوانید.
- مرتب کردن جزیره تونال: فهرستی از عادتها و باورهایتان بنویسید و ببینید کدامیک به شما خدمت میکند و کدام فقط تکراری است.
- مرور: یادآوری آگاهانه رویدادهای گذشته همراه با تنفس، یکی از تمرینهای اصلی پاکسازی تونال است.
- تغییر روتین: مسیر همیشگی خانه را عوض کنید یا کاری آشنا را با دست دیگر انجام دهید تا ببینید تونال چطور به عادت چسبیده است.
تونال و ناوال در کنار مفاهیم دیگر تولتک
تونال و ناوال با مفاهیم دیگری مثل پیوندگاه و «عقاب» پیوند نزدیکی دارند. جابهجایی پیوندگاه در واقع همان ورود از تونال به قلمرو ناوال است. برای شناخت پیشزمینه این آموزهها، زندگینامه کارلوس کاستاندا و مقاله شمنیزم را هم پیشنهاد میکنیم. اگر میخواهید این مفاهیم را زیر نظر استاد و با تمرینهای مرحلهبهمرحله تجربه کنید، دوره آموزههای محرمانه شمنیزم نقطه شروع مناسبی است.
جمعبندی
تونال و ناوال یادآوری میکنند که آنچه میدانیم فقط جزیرهای کوچک در دریایی بیکران است. هدف جنگجو نه فرار از تونال، بلکه منظم کردن آن و باز گذاشتن دریچهای به سوی ناشناخته است. همین تعادل، زندگی را هم پایدارتر و هم پرمعناتر میکند.
سوالات متداول
تونال همه چیزهایی است که میشناسیم و میتوانیم نام ببریم. ناوال بخش ناشناخته و بیکران وجود است که در کلمات نمیگنجد.
بیشترین توضیح درباره تونال و ناوال در کتاب «افسانههای قدرت» آمده است.
خیر. دون خوان بر داشتن تونالی قوی و منظم تأکید میکرد. هدف، تعادل است نه حذف.
بله. در کتابهای کاستاندا، ناوال به رهبر گروه شمنها هم گفته میشود؛ مانند دون خوان.
شباهتهایی وجود دارد، اما یکی نیستند. ناخودآگاه بخشی از روان فرد است، در حالی که ناوال در جهانبینی تولتک به کل ناشناخته هستی اشاره دارد.

